خدا را شکر. امیدوارم نهادهای نظارتی حتی پا را فراتر از این بگذارند و نه تنها در هنگام تبلیغات انتخاباتی که حتی پس از انتخابات اگر به این نتیجه رسیدند که شخص تأیید صلاحیت شده و به مسند قدرت تکیه زده برخلاف مصالح نظام و خلاف امنیت ملی حرکت میکند، او را خلع قدرت کنند و به پای میز محاکمه بکشانند اما بالاغیرتاً اگر کسی صلاحیتش تأیید و فیالمثل هشت سال رئیسجمهور این کشور شد، پس از کنارهگیری او از قدرت نگوییم: «او جاسوس بود، او صهیونیست بود، او فراماسون بود، او دزد بود، او غارتگر بیتالمال بود، او میخواست انقلاب مخملی راه بیندازد، او ضدانقلاب و ضدولایت فقیه بود، او کارمند سیا بود، او با مسعود رجوی در ارتباط بود، او... والخ.»
ممکن است آن بندهخدا همان چیزی باشد که ما میگوییم ولی متأسفانه کسی حرف ما را باور نمیکند. فکر میکنند خدای ناکرده ما دروغ میگوییم یا به خاطر منافع شخصی و جنگ قدرت به دیگران اتهام میزنیم. البته رفتار متناقض ما هم گاهی اوقات موجب سوءتفاهم میشود. در زمان قدرت طرف به او میگوییم آبروی انقلاب، عصاره خوبیها، سردار جنگ، سردار سازندگی، پیامآور صلح و دوستی. اما همین که طرف از اسب مراد به زیر آمد میشود، دزد و پدرسوخته و خائن و اجنبیپرست.
رفتار ما هم گاهی اوقات شکبرانگیز است. مردم میگویند دستگاههای امنیتی شما که میتوانند هواپیمای فوقپیشرفته بدون سرنشین آمریکایی را فرود بیاورند و یک تروریست بینالمللی را روی هوا دستگیر کنند، نمیتوانند بفهمند فلان مسئول چطور سالیان سال با خارجیها در ارتباط بود و مشغول خیانت به ماموطن! از همه بدتر، وقتی ما دم به دقیقه مسئولین گذشته و حال را به خیانت و جاسوسی متهم میکنیم، چطور توقع داریم مردم پای صندوقهای رأی بروند و نمایندهای برای خودشان انتخاب کنند؟ مردم آزار دارند بروند به یک مشت آدم که قرار است بعدها گندش دربیاید که جاسوسند و خائن و مزدبگیر اجانب، رأی بدهند؟ پس بهتر است تا جایی که میتوانیم در احراز و رد صلاحیتها نهایت دقت را به خرج دهیم تا فردا برای خودمان دردسر درست نکنیم.







نظر شما