عاشقان سینما با «سینما شهر قصه» ارتباط بهتری برقرار می‌کنند/ سینما را به خوب و بد تقسیم نکردیم

علی‌اکبر حیدری با اشاره به اینکه «سینما شهر قصه» به سینما و تاریخ سینمای ایران می‌پردازد تأکید کرد که در این فیلم سینما به خوب و بد تقسیم نشده و هیچ بخشی از واقعیت‌های تاریخ سینمای ایران نیز حذف نشده است.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین ایلنا نوشت: فیلم سینمایی «سینما شهر قصه» به کارگردانی کیوان علیمحمدی و علی‌اکبر حیدری مدتی است که بر پرده سینماها در حال اکران است. این فیلم برای اولین بار در سال ۱۳۹۸ در سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد و در چهار رشته نامزد دریافت سیمرغ بلورین شد.

«سینما شهر قصه» یکی از آثار سینمایی سال‌های اخیر ایران است که به گذشته می‌پردازد و قصه‌اش را در سال‌های پیش و پس از انقلاب روایت می‌کند و حال و هوایی طنز دارد که شاید مخاطبان و علاقه‌مندان سینما را بتوان مخاطب اصلی این فیلم دانست.

به بهانه اکران این فیلم با علی‌اکبر حیدری گفت‌وگویی داشتیم که در ادامه مشروح آن را از نظر می‌گذرانید:

«سینما شهر قصه» چگونه شکل گرفت؟

ایده اولیه اینگونه شکل گرفت که من در دورانی که به تازگی پدرم را از دست داده بودم و حال خوبی نداشتم، یک روز نزد کیوان علیمحمدی رفتم و با هم درباره سینما صحبت کردیم. قاعدتاً هر کسی در هر صنفی با هر دوست یا همکاری صحبت می‌کند به سراغ خاطرات مشترک می‌رود و من و کیوان علیمحمدی هم در مورد سینما صحبت کردیم. از دل این صحبت‌ها این ایده به ذهنمان رسید که سینما را با لحنی طنز ببینیم و بدون اینکه به فیلم‌هایی که دوست داریم فکر کنیم تاریخ سینمای ایران را مرور کنیم.

به این نتیجه رسیدیم که با این موضوع فیلمی طنز بسازیم و به برهه‌ای تاریخی پرداختیم که برای سینما بسیار مهم است؛ زمانی که اتفاقاتی مثل آتش زدن سینماها و ماجراهای مختلف رخ داد که البته بخشی از این صحنه‌ها از فیلم حذف شدند و در نهایت محصولی که بر پرده سینماها رفت، خلق شد.

«سینما شهر قصه» تنها اثر طنز کارنامه شماست. نگاهتان به سینمای کمدی و طنز چیست؟

اگر کارهایی که من در ادبیات انجام دادم یا آثاری که با امید بنکدار و کیوان علیمحمدی ساخته‌ام را دنبال کنید، «سینما شهر قصه» تنها اثر طنز ما به حساب می‌آید. من فکر می‌کنم ساختن فیلم طنز کار ساده‌ای نیست در حالیکه در سینمای ما به این گونه سینمایی خیلی ساده نگاه می‌کنند.

نمی‌خواهم دست به تخطئه همکارانم بزنم اما بسیاری از فیلم‌هایی که به عنوان آثار کمدی یا طنز در سینما اکران می‌شوند طنز نیستند، نوعی لودگی است که احتمالاً خیلی از آن‌ها در لحظه به وجود می‌آید.

نظر و ذائقه مخاطب نیز تغییر کرده، زمانی فیلم‌هایی مثل «اجاره‌نشین‌ها» فیلم طنز ما بود و الآن فیلم‌های طنز ما با آثار آن زمان اصلاً قابل قیاس نیستند.

