جامعه درک نشد در عوض خیابان پر شد / اکنون زمان تصمیم‌گیری‌های شجاعانه است / مسئولان بپذیرند مردم به طور دائم حق اعتراض دارند

تمام عزیزانی که در دولت و حاکمیت و بخش‌های دانشگاهی و فرهنگی حضور دارند، باید وارد شوند و برای مدیریت وضع موجود اقدام کنند . توجه کنیم که مطالبات ۱۰ روزه (۷ تا ۱۷ دی) خواسته‌های بحقی بود ولی به ساده‌ترین پیام این مطالبات را به اشتباه با تابلوی تورم می‌خواستند صورت مساله را حل کنند در حالی که اصلا مساله تورم نبود، بلکه ما با بحران ریزش ارزش پول ملی مواجه شده‌ایم؛ بحرانی که زلفش به مسائل بین‌المللی و عرف منطقه و نظام بانکی جهانی گره خورده و بنابراین، بخش عقلایی باید تابلوی تورم را کنار بگذارد .

گروه اندیشه: گفت و گوی زیر با دکتر اصغر مهاجری، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه، توسط بنفشه سام گیس در روزنامه اعتماد انجام شده است. او  اعتراضات صنفی معیشتی کسبه و جامعه عمومی که در فاصله ۷ تا ۱۷ دی دست از کسب کشیدند و به خیابان‌ها آمدند را تحلیل کرده است. سام گیس درمقدمه گفت و گویش با اصغر مهاجری می نویسد: «سومین دور از اعتراضات معیشتی در دهه اخیر، روز ۷ دی ماه امسال، به دنبال رکوردشکنی افزایش قیمت دلار به رقم ۱۴۴ هزار تومان و با خودداری کسبه بازار موبایل تهران از فروش آغاز شد و تا روز ۱۷ دی ماه در همین مدار ادامه داشت . از اولین روز اعتراض صنف فروشندگان موبایل، بازار بزرگ تهران، بازار طلا و جواهر، فروشندگان پوشاک، لوازم الکتریکی و لوازم خانگی در بسیاری شهرهای کشور، فروش را متوقف کردند، چون نه تنها به دلیل افزایش قیمت دلار، با بلاتکلیفی و آینده‌ای نامعلوم مواجه بودند، منابع تغذیه این بازارها شامل شرکت‌های وارداتی، تولیدی‌ها یا تامین‌کنندگان مواد اولیه هم به دلیل تداوم نابسامانی در بازار ارز، فروش را متوقف کرده بودند . نشست مشترک رییس‌جمهور با نمایندگان اصناف و پیشنهادات اقتصادی به نفع بازاریان و تغییر رییس کل بانک مرکزی در سومین روز اعتراضات اصناف هم تاثیری در تعدیل وضع موجود نداشت . در پایان اولین هفته اعتراضات صنفی معیشتی اصناف، دولت طرح عدالت معیشتی را با توزیع کالابرگ یک میلیون تومانی برای ۸۰ میلیون نفر جمعیت کشور تصویب کرد، اما این طرح هم تاثیری در خاموش کردن اعتراضات نداشت. اعتراضات معیشتی صنفی تا ۱۷ دی ادامه داشت و از روز بعد، وارد فاز دیگری شد که حسابی متفاوت از اعتراض داشت و در واقع، نبرد خیابانی بود که هدایت‌کنندگانش، چهره‌های ناآشنا برای بازاریان و اصناف بودند، اما سابقه رفتارهایشان که دامنه‌اش تا تخریب اموال عمومی متعلق به جامعه عمومی و حتی آتش گشودن به روی هموطنان و کشتار با سلاح سرد هم گسترده شد، برای اذهان جامعه آشنا بود .

جامعه‌شناسان معتقدند که مردم معترض، به چند شیوه اعتراض خود را نشان می‌دهند که اعتراضات خیابانی، آخرین انتخاب و آن هم در اوج نارضایتی‌هاست، چون آگاهند که خیابانی شدن اعتراض، تبعات سنگینی به دنبال دارد و الزاما هم به نتیجه مطلوب ختم نمی‌شود و بنابراین، در بسیاری کشورها و به خصوص، جوامع جهان سوم یا حتی برخی کشورهای پیشرفته، حتی مشارکت منفی در تصمیم‌گیری‌های سیاسی، اعتیاد، طلاق، رفتارهای مخالف هنجارهای جامعه هم نوعی اعتراض محسوب می‌شود . به نظر می‌رسد که رفتار مردم، با اینکه ممکن است در ظاهر، قدرت زیادی برای تغییر و بهبود وضعیت نداشته باشد، اما پیام‌های روشنی دارد و برگ برنده با دولت‌هایی است که به این پیام‌ها توجه کرده و آن ها را زنگ هشداری ببینند . این دور از اعتراضات صنفی معیشتی در ایران، صرفا تخلیه روانی جامعه نبود، بلکه برون‌داد انباشت نارضایتی از مشاهده رخدادهایی بود که هر بار قرار بود آخرین بار باشد ولی باز هم تکرار شد...» این گفت و گو را می خوانید:

****

اعتراضات ۱۴۰۴ نه استثنایی که دنباله اعتراضات گذشته است

هفته اول دی ماه، اصناف و به‌طور مشخص، صنف موبایل‌فروشان تهران در  اعتراض به گرانی بی‌رویه قیمت دلار، کسب خود را متوقف کرد و به تدریج بازار عمده‌فروشی و سایر اصناف هم به این اعتراض ملحق شدند و مردم عادی را هم با خود همراه کردند. به نظر می‌رسد که این شکل از اعتراض صنفی که تا ۱۷ دی هم طول کشید، طی دهه اخیر بی‌سابقه بود . تحلیل شما درباره این اعتراضات صنفی معیشتی ۱۰ روزه چیست؟ 

به نظر من، منحصربه‌فرد دانستن این کنش جمعی که در قالب مطالبه‌گری نسبت به برخی تصمیمات شکل گرفت، قضاوت عجولانه‌ای است، چون در دوره‌های پیشین اعتراضات هم، شاهد گلایه معیشتی اصناف و بازار بوده‌ایم . معنای مهم این کنش‌ها این است که مطالبه‌گری باید دایمی باشد و هم مردم حقشان را بدانند و چه در قالب گلایه‌های صنفی و چه در قالب جنبش‌های اجتماعی این حق را مطالبه کنند و هم مسوولان بپذیرند، ایمان و باور داشته باشند که مردم حق مطالبه‌گری و اعتراض دارند و نسبت به اعتراض مردم، گوش شنوا و قلب‌های تسلیم داشته باشند و تصمیماتشان در جهت تحقق مطالبات مردم باشد .

این شیوه، یک منشور زندگی در جهانی است که امروز به نام قرن بیست و یکم یا جهان ارتباطات یا جهان دموکراسی می‌شناسیم . به همین دلیل، من اعتراضات ۱۰ روزه‌ای که اصناف و بازاریان و مردم عادی در قبال گرانی قیمت دلار و معیشت داشتند را منحصربه‌فرد نمی‌دانم، بلکه آن را یک مطالبه طبیعی مثل تمام مطالبات سال‌های گذشته می‌بینم . این گلایه‌ها همگی مطالبات مشروع اجتماعی و حق مردم و نشانه پویایی جامعه است . این گلایه‌ها به قشر خاصی تعلق ندارد، چون در حال حاضر، وضعیتی در کشور جاری است که فشار مضاعف این وضع بر دوش تمام قشرهای اجتماعی است .

اگرچه حساسیت بازار و اصناف نسبت به این وضع بیشتر است، چون این وضع برای بازار تاثیرات مالی دارد و به رکود کسب و کار بازار منجر شده ولی علاوه بر اصناف، گروه‌های مختلف اجتماعی و به خصوص طبقه متوسط هم در حال تحمل این وضع است و بنابراین دولت نمی‌تواند بگوید که این گلایه‌ها مربوط به گروه و صنف خاص است، چون چنین انتسابی، پاک کردن صورت مساله است . مشکلی که امروز با آن مواجهیم، یک فشار مضاعف بر دوش همه اقشار و به خصوص، قشر اجتماعی متوسط است .

چرا از قشر اجتماعی متوسط به‌طور مشخص نام می‌برم؟ قشر اجتماعی متوسط، غیر از اینکه فشار اقتصادی را تحمل می‌کند، در حال افول و رانده شدن به قشر اجتماعی پایین‌تر است علاوه بر اینکه مسائل اجتماعی و فرهنگی را هم می‌فهمد و از آنها هم زجر می‌برد . سوپاپ اطمینان هر جامعه‌ای، قشر متوسط است . همه‌ چیز در قشر متوسط جامعه جمع شده و اکثریت هر جامعه را هم قشر متوسط تشکیل می‌دهد که طبق یک توزیع نرمال، حدود ۶۸ درصد  هر جامعه، قشر متوسط هستند . بهره هوشی، تعهدها، مدیریت‌ها، تکنیسین‌ها، تحلیل‌های فرهنگی و ... در قشر متوسط است .

حالا اگر این قشر متوسط که آن را به عنوان سوپاپ اطمینان جامعه می‌شناسیم، دچار دل‌نگرانی یا تهدید شود، جامعه به خطر می‌افتد. جامعه عاقل و توسعه یافته، همیشه درصدد است که قشر متوسط، گسترده‌تر شود ولی متاسفانه در چند دهه اخیر و به خصوص در سال‌های اخیر، شاهد ریزش شدید قشر متوسط جامعه ایران هستیم . با این ریزش، سپهر و کیان اخلاقی جامعه دچار مشکل می‌شود . نکته مهمی که هم باید توسط مردم و هم توسط مسوولان مورد توجه باشد، این است که در حال حاضر، دچار مشکلات مضاعف هستیم که چنین وضعی، کار را سخت می‌کند، چون هم با مشکلات مضاعف و هم با بی‌چاره ماندن‌های مضاعف مواجهیم و بدترین و خطرناک‌ترین وضع برای هر فرد، خانواده، محله، شهر، کشور و یک جامعه همین است که اگر این مشکلات مضاعف شود، مسیر بسیار سخت‌تر می‌شود .

جامعه ایران در حال حاضر دچار مشکلات مضاعف است که فقط هم در حوزه اقتصاد خلاصه نمی‌شود، بلکه سایر حوزه‌ها هم دچار مشکلات شده و مسوولان باید وضع موجود را تحلیل کرده و به خوبی متوجه شرایط موجود شوند . نکته مهم این است که جامعه، همیشه منتظر بخش عقلانیت است، چون پیروزی و موفقیت همواره با بخش عقلانیت است وگرنه به محض ورود توده، به دلیل بالا بودن هیجان اجتماعی، اقدامات توده‌ای باعث می‌شود که همه غرق شوند و بنابراین بهتر است که همیشه بخش عقلایی جامعه، زودتر، درست‌تر و به وقت‌تر رفتار کند .

تعیین کنندگی ضریب هوشی شرافت برای شرایط موجود

بخش عقلایی جامعه کدام بخش است؟ 

قشر متوسط اجتماعی و حتی قشر کارگزار نظام شامل بخش عقلایی نظام سیاسی و بخش اجرایی حاکمیتی و به‌طور مشخص، اساتید دانشگاه‌ها، صاحبان قلم، اصحاب رسانه‌های تعاملی و دموکرات محور و مجازی، روشنفکران، نخبگان و تمام افرادی که بر اساس نظام عقلایی و بر اساس ضریب هوش شرافت (BQ) تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری می‌کنند، بخش عقلانیت جامعه را می‌سازند . تفاوت عملکرد این قشر با گروهی که ضریب هوشی و ضریب هوش هیجانی بالا دارند، این است که قشر دارای ضریب هوش و ضریب هوش هیجانی بالا، فقط به کسب منافعشان فکر می‌کنند .

جامعه، زمانی به رهایی می‌رسد که صاحبان ضریب هوش و ضریب هوش هیجانی بالا، ضریب هوش شرافت هم داشته باشند . بخش عقلایی جامعه که هم باهوش است و هم نقش رهبری دارد و هم اثرگذار است، بر اساس ضریب هوش شرافت، منافع جامعه را در نظر می‌گیرد و منافع دیگری را هم، منافع خودش می‌داند در حالی که امروز، بخش‌هایی از نظام سیاسی و نظام اجرایی و به خصوص در حوزه‌های اقتصادی، فقط منافع خودشان را می‌بینند و با کنترل عواطف و هیجانات، از طریق هوش هیجانی مشغول کسب منفعت شخصی هستند .

به همین دلیل، بخشی از بازار در مواجهه با گرانی قیمت دلار، فروش را متوقف می‌کند، چون به فردای خودش فکر می‌کند . با شرایط فعلی، حالا زمان تصمیم‌گیری‌های شجاعانه توسط بخش عقلایی جامعه، مسوولان مدیریت و سیاستگذاری نظام داخلی و بین‌المللی است . اکنون در دقایق حساس و در وقت تلف شده هستیم و اگر در این زمان، بخش عقلایی جامعه به درستی رفتار نکند و به توجیه متوسل شود و فقط تلاش بر استفاده از هوش هیجانی داشته باشد، بخش هیجانی و عاطفی جامعه و در واقع، توده‌ها تصمیم خواهد گرفت که این تصمیم، هیچ‌گاه به نفع ما نیست، چون هزینه‌کرد برای هوش‌ها و هیجان‌های اجتماعی و رفتارهای توده‌ای هیچ‌گاه به نفع ما نیست .

بخش عقلایی جامعه چه زمانی باید تعهد خود را انجام دهد؟ من بیش از همه، بخش عقلانیت در بخش‌های سیاسی و اجرایی را خطاب قرار می‌دهم و به عنوان فردی کاملا متعهد و با دلسوزی کامل و بر مبنای یافته‌های پژوهشی جامعه‌شناختی از کف جامعه، می‌گویم که بخش عقلایی جامعه، چه در نظام سیاسی و اجرایی و بین‌الملل و چه در حوزه رسانه و خبرگی و نخبگی و دانشگاه و علم، باید کنشگری تاریخی داشته باشد و اگر از این زمان غفلت شود، سایر بخش‌ها عقلایی رفتار نخواهند کرد . 

تقلیل اعتراضات به تورم اشتباه محض اشت

پاییز ۱۴۰۱ و بعد از جان باختن مهسا امینی، بخش عقلایی جامعه معترض شد و در مناطق محروم، شاهد اعتراض مردم نبودیم، بلکه شهرهای بزرگ و به خصوص تهران، صحنه حضور دانشجو و دانشگاهیان و استادان دانشگاه و همان بخش از قشر متوسطی بود که به قول شما نخبه هستند و تحرکات فرهنگی دارند و تصمیم‌گیری‌هایشان بر مبنای ضریب شرافت است . 

نگاه من کمی فراتر از این دایره است . حدود یک‌سال قبل از پاییز ۱۴۰۱ که جنبش اجتماعی زنان ایران شکل گرفت، مشاوره‌هایی در قالب شوراهایی متشکل از بهترین جامعه‌شناسان به فراجا و وزارت ارشاد و بخش‌های امر به معروف و نهی از منکر و سایر نهادها داده می‌شد . در همان زمان هم اگر از عقلانیت نظام سیاسی، فرهنگی و اجتماعی بهره می‌بردیم، آن هزینه‌ها را متحمل نمی‌شدیم ولی متاسفانه به آن مشاوره‌ها توجه و عمل نشد و البته به دنبال این بی‌توجهی‌ها، هزینه هم دادیم .

مشکلات امروز نسبت به پاییز ۱۴۰۱، مضاعف‌تر شده و به همین دلیل، معتقدم تمام عزیزانی که در دولت و حاکمیت و بخش‌های دانشگاهی و فرهنگی حضور دارند، باید وارد شوند و برای مدیریت وضع موجود اقدام کنند . توجه کنیم که مطالبات ۱۰ روزه (۷ تا ۱۷ دی) خواسته‌های بحقی بود ولی به ساده‌ترین پیام این مطالبات بی‌توجهی شد و دولت و بعضی دانشگاهیان، به اشتباه با تابلوی تورم می‌خواستند صورت مساله را حل کنند در حالی که اصلا مساله تورم نبود، بلکه ما با بحران ریزش ارزش پول ملی مواجه شده‌ایم؛ بحرانی که زلفش به مسائل بین‌المللی و عرف منطقه و نظام بانکی جهانی گره خورده و بنابراین، بخش عقلایی باید تابلوی تورم را کنار بگذارد .

ما امروز، هم با تورم و هم با رکود مواجهیم و نرخ رکودمان از نرخ تورم بیشتر است . در اقتصاد، شاخصی به نام شاخص فلاکت داریم . شاخص فلاکت، همزمانی تورم و گرانی و بیکاری و فقدان درآمد و شغل است . در حال حاضر، بخش خصوصی در حال تعطیلی و تعدیل نیروی کار است و همزمان، با گرانی قیمت‌ها و رکود اقتصادی مواجهیم. پس مساله، فراتر از تورم است و با سقوط بحران‌زای ارزش پول ملی مواجه شده‌ایم . در چنین وضعی، بخش عقلایی جامعه باید صورت مساله را به درستی بیان کرده و مسوولیت را به دست بگیرد و اگر به کشور و نظام و جامعه علاقه‌مند است، تصمیمات شجاعانه و کلان و ساختاری اتخاذ کند .

توجیه کارساز نیست در وقت تلف شده هستیم

هشدار می‌دهم که در وقت تلف شده هستیم و باید دست از توجیه‌ برداریم، چون توجیه، چاره‌ساز نیست . مردم اگر ببینند که مشکلاتشان توسط بخش عقلایی جامعه مطرح می‌شود و بخش عقلایی حاکمیت و مدیریت اجرایی سیاسی هم این مشکلات را می‌پذیرد و چاره‌اندیشی می‌کند، دیگر به خیابان نمی‌آیند، چون نمی‌خواهند هزینه بر جامعه تحمیل کنند . مردم زمانی به خیابان‌ها می‌آیند که ببینند دولت به درستی عمل نمی‌کند و در حال توجیه اشکالات است و هیچ جوابی برای گرانی قیمت دلار ظرف یک‌سال و حل نشدن مشکلات فرهنگی ندارد . جهان فهمیده که در تمام جوامع، غیر از قدرت سیاست، عنصر قدرتمند دیگری به نام قدرت اجتماعی وجود دارد و نظریه‌پردازانی همچون میشل فوکو، اتو کرنبرگ و جیمز کلمن متوجه شدند که قدرت، عمودی نیست، بلکه افقی است و سوژه‌های اعمال قدرت، ابژه قدرت هستند .

قدرت طبیعی و قوی، قدرت افقی است چنانکه جامعه ایران هم بسیاری از مسائلش در حوزه‌های فرهنگی را با کمک قدرت افقی و اجتماعی و بدون کمک قدرت عمودی و سیاسی حل کرده است . به همین سبب است که وقتی نهادهای مدنی و اجتماعی بدون کسب اجازه از قدرت عمودی و سیاسی، مسائل را حل می‌کنند، سرمایه اجتماعی هم به سمت نهادهای مدنی و اجتماعی گرایش بیشتری خواهد داشت چنانکه امروز هم شاهدیم که سرمایه اجتماعی، حرکت افقی دارد و مصداقش این است که مردان، صدای فریاد زنان را می‌شنوند و به کمک می‌آیند و تهران، صدای فریاد شهرستان را می‌شنود و به کمک می‌رود .

امروز زمان حل مشکلات با روش های نرم افزاری است

خواهش من از دولت این است که در این زمان، به دلسوزی‌های جامعه‌شناسان و صاحب‌نظران علوم انسانی و حوزه دانشگاهی گوش بسپارد، چون امروز، زمان حل مشکلات با روش‌های نرم‌افزاری است و روش‌های سخت‌افزاری جواب نخواهد داد . امروز باید همگی به احترام کشورمان، به احترام میهنمان، به احترام مردم‌مان و به احترام نظام‌مان، برای حل مسائل بیاییم تا از این گردنه به سلامت رد بشویم . در این روزها، رسانه‌ها باید پیشتاز و جسور باشند و ضمن اینکه جامعه‌شناسان را مورد سوال قرار می‌دهند، بخش عقلانیت در نظام و شورای امنیت و شوراهای تامین و وزارتخانه‌ها و بخش نظامی و دانشگاه‌ها را هم مورد سوال قرار بدهند تا بخش قدرت عمودی هم با تصمیمات شجاعانه، برای حل مسائل، گام‌های اساسی بردارد . 

تحلیل های ارائه شده به دولت درست نیست

در اعتراضات معیشتی صنفی ۷ تا ۱۷ دی امسال، دو برخورد از دولت را شاهد بودیم؛ روز سوم اعتراضات (سه‌شنبه ۹ دی) رییس‌جمهور جلسه‌ای با نمایندگان اصناف برگزار کرد و قول‌هایی به نفع کسب و کار داد . ۱۴ دی هم هیات دولت مصوب کرد که با هدف جبران گرانی قیمت‌ها، به مدت ۴ ماه و هر ماه معادل یک میلیون تومان به ۸۰ میلیون نفر کالابرگ داده شود . بعد از این مذاکرات و تصمیم‌ها، اعتراض اصناف و مردم باز هم تا ۱۷ دی ماه ادامه داشت اگرچه که تعداد شهرهایی که صحنه اعتراض کسبه و مردم بود از ۷۲ شهر به ۶۰ شهر کاهش یافته و تجمعات هم کمتر شد ولی به هر حال اعتراضات اصناف و مردم ادامه داشت. چرا راهکارها و تصمیمات دولت موجب کاهش صد درصدی اعتراضات و خالی شدن صحنه خیابان نشد؟ 

سوال درستی است . چرا خیابان‌ها خالی نشد؟ چون  صورت مساله و جامعه درک نشد در حالی که مشکل مردم با توزیع کالابرگ یک  میلیون تومانی حل نمی‌شد و به همین دلیل، مذاکره با بازار هم اثر نداشت، چون مشکل بازار، به هیچ‌وجه صنفی نبود . گلایه بازار این بود که مصرف‌کننده که در واقع کل جامعه است، توان خرید ندارد و چون قیمت دلار، لحظه به لحظه گران می‌شود، بازار هم امکان فروش ندارد، چون اگر بفروشد، فردا نمی‌تواند با قیمت امروز بخرد و باید گران‌تر بخرد . به همین دلیل می‌گویم که مشکلات ما مضاعف است و بخش عقلایی جامعه باید این وضع را درک کند .

به یاد داریم که در دولت‌های پیشین، وعده دادند که به ازای تولد هر نوزاد، یک میلیون تومان به خانواده‌ها می‌دهند که البته این وعده محقق نشد و اگر هم محقق می‌شد، حتی کفاف هزینه پوشک نوزاد را هم نمی داد و مردم هم به این وعده توجه نکردند و نرخ رشد جمعیت کاهش یافت . امروز، جامعه، بسیار عاقل‌تر است ولی متاسفانه، تحلیل‌هایی که به دولت ارایه می‌شود، درست نیست . تحلیل به معنای تعامل خلاقانه ذهن با داده‌ها بر اساس چارچوب‌های واقعی تحلیلی و منطقی است در حالی که تحلیل‌های ارایه شده به دولت، این ویژگی‌ها را ندارد . اگر غیر از این بود، حتما کارشناسانی در دولت بودند که به این تصمیم اعتراض کنند و نسبت به خطر بی‌ثباتی پول ملی هشدار بدهند. به همین دلیل، مذاکره رییس‌جمهور با اصناف و توزیع کالابرگ یک میلیون تومانی ، به اعتراضات پایان نداد همان‌طور که خرد جمعی، سایر تصمیمات مجلس و دولت‌های قبل را هم نپذیرفت .  

تعامل نرم دولت با اعتراضات قابل تقدیر است

مشابه اعتراضاتی که در فاصله ۷ تا ۱۷ دی در ایران شاهد بودیم، در باقی کشورها و حتی کشورهای با داعیه دموکراسی یا کشورهای سوسیالیستی هم اتفاق افتاده است . رویه برخی دولت‌ها در مقابل اعتراضات مردم این بوده که کنار بایستند تا با فریادهای نارضایتی سیاسی و اقتصادی، تخلیه روانی جامعه انجام شود و دولت با این کنار ایستادن، این برگ برنده را داشته باشد که در ازای انفعال و تصمیمات غلط خودش، هزینه زیادی هم پرداخت نکند . در این ۱۰ روز  هم شاهد بودیم که دولت در روز دوم اعتراضات گفت که اعتراضات را می‌پذیریم، اما به نظر می‌رسد که این پذیرش هم، یک مسکن موقت برای مشکلات مردم است . 

من گفتم که تفاوت این دوره از اعتراضات صنفی نسبت به دوره‌های قبل، مشکلات مضاعف است . در جنبش اجتماعی زنان، با مساله پوشش اختیاری مواجه بودیم ولی مشکل امروز، متعدد است که در راس آنها که باعث گلایه بازار هم شد، فقدان ثبات ارزش پول ملی است که به مسائل اجتماعی و سیاسی بین‌المللی بانکی گره خورده و البته تاثیرات خود را هم دارد، اما علاوه بر این، در سایر حوزه‌ها با آنومی‌های دیگری هم مواجهیم . البته من تدبیر دولت را در برخورد نرم و تعامل می‌پذیرم و کاملا قابل تقدیر است ولی چون مشکلات متعدد است، اگر در پی درمان جدی با تصمیمی شجاعانه نباشند، پاسخ شفابخش نخواهد بود . نباید با وعده‌ها مردم را دلخوش کنیم . 

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2171203

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 5 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین