۴ نفر
۲۲ فروردین ۱۴۰۰ - ۱۸:۵۶
عیدی دردناک در نوروز سال ۶۱

ایسنا نوشت: زمانی که سال نو شد و بهار طبیعت به زمستان اردوگاه پا گذاشت، برادران صمیمانه یکدیگر را در آغوش گرفتند و سال نو را به یکدیگر تبریک گفتند. بعد یکی از برادران به نام میرزائی گفت: «بهتره به‌یاد شهدای گلگون‌ کفن‌مان، سرود ملی بخونیم ...»

محمود راز قندی از جمله آزادگان دوران دفاع مقدس، خاطره‌ای کوتاه از یکی از نوروزهای دوران اسارتش روایت می‌کند:

«بسیار غمگین‌تر از همیشه می‌رفتیم به استقبال عید نوروز سال ۱۳۶۱. حاج‌آقا ابوترابی و ۱۴ افسر و خلبان را برده بودند به بغداد برای بازجویی. حال بچه­‌ها حسابی گرفته شد.

همگی در آسایشگاه دعای توسل زمزمه می‌کردند. دعای‌مان کارگر افتاد و برادران‌مان درست شب عید برگشتند به اردوگاه. شادی به اردوگاه برگشته بود. یکی از بچه‌ها برای این‌که روحیه بچه‌­ها را شاد نگه دارد، سفره هفت‌سین چید. سفره‌ای متفاوت از سکه، ساعت، سنگ، سبزی، ‌سرم، سجاده، سرنگ و قرآن.

زمانی که سال نو شد و بهار طبیعت به زمستان اردوگاه پا گذاشت. برادران صمیمانه یکدیگر را در آغوش گرفتند و سال نو را به یکدیگر تبریک گفتند. بعد یکی از برادران به نام میرزائی گفت: «بهتره به‌یاد شهدای گلگون‌ کفن‌مان سرود ملی بخونیم ...»

به صف ایستادیم. فرمانِ به‌جای خود و خبردار صادر شد. صدای سرود زیبای کشورمان پیچیده شد. ناگهان در باز شد و سربازان بعثی ریختند در آسایشگاه و با کابل افتادند به جان بچه‌ها. چه عیدی شد آن سال!»

۵۷۵۷

کد خبر 1503837

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 8 =