با توجه به اینکه خاطرات عنصر مهمی در «سینما شهر قصه» است، به نظر شما رجوع به تاریخ سینمای ایران چقدر برای مخاطبان ایرانی می‌تواند حس نوستالژیک و خاطرانگیز ایجاد کند؟

قطعاً سینما این ویژگی را دارد. ما یک سری خاطرات جمعی داریم، بخصوص نسل من که اواخر دهه ۵۰ به دنیا آمده‌ام و دهه ۶۰ و ۷۰ سینما را دنبال کردم با سینمایی آشنا شدم که اصلاً ربطی به سینمای امروز ما ندارد و حتی جایگاه سینما هم در آن زمان برای جامعه خیلی مهم‌تر بود.

آن زمان سینما برای فیلم دیدن تنها مرجع بود، در حالیکه امروز مردم فیلم‌های روز دنیا را در گوشی‌های موبایل خود می‌بینند آن زمان برای دیدن یک فیلم قدیمی ما باید به سختی نسخه‌های وی‌اچ‌اس را پیدا می‌کردیم. سینما امروز به لحاظ سخت‌افزاری و نرم‌افزاری با گذشته متفاوت است و خاطراتی که ما با سینما داریم و در فیلم مطرح می‌کنیم برای عاشقان سینما نکات مشترک بسیاری دارد. قطعاً کسی که سینما را دوست داشته باشد با فیلم ما ارتباط بهتری برقرار می‌کند و آن فضای نوستالژیک و خاطرات جمعی برایش ملموس‌تر است.

اما «سینما شهر قصه» یک ویژگی دیگر هم دارد و نمی‌توان آن را محدود به فضای خاطرانگیز کرد. نسل جدید ما احتمالاً در مورد گذشته اطلاعات چندانی ندارد و نمی‌داند روزهای نزدیک انقلاب برای سینمای ما چه اتفاقاتی رخ داده است؛ هر چند که ممکن است در مورد فیلم‌های روز دنیا اطلاعات خوبی داشته باشد اما به هر حال ما گذشته‌ای داریم و نباید آن را پاک کنیم و نادیده بگیریم.

می‌دانم که خیلی از فیلم‌های آن زمان ممکن است از نظر ما فیلم‌های مطلوبی نباشند یا به آن‌ها فیلم‌فارسی بگوییم ولی به هر حال گذشته سینمای ما هستند و در پرداختن به گذشته نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت و در همان آثار هم نکاتی وجود دارد. در فیلم‌های موج نوی سینمای ایران نکات ریز و درشتی وجود دارد که در فیلم ما هم دیده می‌شود، مثلاً شخصیت زن می‌گوید که من فیلم‌هایی از جنس دیگر را دوست دارم نه فیلم‌هایی که مورد علاقه همه است. هیچ نوعی از سینما در این فیلم حذف نشده و در واقع سینما را به خوب و بد تقسیم نکردیم.

بخش‌هایی از فیلم که سانسور شد مربوط به برخوردی است که در آستانه انقلاب با سینما می‌شد؟

بله خیلی از آن اتفاقات در فیلم ما سانسور شد، مثلاً صحنه آتش زدن سینما را در فیلم نشان دادیم که یک صحنه خاص بود و ساختش هم بسیار سخت و پرهزینه بود که ما تصاویری از نگاتیو سوزاندن داشتیم اما این صحنه‌ها حذف شدند.

آنچه که از فیلم حذف شد کاملاً بر اساس واقعیت و برگرفته از کتابی به نام «علی عباسی تقدیم می‌کند» بود که هنوز هم از نشر چشمه چاپ می‌شود و در این کتاب گفته می‌شود که در آستانه انقلاب تمام نگاتیوها را به خارج از شهر بردند و در بیابان آتش زدند. ممکن است برخی از این فیلم‌ها مورد پسند آن افراد نبوده اما احتمالاً خیلی از آن‌ها، فیلم‌های خوبی از سینمای ما بوده و آن اتفاق نشانی از آتش زدن حافظه سینمایی ما بوده که متأسفانه اجازه ندادند در فیلم باقی بماند.

