جای بدبختی است که محسن تنابنده را اینگونه می‌زنند

بازیگر سریال «دوپینگ» در گفت‌وگوی زنده اینستاگرامی با خبرآنلاین از هر دری سخن گفت. از بازی در سریال «دوپینگ» تا ماجرای جشنواره فیلم فجر و جنجال نادیده گرفته شدن فیلمی که فیلمنامه‌اش را نوشته و نقش اصلی‌اش را ایفا کرده بود.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، صدایش کمی گرفته بود و سرفه می‌کرد. همان اول تا شروع نکردیم، خودش می‌گوید کرونا ندارد و برای این سرماخوردگی قصه جالبی می‌گوید که بدانیم حالش خوب است. کسی که این بار مهمان گفت‌وگوی لایو کافه خبر بود، کسی نبود غیر از هادی حجازی‌فر. 
او که عید گذشته با «دوپینگ» به تلویزیون آمده بود. با او تقریبا درباره همه حاشیه‌های اطرافش حرف زدیم. از محمدحسین مهدویان تا پژمان جمشیدی. از تئاتر مستقل تا ماجراهای جشنواره فجر. با اینکه دو داور جشنواره اعتراف کردند در حق او و جواد عزتی کم‌لطفی شده، او می‌گوید رفتارشان در لو دادن آنچه در جلسه خصوصی اعلام رای گذشته را نپسندیده است.
بخش مهم دیگر حرف‌هایش هم دفاع تمام قد از تنابنده و «پایتخت» است که در این نوروز رقیب‌شان بوده‌اند اما حجازی‌فر معتقد است رقابتی در کار نبوده است.

سرماخوردگی در اثر ایفای نقش در یک فیلم لاکچری!

الان نزدیک به ۵ماه است که به خاطر عفونت سینوس‌هایم بویایی و چشایی‌ام را به طور کامل از دست دادم. ماجرای این سرماخوردگی هم برمی‌گردد به بازی در فیلم «پیتوک» که بعد از مدت‌ها یک نقش لاکچری به من خورده بود که طرف ویلای لاکچری دارد و نصف فیلم هم صحنه‌های بزن بزن در استخر سرپوشیده ویلا بود. شانس ما تا پایمان به لواسان رسید، هوا صفر درجه شد و سیستم گرمایش ویلا از کار افتاد و تقریبا در هوای صفر درجه و آب سرد صحنه‌های زیر آب را فیلمبرداری می‌کردیم. از همان زمان سینوس و ریه‌هایم به شدت بیمار شد ولی الان خدا را شکر بهترم.

ماجرای تعطیلی سالن تئاتر هامون

تقریبا دو، سه روز بعد جشنواره به ما اعلام شد که باید فعالیت‌هایمان را کم کنیم و الان دو ماه است که کاملا سالن تعطیل است و فکر می‌کنم تعطیلی واقعی ما تا شهریور طول بکشد. به این دلیل که تماشاکرهای تئاتر اغلب افرادی هستند که در این مدت هم قرنطینه را رعایت کردند و احتمالا حتی در صورت بازگشایی سالن‌های تئاتر به این زودی اعتماد نمی‌کنند و در فضاهای عمومی حاضر نمی‌شوند.

شانسی که آوردم این بود که چون پیش‌بینی می‌کردم که با مشکلاتی روب‌رو خواهیم شد، قرارداد اجاره سالن را به رهن کامل تبدیل کردم. چون می‌دانید که هر اتفاقی که می‌افتد اولین جایی که تعطیل می‌شود تئاتر است. کلی دستورالعمل برایش می‌رسد و هر کسی از راه می‌رسد نظری می‌دهد. خیلی از سالن‌ها الان اجاره‌های سنگین دارند و نمی‌دانم چه بلایی قرار است بر سرشان بیاید.

