به گزارش خبرآنلاین حمید درخشان کارشناس فوتبال در روزنامه ایران نوشت: باشگاهها در زمینه تربیت مهاجمان بهدرستی عمل نمیکنند. در گذشته، در ساختار باشگاهها افراد خبره و متخصص فعالیت داشتند و بازیکنان بهصورت پلهپله رشد میکردند تا در نهایت به تیمهای بزرگ لیگ برتر میرسیدند، اما امروز این مسیر توسعه در عمل متوقف شده است.
از زمانی که آکادمیها فعالیت خود را آغاز کردهاند، بهجای آنکه به کارخانههای بازیکنسازی تبدیل شوند، در بسیاری از موارد به محلی برای کاسبی و درآمدزایی تبدیل شدهاند. در فوتبال ایران بهجز چند باشگاه محدود، سایر تیمها در عمل توجهی به این مسأله ندارند و همین بیتوجهی باعث کمبود بازیکن شده و لیگ را با فقر مفرط گلزن مواجه کرده است.
در نتیجه این خلأ، باشگاهها برای جبران کمبود مهاجم به سراغ بازیکنان خارجی میروند؛ بازیکنانی که غالباً از کیفیت بالایی برخوردار نیستند. دلیل این موضوع نیز روشن است؛ مهاجمان درجه یک هزینه بالایی دارند و باشگاهها توان پرداخت قرارداد آنها را ندارند، بنابراین ناچار به جذب بازیکنان متوسط دل میبندند. در چنین شرایطی نمیتوان انتظار عملکردی بزرگ و تأثیرگذار از این بازیکنان داشت.
نکته مهمتر آن است که بسیاری از تیمها حتی در سطح تاکتیکی نیز قادر نیستند الگوهای گلزنی را بهدرستی در زمین پیاده کنند. نبود برنامه مشخص برای خلق موقعیت، باعث میشود مهاجمان در جریان مسابقه تغذیه نشوند و فرصتهای گلزنی شکل نگیرد. این ضعف ساختاری بهتدریج به تیم ملی نیز منتقل شده و جای خالی یک مهاجم ششدانگ در ترکیب تیم ملی فوتبال ایران بهوضوح احساس میشود.
راهکار عبور از این چالش، پیش از هر چیز، ارتقای دانش فنی مربیان است تا بتوانند اصول صحیح خلق موقعیت و گلزنی را به بازیکنان آموزش دهند. در کنار آن، فوتبال ایران باید در همه ابعاد، از زیرساختها و زمینهای استاندارد گرفته تا سیستم تربیت بازیکن، تقویت شود؛ در غیراین صورت، این روند هر سال بدتر خواهد شد. در واقع فوتبال ایران نهتنها درجا نمیزند، بلکه با ادامه این مسیر دچار عقبگردی آشکار میشود؛ عقبگردی که نمونه بارز آن، حذف تیمهای پایه در مرحله مقدماتی رقابتهای آسیایی است.
این عقبگرد از دو سال پیش و همزمان با حذف تیمهای ملی پایه آغاز شد؛ جایی که تیم امید ایران حتی مقابل لبنان نیز شکست خورد؛ تیمی که در عمل از هیچ زیرساخت قابلتوجهی برخوردار نیست. تیم امید، که باید پشتوانه تیم ملی فوتبال ایران باشد، امروز به یک فاجعه تمامعیار تبدیل شده است؛ فاجعهای که باید برای آن گریست. در این مقطع نه گوش شنوایی برای شنیدن ابعاد این مشکل وجود دارد و نه مسئولی که در قبال آن توضیحی بدهد یا برای حل آن آستین بالا بزند.
17302





نظر شما