چرا مردم شیلی به خوزه آنتونیو کاست رای دادند؟ / چرخش به راست در شیلی و پیامدهای آن برای آمریکای جنوبی

انتخابات ریاست‌جمهوری شیلی در دسامبر ۲۰۲۵ با پیروزی خوزه آنتونیو کاست، نامزد راست‌گرا، به پایان رسید. این نتیجه، تنها یک تغییر دولت در یک کشور نیست، بلکه بخشی از روندی گسترده‌تر در آمریکای جنوبی محسوب می‌شود که طی آن، گرایش‌های ملی‌گرایانه و سیاست‌های سختگیرانه در قبال مهاجرت، محبوبیت فزاینده‌ای در میان رای‌دهندگان پیدا کرده‌اند.

خبرآنلاین - رسول سلیمی: آمریکای جنوبی در سال‌های اخیر شاهد نوسانات سیاسی قابل توجهی بوده است. موجی از گرایش‌های چپ‌گرا که در دهه اول قرن بیست و یکم غالب بود، در سال‌های بعدی با واکنش‌های راست‌گرا و محافظه‌کار جایگزین شده است. انتخابات اخیر شیلی و انتخاب خوزه آنتونیو کاست به ریاست‌جمهوری، فصل جدیدی در این تحول سیاسی منطقه‌ای به شمار می‌رود. کاست، که مواضعی محافظه‌کارانه در زمینه‌های اقتصادی و اجتماعی دارد، بر موضوعاتی مانند امنیت، کنترل مرزها و مقابله با جرم و جنایت تمرکز کرد.

این پیروزی در بستری از نارضایتی‌های اجتماعی و اقتصادی در شیلی رخ داد. این کشور که زمانی به عنوان الگوی ثبات و رشد اقتصادی در منطقه شناخته می‌شد، در سال‌های اخیر با چالش‌های متعددی از جمله نابرابری گسترده، افزایش هزینه زندگی، و اعتراضات گسترده اجتماعی مواجه بوده است. علاوه بر این، ورود قابل توجه مهاجران از کشورهای بحران‌زده مانند ونزوئلا و هائیتی، مسئله پیچیده دیگری را به مجموعه مشکلات داخلی افزوده است. بسیاری از شهروندان شیلیایی احساس می‌کنند که سیستم خدمات عمومی تحت فشار این ورود قرار گرفته و امنیت محلی نیز متأثر شده است.

به همین دلیل پیروزی کاست را می‌توان پاسخی به این مجموعه نگرانی‌ها تفسیر کرد. اما پرسش مهم‌تر این است که این تغییر سیاسی داخلی چه تأثیری بر نقش شیلی در منطقه و نیز بر روندهای کلان آمریکای جنوبی خواهد داشت؟ اما آیا شاهد تشدید سیاست‌های ملی‌گرایانه اقتصادی و سخت‌گیری بیشتر در قبال مهاجران خواهیم بود؟

تحلیل پیروزی: فراتر از یک جناح‌گرایی ساده

پیروزی خوزه آنتونیو کاست با حاشیه قابل توجهی از آراء را نمی‌توان صرفاً به محبوبیت شخص او یا ایدئولوژی راست‌گرایی تقلیل داد. این نتیجه، عمدتاً ریشه در احساس ناامیدی بخشی از جامعه شیلی از وضعیت موجود دارد. سال‌ها پس از بازگشت به دموکراسی، وعده‌های رشد اقتصادی فراگیر محقق نشده و شکاف طبقاتی همچنان عمیق است. اعتراضات گسترده سال‌های گذشته نشان داد که بخش بزرگی از شهروندان، به ویژه جوانان، از مدل اقتصادی و اجتماعی حاکم ناراضی هستند.

کاست و حزبش با تمرکز بر مسائل امنیتی و هویتی، توانستند نگرانی‌های قشر متوسط و پایین جامعه را که احساس می‌کردند از نظر اقتصادی تحت فشار هستند و از نظر فرهنگی نیز هویتشان در خطر است، مخاطب قرار دهند. وعده بازگرداندن «نظم» و «امنیت»، برای رای‌دهندگانی که خسته از بی‌ثباتی و تغییرات سریع اجتماعی بودند، جذاب به نظر می‌رسید. بنابراین، این پیروزی را باید بیشتر یک واکنش به ناکامی‌های گذشته و احساس ناامنی دانست تا یک اقبال عمومی به یک ایدئولوژی خاص.

به همین دلیل، پیروزی جناح‌های راست‌گرا در دموکراسی‌ها اغلب در دوره‌هایی رخ می‌دهد که شهروندان احساس می‌کنند هویت، امنیت یا موقعیت اقتصادی سنتی آنها در حال فرسایش است. در چنین شرایطی، شعارهای ساده‌شده درباره بازگشت به یک «گذشته بهتر» (واقعی یا خیالی) می‌تواند جذابیت زیادی داشته باشد.

مهاجرت: از یک چالش اجتماعی به مسئله‌ای امنیتی و سیاسی

اما یکی از محورهای اصلی کمپین انتخاباتی کاست، اتخاذ مواضع سخت‌گیرانه در قبال مهاجرت بود. شیلی در سال‌های اخیر مقصد اصلی بسیاری از مهاجران ونزوئلایی و هائیتیایی بوده که از شرایط سخت اقتصادی یا سیاسی در کشور خود گریخته‌اند. این موج مهاجرت، با وجود مزایای بالقوه اقتصادی (مانند تأمین نیروی کار)، فشارهایی بر سیستم‌های بهداشتی، آموزشی و مسکن وارد کرده است. همچنین، در رسانه‌ها و گفتمان عمومی، پیوندی—گاه اغراق‌آمیز—بین ورود مهاجران و افزایش ناامنی و جرم ایجاد شده بود.

کاست با بهره‌گیری از این نگرانی‌ها، وعده داد تا مرزها را کنترل کند، روند اخراج مهاجران غیرقانونی را تسریع بخشد، و قوانین سخت‌تری برای ورود وضع نماید. این مواضع، آشکارا مخالف رویکردهای بازتر و انساندوستانه‌تر برخی از دولت‌های قبلی در منطقه بود. موفقیت این گفتمان نشان می‌دهد که مسئله مهاجرت در بسیاری از جوامع آمریکای جنوبی از حاشیه به مرکز بحث‌های سیاسی منتقل شده و به ابزاری قدرتمند برای جلب آراء تبدیل گشته است.

به همین دلیل، سیاسی‌سازی مسئله مهاجرت پدیده‌ای جهانی است. هنگامی که دولت‌ها در ارائه خدمات اساسی با مشکل مواجه باشند یا نرخ بیکاری بالا باشد، مهاجران می‌توانند به عنوان «ساده‌ترین» مقصر برای مشکلات داخلی معرفی شوند. این امر می‌تواند به سیاست‌هایی بینجامد که نه تنها حقوق مهاجران را زیر پا می‌گذارد، بلکه همکاری‌های دوجانبه و منطقه‌ای را نیز با مشکل مواجه می‌سازد.

تأثیر بر همکاری‌های منطقه‌ای: آزمونی برای یکپارچگی

پیروزی کاست و تقویت گفتمان ملی‌گرایانه در شیلی، پرسش‌هایی را درباره آینده همکاری‌های منطقه‌ای مطرح می‌کند. آمریکای جنوبی نهادهای مختلفی برای همگرایی اقتصادی و سیاسی دارد. کارایی این نهادها همواره به تمایل دولت‌های عضو برای همکاری و دادن مقداری از حاکمیت ملی به نفع اهداف جمعی بستگی داشته است.

دولتی با گرایش‌های ملی‌گرایانه قوی ممکن است تمایل کمتری برای شرکت در مذاکرات پیچیده منطقه‌ای یا پذیرش قواعد مشترک تجاری داشته باشد. تمرکز بر منافع ملی به معنای سنتی آن می‌تواند به معنای افزایش موانع تجاری، خروج از توافقنامه‌ها یا حداقل، عدم مشارکت فعال در پیشبرد پروژه‌های مشترک باشد. این امر می‌تواند روند همگرایی منطقه‌ای را که در بهترین حالت هم شکننده بوده، با کندی یا حتی عقب‌گرد مواجه کند.

از سوی دیگر، ممکن است این تحول به ایجاد ائتلاف‌های جدیدی بین دولت‌های راست‌گرای منطقه (مانند آرژانتین تحت رهبری خاویر میلی و برزیل در دوره بولسونارو) بیانجامد. این ائتلاف می‌تواند بر اساس ارزش‌های محافظه‌کارانه مشترک یا دیدگاه‌های مشابه درباره حکمرانی و اقتصاد شکل گیرد. چنین همکاری‌هایی اگرچه ممکن است در برخی حوزه‌ها (مانند امنیت) تقویت شود، اما احتمالاً بر سر مسائلی مانند تجارت آزاد یا حفاظت از محیط زیست—که نیازمند نگاه فراگیر و بلندمدت است—با چالش مواجه خواهند شد.

در چنین شرایطی، ملی‌گرایی و همگرایی منطقه‌ایی همواره در تنش با یکدیگر قرار دارند. دوره‌هایی که ملی‌گرایی شدت می‌گیرد، معمولاً دوره‌های رکود یا بحران برای پروژه‌های یکپارچگی منطقه‌ای است. با این حال، گاهی اوقات تشدید ملی‌گرایی در چند کشور همسایه می‌تواند به شکل‌گیری بلوک‌های جدیدی بر اساس ایدئولوژی‌های مشترک منجر شود، که خود نوع دیگری از «همگرایی انتخابی» است.

