این مساله نماد بارزی از انزوای عمیق و بیثباتی داخلی ایران در آن زمان است. زمینلرزه در جریان حوادث پس از انقلاب مشروطه ایران رخ داد. در آن زمان فقط مسیرهای کاروانی آسفالت نشده وجود داشت که در زمستان خطرناک بودند. زلزله در سوم بهمن رخ داد. برف و گل و لای گذرگاههای کوهستانی را مسدود میکردند. هیچ شبکه ارتباطی بلادرنگ وجود نداشت. خط تلگرافی به منطقه وجود نداشت و این در حالی بود که در حالی که ایران سیستم تلگرافی داشت که عمدتاً توسط بریتانیاییها برای خط هند-لندن آنها ساخته شده بود، در سال ۱۲۸۷ به منطقه دورافتاده لرستان گسترش نیافته بود. نزدیکترین دفتر تلگراف به کانون زمینلرزه ً در شهرهایی مانند همدان یا اصفهان بود. اخبار باید به صورت فیزیکی توسط پیک سوار بر اسب یا الاغ منتقل میشد. یک پیک سوار بر اسب میتوانست در شرایط خوب حدود ۵۰ تا ۸۰ کیلومتر در روز را طی کند، به این معنی که سفر به تهران حداقل ۵ تا ۷ روز در شرایط ایدهآل طول میکشید، که شرایط زمستانی این زمان را افزایش میداد.
همان زمان در تهران پادشاه ضد مشروطه، محمدعلی شاه قاجار، با کودتایی با حمایت روسها در تیرماه ۱۲۸۷ به قدرت بازگشته بود . از سوی دیگر نیروهای طرفدار مشروطه از گیلان و اصفهان در حال آماده شدن برای پیشروی به سمت پایتخت بودند. شهر از نظر سیاسی محاصره شده و در وضعیت بحرانی قرار داشت. کنترل دولت مرکزی بر استانها حداقل بود. قبایل منطقهای، مانند بختیاریها، بازیگران قدرتمند و خودمختار بودند. در پایتختی که در محاصره جنگ داخلی بود، سرنوشت روستاهای دورافتاده در لرستان برای رژیم درگیر جنگ یا شورشیان اولویت اصلی نبود. اخبار از طریق گزارش دیپلماتهای روس و انگلیس و از سوی مردم عادی به صورت دهان به دهان، کاروانهای بازرگانانی و فرمانهای رسمی پخش میشد که همگی کند بودند.
در ماههای دی ۱۲۸۷ تا تیر ۱۲۸۸ محاصره و مقاومت تبریز از طرف نیروهای مشروطهخواه به رهبری ستارخان و باقرخان در تبریز در برابر محاصره ارتش شاه شکل گرفته بود. در بیست و پنج تیرما ۱۲۸۸ فتح تهران از سوی نیروهای متحد مشروطهخواه رخ داد که از شمال گیلان- و جنوب -بختیاری وارد پایتخت شدند. محمدعلی شاه قاجار برکنار و به سفارت روسیه پناه برد و سپس تبعید شد. پسر خردسالش، احمدشاه قاجار، به سلطنت رسید. در آبان ۱۳۸۸ گشایش مجلس دوم پس از یک سال و نیم تعطیلی مجلس -دوره استبداد صغیر- با هدف نظارت بر دولت جدید و نهادینه کردن قانون اتفاق افتاد . در دوم تیرماه ۱۲۸۷ به توپ بستن مجلس باعث شد تا مبارزه مشروطه خواهان به جبهههای نظامی در استانها کشیده شود. مشروطهخواهان گرچه در صحنه نظامی پیروز شدند، اما جامعه ایران همچنان دچار شکاف عمیق، ضعف دولت مرکزی و مداخلات فزاینده قدرتهای خارجی روسیه و بریتانیا بود. زمینلرزه سوم بهمن ۱۲۸۷ درست در وسط این تحولات و در دشت سیلاخور لرستان رخ داد.
هنگامی که خبر زمینلرزه به تهران رسید ، پایتخت درگیر چالش های گسترده سیاسی و دولت ضعیف و پریشان بود. تأخیر خبری یک هفتهای در سال ۱۱۲۸۷ حاشیه نیست؛ بلکه نتیجه مستقیم زیرساختهای پیشامدرن ایران و وضعیت فروپاشی سیاسی و نبود زیرساخت فناورانه در ایران آغاز قرن بیستم بود.
استان لرستان که زمینلرزه در آن رخ داد تحت تسلط ساختارهای ایلی و محلی بود. منطقه تحت حاکمیت ایل بختیاری با نفوذ سیاسی در سطح ملی (مثل سردار اسعد) و تحت حمایت و در منطقه نفوذ برتانیا بود. ایل بختیار مشغول آمادگی برای فتح اصفهان و فتح تهران دربهارو تابستان ۱۲۸۸ بود. در آن دوره، دولت قاجار کنترل موثری بر لرستان نداشت و حکومت به خوانین محلی واگذار شده بود. می توان درک کرد که مردم پهنه ای با هشت هزار کشته در هنگامه انقلاب مشروطه دچار چه مشکلاتی برای بازسازی و بازتوانی مردمان آسیب دیده در زمینلرزه سیلاخور شده باشند.
*استاد دانشگاه
۴۷۴۷





نظر شما