نرگس کیانی: تبعات نادیده گرفتن مطالبات مردم و نیاز آنها به تغییر از سوی بخش بزرگی از صداوسیما و رسانههای دولتی، بارها و بارها از سوی اساتید دانشگاه و پژوهشگران مورد اشاره قرار گرفته است. از جمله از سوی مجید رضائیان، استاد دانشگاه و پژوهشگر ژورنالیسم. رضائیان با طرح «تئوری خیابان» پس از اعتراضات ۱۴۰۱، از دو کلیدواژه «تغییر» و «اعتراض» برای توصیف وضعیتی استفاده کرد که همچنان در آن به سر میبریم؛ نادیده گرفتن مطالبه مردم و کارشناسان برای تغییر و بهتبع تبدیل این مطالبه به اعتراض و نماندن راهی برای رسانه جز تحقیر. تحقیری که طبیعتا به افزایش خشم و کشیدهشدن خشونت به خیابانها -به جای رسانه- منجر میشود.
وقتی رسانه، راه را میبندد خیابان تبدیل به رسانه میشود
این استاد دانشگاه و پژوهشگر ژورنالیسم با اشاره به آنچه مرداد ۱۴۰۳ و پیش از انتخابات ریاست جمهوری دولت چهاردهم، در گفتوگو با رسانهها مطرح کرده بود و امیدواریاش به این که «رایدهندگان بار دیگر تنبیه نشوند و شاهد تغییر باشند» ادامه داد: «آنچه از مرداد ۱۴۰۳ تا هماکنون که دیماه ۱۴۰۴ است، رخ داده اما نشان میدهد ظاهرا قرار نیست تغییری اتقاق بیفتد یا آنچه اتفاق میافتد بسیار اندک و نامتناسب با مطالبات عمومی است.»
او با بیان این که «ابراز مطالبه ملی در هر زمینه و عرصهای میتواند از دو مجرا اتفاق بیفتد؛ یکی رسانه و دیگری خیابان»، افزود: «خاطرم هست سال ۱۴۰۱، هفتهای بعد از شروع اعتراضات، در مطلبی تحت عنوان «تئوری خیابان» با اشاره به دو گونه اعتراض، از دهه ۶۰ میلادی و جنبشهای سوسیالیستی در آمریکای لاتین گفتم. همینطور، از گونهای متمدنانه و توسعهیافته در کشورهای اروپای غربی؛ زمانی که جنبشهای انتقادی اوج گرفت و نظریات در عرصه عمومی مطرح و خیابان تبدیل به رسانه شد. زمانی که شما به عنوان متولی رسانه، راه را میبندید طبیعی است که خیابان تبدیل به رسانه یا رسانه مکمل میشود. وضعیتی که ما امروز در ایران با آن مواجهایم و براساس آن، مردم از خیابان به عنوان رسانه استفاده میکنند چون تصور میکنند در غیر این صورت صدایشان شنیده نخواهد شد.»
رضائیان ادامه داد: «تبدیل خیابان به رسانه همچنین زمانی رخ میدهد که تغییر آنگونه که متناسب با نیازها و مطالبات مردم است اتفاق نیفتد. این نیازها و مطالبات، ممکن است اقتصادی باشند یا اجتماعی مانند اتفاقی که هماکنون رخ داده یا اتفاقی که در سال ۱۴۰۱ رخ داد.»
این استاد دانشگاه و پژوهشگر ژورنالیسم با استفاده از دو کلیدواژه؛ تغییر و اعتراض، تصریح کرد: «ما اگر حاضر نباشیم تغییر را به رسمیت بشناسیم، از آنجایی که نمیتوانیم خیابان را هم به عنوان رسانه بپذیریم، طبیعی است که باید دست به تحقیر بزنیم. درواقع راه سومی وجود ندارد. اما اگر بهحق بودن اعتراضات را بپذیریم و رسیدگی به آن را در الویت قرار دهیم، مطالبات مردمی از خیابان به رسانه برمیگردد و از رسانه به سمت گفتوگو میرود و به اجرای تئوری هابرماس میانجامد. آنجا که هابرماس میگوید گفتوگو زمانی محقق میشود که معنا مبادله شود. به این معنا که من چیزی بگویم و شما چیزی بگویید، حرف من به شما و حرف شما به من منتقل شود، ما دو نفر یکدیگر را تکمیل کنیم، راه باز و معنا مبادله شود و گفتوگو پیش رود. ما وقتی راه گفتوگو را میبندیم و به رسمیت شناختن تغییر را با چالش مواجه میکنیم، طبیعی است که اعتراضات و مطالبات به عرصه خیابان میآید و خیابان تبدیل به رسانه میشود، یعنی جای رسانه را میگیرد.»
تحقیر معترضان، آتش خشم را شعلهورتر میکند
از مجید رضائیان پرسیدیم برخی رفتارهایی را که این روزها از سوی برخی مجریان تلویزیون میبینیم، چگونه ارزیابی میکند؟ رفتارهایی ازجمله «تفاله» خواندن معترضان در برنامه «سلام، صبح به خیر» یا برخورد آشکارا تمسخرآمیز محمدرضا شهبازی با اعتراضات. او در پاسخ گفت: «من به عنوان معلم دانشگاه که سالهای سال است در این حوزه فعالیت میکنم، کارکرد این برخوردهای تحقیرآمیز را درنمییابم و چیزی جز شعلهورتر شدن آتش اعتراضات را به عنوان نتیجه آن نمیبینم. اعتراض در پیوند با عنصری به نام گفتوگو و ابراز مواضع است که جلوه پیدا میکند اما به جای این، میتواند با خشم آمیخته شود. چنانچه نوع برخورد صداوسیما و برخی رسانههای دولتی به گونهای است که خشم را به اعتراض میافزاید، به جای این که خشم را از آن بگیرد.»
رضائیان افزود: «عنصری که در این میان به آن توجه نمیشود، لزوم پذیرش نیاز به تغییر است. پذیرش این که وقتی مردم میگویند قفل وضعیت اقتصادی، سیاست خارجی، فرهنگی، اجتماعی و... باید گشوده شود، در حال طرح خواستههایشان هستند. ضمن این که نخبگان هم همین را میگویند و اینطور نیست که چنین خواستهای فقط از کف خیابان برآمده باشد. این خواسته مردم و نخبگان است و باید از جایی به رسمیت شناخته و تغییر ایجاد شود. معترضین وقتی ببینند هم مطالبهشان برای تغییر و هم اعتراضشان، به رسمیت شناخته و صدایشان شنیده میشود از خیابان به رسانه برمیگردند. اما تا زمانی که این دو عنصر؛ مطالبه برای تغییر و اعتراض را به رسمیت نشناسیم و برخوردمان تحقیرآمیز باشد، خشم افزونوافزونتر میشود. در این میان طبیعی است که آشوب و اغتشاش از سوی هیچ صاحبنظری قابل پذیرش نیست.»
به رسمیت شناختن مطالبه برای تغییر و اعتراض؛ تنها راه باقیمانده
این استاد دانشگاه و پژوهشگر ژورنالیسم، با وجود آن که بارها در مورد این موضوع صحبت کرده است، بار دیگر در پاسخ به این که توصیهاش به صداوسیما و رسانههای دولتی چیست، گفت: «من به صداوسیما و رسانههای دولتی توصیه میکنم اعتراض را به رسمیت بشناسند و معترضان را تحقیر نکنند. توصیه میکنم به اعتراضات سالهای اخیر بنگرند و به این سوال پاسخ دهند که آیا میتوان هر بار گفت چون اعتراضات با خشونت همراه بوده است، پس همه معترضان در جایگاه متهم قرار دارند؟ آن هم در حالی که اثبات شده این نوع برخوردها تحریککننده است و به جای باز کردن راه، راه را میبندد. این رسانهها باید بدانند به رسمیت شناختن مطالبهی تغییر و اعتراض، باعث میشود معترضین احساس کنند حرفشان شنیده شده است. درواقع رسانههای رسمی وظیفهای جز این ندارند و این وظیفه هم در جهت امنیت ملی، هم در جهت پاسخ به مطالبات مردم و هم در جهت حفظ کشور است.»
۲۴۲۲۴۲





نظر شما