۱۰ نفر
۳۱ خرداد ۱۳۹۹ - ۰۷:۱۵
ترم کرونایی  و آموزش آنلاین

گزارش سوم از ترمی که گذشت.

سرانجام این ترم کرونایی به پایان رسید. برنامۀ این ترم بهار، یک درس طرح سازه فولادی، دو آزمایشگاه فولاد و دو آزمایشگاه طرح اختلاط بتن بود.
سرجمع، در میان چهارده کلاسِ یکسال گذشته، حتی یک دانشجوی سیاه پوست هم نداشته ام. نمونه ای از همان جدایی/تفکیک (Segregation) که این ایام، بحثِ روز است.

در کلاسهای آنلاین (خصوصا وقتی که تعداد دانشجو زیاد است)، امکان ارزیابیِ دریافتِ دانشجو بسیار دشوار است (آنهم وقتی که دوربینها خاموش است)؛ و این ایراد اساسیِ آموزش آنلاین است. به روال گزارشهای قبل، خلاصۀ مسائل این ترم را می توان به اجمال به شرح زیر برشمرد:

یک- آموزش آنلاینِ دروس کارگاهی؟
از ابتدای شروع کرونا، سوال اساسی این بود که درس با فعالیت کارگاهی/آزمایشگاهی را چه باید کرد؟
گروه، درس طرح اختلاط بتن را کنسل نکرد و به مدرسین گفته شد که ساعاتی را (تنها) به آزمایشگاه رفته و از نحوۀ انجام آزمایش فیلم گرفته و سپس، در زوم با بچه ها به اشتراک بگذارند. عملا وقت زیادی، به ضبط این ویدئوها گذشت. ولی ویدئو دیدن کجا، و ساختن سیلندر بتنی و شکستن توسطِ خود دانشجو کجا؟

دو- آموزش محاسبات سازه فولادی
در آمریکا در این درس وقت زیادی بر روی آموزش استفاده از کتاب "منوال فولاد" صرف می شود. این کتاب، پشتوانه عجیبی دارد. یک مجلد حدود 700صفحه ای است که عقبه آن نَود و نه سال فعالیت انجمن فولاد آمریکا یا
AISC
است. برای هر دانشجو، آموختنِ روشِ کار کردن با جداول (و ارتباطِ هر جدول با فرمول) بخش مهمی از برنامه است. در کلاس آنلاین، این کار هم چالشی جدی است. سر کلاس واقعی، می توان دید که هر کسی چطور با منوال کار می کند ولی در ارتباط آنلاین، این امر امکان پذیر نیست.

سه- ماجرای آموزش مهندسی
اما موضوعی که فراتر از کرونا و محدودیتهایش مطرح است اینکه سالهاست درگیر این سوال هستم که چرا "مهندسین" به لحاظ رفتاری، اینقدر انسانهای سرد مزاج و «خود محوری» هستند؟ گذرِ ایام، پیوسته این باور را تقویت می کند که بخشِ زیادی از این موضوع، ناشی از فرایند «آموزش مهندسی» یا
Engineering Education
است. کاملا احساس می کنم که در بحث آموزش مهندسی، ما (به عنوان مدرس) متولّی اِعمالِ یک خشونت واقعی هستیم. خشونت به چه معنی؟ برای مثال، در ترمِ زمستان، به بخشی از دانشجویانی که این ترم بهار در کلاس فولاد بودند، درس مقاومت مصالح (دو) را تدریس کرده بودم. نگاهی کنیم و ببینیم چه بلایی بر سر دانشجو می آوریم: این دانشجوی جوانِ بیست ویک/دوساله، (تازه همین) «ترم قبل» با معادلات دیفرانسیل اولر، محاسبۀ کمانش ستون را آموخته. هنوز نفسی تازه نکرده، «این ترم» نشاندیمش سرِ کلاس فولاد و نحوه محاسبه ظرفیتِ ستون فولادی را بهش درس داده ایم. هنوز نفسی نکشیده، فرمولهای یک وجبی محاسبه
Lr, Lp,…
 را بر سرش آوار می کنیم. هنوز از شوکِ امتحانِ میان ترم خارج نشده، منوال هفتصدصفحه ای فولاد را جلویش می گذاریم و می گوییم بفرما! در این سازۀ شش طبقه، ستونها و تیرها را طراحی کن. خب این اگر رسما یک خشونتِ رفتاری نیست پس چیست؟

این جوان در بیست ویک سالگی و در اوج حال و هوایِ جوانی و طراوت باید این رگبارِ فرمول و محاسبات را مثل صلیب بر دوش بکشد (فراموش نکنیم که عقبه این ماجرا به وقتی بر می گردد که به نوجوان شانزده/هفده ساله در "هر هفته" چه حجمی از مطالب شیمی، فیزیک، جبر، مثلثات، هندسه و ... تحویل داده ایم و ادامه این ماجرا هم تا پایان دوره کارشناسی ارشد -به همین شکل- برقرار و بر دوام است). ما با این کارمان، شرایطی را فراهم می کنیم که فقط دو دسته افراد در دروس مهندسی نمرۀ بالایی می گیرند:
یکی دانشجوهایی که به شدت به لحاظِ ذهنی متمرکز هستند و در واقع، فارغ از اتفاقات جهان پیرامون، در دنیایِ محدود و ساکتِ خود زندگی می کنند.
هیچ کاری به هیچ رویدادی (و هیچ کسی) ندارند. دسته دوم هم، دانشجویانی هستند که تقلّب می کنند. آن دانشجویی که توانِ آن میزانِ از تمرکز را ندارد، توسل به تقلب پیدا می کند. واژه «تقلب» که می گویم منظور دوپینگ است؛ مثلا: پیدا کردنِ جوابهای تکالیف هفتگی از دانشجوهای ترم قبل، پیدا کردن نمونه سوالات فاینال، رفاقت کردن با استاد و... خلاصه هر کاری که «میانبُر/کمکی» باشد برایِ نمره کسب کردن.

در هر صورت، محصولِ نهایی هر دو گروه، می شود انسانهای خود محور. آدمهایی که از میان رگبار و تگرگ فرمولها عبورشان می دهیم و اهمیتی برایشان ندارد آنچه که بر سر دیگران می آید در این دنیا.
بزرگوارانی همچون جناب دکتر رنانی گلایمند و منتقد هستند که چرا روند توسعه (در چند دهه گذشته) بیشتر در دستِ مهندسین بوده است. این انتقاد صحیح است ولی در کجایِ دنیا چنین نیست؟
بله، ماجرا ممکن است به غلظتِ ایران نباشد ولی مگر در ژاپن و آمریکا هم مجریِ طرحهای عظیم نیروگاهی، پتروشیمی، پالایشگاهی، حمل و نقل، صنایع خودرو و... کسانی غیر از مهندسین هستند؟ مجریِ طرحهایی که نبضِ توسعۀ کشورها محسوب می شوند. افرادی با نگاههای شدیدا بخشی/موضِعی.

و چه باید بشود که علی اکبر معین فر، مهدی قالیبافیان یا عباس زرکوب پدید آید؟
افرادی که از مسیر خشک و خشن مهندسی عبور کردند ولی صمیمیت و شادابی روحشان هرگز تغییر نکرد.
- - -
پی نوشت: اگر چه خودمحوری است و خودشیفتگی به نظر می رسد مشابه هم اند ولی با هم متفاوت اند. فرد خودمحور بر خلاف فرد خودشیفته به تحسین دیگران نیازی ندارد. در مورد خودشیفتگان منشا احساس بسیار متاثر از تایید دیگران است ولی در مورد خودمحور ها ممکن است تاثیرات اطرافیان مؤثر باشد یا هیچ اثری نداشته باشد.

* دکترای مهندسی سازه از دانشگاه کوبه ژاپن، پژوهشگر پسادکترا در دانشگاه برکلی کالیفرنیا

کد خبر 1401242

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 13 =