به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ اردوگاه فولاد خوزستان روزهای پرالتهابی را سپری میکند. پس از استعفای ناگهانی و شوکهکننده یحیی گلمحمدی، معمار جدید قرمزهای اهواز، حالا ترکشهای این جدایی به لایههای دیگر کادر فنی نیز اصابت کرده است. پس از محمد عسگری، خبر رسید که مظاهر رحیمپور، مربی بدنساز باسابقه که سابقه حضور در فینال لیگ قهرمانان آسیا را در کنار گلمحمدی در پرسپولیس داشت، چمدانهایش را بسته و عطای کار در اهواز را به لقایش بخشیده است.
بدون شک، خالی شدن نیمکت تیم از چنین وزنههای فنی و تجربی، آن هم در میانهی فصل، برای هر باشگاهی یک تراژدی تمامعیار محسوب میشود. از دست دادن کادری که هارمونی تاکتیکی و فیزیکی را به تیم تزریق میکرد، هزینهای گزاف و سنگین برای فوتبال خوزستان است و انکارِ دشواریِ این روزها، پاک کردن صورتمسئله خواهد بود.
اما در دل این نگرانیها، یک حقیقت تاریخی درخشان وجود دارد که هواداران خونگرم اهوازی نباید آن را فراموش کنند: اینجا «فولاد» است. باشگاهی که نامش با سرسختی و مقاومت گره خورده است. این تیم در تاریخ پرفراز و نشیب خود، سرماها و گرماهای بسیار سختتر و طاقتفرساتری را به خود دیده و هر بار ققنوسوار از خاکستر بحرانها برخاسته است.
اگرچه رفتن گلمحمدی و دستیارانش یک چالش جدی است و تیم را در موقعیت حساسی قرار داده، اما این «گردنه صعبالعبور» هم برای فولاد بنبست نخواهد بود. ساختار باشگاه فولاد و ریشههای عمیقش در فوتبال ایران، فراتر از نام اشخاص است. این همان تیمی است که بارها در کورهی داغ حوادث آبدیده شده و قرار نیست با وزش این بادها بلرزد.
با این حال، اتفاقات اخیر باید زنگ هشداری جدی برای مدیریت باشگاه باشد. این جداییهای سریالی باید به عنوان یک «درس عبرت» بزرگ در تالار افتخارات و اشتباهات باشگاه ثبت شود تا در آینده، ثبات نیمکت قربانی تصمیمات لحظهای یا شرایط مدیریتی نشود. فولادِ خوزستان زنده است و نفس میکشد؛ تنها کافی است از این شوک بگذرد تا دوباره صلابت خود را به لیگ برتر دیکته کند.





نظر شما