تخریب ظریف و دستگاه دیپلماسی در راستای پروژه نفوذ است؟

کارشناس سیاست خارجی درباره علل و هدف هجمه ها علیه وزیر خارجه و دستگاه دیپلماسی کشورمان توضیح داد.

به گزارش خبرآنلاین، از دیاکو حسینی درباره اظهارات مقام معظم رهبری درباره پروژه نفوذ سوال شد و این پرسش هم مطرح شد که چرا بیشتر تخریب ها از سوی آنهایی انجام می شود که ادعای ولایتمداری دارند. این کارشناس در پاسخ گفت: ما درباره ی نفوذ باید بیشتر صحبت کنیم. در ایران از واژه نفوذ یک تعریف خیلی قدیمی، کلاسیک و ساده انگارانه داریم . غالباً تصور می کنیم فرد نفوذی حتما باید خارجی باشد یا با لهجه انگلیسی صحبت کند و یا دو تابیعتی باشد یا گذرنامه کشورهای دیگر را داشته باشد! در حالی که نفوذی های واقعی؛ کسانی که تخریب می کنند و موریانه وار درون کشور و امنیت نظام را می خورند، کسانی هستند که در ظاهر شما مطلقا نمی توانید فکر کنید که او یک نفوذی است!


حسینی افزود: باید درباره مفاهیمی نظیر نفوذ و خیات صحبت کرد و تحلیل محتوا کرد که خیانت یعنی چی؟ ایرانی امریکایی که در  آمریکا نشسته است و در یکسال اخیر خود را به آب و اتش می زند که از ایران علیه تحریم و جنگ حمایت کند می توان به او گفت خائن؟ آن کسی که در داخل ایران نشسته است و تا جایی پیش می رود که مشوق تحریم و جنگ را فراهم می کند و بعد از تحریم مقامات کشورش در پوست خود نمی گنجد، آیا میتوان به او گفت ولایتمدار یا میهن دوست؟ با توجه به استانداردهای سابق ما واقعا به جایی خواهیم رسید و شاید رسیدیم که دوست و دشمن را از یکدیگر تشخیص نمی دهیم.افرادی مانند بنده که این حرف ها را می زنیم هیچ تعصبی له یا علیه حزب، جریان یا شخص خاصی نداریم.  موضوع افراد نیست. موضوع  این طرز فکر خطرناک است که بسرعت در کشورمان رشد می کند. با این طرز فکر آن روز هم می رسد که سرداران سپاه و علمای طراز اول کشور را هم در سیبل حملات خود قرار خواهند داد و ما در آن روز نخواهیم فهمید که آیا از دشمنان خارجی ضربه می خوریم یا از به اصطلاح منتقدان داخلی.

کارشناس سیاست خارجی همچنین درباره ادعای روزنامه فرانسوی مبنی بر اینکه علت تحریم ظریف ایجاد لابی قدرتمند از سوی وزیر خارجه در ایالات متحده بود توضیح داد. حسینی گفت:ایجاد لابی در آمریکا کار یک فرد نیست. جمهوری اسلامی ایران هیچ نهاد لابی در آمریکا ندارد. فعالیت های آقای دکتر ظریف در ایالات متحده، در واقع فعالیت های عادی و طبیعی وزیر امور خارجه در ارتباط گرفتن با مقامات غیردولتی برای پیشبرد منافع کشور است. شمار قابل توجهی از سیاستمداران آمریکایی ها معتقدند روش درست مواجهه با ایران تحریم و جنگ طلبی نیست. از دیدگاه آنها دیپلماسی راه بهتری برای تامین منافع آمریکاست. اگر این ها به درخواست خودشان با آقای ظریف گفتگو می کنند معنایش این نیست که این ها لابی ایران هستند بلکه این صرفاً مهارت آقای دکتر ظریف است که به خوبی با تمامی این جریان ها و گروه ها به منظورمتقاعد کردن آنها به مواضع ایران و بالا بردن هزینه های دولت آمریکا در پیگیری سیاست های ضد ایرانی ارتباط برقرار می کند. این پایین ترین و غیرسیتماتیک ترین سطح رایزنی سیاسی است و البته ظاهراً آنچنان اثرگذار بوده که دولت ترامپ را به واهمه انداخته است. اما اجازه بدهید درباره لابی ایرانیان در آمریکا نکته ای را اضافه کنم. ایرانیان دو تابعیتی زیادی در آمریکا و حتی اروپا هستند که  تعلق خاطر  به سرزمین مادری شان دارند و دفاع از آن در برابر جنگ و  تحریم را وظیفه انسانی خودشان می دانند. این بدان معنا نیست که این ایرانیان به ویژه در آمریکا که امروز نایاک مهمترین اجتماع آنهاست، در خدمت و یا لابی جمهوری اسلامی هستند. آنها بطور طبیعی و در یک سلسله فعالیت های صلح طلبانه و به شیوه خودشان از کشورشان دفاع می کنند البته ممکن است در مواردی، انتقادها و مواضعی هم داشته باشند که مطلوب جمهوری اسلامی نیست. این دسته از هم وطنان ما در سالهای اخیر به رغم همه سختی ها و موانع، به خوبی نشان دادند که نسبت به ملت ایران، صلح و امنیت کشور احساس تکلیف می کنند.این ایرانیان سرمایه های بزرگی هستند که امیدوارم روزی از این استعداد هنگفت بصورت سازمان دهی شده برای پیشبرد منافع ملی بهره گرفته شود. قبل از فرارسیدن آن روز، لازم است که نگاه ساده سازی شده و اغلب نادرست نسبت به ایرانیان دو تابعیتی یا ایرانیان مقیم در غرب را اصلاح کنیم و دیدی بلندنظرانه و واقع بینانه تر به مسئله وفاداری سیاسی در پیش بگیریم.

وی در توضیح دیگری درباره لابی و مفهوم آن گفت:لابی یک عمل حضوری است برای رایزنی و در نهایت تحت تاثیر قرار دادن تصمیمات سیاستگذاران. بنابراین این موارد در تعریف لابی نمی گنجد. این مواضع البته تاثیراتش را در دیپلماسی عمومی به جا می گذارد و پیام های لازم را ارسال می کند. پیامی که ما انتظار داریم از مجموع این گفتارها و کنش ها، طرف آمریکایی دریافت کند این است که جمهوری اسلامی ایران در شرایطی که تحریم ها در کنار سایر رفتارهای گستاخانه برقرار هستند، مطلقاً آمریکا را به مذاکره نخواهد پذیرفت. امکان مذاکره با دولت ترامپ تنها در شرایطی مقدور است که تغییرات بنیادین رخ بدهد به نحوی که رویه کنونی دولت آمریکا کاملاً دگرگون شود و عملاً به معنای تغییر دولتی باشد که امروز بلحاظ کیفی شاهد آن هستیم. مقصود رهبری از این دولت آمریکا می تواند دولت در معنای سیاسی و کیفی آن باشد نه دولت در معنای فیزیکی و حقوقی. این ابهام به روی آمریکا باقی خواهد ماند و تفسیر آن به دولت آمریکا بستگی دارد ولی تا جاییکه به ما مربوط می شود، مذاکره با ایران حتی اگر برای دولت ترامپ میسر باشد، بخاطر سابقه تاریکی که در بی اعتمادی به جا گذاشتند، بسیار دشوارتر از قبل خواهد بود.

حسینی در پایان تصریح کرد: به لحاظ فنی از مجموع گفتارها و سلسله رفتارهای ایران، اینگونه برداشت نمی شود که جمهوری اسلامی ایران به هیچ وجه آمریکا را به مذاکره نمی پذیرد اما شروط بسیار سختگیرانه و البته کاملاً قابل درکی دارد.  آنها این مساله را درک می کنند ویا امیدوارم درک کنند که همین امروز که ما در حال اجرای تعهدات برجامی هستیم ، به دنبال یک نقطه توازن دیپلماتیک هستیم. رئیس جمهور بارها گفته است که ما اماده گفتگو هستیم.البته به شرط لغو تحریم ها.

مشروح این گفت و گو را اینجا بخوانید.

23311

کد خبر 1293771

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 9 =