برنامه آمریکا برای تقابل با ایران چیست؟

درحالی‌که دونالد ترامپ، در آغاز دور دوم ریاست‌جمهوری خود از آمادگی برای مذاکره با ایران سخن می‌گفت، تحولات اخیر نشان داد پرونده تهران به‌سرعت از مسیر دیپلماسی خارج شده است؛ از چراغ سبز به حمله ایران به ایران تا بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران و طرح مطالبه «غنی‌سازی صفر»، این پرسش کلیدی را پیش می‌کشد که چه جریان‌ها و چهره‌هایی در کاخ سفید، سیاست ایران را به سمت تقابل سوق داده‌اند؟

به گزارش خبرآنلاین، در مرکز این چرخش، نام مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا بیش از پیش برجسته شده است؛ سناتور تندرو و در عین حال اثرگذار جمهوری‌خواه که به‌تدریج به یکی از معماران اصلی سیاست خارجی ترامپ بدل شده است. روبیو نه‌تنها از منتقدان سرسخت هرگونه توافق با ایران به شمار می‌رود، بلکه گزارش‌ها در زمان برگزاری مذاکرات غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن حاکی از آن بود که در همان مقطع نیز تلاش کرده بود پرونده ایران را از دست استیو ویتکاف، نماینده ویژه ترامپ در مذاکرات با ایران، خارج کرده و به محور امنیتی–تقابلی کاخ سفید منتقل کند؛ محوری که مذاکره را نه ابزار حل‌وفصل، بلکه تاکتیکی فرعی در مسیر فشار حداکثری می‌داند.

بنا بر گزارش ایرنا، مارکو روبیو، سیاستمداری برخاسته از جریان نومحافظه‌کار حزب جمهوری‌خواه، سابقه‌ای طولانی در همسویی راهبردی با اسرائیل دارد و از چهره‌های نزدیک به لابی آیپک در واشنگتن محسوب می‌شود. حمایت بی‌قیدوشرط از سیاست‌های تل‌آویو، مخالفت ریشه‌ای با برجام و تاکید بر مهار همه‌جانبه ایران، روبیو را به گزینه‌ای مطلوب برای لابی‌های حامی اسرائیل بدل کرده است؛ لابی‌هایی که اکنون به نظر می‌رسد نفوذشان بر سیاست ایران در دولت ترامپ، بیش از هر زمان دیگری تعیین‌کننده شده است.

بررسی مواضع و اظهارات مارکو روبیو نشان می‌دهد که رویکرد تند او علیه ایران، نه محصول جایگاه کنونی‌اش در رأس وزارت امور خارجه آمریکا، بلکه امتداد یک خط فکری و سیاسی قدیمی است که دست‌کم از یک دهه پیش شکل گرفته است. روبیو در دوره وزارت خود، به‌ویژه در سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، بارها تأکید کرده که هرگونه توافق با ایران باید مبتنی بر «غنی‌سازی صفر» باشد و تهران تنها در صورتی می‌تواند از انرژی هسته‌ای غیرنظامی بهره‌مند شود که سوخت مورد نیاز خود را از خارج وارد کند.

او همزمان با متهم‌کردن ایران به نزدیک‌شدن به «آستانه ساخت سلاح هسته‌ای»، خواستار تشدید فشارها، از جمله فعال‌سازی مکانیسم ماشه از سوی اروپا شد و ایران را «منبع اصلی بی‌ثباتی در خاورمیانه» توصیف کرده است؛ ادبیاتی که آشکارا از منطق بازدارندگی دیپلماتیک فاصله گرفته و به زبان تهدید نزدیک شده است. با این حال، بازگشت به سال ۲۰۱۵ نشان می‌دهد که این مواضع، ریشه‌ای عمیق‌تر دارد.

مارکو روبیو در زمان انعقاد توافق هسته‌ای ایران و گروه ۱+۵، از برجسته‌ترین مخالفان برجام در سنای آمریکا بود. او در ژوئیه ۲۰۱۵ توافق را «ضعیف، خطرناک و فاقد سازوکارهای نظارتی کافی» خواند و مدعی شد که برجام نه‌تنها مانع دستیابی ایران به توان هسته‌ای نمی‌شود، بلکه در بلندمدت مسیر آن را هموار می‌کند. روبیو در همان مقطع، به‌صراحت اعلام کرد که در صورت رسیدن جمهوری‌خواهان به قدرت، برای لغو یا تضعیف این توافق و بازگرداندن تحریم‌ها تلاش خواهد کرد. این مواضع در سال‌های ۲۰۱۶ و در جریان رقابت‌های درون‌حزبی جمهوری‌خواهان نیز تکرار شد؛ جایی که او ایران را متهم به «آزمودن خطوط قرمز آمریکا» کرد و خواستار سیاستی سخت‌گیرانه‌تر و مبتنی بر فشار همه‌جانبه شد.

در جدیدترین مواضع ضدایرانی وزیر امور خارجه آمریکا، پس از ربایش و انتقال نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا به ایالات متحده، مارکو روبیو در کنفرانس‌های مطبوعاتی و مصاحبه‌های رسانه‌ای خود با لحنی صریح و تهاجمی، مواضعی آشکارا ضدایرانی مطرح کرد و مدعی شد که آمریکا دیگر اجازه نخواهد داد ونزوئلا به پایگاهی برای نفوذ ایران و حزب‌الله در نیم‌کره غربی تبدیل شود.

او با توصیف روابط کاراکاس با تهران به‌عنوان تهدیدی برای امنیت ملی ایالات متحده، تأکید کرد که «دیگر هیچ حضور ایران یا حزب‌الله» در ونزوئلا تحمل نخواهد شد و واشنگتن مصمم است این نفوذ را به‌طور کامل حذف کند؛ موضعی که به‌طور ضمنی تلاش آمریکا برای توجیه اقدام فراسرزمینی خود علیه دولت ونزوئلا را نیز در چارچوب مقابله با ایران و متحدانش بازنمایی می‌کرد.

در مجموع، کارنامه سیاسی مارکو روبیو نشان می‌دهد که نگاه تقابلی او به ایران، نه واکنشی مقطعی به تحولات اخیر، بلکه بخشی ثابت از هویت سیاسی و فکری اوست؛ هویتی که با نزدیکی راهبردی به اسرائیل و لابی آیپک گره خورده و اکنون، با در اختیار گرفتن یکی از کلیدی‌ترین مناصب سیاست خارجی آمریکا، به‌طور مستقیم بر مسیر پرونده ایران در دولت دونالد ترامپ اثر گذاشته است.

کمیته روابط عمومی آمریکا–اسرائیل (AIPAC) از دهه ۱۹۵۰ میلادی به‌تدریج به یکی از قدرتمندترین لابی‌های سیاسی در واشنگتن بدل شد؛ لابی‌ای که مأموریت محوری آن، تضمین حمایت بی‌قیدوشرط ایالات متحده از اسرائیل و همزمان، مهار و تضعیف بازیگران منطقه‌ای مخالف تل‌آویو، به‌ویژه جمهوری اسلامی ایران بوده است.

از نخستین سال‌های پس از انقلاب اسلامی، آیپک ایران را نه صرفاً یک چالش منطقه‌ای، بلکه «تهدیدی راهبردی» برای نظم مطلوب خود در خاورمیانه تعریف کرد و همین نگاه، به‌تدریج در گفتمان رسمی بخش مهمی از سیاستمداران آمریکایی نهادینه شد. در چهار دهه گذشته، ردپای آیپک در بسیاری از اقدامات ضدایرانی واشنگتن، از نقش‌آفرینی فعال در تصویب تحریم‌های اولیه و ثانویه علیه ایران در کنگره، تا لابی‌گری گسترده برای قرار دادن نام ایران در فهرست «دولت‌های حامی تروریسم» قابل مشاهده است.

آیپک در دهه ۱۹۹۰ از حامیان اصلی قانون «داماتو» بود و در دهه‌های بعد، تقریباً در تمام بسته‌های تحریمی علیه ایران، از تحریم‌های نفتی و بانکی گرفته تا محدودیت‌های فناوری و نظامی، نقش مستقیم یا غیرمستقیم ایفا کرد. اوج این تقابل را می‌توان در سال ۲۰۱۵ مشاهده کرد؛ زمانی که آیپک تمام توان سیاسی، رسانه‌ای و مالی خود را برای جلوگیری از تصویب برجام به کار گرفت و حتی در اقدامی کم‌سابقه، آشکارا در برابر رئیس‌جمهور وقت آمریکا ایستاد.

از منظر تاریخی، قدرت آیپک تنها در نفوذ بر کنگره خلاصه نمی‌شود؛ این لابی توانسته است با هر دو حزب اصلی آمریکا، شبکه‌ای پایدار از روابط ایجاد کند. از رؤسای‌جمهور جمهوری‌خواهی چون رونالد ریگان و دونالد ترامپ گرفته تا دموکرات‌هایی مانند بیل کلینتون و جو بایدن، همگی ناگزیر از درنظر گرفتن حساسیت‌ها و خطوط قرمز آیپک در سیاست خاورمیانه‌ای خود بوده‌اند.

حمایت‌های مالی هدفمند در انتخابات، سازمان‌دهی سفرهای سیاستمداران آمریکایی به اسرائیل و تولید گفتمان‌های امنیتی درباره «تهدید ایران»، از ابزارهای ثابت این لابی برای اثرگذاری بر ساکنان کاخ سفید بوده است. جان مرشایمر، استاد علوم سیاسی در دانشگاه شیکاگو و از تئوریسین‌های مطرح جهان در گفت‌وگو با دنیل دِیویس، افسر بازنشسته ارتش و تحلیلگر سیاست خارجی آمریکا در پادکست «دیپ‌ دایو» در این خصوص گفت: «وقتی صحبت از ایران در میان باشد، نخستین موضوعی که باید بدانید این است که اسرائیلی‌ها و لابی اسرائیل در آمریکا، اساساً «مالک» ترامپ هستند و هر کاری که بخواهند انجام دهند، ترامپ باید همراهی بکند.»

در این چارچوب، نزدیکی چهره‌هایی مانند مارکو روبیو به آیپک، نه یک استثنا، بلکه ادامه یک سنت سیاسی در واشنگتن است؛ سنتی که در آن، سیاست ایران عملاً به یکی از حوزه‌های نفوذ مستقیم لابی‌های حامی اسرائیل تبدیل شده است. نتیجه این روند تاریخی آن است که هرگاه پرونده ایران از مسیر دیپلماسی فاصله گرفته و به سمت فشار و تقابل حرکت کرده، نقش آیپک و متحدانش در کنگره و کاخ سفید، نقشی تعیین‌کننده و انکارناپذیر بوده است.

برای درک جایگاه مارکو روبیو در دولت دوم دونالد ترامپ، ناگزیر باید به تجربه دولت نخست او بازگشت؛ دوره‌ای که سیاست ایرانِ واشنگتن عملاً در اختیار دو چهره کاملاً ایدئولوژیک و جنگ‌طلب یعنی مایک پمپئو، وزیر امور خارجه و جان بولتون، مشاور امنیت ملی کاخ سفید قرار داشت. این دو، معماران اصلی راهبرد «فشار حداکثری» علیه ایران بودند و با ترکیبی از تحریم، تهدید و عملیات روانی، تمام تلاش خود را به کار بستند تا ترامپ را از مسیر دیپلماسی دور کرده و به سمت تقابل نظامی با تهران سوق دهند.

بررسی پرونده ایران در دولت دونالد ترامپ نشان می‌دهد که شخصیت پیچیده و غیرقابل پیش‌بینی او، همراه با تمایل ذاتی‌اش به قرار گرفتن در مرکز توجه، نقشی دوگانه در سیاست خارجی ایفا کرده است. از یک سو، ترامپ علاقه داشت به‌عنوان رئیس‌جمهوری صلح‌طلب در تاریخ شناخته شود و حتی تلاش‌های او برای دریافت جایزه صلح نوبل را می‌توان در همین چارچوب فهمید.

از سوی دیگر، این تمایل ذاتی، در مواجهه با طیف جنگ‌طلب کاخ سفید، که نفوذ عمیقی بر پرونده ایران داشت، به ابزاری برای پیشبرد سیاست‌های خصمانه بدل شد. مارکو روبیو، مایک پمپئو و جان بولتون، به همراه لابی‌های قدرتمند حامی اسرائیل، توانسته‌اند با استفاده از گرایش ترامپ به دیده شدن، او را به سمت اقدامات مداخله‌جویانه، فشار حداکثری و حتی تهدید نظامی سوق دهند.

نتیجه آن شد که پرونده ایران دیگر صرفاً عرصه دیپلماسی نبود، بلکه میدانی برای نمایش قدرت و اثبات نفوذ جریان تندرو بر رئیس‌جمهور آمریکا شد. به این ترتیب، علاقه ترامپ به دیده شدن و ثبت‌نام خود در تاریخ، با فشار متحدان جنگ‌طلبش تلفیق شد و سیاست خارجی او در قبال ایران را به سمت تقابل و تنش شدید هدایت کرد؛ مسیری که همچنان پرسش‌های جدی درباره اثرگذاری لابی‌ها و مشاوران بر تصمیمات کاخ سفید و ثبات منطقه‌ای بر جای می‌گذارد.

315

کد مطلب 2168271

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 3 =