از پرورشگاه تا جبهه؛ مسیر تکامل قهرمان «بچه مردم» 

جلسه نمایش و نقد فیلم «بچۀ مردم» به کارگردانی محمود کریمی در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از روابط عمومی رویداد، فرهنگسرای اندیشه میزبان اکران و نقد فیلم «بچۀ مردم» به کارگردانی محمود کریمی بود؛ اثری که روایت زندگی یک نسل مظلوم و گمنام را از پرورشگاه تا جبهه به تصویر می‌کشد. در این نشست، کریمی درباره روند بیوگرافی ۲۰ ساله شخصیت اصلی، طراحی روایت و نحوه خلق فضایی جذاب صحبت کرد. دامون قنبرزاده  و محسن سلیمانی فاخر  نیز به تحلیل لایه‌های اجتماعی، کمدی و تخیل فیلم پرداختند و بر اهمیت بازتعریف هویت «بچۀ مردم» و مهندسی دقیق کارگردانی تأکید کردند.

محمود کریمی، کارگردان فیلم، ادامه داد: فیلم «بچۀ مردم» یک فیلم بیوگرافی است و بناست زندگی کسی را طی ۲۰ سال ببینیم. این نوع فیلم‌ها در سینمای جهان تایم‌های بالایی دارند. ما قصه‌ای را دنبال می‌کنیم که با وجود ریتم تند و حجم خرده‌روایت‌ها، این جمع و جورترین شکل تدوین است؛ سعی کردیم فیلم آنقدر جذاب باشد که طولانی بودن فیلم احساس نشود.

وی افزود: به این بچه‌ها اجحاف شده است. این‌ها بچه‌های همین مملکت بودند؛ روزی در این سرزمین جنگ بوده و این‌ها در جنگ حضور داشتند. من فارغ از سفارشی بودن یا نبودن کار، باید به جبهه رفتن آن‌ها در فیلم اشاره می‌کردم. ما احساس کردیم مظلوم‌تر از این بچه‌ها وجود ندارد و باید این قشر که گمنام بودند و در عرصه ایثار رفتند و به شهادت رسیدند را نشان می‌دادیم. شهدایی بوده‌اند که هفته‌ها در معراج شهدا بودند و کسی نبوده که آن‌ها را برای دفن تحویل بگیرد.

وی تصریح کرد: حالا که قرار بود فیلم ساخته شود، فکر کردیم با این قصه تلخ چه کنیم و بنا شد جور دیگری آن را تعریف کنیم. در فیلم یک بلوغی برای ابوالفضل اتفاق می‌افتد که سعی کردیم دوربین نزدیک نگاه او باشد؛ از روزهای سرخوشی تا تکامل و شهادتش.

وی گفت: من به زعم خودم موقع نوشتن، نشانه‌گذاری‌هایی برای فینال کردم. حتی رفتن پیش عکاس هم برای رساندن شخصیت به یک تکامل بود؛ یا حتی در اتوبوس که می‌گوید «من ترسو هستم» و چند اشاره دیگر، این‌ها کدهایی بود که برای بردن شخصیت به جبهه طراحی کردیم.

هیچ الگویی از «وس اندرسون» نگرفتم

وی ادامه داد: الگوی خاصی از فیلمساز یا کتابی نداشتم. هیچ الگوبرداری از وس اندرسون نگرفتم. اگر اسم کارگردان دیگری بگویند، می‌پذیرم، ولی ایشان را نه. حتی از قصه جلال آل‌احمد هم استفاده‌ای نکردم. بعد از خواندن آن قصه دیدم چه شباهت‌هایی دارد؛ مگر می‌شود؟ هر چند که نقطه شباهتش همین مادری بود که بچه‌اش را در فروشگاه رها می‌کند. من دیشب سریالی دیدم که طرح آن را ۶ ماه پیش نوشته بودم، دقیقاً قصه ما بود. تاریخ سریال را دیدم، ۲۰۱۵ بود. در تخیل می‌گفتم شاید قصه من کپی شده، به عقب بازگشته و ساخته شده و در تاریخ جای گرفته.

تخیل در فیلم جاری است

دامون قنبرزاده, نویسنده و منتقد سینما با انتقاد از فیلم‌های کمدی این روزهای سینمای ایران گفت: در واقعیت این فیلم‌ها به اسم کمدی اکران می‌شوند، اما فقط برای خنده هستند. ژانر کمدی، الزاماً معنایش خندیدن نیست. این خنده‌ها کمدی نمی‌سازند. در نتیجه می‌توان گفت در سینمای ایران با وجود اینهمه فیلمی که می‌گویند در ژانر کمدی ساخته شده‌اند، اصولاً ژانر کمدی به معنای درستش وجود ندارد، مانند خیلی از ژانرهای دیگر که وجود ندارد. این فیلم‌های روی پرده، فقط خنده‌دارند، کمدی نیستند. البته که در اینجا کیفیت خنده هم مسئله است؛ اینکه به چه می‌خندیدم، خودش نکته‌ی مهمی‌ست. اما «بچه‌ مردم» یکی از معدود فیلم‌های سینمای ایران است که واقعاً کمدی‌ست، به معنای خلق موقعیت، استفاده از تصاویر و دیالوگ‌ها و بازی اندازه‌ی بازیگران و ترکیبی از همه این‌ها. «بچه مردم» در حقیقت اصول کمدی را رعایت می‌کند، هر چند از جایی، در دقایق پایانی، به زیاده‌گویی می‌افتد.

وی ادامه داد: آدم‌های سینمای ایران عمدتاً فاقد تخیل هستند و این عدم تخیل منجر می‌شود به فیلم‌هایی که طی این سال‌ها شاهدشان بوده‌ایم. اما «بچه مردم» از این عنصر به‌خوبی بهره برده است. کارگردان به‌خوبی می‌داند فضای فیلمش چیست و چه می‌خواهد.

«بچه مردم» یک فانتزی‌/کمدی است

قنبرزاده ادامه داد: در «بچه مردم» با یک فانتزی‌/کمدی طرف هستم که در دل قصه‌ای ذاتاً غم‌انگیز جریان دارد. حتی در بخش‌هایی کار سورئال هم می‌شود، که البته با ریتم و لحن کلی داستان همسو است. 
 وی افزود: اما وقتی وارد بخش جبهه می‌شویم جدا از فیلم به نظر می‌رسد. انگار فضا عوض می‌شود. حتی لحن شوخی‌های فیلم هم در این بخش تغییر می‌کند و چندان با قسمت اصلی فیلم هماهنگ نیست. ما در یک ساعت و نیم ابتدایی فیلم هیچ نشانه‌ای مبنی بر اینکه قرار است به جبهه برسیم نمی‌بینیم. در واقع فضای داستان به یک‌باره وارد ژانر جنگ می‌شود.

وی در حین حال گفت: ریتم فیلم بسیار خوب و تمیز است. حشو و زواید ندارد و به‌خصوص بازی بازیگران بسیار خوب است و این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که در چنین ژانرهایی سبک بازی‌ها بسیار مهم است. بهترین بازیگر فیلم گوهرخیراندیش است چون خیلی خوب مادرانگی می‌کند و احساس تعلق به بچه‌های پرورشگاه را به‌خوبی القا می‌کند. رضا کیانیان نیز حضور خوبی دارد. و البته سیامک صفری هم کاراکتر درستی دارد.


  از پرورشگاه تا جبهه؛ مسیر تکامل قهرمان «بچه مردم» 

قهرمانی، زاده فقدان 

محسن سلیمانی فاخر، کارشناس و منتقد سینما گفت: فیلم به یک نسلِ بی‌صدا در تاریخ می‌پردازد؛ بچه‌های پرورشگاهی همان نسلی‌اند که در روایت‌های تاریخی دیده نمی‌شوند. فیلم، این حاشیه‌نشینان را به مرکز روایت می‌آورد.

وی ادامه داد: در فیلم، پرورشگاه به‌مثابه نهاد اجتماعی است. پرورشگاه در فیلم فقط یک مکان نیست؛ نماد نهادی است که قرار است جای خانواده را بگیرد، اما در عمل هویت را تعلیق می‌کند. کودک در این فضا نه فردی یگانه، بلکه «پرونده» است.

وی با اشاره به اینکه قهرمانی در اینجا نه اسطوره‌ای، بلکه زاده فقدان و اجبار است، گفت: عنوان «بچۀ مردم» در نگاه اول اصطلاحی آشنا در فرهنگ ایرانی است؛ عبارتی که هم‌زمان بار اخلاقی، تربیتی و طبقاتی دارد. این ترکیب زبانی، پیش از آن‌که به یک فرد مشخص اشاره کند، به یک موقعیت اجتماعی دلالت می‌کند. در گفتمان رایج، بچۀ مردم معمولاً در تقابل با «بچۀ خودمان» به‌کار می‌رود؛ کسی که الگوی مطلوب، مؤدب، موفق یا قابل‌قبول جامعه تلقی می‌شود. اما در فیلم کریمی، این معنا وارونه می‌شود. شخصیت اصلی دقیقاً «بچۀ مردم» است، نه بچۀ کسی. او نه پدر دارد و نه مادر؛ نه نسب خانوادگی مشخص و نه جایگاه تثبیت‌شده در نظم اجتماعی.

در سطح روایی، «بچۀ مردم» نامی است که به‌تدریج از یک برچسب اجتماعی به یک هویت در حال شکل‌گیری بدل می‌شود. ابوالفضل و دوستانش، در مسیر فیلم تلاش می‌کنند این عنوان تحمیلی را بازتعریف کنند؛ از بچۀ بی‌کس به انسانی با انتخاب، رفاقت و معنا.

کارگردانی فیلم مهندسی‌ شده است

وی گفت: با ورود به جبهه، گویی فیلم دوپاره می‌شود. فیلم در قسمت جنگ هم سعی می‌کند کمدی باشد، اما این کمدی با روایت اصلی یکسان نیست. سعی می‌کند به جنگ و بچه‌های جبهه احترام بگذارد و به همین دلیل نوع کمدی متفاوت می‌شود. بخش جنگ به لحن فیلم آسیب می‌زند.

وی ادامه داد: فیلم محاسن زیادی دارد و با این فیلم، سینمای ایران با فیلم‌سازی حرفه‌ای مواجه شده است. کارگردانی فیلم دقیقاً محاسبه‌گر و مهندسی‌شده است. مرز میان تیپ اجتماعی و شخصیت دراماتیک رعایت می‌شود. تزئین رنگ، موسیقی و میزانسن، کریمی خوب می‌داند چه می‌خواهد؛ پلان اضافه نمی‌گیرد. ایده مرکزیِ گم‌شدن هویت فردیِ چهار نوجوان درخشان است، اما چرخش روایی و ورود به جبهه مسیر را عوض می‌کند.

۲۴۲۲۴۳

کد مطلب 2164557

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 0 =

آخرین اخبار