اردوان زینیسوق: نویسنده وکارگردان «زمستان 66» ما را به فرا رفتن از موقعیت واقعی میخواند و با تاکید بر مسایلی همچون رفتن از موقعیت موجود(بخوانید فرار)، شرمندگی زنده ماندن و..... قصد دارد افکار و وجدان ما را با طنز و وحشت قلقلک بدهد.
طراحی صحنه نمایش با سادگی و زیبایی زمان را درهم میآمیزد ومارا در زمانی متوقف شده به درازای سفرمیکشاند،زمانی که کارگردان با ثابت نگه داشتن آن گذارش را در آن شرایط طاقت فرسا بی اهمیت نشان میدهد و شرایط لحظه اتفاق را مهمتر مینمایاند.
کارتنهای باز نشده لوازم نقل مکان شده، استقرارهای موقت در زمانهای متناوب و شبیه به هم و... آمادگی برای سفری دیگر را در ذهن تماشاگر رقم میزند.
ایجاد فضاهای طنز، وحشت، و گروتسک موجود در فضا و انتخاب این شیوه اجرایی ذهن تماشاگر را به سادگی با اثر همراه می کند. درجاهایی که رابطه صحنه و تماشاگر به سردی میگرایید ،کارگردان با افکتی وحشتناک و ترسناک نمایش، تماشاگر را به فضای دلخواه خود برمیگرداند و تا حدودی مانع مرتفع شدن ضعفهای اجرایی صحنهها میشود.
در طول اجرای نمایش انتظار ازعوامل اصلی پیش برنده اثر است و همه به نوعی منتظر ورود فردی دیگر برای آرامش بخشیدن به فضای موجوداند. انتظارهایی که با دلهرههای زنگهای تلفن همراه است.
گروه بازیگری نمایش که ترکیبی از بازیگران با تجربه، مشهور و جوان هستند، بازی روان و قابل قبولی را ارائه میکنند. البته کارگردان میتوانست با انتخاب بازی در سکوتهای متناسب با فضاهای ایجاد شده برای بازیگران کمی قدرت اثر را ارتقا دهد.
با این حال انتخاب بازیگران متناسب با نقشهای ایفا شده بود و میتوان گفت کارگردان تا حدود زیادی درانتخاب بازیگران موفق بوده است.
به عنوان مثال در نگاه اول به نظر میرسید شاید انتخاب خانم باران کوثری برای نقش پروانه ،انتخاب بجایی نباشد، اما او توانست با تلاش وهنرمندی وتجربه در راستای اهداف کارگردان در ارائه نقش موفق عمل کند و تماشاگر را ناامید نکند.
با این همه به نظر میرسد اجرای قابل قبول و یکدست نمایش« زمستان 66 » توانست تلنگری بر افکار و ذهنهای خوابیده بزند.
5757







نظر شما