چشم‌انداز آینده: ثبات داخلی در برابر تنش‌های منطقه‌ای

آینده‌ای که این تحول ترسیم می‌کند، ترکیبی از احتمالات است. در سطح داخلی، دولت جدید ممکن است در کوتاه‌مدت با اتخاذ سیاست‌های سخت‌گیرانه امنیتی و مهاجرتی، احساس رضایت در میان حامیانش ایجاد کند. اما اجرای این سیاست‌ها با چالش‌های عملی و حقوقی زیادی روبرو خواهد بود. اخراج گسترده مهاجران نه تنها از نظر لجستیکی دشوار است، بلکه می‌تواند با واکنش نهادهای حقوق بشری و احتمالاً تنش با کشورهای مبدأ مهاجران (مانند ونزوئلا) همراه شود.

در سطح منطقه‌ای، به نظر می‌رسد آمریکای جنوبی وارد دوره‌ای از رقابت و عدم قطعیت بیشتر شده است. همکاری‌های دوجانبه ممکن است جایگزین همگرایی چندجانبه گسترده شود. مسائلی مانند تغییرات اقلیمی، مقابله با قاچاق مواد مخدر، و مدیریت منابع مشترک که نیازمند هماهنگی منطقه‌ای است، ممکن است به دلیل اولویت‌یافتن منافع ملی کوتاه‌مدت، با بی‌توجهی یا تعارض مواجه شوند.

در چنین شرایطی، سناریوی محتمل برای سال‌های آینده، تداوم یک الگوی پرنوسان سیاسی در منطقه است، جایی که نارضایتی‌های اقتصادی و اجتماعی به طور متناوب به قدرت رسیدن جناح‌های مختلف را رقم می‌زند، بدون آنکه هیچ یک از آن‌ها بتواند راه‌حل پایدار و جامعی برای چالش‌های ساختاری ارائه دهند. در این فضا، سیاست اغلب به مدیریت بحران‌های فوری تقلیل می‌یابد.

چرا که تاریخ آمریکای جنوبی نشان داده که راه‌حل‌های مبتنی بر انزوا یا تقابل، در درازمدت مشکلات منطقه را حل نکرده و اغلب به تشدید آن‌ها انجامیده است. بنابراین چالش اصلی برای رهبران جدید، یافتن راهی است که ضمن پاسخگویی به نگرانی‌های مشروع داخلی درباره امنیت و هویت، کشورهای منطقه را در مواجهه با تهدیدات مشترک فراگیر (مانند رکود اقتصادی، تغییرات اقلیمی، و قاچاق سازمان‌یافته) منسجم نگه دارد.

در مجموع، پیروزی خوزه آنتونیو کاست در شیلی را باید به عنوان نشانه‌ای از یک تحول عمیق‌تر در فضای سیاسی آمریکای جنوبی درک کرد. این تحول ریشه در احساس ناامیدی از کارایی مدل‌های سنتی حکمرانی، نگرانی از تغییرات سریع اجتماعی و اقتصادی، و افزایش حساسیت نسبت به مسئله مهاجرت دارد. در حالی که این تغییر ممکن است در ابتدا احساس امنیت و کنترل بیشتری به بخشی از جامعه القا کند، اجرای آن با چالش‌های عملی و اخلاقی قابل توجهی همراه خواهد بود.

پیامد این تحول برای منطقه نیز قابل تأمل است. تقویت گرایش‌های ملی‌گرایانه می‌تواند پروژه همگرایی منطقه‌ای را که دهه‌هاست با فراز و نشیب‌های زیادی روبرو بوده، تضعیف کند. در جهانی که ابرچالش‌هایی مانند تغییرات اقلیمی، همه‌گیری‌ها و رکود اقتصادی نیازمند پاسخ‌های هماهنگ و جمعی است. تمرکز بر منافع ملی کوتاه‌مدت می‌تواند هزینه‌های گزافی برای تمام کشورهای منطقه در بر داشته باشد.

آینده نشان خواهد داد که آیا رهبران جدید در آمریکای جنوبی، از جمله در شیلی، می‌توانند راهی برای ترکیب خواست داخلی برای امنیت و هویت با ضرورت همکاری منطقه‌ای برای رفاه و ثبات بلندمدت بیابند، یا اینکه منطقه بار دیگر شاهد دوره‌ای از رقابت‌های داخلی و بی‌ثباتی خواهد بود که در نهایت به زیان همه تمام می‌شود. 

۲۱۳/۴۲

کد مطلب 2165235

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 0 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین