فهیمه نظری: سیلوئتهای چشمگیر، پارچههای فاخر، رنگهای روشن، تزئینات فراوان، و انواع اکسسوریهای پرزرقوبرق، مشخصه لباسهای دوران ویکتوریا است؛ یعنی در طول سلطنت ملکه ویکتوریا که هفت دهه از قرن نوزدهم را در بر میگرفت. این دوران، زمانی از تغییرات پویا بود، زیرا انقلاب صنعتی منجر به گسترش طبقات متوسط شد. ویکتوریاییها با تبلیغات گستردهای که از مکملهای رنگی زیبا در مجلات محبوب گرفته تا پوسترهای چشمگیر در ایستگاههای راهآهن متغیر بود، تشویق میشدند، درآمد قابل تصرف رو به رشد خود را خرج کنند. مردم از تمام طبقات بهشدت علاقهمند بودند که لباس مناسب برای موقعیت مناسب بپوشند، اما عامدانه انجام ندادن این کار به روشی برای ابراز فردیت و عدم انطباق با قوانین اجتماعی نسبتاً سختگیرانه و انتظارات جنسیتی که بر قرن نوزدهم حاکم بود، تبدیل شد.
موزه ویکتوریا و آلبرت، لندن (CC BY-NC-SA)
اهمیت مد
فشنها (مدهای جدید) به لطف اشکال جدید حمل و نقل و ارتباطات بهسرعت گسترش یافتند و دنبال کردن آنها برای اولین بار به یک آرمان مشترک تبدیل شد. اگرچه جامعه ویکتوریایی شامل تضادهای بزرگی بین داراها و ندارها بود، اما یکی دیگر از تحولات این دوره، میل جاهطلبانه برای لباس پوشیدن کمی بالاتر از جایگاه اجتماعی خود بود، به طوری که یک کارمند تلاش میکرد به خوبی رئیس خود لباس بپوشد، یک بازاری میتوانست از مد یک مرد متمول تقلید کند، و یک فروشنده ممکن بود تلاش کند، شاید در آخر هفته، مانند یکی از مشتریان خانم خود لباس بپوشد. حتی برای کسانی که از روندهای مد پیروی نمیکردند، لباس قطعاً به جنبه مهمی از زندگی روزمره تبدیل شد و انتظارات مربوط به ظاهر عمومی مناسب، برای همه طبقات، به چیزی تبدیل شد که تعداد کمی میتوانستند آن را نادیده بگیرند.
پوشاک زنان
پوشاک زنان در این دوره با سیلوئتهای قوی، مواد اولیه نوآورانه و نفیس (مانند ابریشم، کشمیر، خز خوک دریایی، و موسلین با گلدوزی پیچیده)، تزئینات بسیار تزئینی مانند سرآستینها و یقهها، و تمایل به هماهنگ کردن لباس با اکسسوریها مشخص میشد. لباسهای روزمره کاربردیتری برای زمانی که افراد در خانه میماندند یا فعالیتهای خاصی در فضای باز مانند تیراندازی با کمان، شکار و اسبسواری دنبال میکردند، توسعه یافت. اختراع دوچرخهها با چرخهای لاستیکی نیز به این معنی بود که لباسها برای این وسیله حمل و نقل محبوب سازگار شدند. به طور خلاصه، پوشیدن لباس مناسب برای موقعیت مناسب به یک روند مد به خودی خود تبدیل شد.
به زعم برخی تحلیلگران، لباسهای زنان در دوران ویکتوریا، با محدودیتهای ساختگیاش بر بدن، برای تقویت این دیدگاه رایج مردانه طراحی شده بود که نقش یک بانو باید محدود به خانه و خانواده باشد. زنان از کرستهای فنردار (والبون) برای تنگ کردن اندام در قسمت جلو و ایجاد کمر باریک استفاده میکردند، در حالی که در مقابل، از باسِل (bustles) [۱] برای بزرگتر کردن سیلوئت در قسمت عقب استفاده میشد. تلاش برای دستیابی به کمر ایدهآل ۲۰ اینچی (۵۱ سانتیمتر) گاهی اوقات میتوانست پیامدهایی برای سلامتی بلندمدت فرد داشته باشد. آستینها کمتر دستوپاگیر اما تنگتر شدند، خط گردن در لباسهای رسمی کمی پایینتر و در لباسهای روز کمی بالاتر آمد، شانهها شیبدار و باسنها گشادتر شدند. جزئیات با استفاده از چینهای پیچیده، لولهدوزی (piping) و درزها اجرا میشد. رنگهای مورد علاقه در دهههای ۱۸۴۰ و ۱۸۵۰، پاستلهای ملایمی مانند سبز مات، آبی، خاکستری، بنفش و صورتی بودند. برای لباسهای غیررسمیتر، لباسهای چاپی به اندازه لباسهای پارچهای (بافتهشده) محبوب شدند.
موزه ویکتوریا و آلبرت، لندن. (CC BY-NC-SA)
با گذشت قرن، لباس زنان کمتر محدودکننده شد؛ بهویژه، پیراهنهای پشتبسته که همهجا دیده میشدند، با یک کت بالاتنه (بادی) و دامن جداگانه و جلوبسته به چالش کشیده شدند. یک نوآوری دیگر این بود که بالاتنههایی طراحی شدند که میشد آنها را با دامن یکسان تعویض کرد. دامنها رفتهرفته پهنتر و پهنتر شدند و بنابراین به ساختارهای نگهدارنده بیشتری در زیر نیاز داشتند، وضعیتی که میتوانست منجر به پوشیدن شش دامن زیرین سفت توسط یک خانم شود. روش سادهتری برای گشاد کردن دامن طراحی شد، به نام «کرینولین» (زیرتنهی فنردار)، یک ساختار حلقهای ساخته شده از فولاد که شبیه یک قفس پرنده غولپیکر بود. این وسیله در کاریکاتورهای آن دوره بهشدت مورد تمسخر قرار گرفت، اما مقرون به صرفه بودن آن به زنان طبقات اجتماعی پایینتر اجازه داد تا آن را بپوشند. عرض دامنها، شاید به طور اجتنابناپذیری، در طول دهه ۱۸۷۰ بهتدریج باریکتر شد، حداقل برای لباسهای غیررسمیتر، اگرچه حتی در آن زمان نیز، نوعی جبران با افزایش آستینها به صورت پفهای بزرگ در قسمت بالایی صورت گرفت. با ورود ماشینهای جدید به صنعت پوشاک، تزئینات اضافی مانند توری و گلدوزی روزبهروز پرزرقوبرقتر و مقرون به صرفهتر شدند.
از اواخر دهه ۱۸۵۰، پس از اختراع رنگهای مصنوعی، رنگ لباسها بسیار زندهتر شد. مردان محافظهکار گاهی از رنگهای بنفش باشکوه و فیروزهای روشن جدیدی که خانمها میپوشیدند، شوکه میشدند. این رنگهای چشمگیر اغلب در روبانها و تزئینات نیز دیده میشدند، زیرا ترندی شکل گرفته بود که اثرات متضادی هم در رنگ و هم در جنس ایجاد کند. شنلها، عباها و شالها محبوب بودند. کفشهای خانمها قرار بود ظریف و ترجیحاً توسط لباس پنهان باشند. نیمبوتهای کوتاه با پاشنههای کمارتفاع به عنوان لباس غیررسمی محبوب بودند، و همینطور جورابهای راهراه، حتی اگر قرار نبود کسی آنها را ببیند.
تا دهه ۱۸۹۰، مدلی برای زنان در پوشیدن لباسهای سبک «مردانه» شکل گرفت - مانند پیراهن، کراوات و جاکتهای برش داده شده - و موادی مانند پشم و... بهویژه در هنگام انجام ورزشهای بیرونی. این، همچنین راهی برای زنان برای ابراز فردیت و استقلال از صنعتی بود که اغلب بر ساخت لباس زنان و تبدیل پوشندگان آن به اشیاء زینتی متمرکز بود.
لباس مردانه
لباسهای ویکتوریایی برای مردان معمولاً به دنبال ایجاد یک ظاهر شیک و لاغر بود (اگرچه این وهم گاهی موفقیتآمیز نبود). کت فراک در میانه قرار داشت. این کت با آستینهای تنگ دارای دمهای بلندی بود که تا زانو میرسید و معمولاً از پشم ساخته میشد و رنگهای تیره داشت. گزینه دیگر، کت صبحگاهی با قسمت جلویی از بین برده شده بود که دو لبه جلو به عقب منحنی شده بودند. شلوارهای باریک برای افرادی که به مد اهمیت میدادند، ترجیح داشت و معمولاً رنگهای روشن یا حتی خطدار بودند که با کت تضاد میساخت. چینهای حاد در پشت و جلو به ویژگی ضروری شلوار تبدیل شد و نشانهای برای هر تحسینکننده که مثلا این مرد «خوشلباس» است. تأثیر مطلوب مشابهی از طریق لباس پنبهای سفید و بسیار آردی ایجاد میشد.
مانند مد زنان، لباس مردان نیز در طول قرن کمتر محدود شد. جاکت «لایونج» با ترکیبی از بخشهای رسمی اما آزادتر، در داخل خانه پوشیده میشد. مردان حرفهای شروع به پوشیدن جاکت و شلوار هماهنگ کردند، اولین کت و شلوار اداری. گردن پیراهنها بلند بود و اغلب با روسری ابریشمی بسته میشد که در طول دههها بهتدریج نازکتر شد و شبیه کراوات مدرن گردید. در خانه، اغلب جاکت دخانی یا لباسخوابی با برش و مادهای راحت برای محافظت از لباس داخلی از بوی سیگار پوشیده میشد.
در حالی که ورزش و فعالیتهای آخر هفته مانند قایقرانی به مردان فرصت پوشیدن لباسها و طرحهای روشنتر را میداد، این جلیقه (وِست) بود که مرد میتوانست واقعاً ذوق مد خود را به نمایش بگذارد. چارلز دیکنز یکی از پوشندگان مشهور جلیقههای فانتزی و بسیار رنگارنگ بود. ابریشم، بروکات، طرحهای «پیزلی» یا حتی تارتان میتوانستند با خوشحالی نمایان شوند، هنگامی که مرد دستش را در جیب شلوارش میکرد تا جلوی جاکت را باز کند. دکمهها یک شکل آشکار از تزئینات اضافی بودند، بهویژه مروارید. محبوبیت ساعتهای جیبی طراحان را ترغیب کرد، به طوری که جلیقهها اکنون امکان پوشیدن ساعت و زنجیر طلا را فراهم میکردند، مدی که توسط همسر ویکتوریا، آلبرت، محبوب شد.
لوازم جانبی
لوازم جانبی مهم برای مردان و زنان شامل کلاه، دستکش، دستمال، بادبزن، چتر، عصا و کیف بود. کلاههای نازکتر، معمولاً از جنس ابریشم یا ابریشمی ساخته میشدند و با گل و پارچه تزئین میشدند. در طول دهه ۱۸۸۰، کلاههای زنان بلندتر و تزئینات آنها بیشتر شدند. در واقع، علاقه بیپایان به پرهای عجیب منجر به تشکیل جامعه حفاظت از پرندگان در سال ۱۸۸۹ شد. محبوبترین نوع کلاه مردان در اواسط قرن، کلاه بلند از پوست خرگوش بود، اگرچه از این مدل اصلی درنهایت کلاه بولر رایجتر شد.
اگرچه امروزه کمتر کسی کورسِ خود را سفت میکند، چتری چیندار را باز میکند یا جلیقهای درخشان میپوشد، اما مد ویکتوریایی در برخی گوشهها زنده است، بهویژه در میان طرفداران بورلیسک و استیمپانک. شاید آنچه از دست رفته، ایده ویکتوریایی در مورد ترکیب لباسهای متنوع و پر جنب و جوش باشد که برای فعالیتهای خاص در مکانهای خاص و با افراد خاص طراحی شدهاند.
نویسنده:
منبع:
۲۵۹





نظر شما