۰ نفر
۹ اردیبهشت ۱۳۹۹ - ۱۳:۰۰
هیچ کس دیگر قادر به کمک عراق نیست

هر کس خبر داشت که یک نخست وزیر جدید برای عراق تعیین شده دستش را بلند کند! نه، آن مردی که اواسط ماه مارس یا آن یکی که قبل از او نامزد شد. یک فرد جدید.

برای کسانی که پیگیر این ماجرا هستند (که علی الظاهر کسی را پیگیر نمی بینم ) ماجرا را باز گو می کنم: در 9 آوریل ، برهم صالح، رئیس جمهور عراق، مصطفی الکاظمی را به عنوان نخست وزیر بعدی این کشور منصوب کرد. عامل عادل عبدالمهدی در اواخر نوامبر  از سمت ریاست جمهوری خود استعفا داد اما همچنان رهبری دولت موقت را به عهده دارد. این مرد که در ابتدا محمد توفیق علاوی برای جانشینی وی، انتخاب شد ، نتوانست دولت تشکیل دهد و سپس عدنان الزرفی آمد که او نیز نتوانست حمایت کافی برای تشکیل دولت را بدست آورد و در نتیجه کاظمی نامزد شد.

 مطبوعات و رسانه های امریکا نیز به نوبه خود، در مورد استعفای چندین نخست وزیر عراقی از زمان حمله به این کشور، در حال انتشار مقالاتی هستند که چیزی جز بازنشر همان مقالات سر سری گذشته نیست. مانند نخست وزیران قبلی، ظاهرا کاظمی هم می تواند بین ایالات متحده و ایران تعادل برقرار کند و  وی فردی درستکار است که می تواند از جناح های مختلف حمایت سیاسی جلب کند. اما چنین توصیفات و  تعارف تکه پاره کردن ها معمولا با  چاشنی هشدارهایی درمورد کاستی های مهم سیستم سیاسی عراق که کار انتصاب نخست وزیر و تشکیل دولت را بسیار سخت می کند، همراه می شود و به طور کلی مقاله با دعا و امید و ارزو به پایان می رسند. این فرمولی است که خبرنگاران خارجی و داخلی در مورد عراق در ان خبره شده اند.

 اینکه شخصی که نامزد می شود بسیار داستان با  اهمیتی دارد، به کنار، اما مسئله به مراتب برجسته تری که  در مقالات و تفاسیر کمتر به ان توجه شده است، نهادهای سیاسی عراق هستند. حتی گاهی دیده می شود که ناظران عراق مشکلات این کشور را بسیار بزرگ، پیچیده و به ظاهر غیرقابل حل تحلیل کرده اند. با وجود سالها تلاش هیچ کس نمی داند چگونه آنها را برطرف کند، بنابر این هرکس در واشنگتن به وضعیت موجود در عراق اهمیت می هد از امریکا می خواهد که عراق را ترک کند. این به وضوح سیاست دولت ترامپ است ، اما دیر یا زود ... به احتمال زیاد مانند سنوات گذشته رویارویی کاخ سفید با تمام پیامدهای فروپاشی عراق اجتناب ناپذیر است.

در سالهای اخیر مشخص شده است که اشخاص و نهاد ها به یک اندازه حائز اهمیت هستند. یک کشور زمانی می توان دموکراتیک باشد که رهبران از هنجارها و اصول دموکراسی استقبال کنند و یا مصالحه کنند. در غیر این صورت مختوم به تباهی است. و بر عکس، یک مقام سیاسی بسیار پاک دست نیز نمی تواند در یک سیستم سیاسی فاسد با اسیب های نهادینه شده در اجزای ان، فعالیت کرده و بر انها غلبه کند. به نظر می رسد کاظمی در این مخمصه دومی است. هم عراقی ها و هم آمریکایی ها در مورد صلاحیت وی شهادت داده اند: او عضو هیچکدام احزاب سیاسی عراق نیست وگفته می شود که به عنوان مدیر سرویس اطلاعات ملی عراق بر سیاست زدایی و حرفه ای  شدن این کشور نظارت داشته است. اینها همه امتیاز به نظر می رسد اما مانع از صدمه زدن نهاد سیاسی عراق به دولت کاظمی نمی گردند.

این بدان معنی نیست که سرنوشت عراق مصیبت زده اینطور رقم خورده است که تحت حاکمیت یک سیستم فاسد زندگی کند. با این وجود آشفتگی فعلی آنها نشان می دهد که حتی بدترین سیستم های سیاسی  نیز می توانند به اندازه کافی پایدار باشندو تا ابد به حکومت خود ادامه دهند.بدون اینکه وارد جزییات دقیق بشوم باید بگویم سیاست عراق بعد از مداخلات امریکا شباهت زیادی با حنگ بر سر غنایم توسط احزاب سیاسی فاسد دارد که همگی سیاست مداران عراقی در ان شریک جرم هستند. و اصلا به بهره وری ایران به عنوان همسایه ای قدرتمند که از ضعف بغداد و اشفتگی سیاسی انها استفاده می کند، هیچ اهمیت نمی دهند.

این مشکلات به قدری در عراق همه گیرشده که حتی مقتدا صدر، رهبر سپاه المهدی و همانی که در بغداد موی دماغ امریکا شده بود توانست از انها استفاده کرده  ( با وجود رابطه های پر از قهر و اشتی با ایران) و به عنوان یک جنگجوی ملی گرا و مبارز علیه فساد از ان بهره برد.  اما مهمتر از بازگشت صدر، موج اعتراضاتی بود که در اکتبر 2019 رخ داد. عده ی کثیری از عراقیان معترض به خیابان ها ریختند ، نه به این دلیل که از عملکرد عبدالمهدی ناراضی هستند، بلکه به این دلیل که متوجه فساد گستره ی نهاد های سیاسی حاکم بر عراق شده بودند که چگونه امید انها را برای زندگی مرفه و شایسته از بین می برند.

 این معترضین به دنبال بازسازی ریشه ای نظم سیاسی عراق بودند.در بحث بهار عربی که تقریبا یک دهه از ان می گذرد ، مردم عراق به دنبال سرنگونی رژیم عراق بودند، رژیم یعنی سیستم سیاسی، نه فقط رهبران! اینکه قیام عربی به طلوعی کاذب تبدیل شد منکر این حقیقت نیست که پیش از ان که عراقی ها شانس واقعی برای دستیابی به اهداف خود را از دست بدهند، نهادهای سیاسی و نظم اجتماعی این کشور که باعث تقویت سیستم سیاسی می شوند باید زودتر مورد باز بینی قرارگیرند.

این تنها راهی است که برای عراق باقی مانده.با این وجود سالهاست که ایالات متحده رهبران عراق را تحت فشار قرار می دهدتا به نفع مردم خود عمل کنند،اما هرچه سیستم امریکا دولتمردان عراقی بیشتر تشویق می کند تا به نفع مرم عمل کنند، دولتمردان کوته نظر بغداد به هزینه دیگران برای منافع شخصی خود گام برمی دارند. ماهیت فرقه ای  سیستم و احزاب جدا از اینکه فلج کنده است موجبات تجزیه شدن کشور را فراهم می اورد.اینکه با احتکار مبارزه می شود اما در توزیع کالا یک حوزه سهم بیشتری می گیرد یکی از تعاریف سیاست است، اما در سیستم عراق اختلافات فرقه ای و تبعات بعدی ان در درون گروه ها در سراسر دولت انعکاس یافته است. در یک وزارتخانه عراقی  اگر پنج مقام دور هم جمع شود ، هر پنج نفر وفاداری های مختلف و برنامه های متفاوتی را دنبال می کنند. سابقه عدم موفقیت آنقدر واضح است که قابل توجه است.درگیری امریکا با مقامات عراقی برای تغییر تصمیمات انها تلاشی عبث و طاقت فرساست.

دولت ترامپ به وضوح به این نتیجه رسیده است که درگیر شدن در سیاست عراق وقت تلف کردن است. بر این اساس ، موضع ایالات متحده در مورد انتخاب نخست وزیر عراق به یک مینیمال در حدی که فرد ملی گرای عراقی  بوده، "به معنی این که در لیست حقوق و دستمزد ایران نباشد"، تقلیل یافته است. کاظمی از این آزمون سربلند بیرون امده اما این مسیر فعلی خط مشی ایالات متحده در قبال عراق را از بین نمی برد.امریکا بالاخره این فشار را بر عراق وارد می کند تا وضعیت خود را خودشان مشخص کنند. در این میان عده ای ناراحت می شوند، به ویژه اهل سنت که خواهان اتحاد با ایالات متحده هستد ، اما آنها چاره ای جز پذیرفتن واقعیت جدید خود را ندارند.

موضع واشنگتن از نظر استراتژیکی عاقلانه است.بدون شک دولت اسلامی(گروه تروریستی داعش)همچنان تهدیدی در عراق خواهد بود، به همین دلیل ایالات متحده و ناتو قصد دارند حضور خود را دربغداد درحد یک مأموریت آموزشی ضد تروریسم حفظ کنند. عدم علاقه آمریکا در ماندن در عراق رهبران عراق را وادار می کند که یا برای ایجاد تغییرات اساسی در سیستم سیاسی خود تلاش کنند و یا خود را برای روبرو شدن با خشم عراقی های عصبانی که همچنان خواستار سرنگونی رژیم هستند اماده کنند. اگر به نوعی طبقه سیاسی عراق دچار اختلاف شود،  مسئولیت حل مشکلات روز افزون  این کشور به عهده ایران می افتد و این مشکلات با ترکیب شدن با همه گیری کروناویروس که باعث کاهش تقاضای جهانی نفت و جنگ قیمت نفت بین عربستان سعودی و روسیه شده است بدتر می شود. به نظر نمی رسد عراق رقم بودجه ای که بتواند از این مهلکه جان سالم بدر برد، داشته باشد و این نشان دهنده سقوط بیشتر این کشور است.

منبع: فارن پالسی 24 آپریل/ مترجم: تارا نوروزپور

23/ 310 310

کد خبر 1382033

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 6 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 5
  • IR ۱۵:۱۹ - ۱۳۹۹/۰۲/۰۹
    0 0
    همش زیر سر خود آمریکاست. البته قانون اساسی عراق هم نیاز به اصلاح داره. نمیشه رییس جمهور و رییس مجلس که انتخاب شدند بعد کردها و سنی ها سر سهم نخست وزیری شیعیان بازی در بیارند.