علاوه بر کتاب مذکور می‌دانم که نقل قولی از آقای محسن مخملباف وجود دارد که گفته ما نگاتیوها را به جایی بردیم، نماز خواندیم و بعد آن‌ها را آتش زدیم. در آن کتاب حتی بخشی وجود دارد که گفته می‌شود یک نفر در زمان اکران «اجاره‌نشین‌ها» می‌خواست با نارنجک سینما را منفجر کند و این دیالوگ خودِ آقای مخملباف است.

حذف این بخش‌ها به روایت برهه‌ای از تاریخ ایران در «سینما شهر قصه» چقدر آسیب زده است؟

قطعاً هر حذف آسیب‌زننده است، به هر حال بخشی از واقعیت حذف شده ولی ما سعی کردیم تا آنجایی که در توانمان است با روش‌هایی حرفمان را غیرمستقیم بزنیم و اجازه ندهیم که روایت آسیبی ببیند. به هر حال در پروسه تولید و پخش مسائلی وجود دارد که از اختیار شما خارج است و شما باید تمهیدی برای آسیب کمتر داشته باشید.

اما احتمالاً آن سکانس‌ها را پخش خواهیم کرد. امروز دیگر نمی‌توان آنطور که در گذشته ممکن بود فیلم‌ها را سانسور کرد، سانسور به آن معنا دیگر امکانپذیر نیست و خیلی از سینماگران بعدها تکه‌های حذف شده از فیلمشان را پخش می‌کنند و مردم هم می‌توانند آن بخش‌ها را ببینند. در واقع آنچه که اتفاق افتاده این است که قرائت رسمی و غیر رسمی در کف خیابان با هم متفاوت است.

«سینما شهر قصه» به نوعی با سینما به اتفاقات سیاسی و اجتماعی سال‌های گذشته نیز می‌پردازد. آیا واقعاً سینمای ایران آنقدر در جامعه نمود داشته که بتوانیم در اتفاقات سیاسی و اجتماعی نقشی برایش قائل باشیم؟

پاسخ به این سوال کار ساده‌ای نیست، نیاز به پژوهشی مفصل دارد اما اگر بخواهم نظر شخصی خودم را بگویم، نظرم این است که سینما نمی‌تواند مثل روزنامه عمل کند، روزنامه همان روز می‌تواند نسبت به اتفاقات واکنش داشته باشد و حرف‌های روز را بزند اما فیلم پروسه‌ای برای خلق کردن دارد، تا یک فیلم آماده شود و بعد به اکران برسد ممکن است چند سال بگذرد و به همین دلیل معمولاً از جریان وقایع اجتماعی یک سال عقب است. به همین دلیل برخی فیلم‌ها به سمت پیشگویی می‌روند و در دنیا چنین نمونه‌هایی وجود دارد که یک هنرمند درباره احتمال یک اتفاق در آینده صحبت می‌کند و نسبت به آن ممکن است هشدار دهد.

اگر ما بخواهیم به فیلم‌هایی بپردازیم که در طول تاریخ ساخته شده و حرفی اجتماعی زده‌اند، احتمالاً تعداد این فیلم‌ها در گذشته بیشتر بوده و به نظر من پروسه‌ای را شاهد هستیم که به مرور زمان چنین کاری در فیلم‌ها سخت می‌شود به این معنا که اگر امروز بخواهید حرفی اجتماعی بزنید هم کارتان سخت‌تر است و هم فیلم‌تان سخت‌تر دیده می‌شود. ذائقه تماشاگر تغییر کرده و فقط فیلم‌های کمدی سرگرم‌کننده امکان دیده شدن دارند.

بخشی از این اتفاق می‌تواند به سیاست‌های حاکم مربوط باشد اما بخشی از ماجرا هم به روند پخش بیمار در سینمای کشورمان مربوط است. همه فیلم‌ها در ایران به یک اندازه امکان دیده شدن ندارند چون همان سانس‌ها، تعداد سینماها و سالن‌هایی که به یک فیلم کمدی اختصاص داده می‌شود به یک فیلم دیگر داده نمی‌شود. این مسئله نیاز به یک تحقیق و پژوهش ویژه دارد و نمی‌دانم اگر این تحقیق و پژوهش انجام شود چقدر امکان دیده شدن برای آن تحقیق وجود دارد.

در زمان اکران «سینما شهر قصه» فیلمی اکران شد که ۳۰۰ سانس داشت و فیلمی دیگر بر پرده سینما بود که بیش از هزار سانس داشت و ما سانس‌های اندکی داشتیم که همان سانس‌ها هم برخی در ساعات نامناسب مثل ۱۱ صبح بودند. در واقع نه تنها ساخت اینگونه فیلم‌ها امروز سخت شده بلکه دیده و اکران شدنشان هم کار سختی است.

«سینما شهر قصه» در روایت برخلاف بسیاری از آثار سینمایی که به تاریخ سینمای ایران می‌پردازند نگاهی دوگانه بین جریان روشنفکر و سنتی ندارد و یک جریان دیگر هم ایجاد می‌کند که مربوط به عاشقان سینماست. چقدر نقش این قشر را در آشتی دادن دو طیف با سینما جدی می‌دانید؟

شاید در کسانیکه عاشق سینما هستند یک حالت آشتی‌جویانه وجود داشته باشد اما این عشق حالا دیگر یک عشق یک طرفه است. ما درباره یک پدیده فرضی صحبت می‌کنیم چون حالا که امکان ساخت فیلم‌های متفاوت وجود ندارد چطور می‌شود عاشق این سینما بود؟

امروز دیگر هیچ فیلم مستقلی وجود ندارد و حتی فیلمی که مخاطب عام را در نظر داشته باشد اما بخواهد حرفش را بزند هم دیگر ساخته نمی‌شود، ما فقط دو طیف فیلم‌های سفارشی یا دولتی و فیلم‌های کمدی را داریم که نهایتاً یک جریان دیگر هم وجود دارد که فیلم‌های جشنواره‌ای هستند درحالیکه پیش‌تر ما سینماگرانی داشتیم که مستقل کار می‌کردند و فیلم می‌ساختند اما امروز دیگر هیچ توجیهی برای فیلمسازی با این هزینه‌ها وجود ندارد. بنابراین اگر شما به عنوان کسی که عاشق سینما هستید، بخواهید فیلمی آشتی‌جویانه بسازید چنین امکانی وجود ندارد.

آنچه که در فیلم به عنوان یک رفتار آشتی‌جویانه نشان می‌دهید نشان دادن فیلمی از ابراهیم حاتمی‌کیا به فردی است که با آن نوعی آشتی با سینما شکل می‌گیرد.

به فیلم «بوی پیراهن یوسف» یا فیلمی از آقای حاتمی‌کیا تأکید چندانی ندارم، هرچند که این فیلم از آثار مورد علاقه من است. ما می‌خواستیم فیلمی شاخص از آن زمان را نشان دهیم که این اثر را انتخاب کردیم. طبیعتاً‌ آن زمان فیلم‌های بسیاری اکران شده‌اند که اصلاً ماندگاری نداشتند.

اما اگر بخواهم با همین موضوع به امروز نگاه کنم باید بگویم که دیگر سینمای ما چنین کارکردی نمی‌تواند داشته باشد. ما پس از «سینما شهر قصه» یک فیلم به نام «۲۸۸۸» ساختیم که اثری جنگی بود و هنوز امکان اکرانش فراهم نشده است. مشکل اساسی که ما برای اکران این فیلم داریم این است که «۲۸۸۸» روایتی غیر از قرائت رسمی از جنگ دارد.

در واقع اگر شما به سراغ جنگ و دفاع مقدس هم بروید باید اثرتان نوعی همسویی داشته باشد. حتی در برنامه تلویزیونی «هفت» هم آن زمان یکی از اتهامات فیلم این بود که ما روایت متفاوتی ارائه دادیم و دقیقاً این جمله علیه فیلم مطرح شد که ما این همه سال سعی کردیم تصویری کلیشه‌ای از این ژانر نشان دهیم و «۲۸۸۸» آن تصویر را پس می‌زند و از این اتفاق ناراحت بودند.

حتی در مراسم تجلی اراده ملی که ارگان‌های مختلف پس از جشنواره به آثار جایزه می‌دهند این فیلم از طرف یکی از زیرمجموعه‌های وزارت ارشاد که معاونت قرآن و عترت بود اثر برگزیده شد اما آن جایزه را هم به ما ندادند. نقدی که به فیلم «۲۸۸۸» داشتند این بود که یک فیلم غیر کلیشه‌ای است.

آیا در ارجاع به فیلم‌های سینمایی هم با محدودیت مواجه بودید؟

بله، ما در قسمت‌هایی از «سینما شهر قصه» به فیلم «قیصر» پرداختیم و به ما گفتند که استفاده از بهروز وثوقی در فیلم خیلی زیاد شده و باید کمتر باشد. ما یک شوخی هم با شخصیت‌های سینمایی داشتیم که پدر شخصیت اصلی می‌گفت من عاشق دخترهای داخل فیلم‌ها هستم و ما تصاویری از خواستگاری او از دخترهای داخل فیلم‌ها به کار بردیم و در بخش دیگر فیلم سکانسی دقیقاً به همین شکل داشتیم که آن را هم حذف کردند. در انتهای فیلم هم برخی اسامی حذف شد.

چرا «سینما شهر قصه» ۶ سال پس از ساخت به اکران رسید؟

وقتی فیلم سال ۹۸ در جشنواره اکران شد بسیار مورد توجه قرار گرفت. آن زمان فیلم‌هایی از این دست که به نوعی گذشته را بازخوانی می‌کنند اصلاً وجود نداشت و در طول این سال‌ها سینما از این نوع آثار اشباع شد.

همان زمان چند پخش‌کننده تصمیم داشتند که فیلم را در عید اکران کنند ولی متأسفانه شیوع کرونا باعث تعطیلی سینماها شد و ما بعد که دوره‌ای سینماها دوباره فعالیت خود را آغاز کردند رونقی وجود نداشت و اصلاً کسی سینما نمی‌رفت. بعد تصمیم به اکران فیلم داشتیم که به اتفاقات سال ۱۴۰۱ برخورد کردیم. در واقع ما دو یا سه بار برای فیلم پروانه نمایش گرفتیم.

دفعه آخر حتی کپی‌های فیلم را به شهرستان‌ها فرستاده بودیم که به ما تأکید کردند که حذفیات را انجام داده‌ایم یا خیر و کیوان علیمحمدی یک روز کامل تلاش می‌کرد که حذفیات کمتر شود و معتقد بودیم که بدون حذفیات هیچ اتفاقی برای کشور رخ نمی‌دهد و ما با چنین مشکلاتی نیز روبرو بودیم.

تصور ما این بود که با توجه به ساختار خوب فیلم و بازیگران خوبی که دارد اتفاقات خوبی برای «سینما شهر قصه» رخ می‌دهد ولی با نحوه اکران فیلم عملاً امکان دیده شدنش را از بین بردند و به نوعی یک پیغام غیرمستقیم به ما دادند که چنین فیلمی دیگر نسازیم.

در واقع فیلم را اکران کرده‌اند و احتمالاً بعدها می‌گویند چنین فیلمی بود که اکران شد و نتوانست فروشی داشته باشد اما کسی که به دنبال واقعیت باشد باید ببیند که اصلاً امکان و شرایط دیده شدن برای «سینما شهر قصه» وجود داشت یا خیر.

59243
کد مطلب 2173457

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 7 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین