۰ نفر
۳۰ دی ۱۴۰۴ - ۱۵:۵۶
فراز و فرود حزب ملل اسلامی

«حزب ملل اسلامی» از جمله پیشگامان مبارزه مسلحانه در عصر پهلوی دوم به شمار می‌رفت که در سال ۱۳۴۰ بنیان نهاده شد، ولی طولی نکشید که در مهرماه ۱۳۴۴ این تشکیلات لو رفت و خبر دستگیری اعضای آن در ۲۸ دی همان سال منتشر گردید.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از مرکز اسناد انقلاب اسلامی، دهه ۱۳۴۰ شمسی را می‌توان سرآغاز مبارزات مسلحانه علیه رژیم پهلوی دوم دانست. فکر مقاومت مسلحانه در برابر رژیم پهلوی، عمدتاً از سال ۱۳۴۲ پس از سرکوب آخرین مقاومت‌های ملی و مذهبی، متلاشی شدن نیروهای اپوزیسیون و شکست نهضت ملی و از بین رفتن امکانات مبارزه از طریق قانونی، شدت گرفت؛ به‌ طوری که در این زمان برخی گروه‌ها و دسته‌جات مخالف رژیم، با افکار و ایدئولوژی‌های گوناگون، به یک نتیجه واحد رسیده بودند که تنها راه مبارزه با رژیم شاه مبارزه مسلحانه است. [۱] گروه‌هایی همچون هیئت‌های مؤتلفه اسلامی، حزب ملل اسلامی، سازمان چریک‌های فدایی خلق، سازمان مجاهدین خلق، جنبش انقلابی مردم ایران (جاما)، گروه‌های کوچک مارکسیست مانند گروه لرستان، سازمان آزادی‌بخش خلق‌های ایران، سازمان آرمان خلق و... در راستای جنگ انقلابی علیه رژیم به فعالیت پرداختند. [۲]

در میان این گروه‌ها، حزب ملل اسلامی به‌واسطه این‌که پیش از سایرین پای به عرصه مبارزه نهاد و همچنین ایدئولوژی اسلامی را برای این منظور برگزید، از اهمیت قابل‌توجهی در تاریخ مبارزات سیاسی ـ نظامی برخوردار است. از این رو، در یادداشت حاضر به مطالعه و بررسی تاریخچه این حزب خواهیم پرداخت.

تأسیس حزب

بحث درباره شکل‌گیری و تأسیس حزب را بایستی از مؤسس و رهبر آن آغاز کرد. سید محمدکاظم موسوی بجنوردی مؤسس حزب ملل اسلامی، فرزند آیت‌الله سیدحسن موسوی بجنوردی از مراجع بنام در نجف و مادرش نوه دختری آیت‌الله سیدابوالحسن اصفهانی از مراجع تقلید اعلم ـ پیش از آیت‌الله بروجردی ـ بود.

بجنوردی پس از تحصیلات متوسطه، برای کسب علوم دینی وارد حوزه علمیه نجف اشرف شد. در شانزده‌سالگی پس از مطالعه مجموعه‌ای از کتاب‌های تاریخی، اجتماعی و سیاسی، اندیشه انقلاب مسلحانه و تشکیل حکومت اسلامی در ذهن وی شکل گرفت و در پی آن، به برگزاری جلسات آموزش علوم سیاسی و تفسیر وقایع روز اقدام نمود. بجنوردی با اندیشه‌های اسلامی و فعالیت‌های حزبی عراق از آن جمله حزب‌الدعوه اسلامی آشنا و سپس به ارتباط و اقتباس از آنان پرداخت. بجنوردی سپس با مهاجرت به ایران، در حالی که فقط ۲۳ سال داشت، حزب ملل اسلامی را در سال ۱۳۴۰ بنیان نهاد. او ابتدا به سراغ دوستان دوران کودکی و نیز بستگان خویش رفت و به این ترتیب در اواخر سال ۱۳۴۰ اولین گام‌ها به سوی تشکیل حزب ملل اسلامی برداشته شد. حسن حامد عزیزی دوست دوران کودکی بجنوردی اولین کسی بود که پس از بجنوردی به حزب پیوست. عزیزی نیز پسردایی خود سیدمحمد سیدمحمودی طباطبایی قمی را معرفی کرد. به این ترتیب، تعداد افراد در حزب بیشتر شد. اولین جلسه کمیته مرکزی حزب در اسفند ۱۳۴۰ در منزل هاشم آیت‌الله‌زاده تشکیل گردید، اما پس از آن محل تشکیل جلسات کمیته مرکزی به آپارتمانی واقع در خیابان صفاری منتقل شد. [۳]

می‌توان سیر تأسیس تا ورود به فاز مسلحانه حزب را در سه مرحله مشخص تقسیم‌بندی کرد: دوره یا مرحله اول موسوم به دوره عضوگیری بود. براساس پیش‌بینی حزب، در این دوره بایستی اعضای حزب عضوگیری می‌شدند و به لحاظ کمّی به آن تعدادی که مقرر بود می‌رسیدند و کادرسازی آن تکمیل می‌شد. تمرکز اصلی در دوره یا مرحله دوم بر آموزش‌های نظامی بود چراکه حزب، تشکلی مسلحانه بود و بایستی هریک از گروه‌ها یا شاخه‌های حزب، آموزش‌های لازم را به اعضای خود داده و آنان را آماده ورود به مرحله سوم که مرحله ظهور بود، می‌کردند. براساس برنامه‌ریزی‌ها در دوره سوم، حزب فعالیت علنی خود را اعلام و با اتخاذ تدابیری راه را برای تشکیل حکومتی اسلامی هموار می‌کرد. در این دوره، اسم حزب ملل اسلامی اعلام و علنی می‌شد و اعضای حزب شروع به جذب رسمی افراد برای برگزاری تظاهرات و دیگر سیستم‌های مبارزه، چون اعتصاب می‌کردند و زمینه را برای قیام مسلحانه مهیا می‌نمودند و متعاقب آن پیروزی انقلاب و تشکیل حکومت اسلامی پیش‌بینی شده بود. [۴]

فراز و فرود حزب ملل اسلامی

ایدئولوژی حزب

بجنوردی حزب ملل را در سه زمینه: براندازی رژیم، طرح حکومت اسلامی و جنگ مسلحانه پیشگام می‌دانست. [۵] حزب ملل اسلامی در وجه سلبی اندیشه‌های خود به نقد گسترده نظام‌های سیاسی موجود در جهان پرداخت. مبنای نقد سیاسی و اجتماعی نظام‌های سیاسی موجود، همان شعارهای محوری آنان یعنی «وحدت، عدالت، مساوات، آزادی، اخوت و صلح» بود. گردانندگان حزب این عقیده را داشتند که نظام سلطنتی خواه دیکتاتوری و خواه سلطنت مشروطه و حکومت جمهوری قادر به تضمین شعارهای محوری آنان نیست. درواقع نفی اشکال مختلف حکومتی جهان، گام نخست در تحقق آرمان‌شهر دینی آنان بود. حزب ملل، رژیم سلطنتی را کثیف‌ترین و مرتجع‌ترین رژیم می‌دانست. وراثت مهم‌ترین مؤلفه سلطنت است که مورد حمله حزب ملل واقع شد. به عقیده حزب، این اصل باعث کشته‌ شدن نبوغ، شایستگی و خلاقیت در انسان می‌شود و ناشایستگان را بر مسند شایستگان می‌نشاند. نظام جمهوری نیز یکی دیگر از نظام‌های موجود است که مورد انتقاد شدید حزب ملل قرار گرفته بود. آنان جمهوری را به خلف وعده در اعطای آزادی به مردم، دروغ‌گویی در تبلیغات مبتنی بر حفظ حقوق بشر، تعقیب منافع ملی بدون اعتنا به اخلاقیات و انسانیت، نگاه ابزاری بر انسان و... متهم می‌کردند. [۶]

اندیشه‌های سیاسی ـ دینی حزب، آمیزه‌ای از اندیشه‌های شیعی و سنی همه جریان‌های اسلامی موجود در ممالک اسلامی بود. کتاب‌ها، نشریات و اعلامیه‌های احزاب، گروه‌های اخوان‌المسلمین، حزب‌الدعوه اسلامی، حزب‌التحریر اسلامی، تبلیغات شباب المسلم و اعلامیه‌های جماعه‌العلما عراق در شکل‌گیری این ایده مؤثر بوده است. [۷]

هرچند هدف نهایی حزب ملل، تشکیل حکومت اسلامی فراملیتی در کل جهان اسلامی بود، اما آن‌ها تصویری روشن از مبانی معرفتی و دورنمای حکومت اسلامی مورد ادعای خود ارائه نداده بودند. شاید رهبر حزب، در جو و فضای امروز، الگوی ذهنی حکومت اسلامی حزب را همان «جمهوری اسلامی» که پس از انقلاب روی کار آمد، قلمداد نماید، اما نمی‌توان جمهوری اسلامی را با تصور مبهم وی از حکومت اسلامی مقایسه کرد و آن را دقیقاً منطبق با آن دانست. حکومت مورد نظر حزب ملل اسلامی نه با دیکتاتوری و نه با دموکراسی موافق بود. با این حال، کادر رهبری حزب علیرغم مخالفت‌های خود با نظام‌های سلطنتی و جمهوری، قواعد و چارچوب نوینی برای انتخاب مقام رهبری در حکومت اسلامی مورد ادعای‌شان ارائه نداد. هرچند بر اساس اصل پنجم مرام‌نامه، کمیته مرکزی حزب ملل مرجع اعلای دولت اسلامی است و ریاست عالیه آن با رهبر حزب می‌باشد، اما شرایط و ویژگی‌های انتخاب اعضای کمیته مرکزی و رهبر به هیچ‌وجه مشخص نشده بود. از سوی دیگر، عزل و نصب رهبر نیز در یک دوره کاملاً بسته انجام می‌شد؛ زیرا براساس اصل ششم، عزل و نصب رهبر حزب از اختیارات کمیته مرکزی بود؛ در حالی که خود رهبر، ریاست عالیه آن را برعهده داشت و مجالس دوگانه (مجلس مردم و مجلس بزرگان) نیز وظیفه‌ای جز نظارت بر کلیه برنامه‌ها و رساندن خواسته‌های مردم به دولت را نداشت. [۸]

ساختار و تشکیلات

بانیان حزب صرف‌نظر از تدوین مرام‌نامه و ایدئولوژی، تشکیلات منظمی هم برای آن در نظر گرفتند. در سلسله‌مراتب حزبی، ابتدا کمیته مرکزی متشکل از رهبری ـ که به عهده خود بجنوردی به اتفاق معاون اول: محمدعلی مولوی عربشاهی، دبیرکل: حسن حامد عزیزی، یک مسئول امور مالی: محمد سیدمحمودی و سه مشاور: محمد پیران، مهدی شهبازی و هاشم آیت‌الله‌زاده ـ قرار داشت. سپس به ترتیب کادر از دو گروه، گروه از دو دسته، دسته از دو شاخه، شاخه از دو واحد، واحد از دو مدرسه، مدرسه از سه کلاس و بالاخره کلاس از چهار نفر تشکیل می‌شد. [۹] ماهنامه «خلق» ارگان رسمی حزب ملل اسلامی بود که توسط کمیته مرکزی تنظیم و به واحدها و شاخه‌ها ارائه می‌شد. اولین شماره این ماهنامه در بهمن سال ۱۳۴۳ منتشر و تا ۹ شماره ادامه یافت. در این ماهنامه مطالب در جهت تقویت افکار انقلابی و اسلامی و نیز توجیه مشی مسلحانه تنظیم می‌شد. [۱۰]

ازجمله مشکلات فراروی حزب ملل اسلامی، تأمین منابع مالی لازم جهت تداوم فعالیت‌ها به شمار می‌رفت. در این راستا حق عضویت اعضا به‌ عنوان یکی از منابع مالی حزب در نظر گرفته شد. مقرر شده بود هرکس که وارد حزب می‌شد، ماهانه وجه مشخصی براساس وسع و توان مالی‌اش به حزب بپردازد. برخی اعضا ماهی یک تومان، دو تومان و پنج تومان می‌پرداختند، ولی این‌ها وجوهی نبود که بتواند نیازهای مالی حزب را برآورده کند. امکان استفاده از کمک‌های مرجعیت دینی نیز منتفی بود؛ چراکه حزب ملل اسلامی حزبی مخفی بود و طبیعی بود که نمی‌توانست مرجعیت را در جریان فعالیت‌های خود قرار دهد؛ بنابراین کمیته مرکزی در صدد اتخاذ تدابیری جهت فراهم کردن هزینه‌های حزب برآمد. یکی از راهکارهایی که در حزب مطرح شد، مصادره اموال بود. براساس این طرح، قرار بود اموال مربوط به دولت یا سرمایه‌داران مصادره شود. مسئله دیگری که در این زمینه مطرح شد، خود عملیات مصادره بود. اجرای چنین عملیاتی نیازمند ممارست و تمرین کافی نظامی بود. در حالی که چنین آموزش‌هایی در حزب اجرایی و عملیاتی نشده بود. به هر صورت، تصمیم بر انجام عملیات گرفته شد و یکی از مکان‌هایی که قرار بود عملیات مصادره در آن اجرایی شود، شرکت یخ بود که در کوچه کاج پایین‌تر از میدان مجسمه (میدان انقلاب اسلامی فعلی) قرار داشت. اما به علت عدم هماهنگی میان نیروها، این عملیات و اساساً هیچ عملیات مصادره دیگری اجرایی نشد. [۱۱]

نکته قابل ذکر در این‌جا، بحث آموزش‌های نظامی بود که این‌گونه آموزش‌ها از قبیل تیراندازی و تمرین چریکی و... در کوه برگزار می‌شد که بیشتر از برنامه گروه‌های چریکی در الجزایر و کوبا و گروه‌های مشابه که در فضای جهانی آن روز حضور داشتند، الگوبرداری می‌گردید. [۱۲]، اما به‌طورکلی اعضا نتوانستند آموزش‌های نظامی جدی ببینند و دست به عملیات بزنند. به عبارتی، هرچند معدود اقداماتی نظیر توزیع اعلامیه‌های امام خمینی در آغاز نهضت اسلامی (۱۳۴۲) توسط اعضای گروه انجام گرفت، اما به‌ طور سازمان‌یافته هیچ‌گاه آن‌ها نتوانستند از مرحله اول یعنی از مرحله جذب و تعلیم نظری فراتر روند؛ چراکه حزب در مهرماه ۱۳۴۴ براثر دستگیری یکی از اعضا در مهرماه ۱۳۴۴ لو رفت. [۱۳]

پایان کار حزب

در ۲۰ مهر ۱۳۴۴، مأموران به یکی از اعضای حزب به نام محمدباقر صنوبری مشکوک می‌شوند و درنهایت او را دستگیر می‌کنند و پس از چندی سایر اعضا را نیز به دام می‌اندازند. با دستگیری اعضا، اساساً حزب ملل اسلامی متلاشی می‌شود و حیات سیاسی‌اش پایان می‌یابد.

رژیم پهلوی در مراحل اولیه دستگیری که سعی کرده بود حزب ملل اسلامی را به نوعی التقاطی یا حتی به پیروی از اندیشه‌های مارکسیستی متهم نماید، اعلام داشت در موارد اقتصادی و اجتماعی اصول کمونیسم الهام‌بخش تشکیل‌دهنده این حزب بوده است که با بعضی از قواعد و مقررات اسلامی پوشیده شده است. اما پس از بازجویی‌های اولیه اعضای دستگیرشده، نه‌تنها از اتهام التقاط فکری و ایدئولوژیکی این حزب دست برداشتند، بلکه در گزارش‌های‌شان به گرایش‌های مذهبی آن‌ها اشاره کردند و هدف‌شان را برقراری دولت واحد اسلامی تحت قوانین اسلام اعلام نمودند. [۱۴]

سرتیپ ضیاءالدین فرسیو معاون وقت دادستانی ارتش در جواب سؤال یکی از خبرنگاران که پرسیده بود: «آیا این عده متمایل به چپ یا راست بودند؟» گفت: «این مورد توجه نیست که این افراد به کدام دسته تمایل داشته‌اند. مهم این است که این عده علیه امنیت و استقلال کشور اقدام نموده‌اند و ما کسانی را که به هر طریقی علیه استقلال و نظم اقدام نمایند مورد تعقیب قرار خواهیم داد.» [۱۵]

علل گوناگونی در شکست حزب ملل اسلامی نقش داشتند که می‌توان آن‌ها را به‌ طور خلاصه در موارد زیر جست‌وجو نمود:

۱. عدم تجربه کافی و جوان بودن رهبر و کادر کمیته مرکزی و اعضای حزب؛

۲. فقدان آموزش و تعلیمات رزمی برای پنهان‌کاری و اختفا در صورت لزوم به علت نداشتن امکانات نظامی؛

۳. عدم آشنایی دقیق کادر رهبری به اصول، سازمان و تشکیلات حزبی؛

۴. عدم شناخت موقعیت خود و حکومت مرکزی؛

۵. تسلط مقتدرانه حکومت مرکزی بر اوضاع کشور با کمک نیروی ساواک؛

۶. عدم درک درست کادر رهبری از سطح آگاهی‌های مردم و اوضاع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه. [۱۶]

منابع

[۱]حق‌بین، مهدی (۱۳۹۲). از مجاهدین تا منافقین، چاپ اول، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۲۶.

[۲]صدرشیرازی، محمدعلی (۱۳۹۵). سازمان چریک‌های فدایی خلق، چاپ اول، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۲۶.

[۳]کاظمی، محسن (۱۳۸۴). کشف حزب ملل اسلامی. نشریه زمانه، سال چهارم، شماره ۳۸، ص ۲۸.

[۴]میرمحمدصادقی، سید محمد (۱۳۹۹). فریادی در تاریکی، چاپ اول، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۹۸.

[۵]بجنوردی، سید محمدکاظم (۱۳۸۱). مسی به رنگ شفق، چاپ اول، تهران: نشر نی، ص ۵۵.

[۶]حسن‌زاده، اسماعیل (۱۳۸۲). تحلیلی بر دیدگاه‌ها و اندیشه‌های حزب ملل اسلامی. پژوهشنامه متین، شماره ۲۱، ص ۶۶ و ۶۹.

[۷]حسن‌زاده، اسماعیل (۱۳۷۹). تأملاتی در پیدایش و تکوین حزب ملل اسلامی. پژوهشنامه متین، شماره ۵ و ۶، ص ۵۵.

[۸]همان، ص ۷۳.

[۹]روح‌بخش، رحیم (۱۴۰۱). بررسی تعامل تشکل‌های سیاسی ـ مذهبی دهه چهل با نهضت روحانیت (نمونه‌پژوهی: نهضت آزادی ایران، هیئت‌های مؤتلفه اسلامی و حزب ملل اسلامی). نشریه تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی، سال چهارم، شماره ۷، ص ۱۲۷.

[۱۰]احمد، احمد (۱۳۷۹). خاطرات احمد احمد، به کوشش محسن کاظمی، تهران: دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، ص ۹۹.

[۱۱]میرمحمدصادقی، ص ۱۱۲.

[۱۲]ابن‌الرضا، محمدحسن (۱۳۸۷). فضای زندان را تغییر دادیم. نشریه یاران، ویژه‌نامه زندانیان سیاسی قبل از انقلاب، شماره ۳۹، ص ۸۱.

[۱۳]کاظمی، همان، ص ۳۱.

[۱۴]حسن‌زاده (۱۳۷۹)، همان، ص ۷۹.

[۱۵]روزنامه اطلاعات، «کشف شبکه یک حزب مسلح مخفی در تهران»، شماره ۱۱۸۸۷، ۳۰ دی ۱۳۴۴، ص ۱۷.

[۱۶]حسن‌زاده (۱۳۷۹)، همان، ص ۸۱.

۲۵۹

کد مطلب 2171200

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 4 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین