نگاهی دیگر به تفاهمنامه ایران و چین؛ نقش نعش، طعمه، یا شریک متعامل بودن

درباره تفاهم نامه یا توافق نامه با چین مدافعان و مخالفانِ بسیاری مطلب نوشته اند و از سر دلسوزی اغلب مطالبی گفته اند و بعضی ها هم سوگیری های غربی یا شرقی داشته اند.

به نظر می رسد که اگر از روی خیرخواهی و بر مبنای اطلاع و کارشناسی هر چه بیشتر نوشته شود جا دارد و هر یک حق دارند بحث کنند. وقتی قراردادها بر اساس تفاهم نامه نوشته می شود تازه آغاز کار است و در آنجا توانمندی های ما  بروز می کند. ای کاش در باره برجامی که ظرف 20 دقیقه در مجلس تصویب شد هم این اندازه حساسیت به خرج داده می شد، یا باید بروز کند. به هرحال روشنگری لازم است، به شرطی که تبدیل به نق زدن نشود، زیرا هر کاری در کشور موافق و مخالف دارد.

در آستانه 12 فروردین 1400 هم هستیم و موازنه قدرت و نه شرقی و نه غربی بودن ایجاب می کند که باید همواره این شعار در عمل و در بالابردن توان داخلی و خارجی مد نظر باشد. بدون آنکه من در مورد متن توافقنامه با چین بخواهم اظهار نظر کنم اما کمترین فایده آن پاسخ به زورگویی امریکا و اذنابش هست. اما باید واقع بین بود و باید دید نقش ما در این رابطه چیست؟

آیا ما قدرت بزرگ منطقه شده ایم، یا قدرت های بزرگ ما را وسیله یا طعمه می دانند که برای جلب منافع خود با هم مبارزه می کنند؟ اگر چه در باره نقش خودی، گفتن بعضی مطالب ممکن است حمل بر بدبینی باشد اما در مثل مناقشه نیست و لازم است برای بررسی بیشتر، همه وجوه را در نظر گرفت. سؤال این است که در معاهدات بین المللی ما نقش نعش را بازی می کنیم یا آنها به ما به چشم طعمه نگاه می کنند یا ما را به عنوان یک بازیگر فعال و آگاه به حساب می آورند. نعش از این نظر گفتم که گویند در برنامه تعزیه های قدیم (و چه بسا نمایشنامه-های جدید) هر کس بر حسب هنری که داشت یک نقشی را به عهده می گرفت. کسی که هنری نداشت یا تنبل بود می گفت من نقش نعش را بازی می کنم. شاید بیان دیگر آن موش آزمایشگاهی باشد که امروزه بیشتر به کار می رود.
سؤال دیگر اینکه آیا شرق و غرب به ما به چشم طعمه نگاه می کنند که بر سر ربودن، دوشیدن، یا دریدن ما با یکدیگر مبارزه می کنند. یا ما در صحنه جهانی به عنوان یک متعامل قوی مطرح شده ایم که دارای توانمندی های لازم شده و بر سر میز مذکره همه حواسشان را جمع می کنند که سرشان کلاه نرود؟

بدیهی است که شرق و غرب دنبال منافع خودشان باشند و هر چه از زرنگی یا احیاناً خباثت آنها گفته شود کم است و نمی شود از آنهاجز این انتظار داشت.

با حلوا حلوا گفتن هم دهان شیرین نمی شود. اینکه مثلاً کسی بگوید من حقوقدانم، من اقتصاددانم، یا من بلدم در قراردادهای بین المللی خوب چانه بزنم یا در فلان مورد صنعتی، تجاری یا فرهنگی می توانم از کشور دفاع کنم کافی نیست، باید دید در صحنه عمل چه کرده ایم و چه می توانیم بکنیم. ما باید از خود سؤال کنیم که به قول معروف چند مَرده حلاجیم. علت را باید در دورن جستجو کرد. علت همواره درونی است و به قول معروف، هر عیب که هست از مسلمانی ماست.

ما برای آنکه در معاملات و مبادلات  فعالانه به نفع کشور کار کنیم چقدر آمادگی داریم؟ برای گرفتن هم ظرفیت لازم است. آیا  اگر شاگرد کلاس اول را سر کلاس دانشگاه بنشانیم هر چند استاد ما ماهر باشد او بهره ای خواهد برد؟  بالابردن ظرفیت در همه ابعاد کار دولتهاست.

جریان تاریخی و به ویژه پس از انقلاب را اگر مرور کنیم به این نتیجه می رسیم که در پرورش افراد و مؤسسات در ابعاد فراوان داخلی و خارجی خود بسیار بسیار کوتاهی کرده ایم. میزان بیکاری یا بیکاران با سواد گواه بر آن است. اگر بپرسند که تا حال چه کرده ایم و مزایای رقابتی ما در عرصة بین المللی چیست چه پاسخی داریم؟ مثلاً وقتی با کشوری مقتدر معاهده می بندیم آیا مواد خام، یا دست کم حبوبات و خشکبار، تازه آنهم به صورت فله است که صادر می کنیم؟ آیا نیروی ارزان قیمت به عنوان کارگر است که به آنها تحویل می دهیم؟ آیا پول بی قدرت ما است که وجه المصالحه می شود؟ آیا طرف قرارداد ما ابرقدرتی است که ما چون نیازمندیم باید هر چه او گفت را بپذیریم؟ آیا از ترس، یا لج امریکا است که با چین یا روسیه قرارداد می بندیم؟ یا نه در صحنه های گوناگون ما اهل کار و مشارکت هستیم و هر چه می دهیم در مقابل چیز با ارزش تحویل می گیریم. به نیروی انسانی کار آزموده خود متکی هستیم و برای جبران ضعف ها و انتقال فناوری زمان بندی شده توجه داریم وتخریب محیط زیست برای ما مهم است و بسیاری ازمسائل دیگر.

دو صفتی که معامله گرانِ ما در برخورد با ما باید آن را کنار بگذارند و ما در تحقق آنها نقش داریم این است که آنها به ما و کشورمان به چشم نعش یا طعمه نگاه نکنند و دو صفتی که ما داریم و باید آن را تغییر دهیم این است که ما خام فروش و آماده خور هستیم. دولتها در این رابطه مقصر بوده اند و به تبع آن خود ما. دولتها باید این چهار صفت زشت را تغییر دهند که تا کنون نداده اند و در بعضی موارد بدتر هم کرده اند. کدام دولت تا کنون به فکر این تغییرات بوده است؟ وجود نفت فرصت و هم بلای بزرگی بوده که می شد از آن بهره برداری کرد و نکرده ایم. بقیه معادن ارزشمند هم همینطور.

الان هم که دولت اینقدر عجله برای ایجاد ارتباط با شرق و غرب دارد باید پرسید که آیا برای استمرار وضع قبلی خام فروشی و آماده خوری است یا نه، با دست پر در همه زمینه ها برای استفاده هرچه بیشتر از توانمندیهای دنیا به نفع کشور، خود را آماده کرده است؟

اکنون زمان انتخابات ریاست جمهوری است. برنامه نامزدهای انتخاباتی برای رفع محرومیتهای مزمن در همه ابعاد کاری برای کشور چیست تا ما بتوانیم در تفاهم نامه ها یا قراردادهای بین المللی فعال شرکت کنیم. فرق نمی کند امریکا باشد یا چین یا هند یا هر کشور دیگر. اگر  قرارداد بسته می شود با توجه به توان داخلی است و اگر نداریم هرچه سریعتر با برنامه ریزی فعال و اثر بخش باید شروع کنیم. هیچ کشوری محض رضای خدا با ما قرار داد نمی-بندد، و هر کاری آنها برای خودشان بکنند نباید ملامتشان کرد.

ما باید بازیگر باشیم نه تماشاگر. این نمی شود که مثلاً با کشور چین قرارداد ببندیم و آنها با تجهیزات خود بیایند در دریای عمان در کشتیهای بزرگشان مواد خام ما را بگیرند و فراورده سازی کنند و به خودمان یا دیگر کشورها بفروشند و ما اسمش را بگذاریم تولید داخلی یا نتیجه معاهده بین المللی، یا با صنعت ترال خود ذخائر دریاییمان را پاکسازی کنند، یا با حضور افراد چینی، متخصصان ایرانی یا بیکار یا در حد کارگر کار کند و ثروت داخلی ما را به یغما ببرند،یا محیط زیست تخریب کنند؛ همانگونه و شاید بدتر از آن را امریکاییان با ما می کرده اند و هنوز امید دارند به آن روزگار برگردند، و ما دلخوش باشیم که قرارداد بین المللی داشته ایم.

این عقب ماندگیهای انباشته برای جبرانش برنامه می خواهد. تا الان که مجریان کاری درخور نکرده اند و ما بیشتر متکی بر واردات بوده ایم. الان فرصت مناسبی است تا مدعیان اداره کشور، برنامه خودشان را برای مدیریت و مشارکت حداکثری بیان، و به جای حواله های نسیه یا فرافکنی و شعارهای توخالی و اغلب سیاسی، ملت را آبدیده و در همه صحنه ها نقش آفرین، و بر روی مزایای مهمتر اقتصادی سرمایه گذاری کنند.

اکنون در آغاز سال و قرن جدید و در آستانه چهل ساله دوم انقلاب و برنامه انتخاب رئیس جمهور جدید هستیم. کسی را انتخاب کنیم تا ملت را در ابعاد سیاسی، اقتصادی، امنیتی، فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی و روابط خارجی به قدری کارآمد کند تا در قراردادهای بین المللی نگرانی از فریب خوردن نداشته و در هر زمینه کارشناسان و کارآزمودگان وطن دوست و قهاری داشته باشیم که هرچیزی را در بوته انصاف به نقد می کشند و منافع ملی را فدای چیز دیگر نمی کنند. تاریخ و ابعاد حوزه های فوق باید نوشته یا بازبینی، و برنامه آمایش در هر موردی با اتکا به کارشناسان داخلی و بهره گیری از تجارب خارجی تهیه شود. امریکا باشد یا چین یا هر قدرت دیگر. منافع ملی به اتکای توان داخلی در اولویت است و نه با استفاده از کارشناسان خارجی یا با استفاده از نرم افزارهای آنان که اطلاعاتمان را ضبط می کنند و ما فکر می کنیم که مستقل هستیم. انتخابات صحنه آزمایش و تصمیم گیری و الاهم فی الاهم است.  آنکس که شعار و وعده می دهد و هیچ کاری نمی کند برای ما مهم است یا آنکه ملت را با همه وجود قبول دارد وتوانمندیها را شکوفا می کند و اجازه می دهد افراد و مؤسسات قَدَر در صحنه های رقابت داخلی و خارجی و با اتکا به بخش خصوصی مؤمن پیروزمندانه برای کشور و نه منافع شخصی یا خارجی ورود کنند. بسم الله.

کد خبر 1502366

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 12 =