۰ نفر
۲۶ دی ۱۴۰۰ - ۰۸:۱۰
تاملی بر مباحث طرح شده درباره روابط ایران و روسیه

با توجه به سفر اخیر آقای دکتر امیرعبداالهیان به چین و سفر قریب الوقوع آقای دکتر رئیسی به روسیه، موضوع سیاست نگاه به شرق و آینده روابط ایران با روسیه مورد توجه محافل سیاسی و رسانه ای قرار گرفته است.

در این رابطه می توان به نکات زیر نیز توجه کرد:

- سیاست نگاه به شرق معمولا در دستور کار دستگاه های دیپلماسی کشورمان قرار داشته است، اما در گذشته به عنوان یک رویکرد تاکتیکی برای تنظیم روابط با غرب استفاده شده است. به عبارت دیگر، در مقاطعی که با غربی‌ها مشکل داشتیم از سیاست نگاه به شرق صحبت می کردیم و چنانچه روابط با غرب، در مسیر بهبودی قرار می گرفت، سیاست نگاه به شرق، فراموش می شد. امروز اینگونه بنظر می رسد که در سیاست خارجی دولت سیزدهم، تقویت روابط با شرق به این معناست که ایران از رویکرد تاکتیکی، فاصله گرفته و متمایل به ایجاد مناسبات راهبردی با شرق شده است.

- در عین حال ایران آمادگی دارد با کشورهای غربی، که به دنبال رابطه دوستانه بر اساس احترام متقابل باشند، همکاری نماید. البته در شرایط فعلی روابط ما با غرب یک رابطه دو طرفه و دوستانه نیست. آمریکا به دلیل رفتار خصومت آمیز با ایران وضعیتی استثنائی دارد و رابطه ای با این کشور متصور نیست. اروپایی‌ها نیز رویکرد مثبتی نسبت به ایران ندارند و بیش از اینکه به ایجاد و تقویت روابط دوجانبه با ایران توجه کنند، به دنبال طرح مسائل حاشیه‌ای، مانند مباحث حقوق بشری بوده و به اجرای تعهدات خود در برجام هم پایبند نبوده اند. آنها اگر با تصحیح رفتار خود، کسب اعتماد کنند، می توانند در زمره شرکای ایران قرار گیرند. در این صورت، سیاست نگاه به شرق مانع از ایجاد مناسبات با کشورهای غربی که مبتنی بر احترام متقابل باشد، نخواهد شد. لذا این فرضیه که برای بهبود روابط با غرب، باید به سردی روابط با روسیه و چین بیاندیشیم، غیر علمی و فاقد دقت سیاسی است.

- برخی از صاحبنظران با اشاره به حوادث تاریخی از جمله ماجرای قتل گریبایدوف روسی، وصیت‌نامه پطرکبیر و قراردادهای ننگین گلستان و ترکمنچای، سعی در تضعیف روابط امروز ایران و روسیه دارند. نباید فراموش کرد که تمام حوادث ننگین و آزاردهنده تاریخی، در دوره حکومت پادشاهان بر ایران رخ داده، پادشاهان ضعیف النفسی که برای حفظ تاج و تخت خود، استقلال کشور را قربانی کرده و بخش های مهم کشور از جمله شهرهای قفقاز و جزیره بحرین را به بیگانگان بخشیدند. امروز یک نظام اسلامی مقتدر، مستقل و زیرلوای ولی فقیه در ایران حاکمیت دارد که فقط در مدت هشت سال جنگ تحمیلی، با نثار خون فرزندان خود و تحمل خسارت های غیرقابل جبران، ایستاد و اجازه نداد یک وجب از خاک این سرزمین جدا شود. از سوی دیگر امروز دولت تزاری روسیه وجود ندارد، اتحاد جماهیر شوروی فروپاشیده و جمهوری فدراتیو روسیه به عنوان یک کشور مستقل، اراده سیاسی خود را برای تعامل مثبت با ایران، نشان داده است. روسیه و چین در دوره تحریم های ظالمانه آمریکا، در کنار ایران بوده اند و در مجامع مختلف به ویژه در شورای امنیت سازمان ملل از ما حمایت کرده اند. تقویت روابط ایران با این کشورها نشان دهنده این است که ایران برای رفتارهای دوستانه، اهمیت قائل است و  همکاری های دوستان در شرایط سخت را فراموش نمی‌کند. لذا اینکه ایران با روسیه، چین و کشورهای همسایه به دنبال ایجاد روابط مستحکم و راهبردی است، سیاستی کاملا اصولی و مبتنی بر عقلانیت است.

- یکی از مباحث مورد بحث در محافل رسانه ای، موضوع میانجیگری روسیه میان ایران و آمریکاست که بعد از توییت توهین‌آمیز میخائیل اولیانوف نسبت به آقای دکتر ظریف، پر رنگ تر شد. بحث میانجیگری روسیه میان ایران و آمریکا، هیچگاه از سوی مقامات رسمی کشورهای ذیربط مثل ایران، آمریکا یا روسیه اعلام نشده و تنها یک استنباط رسانه ای از تصویر منتشر شده دیدار اولیانوف با همتای آمریکایی او بوده است. در حالی که این قبیل دیدارهای دوجانبه میان اعضای کشورهای مذاکره کننده در وین، یک اقدام معمول برای پیشبرد اهداف مذاکره کنندگان است و تصاویر آنها هم منتشر می شود. خصومت طولانی و ادامه دار آمریکا علیه ایران نیز با میانجیگری کشورها رفع نمی شود و موضوع میانجیگری کشورها بین ایران و آمریکا هیچ موضوعیتی ندارد. در عین حال حذف توییت نامناسب آقای اولیانوف از صفحه وی نیز معنی دار است، توییت وی یک اقدام شخصی بود اما قاعدتا، حذف آن با نظر کرملین بوده است. پس روسیه علاقمند نیست نظر شخصی یکی از کارگزاران روسی، به ایجاد سوء تفاهم بین تهران و مسکو منجر شود.

- اما افرادی که توییت اولیانوف و شایعه میانجیگری روسیه را دلیلی بر ضرورت فاصله گرفتن از این کشور می دانند، به راحتی از کنار جنایات آمریکا علیه ملت ایران مانند تحریک صدام برای تحمیل جنگ، اعمال تحریم های ظالمانه، ترور شهید سردار سلیمانی و... گذشته و ایران را دعوت به مذاکره مستقیم با آمریکا، برای رفع مشکلات می کنند. آنها اینگونه تصور می کنند که مذاکره با واشنگتن به رابطه با این کشور منجر خواهد شد، در حالی که مذاکره در فرهنگ سیاسی آمریکا به منظور «آرام سازی و مهار مخالفان» است. آمریکا با حربه مذاکره، سالها فلسطین را از قیام مردمی و انتفاضه دور کرد و موجب تقویت رژیم صهیونیستی شد. واشنگتن با همین حربه به دنبال تجزیه سوریه و واگذاری یمن به جنایتکاران سعودی بود.

آمریکا و اروپا با حربه مذاکره، قذافی را برای خلع سلاح متقاعد کردند و بعد او را به قتل رساندند. ایران و آمریکا بصورت محدود چندین بار در جریان سفر مک فارلین، بحران بوسنی، افغانستان، عراق و برجام با یکدیگر مذاکره داشته اند. آمریکا در این مذاکرات هیچگاه صحبت از رابطه نکرده و پس از دستیابی به منافع خود، بد عهدی کرده و از مذاکرات کنار کشیده است. رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنرانی اولین روز سال ۱۳۸۸ در جمع زائران حرم علی بن موسی الرضا(ع)  تعبیر دقیق «دست چُدنی» را از سیاست های آمریکا نسبت به ایران بیان کرده و گفتند: «آن‌ها می‌گویند به سوی ایران دست دراز کرده‌ایم و ما می‌گوییم اگر آمریکا در زیر دستکش مخملی، دستی چُدنی را پنهان کرده باشد این اقدام هیچ معنا و ارزشی ندارد.»

هنر دیپلماسی این است که با شناسایی اهداف و حوزه‌های مشترک همکاری، از ظرفیت همه کشورها برای تامین منافع ملی کشورمان استفاده کند. روابط ایران و روسیه، به عنوان بزرگترین همسایه، بسیار حائز اهمیت است و می تواند در جریان سفر آقای رئیس جمهور، در مسیر همکاری های راهبردی قرار گیرد.

کد خبر 1593032

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 1 =