۳۲ نفر
۶ شهریور ۱۳۹۸ - ۲۰:۰۰
سگ با طبیعت چه می‌کند؟

برای چندمین بار طرفداران سگ‌ها در اعتراض به کشتن تعدادی سگ، تجمع پرسروصدایی، این بار در جلوی شهرداری تهران، برپا کردند که بازتاب رسانه‌ای زیادی در داخل و خارج کشور داشت. کمیته‌ محیط زیست شورای شهر، شهردار تهران و چند تن از دیگر مدیران به همدلی با معترضان پرداختند و شماری از اعضای شورای شهر و مسوولانی از شهرداری و نیروی انتظامی در روز سی‌ام مرداد نشستی با حامیان حیوانات داشتند تا به بررسی موضوع بپردازند. فضای عمومی آن نشست در حمایت از سگ ها بود، و بیشتر سخنرانان از سگ به عنوان موجودی که حق دارد در طبیعت و شهر و روستا زندگی کند، نام بردند.

سگ جزو حیات وحش یا مجموعه‌ی جانوران طبیعی (فون) مناطق به شمار نمی‌رود؛ سگ هزاران سال پیش از نیای طبیعی خود جدا شده، با انسان همنشین گشته و در خدمت او به رقابت بی‌رحمانه با جانوران دیگر، حتی نزدیک‌ترین خویشانش مانند گرگ درآمده است. یکی از دلایل دلبستگی انسان به سگ، قطعاً همین سرسپردگی آن به رییس یا صاحب خود، و دفاع از او در برابر حیوانات وحشی و انسان‌های دیگر است. از این‌رو، در حمایت از سگ هیچ جای آن نیست که از حق «حیات وحش» برای زندگی یا لزوم حفظ محیط زیست سخن گفت؛ کاری که بسیاری مواقع مدافعان سگ و نیز مدیران شهری برای کاستن از خشم معترضان می‌کنند. می‌توان مخالف کشتنِ همراه با رنج سگ‌ها بود، اما دفاع از سگ به عنوان عنصری از محیط زیست کاملاً خطا است.

گربه، موش، و سگ سه جانور گوشتخواری هستند که انسان آن‌ها را به طبیعت معرفی کرده و باعث شده که به شکلی کاملاً غیرطبیعی و به تعداد بسیار بیشتر از آن‌چه که ظرفیت تحمل طبیعت است، تکثیر شوند. سگ، پس از گربه و انواع موش‌ زیانمندترین و مهاجم‌ترین گوشتخوار است. امروزه، تخمین زده می‌شود که حدود یک میلیارد سگ در کره‌ی زمین زندگی می‌کنند که این تعداد با توجه به رژیم کاملاً گوشتخوارانه‌ی این موجود، شاید به اندازه‌ی کل انسان‌ها (که چند میلیارد تن از ایشان گیاهخوار یا کم‌گوشتخوار هستند) سبب کشتار حیوانات دیگر، از وحشی یا پرورش‌یافته، می‌شود. شگفت‌آور است که مدافعان حقوق سگ‌ها، در حالی از لزوم مهرورزی به حیوانات می‌گویند که خود برای تغذیه‌ی سگ، از گوشت حیوانات دیگر مانند گوسفند و مرغ و گاو استفاده می‌کنند! اگر فرض بگیریم که یک سگِ متوسط روزانه صد گرم گوشت یا دیگر محصولات حیوانی بخورد، این حیوان در عمر حدود نه ساله‌ خود، تقریباً ده گوسفند یا سیصد صد مرغ را روانه‌ی کشتارگاه می‌سازد! بخش خطرناک‌تر  قضیه این است که بسیاری از انسان‌ها که سگ نگه می‌دارند، توله‌ها و حتی خود سگ را پس از خسته شدن از آن، در کوه و بیابان رها می‌کنند که این سبب شکل‌گیری گله‌های سگ در طبیعت و  اطراف سکونتگاه‌های انسانی می‌شود. این سگ‌ها، استرس شدیدی را بر حیات وحش وارد می‌کنند؛ پژوهش‌های علمی نشان داده حضور سگ در یک زیستگاه، حتی با قلاده، استرسی دو برابر آن‌چه که با حضور انسان پدید می‌آید، بر پرندگان و دیگر جانوران وارد می‌سازد. یک پژوهش حاکی است که سگ‌ها تهدیدکننده‌ی ۱۸۸ گونه‌ی در معرض انقراض، شامل ۹۶ پستاندار، ۷۸ پرنده، ۲۲ خزنده و ۳ دوزیست هستند(۱). سگ به جز حمله‌ی مستقیم به دیگر جانوران، به شکل‌های دیگری هم به حیات وحش آسیب می‌رساند. برای مثال، سبب انتقال بعضی بیماری‌ها می‌شود، با وارد ساختن استرس سبب تغییر رفتار پرندگان و مهاجرت ناخواسته و خطرناک آن‌ها می‌شود، با حیوانات دیگر در یافتن غذا و پناهگاه رقابت می‌کند، و ضمن جفت‌گیری با گونه‌های نزدیک به خود، خلوص ژنتیکی گونه‌ی وحشی را بر هم می‌زند.

