به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از مهر، کتاب «همینه» نوشته کورش علیانی یک اثر طنز تاریخی است که با زبانی گزنده به سراغ پادشاهان و سرداران مشهور تاریخ اسلام و ایران میرود و سازوکار قدرت و تباهی را به شوخی میگیرد. محور کتاب، روایت سرگذشت پادشاهان و «قبلههای عالم» است که در دورههای مختلف با تصمیمها و رفتارشان کشور را به باد دادهاند و زندگی مردم را تباه کردهاند. در فصلها و روایتهای مختلف، به شخصیتهایی چون صلاحالدین ایوبی، چنگیزخان مغول، سلطان جلالالدین و محمد خوارزمشاه و برخی چهرههای دیگر پرداخته میشود و از خلال روایت زندگی آنها نقدی بر ساختار قدرت و استبداد ارائه میشود.
این کتاب در قالب طنز تاریخی نوشته شده؛ نویسنده با نثر محاورهای و شوخ، وقایع و شخصیتهای جدی تاریخ را به گونهای روایت میکند که هم خواندنی باشد و هم فاصله انتقادی خواننده با جلال و جبروت تصنعی و قراردادی این چهرهها حفظ شود. طنز کتاب به هجو و هزل سخیف نمیغلتد؛ تمرکز بر طنز انتقادی و موقعیتمحور است و در بسیاری بخشها از الگوی آثاری مانند «چنین کنند بزرگان» ویل کاپی (ترجمه نجف دریابندری) الهام گرفته شده است، البته با مضمون و بافت تاریخیِ بومیشده.
علیانی در مقدمه کتاب اینطور نوشته است: «دیدم کسانی به این کشور حکم کردهاند که اگر ذیجودشان را به جشنوارهها میرساندند، خودبهخود و بیهیچ تقلا برنده بزرگترین جایزههای طنز میشدند. نمیتوانم بگویم بسیاری از شاهان دلقک بودهاند؛ دلقک آدم شریفی است که در برابر دستمزد محدود و با تلاش و هنرش ما را میخنداند؛ اینها مجسمههای بلاهت بودهاند و همان قدر که از دور خنده دار هستند، زندگی کردن زیر سایه گندناکشان بدترین زجرها بوده؛ و پدران ما این زجرها را کشیدهاند. صدای محمد نوری را شنیدهاید که میخواند: خون دلها خوردهایم… رنج دوران بردهایم…»

«همینه» را میتوان در ادامه جریان طنز تاریخی پس از انقلاب دانست که تلاش میکند تاریخ قدرت را برای مخاطب امروز «روایتپذیر» و همزمان «قابل نقد» کند، بیآنکه به سطح لطیفه و شوخی صرف تقلیل یابد. برای خوانندهای که به نثر داستانی/ مقالهای طنز و بازخوانی انتقادی تاریخ سیاسی علاقه دارد، این کتاب در کنار آثاری مانند ترجمههای طنز تاریخی کلاسیک، منبعی قابل توجه و نسبتاً خوشخوان است.
در بخش شاه سلطانحسین کتاب میخوانیم: «از وقتی که محمود به فرمانروایی قندهار رسید، شروع کرد به سامان دادن امور و رسیدن به امور معوّقه؛ ازجمله این امور معوقه کشتن حاکم افغان هرات بود که محمود اصلاً از قیافهاش خوشش نمیآمد و با قندهاریها از دو طایفه بودند. محمود بعد از کشتن حاکم هرات، نامهای به شاه سلطان حسین نوشت که: بله من حاکم جدید قندهارم و زدهام محض خاطرِ گلِ رویِ شما این بابا را، که از دشمنان شما بود، کشتهام؛ و حالا شما لطف کنید یک سفر بیایید تا مشهد و زیارتی کنید و بعد از آن سر یابوی مبارک را این طرفی بچرخانید و در هرات به ما ملحق شوید، تا دوتایی بزنیم و باقی کس و کار یارو را هم ناکار کنیم! شاه سلطان حسین هم که درست نفهمیده بود قضیه از چه قرار است، اول از خودش پرسید که مگر قند هم هار میشود؟ و بعد یادش آمد که چند سال پیش هم همین سوال را کرده و کسی جوابی بهش نداده؛ بعد با خودش فکر کرد: بد هم نیست. نامه محبتآمیزی است…»
ناشر کتاب «همینه» انتشارات سوره مهر بوده، که در ۱۶۰ صفحه و با قیمت ۱۴۰ هزار تومان آن را منتشر و عرضه کرده است.
۲۵۹





نظر شما