به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایرنا، امیر دژاکام، استاد دانشگاه و بازیگر مجموعه «روزی روزگاری آبادی» درباره چگونگی شکلگیری همکاری خود با این پروژه تلویزیونی گفت: آقای سهیلیزاده مرا برای نقش کاوه صدا زدند. سناریو را گرفتم، خواندم و موافقت کردم. در واقع به عقیده من شکل درست یک کار حرفهای به همینگونه است.
وی افزود: وقتی او کار را شروع کردند، من کمکهای دیگری را هم انجام دادم. مثلاً چون لهجه کرمانی بود، چند بازیگر کرمانی معرفی کرده و یا با چند نفر روی لهجههایشان کار کردم. یعنی تا پایان پروژه ما با یکدیگر گفتوگو میکردیم. مسیر فعالیت آنقدر پیچیده نبود؛ مثلاً در سکانسهایی که دورخوانی میکردیم، گاهی هم با لهجه کرمانی فیلمنامه را میخواندیم.
این بازیگر درباره جذابیت نقش «کاوه» بیان کرد: بسیار به شخصیت کاوه علاقهمند بودم و فکر میکردم آنطور که باید و شاید به این نقش پرداخته نشده است. کاوه با توجه به پیشینهای که داشت، درست است که معتاد شده و به روستا آمده، اما میتوانست به صورت تمثیلی خیلی بیشتر علیه ظلم باشد، در واقع ظلم را رو کند و بیش از پیش در شمایل کاوه ظاهر شود.
دژاکام با اشاره به تفاوت دیدگاهش با کارگردان ادامه داد: به هر حال نظر کارگردان اولویت دارد. شاید این اثر اولین کاری بود که من و آقای سهیلیزاده از منظر زیباییشناسی و تحلیل تفاهم نداشتیم. همیشه حرف، حرف کارگردان است. بنابراین در نهایت ما سرمان را پایین میانداختیم و اطاعت میکردیم.
وی افزود: یک مرتبه نظر خود را در خصوص این شخصیت ارائه دادم؛ شاید در مجموع ما یک بار بیشتر صحبت نکردیم. گفتم کاوه اینطور است و چنین پیشینهای دارد و کاش بیشتر به آن پرداخته شود. ایشان معتقد بود نه، آنقدر جدی نگیر، این یک آهنگر است دیگر.
این استاد دانشگاه درباره اهمیت مخاطب در آثار نمایشی تأکید کرد: من بسیار به مخاطب فکر میکنم. اساساً هنرهای نمایشی، تجلی و ظهور پیدا نمیکند مگر در درون مخاطب. اگر مخاطب را حذف کنیم، اثر نمایشی هم وجود نخواهد داشت. در تئوریهای فلسفه هنرهای نمایشی میگویند وقتی همه عناصر را حذف میکنید، فقط بازیگر و تماشاگر باقی میمانند و عمل نمایشی در حضور این دو عامل شکل میگیرد.
وی ادامه داد: اگر فیلمی بسازید و در صحرا نمایش دهید، دیگر سینما نیست. سینما و تئاتر در مخیله تماشاگر تبلور پیدا میکند. حتی ممکن است ما معنایی در ذهن داشته باشیم، اما آن معنایی که تماشاگر دریافت میکند، صاحب اصالت است.
دژاکام با اشاره به بازخوردهای مخاطبان گفت: برخوردهایی که داشتیم جالب بود. مثلاً به شوخی میگفتند: نمیشد پدر همهشان را در بیاورید؟ یا میپرسیدند: چرا کاوه در برابر ظلم بیشتر ایستادگی نکرد؟ خود من هم همین را میخواستم.
وی در ادامه به سکانسهای پایانی مجموعه اشاره کرد و گفت: در صحنه آخر، در تیراندازیها و درگیریها، کاوه متأسفانه هیچکاره است. این موضوع با شخصیتش جور درنمیآید، مگر این که دروغگو باشد. به نظرم در درگیریهای آخر، کاوه میتوانست در اول صف باشد، میتوانست گلوله بخورد. اما قصه حائز اهمیت است و کارگردان است که آن را تعریف میکند و من به نظرشان احترام میگذارم.
این بازیگر درباره امکان ساخت فصلهای بعدی مجموعه نیز بیان کرد: با توجه به قصه این مجموعه، این امکان بسیار زیاد وجود دارد. من گمان میکنم هشت سریال با ایشان کار کردهام که سه یا چهار موردشان مثل «ترانه مادری» و «آوای باران» خیابانها را خلوت میکردند.
دژاکام تصریح کرد: هر چقدر آثار نمایشی به درد مردم نزدیکتر باشند، موفقتر خواهند بود. فرقی نمیکند تاریخی باشد یا معاصر. مسئله اصلی راستگویی است. وقتی مخاطب احساس کند سریال دروغ میگوید، ارتباط قطع میشود.
وی بیان کرد: سریالهایی بودهاند که تولید بسیار سادهای داشتند، اما مردم به آنها علاقه نشان دادند. تولید سنگین یا اسطورهای بودن، به تنهایی مردم را جذب نمیکند؛ این راستگویی است که باعث جذب مخاطب میشود.
این استاد دانشگاه درباره پرداختن به آداب و رسوم مناطق مختلف کشور در مجموعههای نمایشی نظیر «روزی روزگاری آبادی» یادآور شد: این موضوع بسیار مهم و مؤثر است. متأسفانه در این سریال کمتر به آداب و رسوم کرمان پرداختیم و بیشتر خط قصه را جلو بردیم. اگر در مجموعههای نمایشی و در خصوص آداب و رسوم شهرها و مناطق مختلف کشور کار تحقیقاتی و پژوهشی انجام شود، به نتایج بسیار مفید و مثبتی منجر خواهد شد.
وی با اشاره به تلاشهای عوامل تولید گفت: آقای مهام به عنوان تهیهکننده نهایت تلاش خود را صورت دادند و تمام آنچه مورد نیاز بود را فراهم کرده و در اختیار کارگردان و سایر عوامل قراردادند. طی تدبیر ایشان، مراحل فیلمبرداری با دقت و مطابق برنامه به انجام رسید. در واقع با آن بودجه محدودی که این نوع سریالها دارند، آقای مهام هر آنچه ممکن بود در اختیار گذاشتند.
دژاکام بیان کرد: رضا شیبانی تصویربردار این مجموعه نیز تمامقد با من همراه بود. او فردی بسیار همدل است. مدام کنار من بود و درباره پلانها، اندازه نماها و راکوردها صحبت میکرد. اگر او پشت دوربین نبود، احساس میکردم پشتوانهای ندارم.ضمن اینکه آقای سهیلیزاده، کارگردان این اثر نیز دارای شخصیتی کاملاً عملگراست و میداند چه چیز شدنی و چه چیز نشدنی است.
بازیگر مجموعه «سالهای مشروطه» در پایان اظهار داشت: کار با آقای مهام در مقام تهیه کننده یک تجربه عالی بود. ایشان یکی از رفیقهای خوب زندگی من هستند. گاهی در فاصله میان فیلمبرداری دو پلان با یکدیگر گفتوگو میکردیم و ایشان همواره گوش شنوا داشتند.
۲۴۲۲۴۳





نظر شما