حمایت غیرمسوولانه از سگ
در گذشته، سگ فقط برای نگهبانی از گله‌ دام، یا باغ و کشتزار و خانه‌های بزرگ نگهداری می‌شد، اما چند دهه‌ای است که نگهداری آن به عنوان حیوان خانگی (pet) حتی در آپارتمان هم رایج شده است. در کشورهای اروپایی و آمریکا که متاسفانه نگهداری سگ در خانه‌های کوچک، و کسب‌وکار پرسود و بی‌رحمانه‌ پرورش و فروش این حیوان بسیار متداول است، مقررات سختی درمورد بردن سگ به بیرون از خانه وجود دارد. برای مثال کسی اجازه ندارد سگِ بدون قلاده، و در مورد بعضی نژادها بدون قلاده و پوزبند را بیرون ببرد و در بیشتر منطقه‌های حفاظت شده همراه داشتن سگ به کلی ممنوع است. در ایران هم نگهداری سگ خانگی تااندازه‌ای مرسوم شده، و اما عده‌ای هم هستند که به  سگ‌های رهاشده غذا می‌رسانند و «حق» آن‌ها می‌دانند که آزادانه در کوه و صحرا بگردند و تکثیر شوند (طرفدران افراطیِ سگ‌ها با عقیم‌سازی آن‌ها هم مخالف‌اند). این جور حمایت را می‌توان «سگ‌داری غیرمسوولانه» خواند، چرا که شخص نمی‌تواند یا نمی‌خواهد سگ را نزد خود و مطابق یک مجموعه ضابطه نگه دارد، اما گاه یک حمایت نیم‌بند هم از حیوانِ سرگردان می‌کند. عده‌ای نیز خیال‌پردازانه از جمع‌آوری و نگهداری سگ‌های رهاشده می‌گویند؛ کاری که در عمل نه ممکن است و نه درست. ممکن نیست، برای آن که گرفتن این همه سگ و فراهم ساختن پناهگاه و خوراک برایشان هزینه‌ بسیار گزافی می‌طلبد. این کار درست هم نیست برای آن که تأمین مواد گوشتی، فشار سنگینی است بر محیط زیست و نیز به این دلیل که سگ‌های با نژاد و وزن و اندازه‌ متفاوت نمی‌توانند (و دوست ندارند) که در کنار هم باشند.

سگ در محیط زیست انسانی
در محیط زیست انسانی، سگ‌های رهاشده تهدیدی برضد سلامت و امنیت مردم هستند. مدفوع سگ می‌تواند موجب انتشار پاره‌ای بیماری‌ها و انگل‌ها شود، و حمله یا نزدیک شدن سگ به انسان‌ها، به‌ویژه بچه‌ها و افراد ضعیف، می‌تواند خطرساز باشد. در کوه‌های شمال تهران، دسته‌های بزرگ سگ که از پسماند خوراکخانه‌ها و کمک بعضی از مردم بهره می‌برند، فضا را برای کوه‌پیمایان ناآرام و گاه خطرناک (و برای حیات وحش به‌کلی ناامن) ساخته‌اند. بیشتر ایرانیان، به دلایل فرهنگی، دوست ندارند که سگ با ایشان تماس یابد و نزدیک شدنِ سگ‌های عادت‌کرده به خوراک‌دهی انسان‌ها برایشان ناخوشایند است.

بدیهی است که سگ یار دیرین انسان بوده و هست؛ امروزه هم سگ برای نگهبانی، امداد و جستجو، کمک به نابینایان و ناتوانان، و... یاریگر انسان است. اما، این‌ها دلیل بر این نمی‌شود که حضور سگ‌های بی‌صاحب و رهاشده در محیط را توجیه کنیم.

چه باید کرد؟
در بحث‌های اجتماعی می‌گویند آزادی هر کس تا آن جا مجاز است که به آزادی دیگران آسیب نزند. شبیه به همین را می‌توان در موضوع «حق حیات» سگ‌های رهاشده گفت؛ حقی که موجب آسیب شدید به حق حیات زیستمندان دیگر شود، دیگر حق نیست. انسان‌ها با رفتار تهاجمی که نسبت به طبیعت داشته و با «مزدور پروری» به نفع خویش، از سگ برای نفع خویش (چه نفع مادی در دفاع از مال، و چه نفع روانی هنگام نگهداری به عنوان همدم) استفاده کرده و هرگاه که دیگر امکان یا حوصله‌ نگهداری نداشته‌اند، آن زبان‌بسته را رها کرده‌اند. واقعیت تلخ این است که در رفع معضل سگ‌های سرگردان، علاوه بر لزوم جلوگیری از رهاسازی سگ در کوه و دشت و شهر، و جلوگیری از ریخت‌وپاش پسماند که به تکثیر جانوران مهاجم کمک می‌کند، چاره‌ای جز حذف فیزیکیِ بخش بزرگی از آن‌ها نیست. گو این که می‌توان درصد کوچکی را هم برای نگهبانی، یا نگهداری در خانه به افراد داوطلب سپرد. اما، این حذف باید با روش‌های بدون درد و رنج صورت گیرد. 

در کشورهای پیشرفته هم حذف فیزیکی صورت می‌گیرد، برای مثال در استرالیا هر چند سال یک بار، هزاران کانگورو را (که نماد ملی آن کشور هم هست) با گلوله می‌کشند تا جمعیت آن‌ها (که امروزه دشمن طبیعی ندارند) متعادل شود. دادن مجوزهای شکار جانورانی که شمارشان از ظرفیت یک منطقه فراتر می‌رود نیز نوعی حیوان‌کُشی است. نمی‌خواهم بگویم که در موضوع سگ‌کشی نباید احساساتی شد، چرا که از قضا من سخت طرفدار احساساتی بودن هستم(۲)، اما باید بگویم که کشتن هم رویه‌ای متداول در طبیعت است که البته ما انسان‌ها در آن افراط کرده‌ایم و چه مستقیم و چه غیرمستقیم (مثلاً با کمک سگ‌های خود) جانوران بی‌شماری را کشته و هر روز می‌کشیم. بیاییم در مورد سگ‌ها که خود قاتل گونه‌های جانوری دیگر هستند، کمی اصولی‌تر فکر کنیم... آیا این حمایت‌های داغ از سگ (که هیچ‌گاه از گوسفند و گاو که هزار هزار سلاخی می شوند، صورت نمی‌گیرد) به این علت نیست که در ناخودآگاه خود، مدافع جانوری هستیم که مدافع و مزدور ما است؟!

* کنشگر محیط زیست و مدیر گروه دیده‌بان کوهستان

پی‌نوشت:
۱) Aaron J. Wirsing and others, The Bark Side: Domestic Dogs Threaten Endangered Species Worldwide, www.theconservation.com, May ۲, ۲۰۱۷
۲) بنگرید به: «این محیط زیستی های احساساتی؟!» به قلم عباس محمدی که در تارنمای سبزپرس ۱۸/۳/۱۳۹۲ کار شد (قابل دسترسی در: greenblog.ir)
در تدوین این نوشتار، از مقاله‌ی زیر هم بهره برده‌ام:
 Dogs and Nature Conservation Robert Enderby,
https://www.lincstrust.org.uk/sites/default/files/۲۰۱۸-۰۳/dogs_and_nature_conservation.pdf

۴۷۲۱۲

کد خبر 1294144

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 4 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 17
  • نظرات در صف انتشار: 6
  • نظرات غیرقابل انتشار: 36
  • بی نام US ۲۰:۲۹ - ۱۳۹۸/۰۶/۰۶
    97 27
    این بنده خدا که اینارو نوشته احتمالا تاحالا به شهرهای ترکیه سر نزده. چطور توی استانبول شهرداری میتونه سگ ها رو واکسن بزنه و عقیم کنه و بذاره آزادانه توی محیط شهری بگردن و اتفاقا هیچ آسیبی هم به شهر یا محیط زیست نرسونن ولی توی ایران نمیشه؟! برام جالب بود که توی استانبول خود شهرداری بنر زده بود و از مغازه دارها درخواست کرده بود که جلوی مغازه هاشون آب بذارن تا گربه و سگها بتونن استفاده کنن و توش تاکید شده بود حیواناتم مخلوقات خداوندن و حق زندگی دارن. بعدش تو ایران کسی که مخالف کشتار سگهاست میشه نادون و آدم افراطی.
    • DE ۰۰:۴۰ - ۱۳۹۸/۰۶/۰۷
      48 7
      در قبرس هم همینطوره حتی برای تعدیه سگها وکربه در معازه ها قلک کداشته وپول جمع اوری میکنند ودر همان محل عدا واب بد رایشان میگدارند،نه مثل کشور ما به این بندگان خدا بگند ممنوعید وتمام!!!!
  • عباس IR ۲۰:۵۷ - ۱۳۹۸/۰۶/۰۶
    84 15
    سگ، پس از گربه و انواع موش‌ زیانمندترین و مهاجم‌ترین گوشتخوار است!!!سخنی که هیچکس آنرا نمی پذیرد.سگ یک حیوان مانند سایر حیوانات است که حق حیات دارد وسهمی از فضای کره زمین مال سگ است وباید در طبیعت زندگی کند.اما وقتی در محیط زندگی انسانها می خواهد زندگی کند باید کنترل شده باشدوتحت کنترل انسانها باشدوبطور آزادانه در محیط زندگی انسانها نباید زندگی کند چرا که ممکن است براساس خوی غریزی خود به افراد حمله کند وآسیب برساند ویا موجب آلودگی وبیماری انسانها شود.ولی این امر دلیلی برای کشتن سگها بعنوان مخلوقات خداوند که حق حیات دارند نمی باشد.هرحیوان گوشتخواری از گوشت سایر موجودات استفاده می کندسگ هم از سایر گوشتخواران استثناء نیست ولی عموما سگ از بازمانده ودور ریختنی غذای انسان استفاده می کند وپاک کننده محیط زیست است.بنظر بنده رژیم غذایی انسانها هم از خوردن سایر موجودات زنده مانند گاو وگوسفند ومرغ و...باید تغییر کند ومنتظریم تا شاید دانش بشر با رشد وتکامل بتواند گوشت مصنوعی را تولید کند ومیلیونهاحیوان را از سلاخی شدن وخورده شدن توسط انسانها نجات بخشد.
  • مریم IR ۲۱:۱۷ - ۱۳۹۸/۰۶/۰۶
    42 88
    این متن عالی است. کاملا منطقی و بدور از هوچی گریهای اخیر.
    • IR ۲۳:۵۴ - ۱۳۹۸/۰۶/۰۶
      23 7
      متن علمی ومنطقی..چرخه سیستمی طبیعت..که باازدیاد یک گونه کل چرخه بهم وبایستی تنظیم شود..اینکه کشورهای دیگه روبرای رهایی سگ هامثال میزنید.انها سگ هارو واکسینه وگاهی قرنطینه تا امراض وانگل داخل زمین های زراعی تکثیر نشه..توفرهنگ ما سگ ومو وفضولاتش نجسه. .شهرداری برای موش های فاضلابی هم فعال دفن وتفکیک و.پسماند زباله هم باتشویق از منازل..
  • IR ۲۱:۲۶ - ۱۳۹۸/۰۶/۰۶
    79 22
    واقعا چی تو سر نویسنده این مطلب بوده و چی تو سر شما که منتشرش کردید؟ بهم ربط دادن چیزای بی ربط برای اینکه سگ ها رو از شمول حیات وحش خارج کنید درست مثل استدلالای نازی ها برای خارج کردن یهودیا ونژادها و گروه‌هایی که پست میشمردند از شمول انسانه. در حالی که عقل، منطق، علم و حتی شرع علیه این استدلالای بی ربطند. بکشید انسان و حیوان هایی رو که ناپاک می دونید و برید جلو شاید رستگار شید.
  • IR ۲۱:۴۲ - ۱۳۹۸/۰۶/۰۶
    37 15
    من کمی با شما مخالفم چون سگ به اکوسیستم دنیای وحش تعلق ندارد و حیوان اهلی است بر خلاف گربه و موش. حضور سگ در محیط زیست انسانی می تواند باعث تعادل در تعداد گربه که حیوانی نیم اهلی است و موش که حیوان غیراهلی است موثر باشد و چون سالها برای ایجاد تعادل در اکوسیستم شهری و روستایی کاری نکرده ایم الان نمی توانیم با اعمال فاجعه بار که از انسانیت به دور است کم کاری خود را جبران کنیم. نمی دانم چرا کسی با نگهداری گربه به عنوان حیوان خانگی مخالفت نمی کند و همه با سگ مخالفند اگر کاسه ای زیر نیم کاسه نیست.حضور سگ در اکوسیستم شهری و روستایی از ضروریات است و جای این حرف ها به سگ های روستایی رسیدگی کنید که جمعیت آنها هم به دلیل عدم عقیم سازی در حال افزایش است و به زودی معضل می شود
  • US ۲۲:۰۳ - ۱۳۹۸/۰۶/۰۶
    28 33
    حرف های ایشان کاملا علمی و درست می باشند. سگ ها باید در شرایط مناسب توسط انسان ها نگهداری شوند و بودن سگ در محیط زیست و جنگل یعنی نابودی سایر گونه ها. در چند سال اخیر گونه های بسیار کمیاب و با ارزش مانند یوزپلنگ و گربه پالاس توسط گله های سگ به کرات از بین رفته اند.
  • کاوه IR ۲۲:۱۰ - ۱۳۹۸/۰۶/۰۶
    20 51
    ضمن قدردانی از جناب محمدی ، متاسفانه حمایت های نابجا نشان از عدم آگاهی دارد و انتشار مستمر نظرات صاحب نظران و تحقیقات انجام شده میتواند از اینگونه عکس العمل های کور کورانه پیش گیری نماید
  • علیرضا IR ۲۲:۱۱ - ۱۳۹۸/۰۶/۰۶
    61 22
    آدم احساس میکنه این مقاله رو یکی از عوامل کشتار بیرحمانه سگها نوشته. خطرناکترین جانوری که کره زمین و حیات وحش و... تهدید میکنه انسانه که برای توجیه اشتباهاتش و خودخواهیاش با وقاهت تمام دست به قلم میشه و به شعور دیگران هم توهین میکنه...
    • طرفدار کشتن و جمع آوری سگها و گربه ها و موشها IR ۰۰:۰۱ - ۱۳۹۸/۰۶/۰۷
      24 32
      شما هم اگه سوسک توی خونه ببینید خیلی بی رحمانه و با طرز فجیع و دردناک با دمپایی می کشید .من خیلی ناراحت میشم . پشه و مگس هم همینطور.
  • RO ۲۲:۱۲ - ۱۳۹۸/۰۶/۰۶
    42 3
    وقتی مردم فرهنگ نگهداری از سگ رو ندارند ... فضولاتش رو در کنار خیابان ها و پارک ها رها میکنند و یا نهایتا وقتی می بینن توان هزینه سنگین نگهداری از آن را ندارن اون رو در خیابانها رها میکنن .... چرا اصرار به نگهداشتن این حیوان بیچاره و خرید و تکثیر آن دارند ؟....
  • IR ۲۳:۰۳ - ۱۳۹۸/۰۶/۰۶
    19 42
    سلام عالی بود من از سگ میترسم و ی واکنش غیر طبیعی نسبت به انها دارم
  • GB ۲۳:۳۰ - ۱۳۹۸/۰۶/۰۶
    45 23
    متاسفانه امور کشور دست کارشناسان بیسوادی مثل نویسنده این مقاله افتاده که الان حال و روزمون اینجوریه. اولا دانشمند بزرگ و عزیر مهمترین ایراد به عملکرد شهرداری در نحوه و رویکرد کنترل تعداد سگ های ولگرده. اینکه شما به یک حیوان بیگناه اسید تزریق کنید هیچ هیچ هیچ توجیهی نداره. شما حتی از افسران اس اس و نازی هم بدترید. من از سگ متنفرم ولی میدونم روش های بسیار بهتری برای کنترل تعداد سگ ها موجوده مثل عقیم سازی. مساله اینه که پیمانکاران شهرداری برای رسیدن به سود بیشتر هیولا وار به حیوان بینوا اسید تزریق میکنند. به اندازه کافی شما و تفکر شما منفور هستید. خواهش میکنم ساکت باشید. روح زجر کشیده ما به تراوشات متعفن ذهن ناسالم و ناپاک شما نیازی نداره.
  • IR ۲۳:۴۹ - ۱۳۹۸/۰۶/۰۶
    40 24
    مطلب بدی بود
  • مهدی DE ۰۰:۳۶ - ۱۳۹۸/۰۶/۰۷
    32 17
    حرفهای بی اساس وجهت دار فقط یاد گرفتیم تفکر وعمل وتدبیر را کنار گداشته وممنوع کنیم ،چرا از مزایای حصور سک در کنار انسان نمی نویسید ،
  • خسرو شکیبایی IR ۰۱:۰۸ - ۱۳۹۸/۰۶/۰۷
    20 16
    منظورش اینکه برای حضور سگ ها در زیستگاه های انسانی(شهر و روستا و...) محدودیتی ایجاد کنیم.تا از خطر های احتمالی پیشگیری شود چون سگ[ غریزی] رفتار میکنه مثلا اگر گشنه باشه هر چی رو هدفش قرار میده چون طبعاً وحشی هست. نمونه هاش رو هم دیدیم کودک ۳ ساله ، نوجوان،‌دختر بچه لواسانی و...