مصائب عرصه تئاتر

در بحث خصوصی‌سازی و کاهش تصدی‌گری دولتی تنها جایی که زورشان رسید و خصوصی شد تئاتر بود. اما از طرفی تمام نظارتش را دارد و حتی بیش از قبل هم این نظارت را تشدید کرده است. طبعا وقتی هم دولتی سر کار است که تا حدودی اصلاح‌طلب است، همیشه وزارت فرهنگ پاشنه آشیلش بوده و می‌تواند مشکلاتی به وجود بیاید که کل دولت را بزنند. من یادم است که دوره قبل مثلا در دوره احمدی‌نژاد راحت‌تر بودیم و خیلی از کارهایی که آن دوره اجرا می‌رفت متاسفانه این دوره نمی‌تواند روی صحنه برود.

درحقیقت هیچ کمکی به تئاتر نمی‌شود. مدیران تئاتر را سال‌هاست می‌شناسم. مقلا همین آقای کرمی که فکر می‌کنم به واسطه دردسرهایی که برایش به وجود آمد مجبور به کناره‌گیری شد. در کل نمی‌دانم الان و در این شرایط دولت به سالن‌های خصوصی کمک کرده یا نه چون من خودم برای سالن هامون از زمان افتتاح یک ریال کمک دولتی و وام دریافت نکردم و الان هم کمک نمی‌خواهم و اگر مجبور به کمک گرفتن باشم ترجیح می‌دهم سالن را ببندم اما برای سالن‌های دیگر نگرانم.

درباره «دوپینگ»

هر اتفاقی که بگویی از شروع فیلمبرداری «دوپینگ» رخ داد. از شهادت سردار سلیمانی، اتفاقات تشییع، سقوط هواپیما و ... با حال بد ما باید کار طنز می‌ساختیم. آن هم با محدودیت‌هایی که ساخت طنز دارد و یواش یواش با خودمان هم که شوخی می‌کنیم می‌گویند نباید با خودت شوخی کنی!

قرار بود «دوپینگ» ۳۰قسمت باشد اما با شرایط پیش آمده مجبور شدیم جمعش کنیم. بیست‌وچهارم اسفند ما تعطیل شدیم اما نیما و خانم حبیبی مجبور شدند برای ادامه ضبط بروند.

استقبال از «دوپینگ»

الان برای گفتن این مساله زود است. ما ذائقه تماشاگر را با یک چیزهایی عادت دادیم و همیشه کار متفاوت انجام دادن دردسرهای خودش را دارد. من خودم به این ژانر کمدی فانتزی علاقمندم و یادم است سال ۹۰ که «کرکره» را برای شبکه سه ساختند، فانتزی‌های عجیب‌تری در آن بود. در کل باید این مدل کمدی ساخته شود.

ما می‌دانیم که بارها می‌توانستیم بهتر از این بسازیم ولی به هزار دلیل این شد. من خودم این سریال را دوست داشتم و پشیمان نیستم. لااقل در حوزه بازیگری راضی هستم چون بازخورد خوبی از مخاطب گرفتم.

رقابت با «پایتخت» آری یا خیر؟

من گاهی متوجه نمی‌شوم که از قَدَر بودن رقیب می‌گویند و اینکه «دوپینگ» هیچ شانسی نداشته. اگر اینطور باشد که باید بقیه شبکه‌ها کارشان را تعطیل کنند. من خودم با «پایتخت» خندیدم و خیلی دوستشان داشتم. اینکه از دور بنشینی و ایراد بگیری هیچ کاری ندارد. کافی است یک بار در مقام بازیگر، کارگردان و نویسنده باشی و قرار باشد با مخاطب ارتباط بگیری و او را بخندانی، می‌فهمی چه مصیبت‌هایی دارد. از اول هم قرار نبود رقابتی اتفاق بیفتد و طبعا باید به سلیقه‌های مختلف خوراک داده شود. من فکرکنم «دوپینگ» هم مخاطب خودش را پیدا کرد.

برخورد با سکانس آخر «پایتخت»

جای بدبختی است که تو بخواهی یک لحظه بازسازی کنی یا پارادوی یک اتفاق را در چهل، چهل‌وپنج سال قبل انجام بدهی و اینطور به چارمیخ کشیده شوی، این از عقب‌ماندگی است. پارودی همه جای دنیا هست. پارودی یعنی هجو یا کمدی یک واقعه یا اثر. حتی واقعه تاریخی را بازسازی می‌کنی و این یکی از راه‌های کمدی است. الان محسن تنابنده  و آقای مقدم باید چه کنند که بتوانند بخنداندند؟ شاید من هم در سلیقه‌ام یک سری چیزها نباشد ولی به موضوع کلان‌تر نگاه می‌کنم و فکر می‌کنم همیشه موفقیت عوارض دارد و این هم از عوارض موفقیت آقای تنابنده و آقای مقدم است. البته که به زودی این هم فراموش می‎شود. چون زندگی آن قدر برای ما ماجرا دارد که هر روز صبح، دیروزمان به ابدیت می‌پیوندد و فراموش می‌شود.

جنجال داوری جشنواره فیلم فجر

من صادقانه بگویم، در این چند سال بخشی از سازوکار و پشت صحنه سینما را تا حدودی بر اساس شناخت خودم یاد گرفتم. به همین دلیل بعد از اتفاقاتی که در جشنواره برای «ماجرای نیمروز۱» و «لاتاری» افتاد، من بی خیال جایزه شدم و درکل اعتباری که در ذهن من داشت را از دست داد. برای همین سعی می‌کنم فرهیخته‌تر با ماجرا مواجه شوم و اینطور ببینم که جشنواره فیلم فجر فرصتی است برای اینکه فیلمت دیده شود و نقد بشنوی و مثلا در اکران بتوانی در آن دست ببری. من به اینها بسنده کردم و واقعا سیمرغ گرفتن در فجر برای شخص من مهم نیست، هرچند اگر اتفاق می‌افتاد خوشحال می‌شدم. درباره حرف‌های آقای میری و آقای جیرانی  پس از جشنواره هم من از آنها ممنونم، ولی اگر من بودم این کار را نمی‌کردم. شاید این کار خدشه‌دار کردن شادی همکارهای من باشد که نام ۵نفر از آنها در لیست کاندیداها بود. من اگر بودم شاید تلفنی به خود فرد می‌گفتم. همانطور که ممکن هم هست اگر یک نفر دیگر جای آن یک نفر هیات داوران بود که همه می‌دانیم کیست، نتایج عوض می‌شد اما کسی که وارد این بازی می‌شود باید قواعدش را بپذیرد ولی این هم نباید باشد که راه اعتراض به ماجرا بسته شود. من در مقام بازیگر مشکلی نداشتم و خانم کریمی هم قبل جشنواره در جلساتی که داشتیم می‌گفت ما سعی می‌کنیم فیلممان، فیلم شاعرانه‌ای که ساختیم، دیده شود و انتظاری هم نداریم.

دعوا در نشست مطبوعاتی پس از نمایش «آتابای»

به زعم تو یک چیزهایی در مورد شخص تو بی‌عدالتی است. یک زمانی است که یک بی‌عدالتی احساس می‌کنم در حق خودم اتفاق افتاده یک زمانی ولی احساس می‌کنی چیز بزرگتری در جریان است. طرح سوال از طرف کسی که یک نشریه دارد راجع به اینکه پارسی زبان رسمی ما است و چرا من باید فیلم را به زیرنویس ببینم این ته عقب‌ماندگی و فلاکت ذهنی است. چطور زمان جنگ، انتخابات و ... آذربایجان سر ایران است و ... تازه آقای گبرلو هم مدام به من می‌گفت میکروفنت را خاموش کن و این بیشتر من را عصبانی کرد. در هر جای دنیا این اتفاق رخ داده بود آن فرد به جرم حرف‌های فاشیستی از ورود به جشنواره منع می‌شد اما اینجا هیچ اتفاقی نیفتاد. من هم اگر ساکت می‌ماندم شاید به نفعم بود ولی نه تنها جشنواره که من حاضرم از هر جایگاه نداشته‌ای که دارم بگذرم سر بعضی چیزها که زبان مادری یکی از آنها است.

داستان اصلی این است که این ناراحتی که یک‌باره اوج می‌گیرد دلیل دارد. تو یک عمر با عوارض نگاهی که این شکلی وجود دارد در طول زندگی مواجه بودی. در طول ۴۳ سال من می‌توانم ۴۳هزار مورد شبیه این برایت بگویم. این یک بی‌احترامی تاریخی است که تلنبار شده و یکباره منفجر می‌شود. من نمی‌خواهم بگویم آن میزان عصبانیت درست بود یا غلط ولی واقعی بود. متاسفانه در ادامه هم تو مطالب و کامنتها را می‌بینی که در حمایت از این نظریه نوشته می‌شود و...

از عداوت تا رفاقت با پژمان جمشیدی

من اوایل که کار تئاتر می‌کردم نسبت به پژمان دافعه داشتم. چون در تئاتر امکانات سخت‌افزاری کم است و تعداد فارغ‌التحصیلان زیاد، امکان بروز کم است. برای همین نسبت به ورود افراد غیر همیشه دافعه وجود دارد اما در سال‌های اخیر نه تنها پژمان که خیلی از بازیگرهای سینما و تلویزیون که وارد تئاتر شدند به تئاتر کمک زیادی کردند و شاید بخش عظیمی از تماشاگران که به تئاتر اضافه شدند تحت تاثیر این افراد بوده است.

پژمان را پس از نمایش «ایستاده در غبار» دیدم و خیلی به من لطف داشت اما من نسبت به او گارد داشتم تا زمان فیلمبرداری سریال «زیرخاکی» که مجبور شدم تحملش کنم و دوستش دارم و به نظرم هیچ موفقیتی بی‌دلیل نیست و پژمان هم روز به روز دارد بهتر می‌شود و در «زیرخاکی» هم نقش فوق‌العاده‌ای بازی کرده.

هنوز هم فوتبال بازی می‌کند و زمانی که در دماوند فیلمبرداری داشتیم هر شب سالن می‌گرفت و همه را ردیف می‌کرد و ده تا گل می‌زد و کیف می‌کرد. من اما هیچ وقت داخل زمین نرفتم و گفتم عمرا بگذارم به من استقلالی و تراکتوری لایی بزنی.

با مهدویان به هم فرصت دادیم

من و مهدویان به شدت هنوز رفیقیم. اما از آنجایی که به واسطه پذیرشی که در مخاطبان اتفاق می‌افتد ناخودآگاه موقعیت‌هایی به وجود می‌آید که هم من در مقام بازیگر و هم حسین در مقام کارگردان با آدم‌های دیگر کار کنیم، قرار شد به هم فضا بدهیم و فکر می‌کنم برای هر دویمان این کار خوب بود. من یک نقش متفاوت در یک فیلم خوب داشتم و حسین هم با پیمان معادی «درخت گردو» را داشت که مورد استقبال قرار گرفت و سیمرغ هم گرفت.

دوری از تلویزیون به خاطر خجالتی بودن

تنها دلیلی که من سعی می‌کردم به سمت تلویزیون نروم یا نقش کوتاه بپذیریم این بود که من یک مشکلی دارم و آن هم این است که خجالتی هستم و تلویزیون بسیار رسانه فراگیری است. الان بعد از «دوپینگ» حتی با ماسک و کلاه هم شناخته می‌شوم و مردم به من لطف زیادی دارند و این یک مقدار من را اذیت می‌کند.

۲۵۸۲۵۸

کد خبر 1377363

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 3 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 23
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 8
  • IR ۰۷:۴۱ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۸
    16 0
    هنرمندان و بازیگران باید تحمل نقد را داشته باشند .... انتقادپذیری آقای مقدم و تنابنده راه را برای خلق اثرهای خوب در کشور را باز خواهد کرد .
    • رزا IR ۱۳:۲۵ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۸
      51 0
      اونقدری که به چند ثانیه از این سریال پرداخته شد به ارزهای دولتی گم و گور شده نپرداختن ...
    • محمدرضا IR ۱۳:۲۸ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۸
      19 0
      یه جورایی باید سر مردم گرم میشد. اول با ساخت این سریال و بعد هم نقد همین سریال ... خیلی جالبه
  • IR ۰۹:۰۷ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۸
    49 0
    کاملا با نظراتش موافقم، بسیار منطقی صحبت میکنه، چرا باید بازسازی کمدی یه صحنه فیلم اینقدر حاشیه احمقانه داشته باشه؟ و چرا بعضی از ماها اینقدر باید عقب مانده فکری و متعصب کور باشیم که به زبان ترکی بودن یک فیلم اعتراض کنیم؟ موجودیت و امکانات موجود در این کشور متعلق به تمام اقوام این کشوره و هیچ کس حق نداره دیگری رو به دلایل احمقانه و مسخره محروم کنه این اوج بی شعوریه! در مورد پژمان جمشیدی هم آفرین داره که حقیقت رو میگه اولش یکم باهاش جبهه داشتم ولی دیدم بیخود نیست که موفق شده.
  • امیر IR ۰۹:۳۹ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۸
    26 0
    خدا وکیلی من خودم بعده دیدن پایتخت یکی از شاکیان این سریال و تنابنده بودم ، ولی یه خورده که فاصله گرفتم دیدم دروغ نیست این بی‌بند و باری و بی حرمتی و. بی‌احترامی ها به بزرگ و کوچکی ها چیزی هست که تو خانواده های ماا بعد چهل سال حرکت جهادی تو تربیت و فرهنگ این مردم اتفاق افتاده واقعیت هست و تنابنده ها فقط دارن نشون میدن ..پس مشکل ریشه ای هست و واقعی ..
  • IR ۱۰:۱۶ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۸
    12 0
    از دست دادن حس بویایی و چشایی یعنی کرونا
    • لل IR ۲۰:۲۲ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۹
      1 0
      چی
  • ایرانی IR ۱۰:۲۹ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۸
    10 0
    دیدگاه های احساسی و هیجانی سبب دو قطبی شدن مردم می شود.باید افسوس خورد که این رفتار بیمارگونه در همه ی زمینه ها جریان یافته است.برای نمونه همین چند روز گذشته چه نظرهایی و با چه زبان گزنده ای در باره ی سریال«نون.خ»که گفته نشد!
  • ۱۰:۳۰ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۸
    9 0
    آقای تنابنده چقدر حسود داری
    • IR ۱۱:۱۵ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۸
      4 0
      اینکه ازش تعریف کرده
  • محمد IR ۱۰:۳۴ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۸
    19 0
    همیشه از انسانهایی که بی غل و غش حرفشان را می زدند خوشم می آمده اما نمیدونم چرا در این دور و زمونه تعدادشان داره روز به روز کمتر میشه ! ، پاینده باشید آقای حجازی فر
  • جعفر IR ۱۰:۵۱ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۸
    14 0
    سلام آقایون برادر کسی با آقای تنابنده پدر کشته گی نداره فقط این جای تعجبه که چرا ایشون به تصویر کشیدن فجایع اخلاقی و بی یندوباری های جامعه را یک نقطه موفقیت برای خودش می دونه بابا این کشور آدم های با ادب، با شخصیت و با محبت هم دارد که باید با به تصویر کشیدن آنها برای داخل کشور سرمشق سازی و برای خارج کشور شفاف سازی کرد اینجوری که آقای تنابنده و بعضی آقایون فیلم میسازن آدم اینجوری استنباط می کنه که زبانم لال مردم ایران یک مشت آدم هوس ران بی ادب ...... هستند
    • علی IR ۱۵:۵۷ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۸
      16 0
      تلویزیوت ایران تمام تلاششو کرده تا وانمود کنه تو ایران همینجوری که شما میخوای هست، ولی یکی هم باید بیاد و واقعیت جامعه رو به نمایش بزاره که تنابنده داره اینکارو میکنه و همینم خار شده تو چشم شما. همین رفتارهارو داریم که مملکت اینجوری به گِل نشسته.
  • پریشون IR ۱۱:۴۱ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۸
    20 0
    زنده باد آقای حجازی فر عزیز همیشه سرافراز و پیروز باشید منکه شخصا شمارو دوست دارم و کلامتون منطقیه
  • IR ۱۳:۴۹ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۸
    12 0
    با جناب حجازی فر هم رای هستم که بدبختی است کوبیدن مانند تنابنده ها.و این از بی فرهنگی است که، همیشه کوشش در دیدن بدیها داریم ،و تلاش بسیار و خوبی های یک کار را نادیده می گیریم،
  • اکرم IR ۲۳:۴۶ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۸
    2 0
    من از اکثر هنر پیشه ها متنفرم از شخصیت واقعیشون خیلی از خود ممنون هستند
  • م IR ۰۰:۲۵ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۹
    3 0
    آقای حجازی فر عالی هست هم از نظر بازیگری و هم اخلاقی و به ویژه سواد
  • IR ۰۱:۳۶ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۹
    2 0
    لطفا اینقدرپایتخت رانکوبید پایتخت برای مردم ساخته شدنه برای یک عده خاص ‌
  • IR ۰۲:۴۵ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۹
    2 0
    یه فیلم خوب بلد نیستن بسازن که همش سانسور نشه حالا اون عتیقه ها چی بودن که ازشون تقلید کردید بابا مثل آدم فیلم بسازید
  • آرین پارسی IR ۱۸:۲۰ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۹
    3 0
    بله جناب استاد حجازی شما کشف مهمی نکردید! پارودی را خیلی ها بلدند و میشناسند و حتی خیلی ها میدانند که یکی از شاخه های سینمایی هجو فیلمهاست. چیزی شبیه آثار مل بروکس... بحث اینجاست که نه اینگونه مجموعه ها مربوط به کارگاه هنر و تجربه است و نه مخاطبین اینگونه مجموعه ها دانشجویان سینما هستند!مخاطبین عام این مجموعه ها که غالباً از خانواده های محترم و حتی بچه های معصوم هستند چه لزومی به درک تطابق فیلم غیر اخلاقی سعید کنگرانی و فايقه آتشین دارند؟!! و آیا جز این است که با دانستن این تشابه تنها ترغیب به کنجکاوی درباره اصل فیلم میشوند؟ و واقعا این همسان سازی چه کارکردی در داستان دارد؟!! ضمن اینکه ضعف ساختاری فیلمنامه در این فصل از پایتخت به هیچ وجه قابل دفاع نیست. چون دفاع از آن از سه حال خارج نیست!یا از عدم شناخت و درک اصول فیلمسازی نشآت میگیرد که با تجربه ای که در شما سراغ دارم آنرا منتفی میدانم و یا از قرض دادن نان به همسایه که امیدوارم اینگونه نباشد و یا خوش بینی مفرط و ساده لوحانه! به هرحال خواهش میکنم مراقب موقعیت خود و موضع‌گیریهای خود باشید که خدای ناکرده از دایره منطق و انصاف خارج نشید
  • IR ۲۰:۲۷ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۹
    3 0
    دمت گرم که از زبان ترکی حمایت کردی
  • IR ۲۱:۵۷ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۹
    2 0
    جناب هادی حجازی فر بسیار در دوپینگ خوش درخشیدید و جای خود را در دل مخاطب بازکردید انشالله شاهد حضور بیش از پیش شما در تلوزیون باشیم
  • حسن IR ۱۰:۴۰ - ۱۳۹۹/۰۱/۳۰
    1 0
    محسن آقا تنابنده شما بهترین بازیگر هستید،بودید و خواهی بود،همچون عادل فردوسی پور همیشه در قلب و حافظه مردم باقی خواهید ماند!