به گزارش خبرآنلاین روزنامه ایران نوشت: بررسیها نشان میداد سارقان با شکستن پنجره وارد خانه شده و سناریوی سرقت از خانه مهندس جوان را اجرا کرده بودند.
دوربینها نشان میداد سه مرد جوان سوار بر موتورسیکلت مقابل خانه توقف کرده و دو نفر از آنها با شکستن شیشه پنجره بالکن وارد خانه شده و لحظاتی بعد نیز با سکه و طلاهای سرقتی که حدود 5 میلیارد تومان ارزش داشت، متواری شده بودند.
اما این تنها سرقت متهمان موتورسوار نبود. کارآگاهان پلیس در ادامه با شکایتهای مشابهی مواجه شدند که شیوه سرقتها یکسان بود و همه آنها توسط سه موتورسوار نقابدار صورت میگرفت.
با ادامه تحقیقات و رسیدگی تخصصی به پروندهها، موضوعی توجه مأموران را به خود جلب کرد. همه سرقتها در روزهای دوشنبه انجام شده بود و سارقان هر منطقه را دوبار برای سرقت انتخاب کرده بودند. بنابراین با کنار هم قرار دادن مدارک و شواهد، بازپرس دادسرای ویژه سرقت به این نتیجه رسید که متهمان بیتردید به سراغ آخرین محلهای خواهند رفت که یک بار از آنجا سرقت کرده بودند.
با این فرضیه، مأموران وارد عمل شده و روز دوشنبه طرح مهار را در آن محدوده اجرا کردند و خانههای محل را زیر نظر گرفتند تا اینکه اکیپی از مأموران متوجه حضور سه جوان نقابدار سوار بر موتورسیکلت شدند. آنها به صورت نامحسوس به تعقیب موتورسواران پرداختند. وقتی سارقان در مقابل خانهای توقف کردند و از پنجره وارد خانه شدند، مأموران صبر کردند تا متهمان سرقتشان را انجام دهند و با اموال سرقتی آنها را دستگیر کنند. زمانی که آنها از خانه خارج شدند، مأموران وارد عمل شده و متهمان را بازداشت کردند.
متهمان در تحقیقات اعتراف کردند سرقتها را به دستور یکی از همدستان خود به نام آرمان انجام دادهاند. با اعتراف متهمان به سرقتهای سریالی از خانههای شمال و شمال غرب پایتخت به دستور بازپرس دادسرای ویژه سرقت در اختیار کارآگاهان اداره آگاهی قرار گرفته و تحقیقات برای شناسایی سایر جرایم احتمالی آنها ادامه دارد.
رمالی که پیشنهاد سرقت داد
آرمان، سردسته باند سرقت است و به گفته خودش اولین بار است که پایش به کلانتری و دادسرا باز میشود. وی درباره اینکه چرا وارد سرقت شده گفت: «من لیسانس حسابداری دارم و در عمرم به کار خلاف فکر هم نکرده بودم اما چون بسیار خرافاتی هستم مرد رمالی زندگیام را نابود کرد. من از دوران کودکی عاشق ستارهشناسی و نجوم بودم و مطالعات زیادی در این رابطه داشتم. بعد از مدتی با یک رمال آشنا شدم که او هم مدعی بود به علم ستارهشناسی اشراف دارد و حتی از روی ستارهشناسی و رمالی میتواند بگوید که چه زمانی برای انجام چه کاری خوب است و چه زمانی بد و از روی ستارهها میتواند سرنوشت مرا بخواند. وقتی پیش او رفتم چندباری حرفهایی به من زد که درست بود و برایم موفقیت به همراه داشت ، بنابراین من هم به او باور پیدا کردم. وقتی به خاطر وضعیت بد مالیام به او مراجعه کردم و دنبال راهی برای پولدار شدن بودم او به من گفت که پولهای تو دست ثروتمندان است و باید پولهایت را از آنها پس بگیری و تنها راهش هم سرقت است.
چرا فقط روزهای دوشنبه به سرقت میرفتی؟
مرد رمال به من گفته بود روزهای دوشنبه روزهای شانس من است و هر کاری که روز دوشنبه انجام دهم با موفقیت تمام میشود.
پس چرا دستگیر شدی؟
او به من گفت که هفته پیشرو برایت هفتهای است که کلی طلا و دلار به دست میآوری و من به حساب حرف او راهی تهران شدم که سرقت را انجام دهم، اما از شانس بدم دستگیر شدم.
چرا برای سرقت به هر محلی دوبار میرفتی؟
گفتم که خرافاتی هستم. این موضوع هم به خرافات مربوط میشد. البته من مواد مخدر هم مصرف میکنم و این موضوع هم روی رفتارم تأثیر دارد.
همدستانت را چطور پیدا کردی؟
من و دو همدستم بچه محل بودیم و زمانی که برایشان ماجرای رمالی و پیشنهاد سرقت را مطرح کردم، قبول کردند که با من همراهی کنند. به همین دلیل دوشنبه شبها راهی تهران میشدیم و با شناسایی خانههایی که چراغهایشان خاموش بود از طریق بالکن وارد شده و سرقتها را انجام میدادیم.
17302





نظر شما