نخستین سفیر ایران در آمریکا؛ قربانی تخریب یا سوءتفاهم؟

در سال ۱۳۰۵ق/۱۸۸۸م، ناصرالدین‌شاه او را به‌ عنوان نخستین فرستاده ویژه و وزیرمختار ایران در واشنگتن منصوب کرد. او همراه هیأتی سه‌نفره... به نیویورک سفر کرد. آنان روز یکشنبه ۳۰ سپتامبر ۱۸۸۸ [۹ مهر ۱۲۶۷]، در اسکله خیابان ۲۲ غربی منهتن پیاده شدند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، حاجی واشنگتن، لقبِ حسینقلی‌خان معتمدالوزاره (که بعدها صدرالسلطنه شد؛ زاده تهران ۱۲۶۵ق/۱۸۴۹م، درگذشته تهران ۱۳۱۶ش/۱۹۳۷م) نخستین سفیر ایران در ایالات متحده آمریکا (۱۸۸۹-۱۸۸۸) بود. او هفتمین پسرِ میرزا آقاخان نوری اعتمادالدوله، صدراعظمِ برکنارشده با رسوایی، بود و از همین ‌رو سال‌های نوجوانی خود (۱۲۷۵–۱۲۸۱ق/۱۸۵۸–۱۸۶۴م) را در تبعید و دور از تهران گذراند. خانواده او تنها پس از درگذشت پدرش در قم اجازه یافتند به پایتخت بازگردند (اقبال، ص ۴۱۴؛ شرف، صص ۲-۱)

حسینقلی فعالیت اداری خود را در وزارت خارجه (وزارت خارجه) زیر نظر سعیدخان آغاز کرد. در سال ۱۲۹۲ق/۱۸۷۴م، به ‌عنوان مستوفی، ریاست مجلس تنظیمات حسنه در اصفهان را برعهده گرفت و سپس خدمت خود را در تهران در دفتر استیفا ادامه داد. او در سال ۱۲۹۵ق/۱۸۷۷م به حج رفت و از آن پس به لقب حاجی شناخته شد. در وزارت خارجه، پله‌پله ترقی کرد و به مقام معاون وزیر رسید. در سال ۱۳۰۲ق/۱۸۸۵م عنوان معتمدالوزاره را دریافت کرد و به‌ عنوان کنسول کل ایران در هند عازم بمبئی شد.

در سال ۱۳۰۵ق/۱۸۸۸م، ناصرالدین‌شاه او را به‌ عنوان نخستین فرستاده ویژه و وزیرمختار ایران در واشنگتن منصوب کرد. او همراه هیأتی سه‌نفره شامل دبلیو. دبلیو. تورنس (منشی)، میرزا محمودخان شیرازی (مترجم) و عبدالعلی‌خان آجودان‌باشی (همکار) به نیویورک سفر کرد. آنان روز یکشنبه ۳۰ سپتامبر ۱۸۸۸ [۹ مهر ۱۲۶۷]، در اسکله خیابان ۲۲ غربی منهتن پیاده شدند و در هتل ویندسور اقامت گزیدند (نیویورک تایمز، ۱ و ۲ اکتبر ۱۸۸۸). سپس نیویورک را به مقصد واشنگتن دی‌سی ترک کردند و پس از ورود، به ‌طور رسمی با توماس فرانسیس بایارد، وزیر امور خارجه ایالات متحده، دیدار نمودند. حسینقلی به همراه وی، در ۳ اکتبر ۱۸۸۸ نامهٔ استوارنامه خود را در کاخ اجرایی به پرزیدنت گروور کلیولند تسلیم کرد (Records، ص. ۱۳۶۵؛ مجانی، ۱۹۹۶ب، ص. ۵۹).

مأموریت او در ایالات متحده کمتر از یک سال کامل به طول انجامید، اما علت کوتاهی این دوره روشن نیست. ادعای اعتمادالسلطنه مبنی بر این‌که مقامات محلی حسینقلی‌خان را برکنار کرده‌اند، با اسناد منتشرشده از سوی وزارت امور خارجه ایران یا وزارت خارجه ایالات متحده تأیید نمی‌شود. سرزنش تند و طعنه‌آمیز اعتمادالسلطنه نسبت به حسینقلی‌خان (اعتمادالسلطنه، صص. ۶۵۶، ۶۶۱) که او را «دیوانه» می‌خوانَد، بیش از آن‌که مشاهده‌ای بی‌طرفانه باشد، بیانگر دشمنی شخصی است.

ادبیات ثانویه (برای نمونه، بامداد، رجال، ج ۱، صص. ۴۶۰-۴۵۹) و به‌ویژه آثار غیرآکادمیک (مانند فیلم حاتمی) غالباً حاجی واشنگتن را شخصی متعصب، نالایق و به‌خصوص نامناسب برای مقام سفارت تصویر کرده‌اند؛ تصویری که با رجوع به منابع دست‌اول می‌توان آن را رد کرد. برای مثال، خبرنگار «نیویورک تایمز» که هنگام ورود او به نیویورک با وی مصاحبه کرد، تصریح نمود که ظاهرش آراسته بوده و هرچند تنها چند کلمه انگلیسی می‌دانسته، اما به زبان فرانسه تسلط کامل داشته است (نیویورک تایمز، ۱ اکتبر ۱۸۸۸).

حاجی واشنگتن در گزارش‌ها و مکاتبات فراوان خود به ایران، گاه با جزئیاتی بسیار دقیق، اطلاعاتی درباره نظام سیاسی و جامعه آمریکا ارائه می‌کرد (برای نمونه  بنگرید به: قانون‌پرور، صص ۲۴۳-۲۴۰). او آشکارا بی‌اعتنایی آمریکاییان به اروپاییان را می‌ستود و آنان را مردمی «هوشیار، باهوش، آگاه، مؤدب و ثروتمند» می‌دانست. وی تأکید می‌کرد که همه کارگزاران و مقامات دولتی «خدمتگزار مردم» هستند؛ نکته‌ای ژرف و دقیق که منافع درباریان قاجار، ازجمله اعتمادالسلطنه، را به چالش می‌کشید. او حتی اصرار داشت که «جوهر دین اسلام را می‌توان در ایالات متحده یافت» (قانون‌پرور، ص. ۲۴۲).

برخلاف آن‌چه پنداشته می‌شود، حاجی واشنگتن پس از بازگشت به ایران نه‌تنها از چشم نیفتاد، بلکه از شاه لقب ستایش‌آمیزِ «صدرالسلطنه» را دریافت کرد و چند سال بعد، در ۱۳۱۰ق/۱۸۹۱م، به ریاست وزارت فوائد عامه (وزارت امور عام‌المنفعه) منصوب شد.

با وجود ویژگی‌های شخصی خاص ــ ازجمله اشعار سبک‌سرانه‌اش ــ حاجی واشنگتن به گروه دیوان‌سالاران حرفه‌ای تعلق داشت که در اواخر دوره قاجار تثبیت شدند. پیوستن نهایی او به جنبش مشروطه (رجوع کنید؛ اقبال، ص. ۴۱۵) به‌روشنی نشان می‌دهد که تعهد او، نه به ‌عنوان یک درباری، بلکه به‌ عنوان یک کارگزار اداری دولت، معطوف به پیشرفت ایران بوده است.

کتاب‌نامه

بامداد، رجال، جلد ۱، صص. ۴۶۰-۴۵۹.

عباس اقبال، «نخستین رابطه سیاسی بین ایران و آمریکا: مختصری از احوال میرزا سعیدخان وزیر خارجه»، در مجموعه مقالات عباس اقبال آشتیانی، به کوشش س. م. دبیرسیاقی، ۱۹۹۹، صص. ۴۲۷-۴۰۹.

اعتمادالسلطنه، روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، به کوشش ایرج افشار، چاپ سوم، تهران، ۲۵۳۶ = ۱۳۵۶ش / ۱۹۷۷.

م. ر. قانون‌پرور، «ایرانیان قرن نوزدهم در آمریکا»، در: التون ال. دنیل (ویراستار)، جامعه و فرهنگ در ایران قاجار، کاستا مسا، کالیفرنیا، ۲۰۰۲، صص. ۲۴۸-۲۳۹.

علی حاتمی، حاجی واشنگتن (فیلم سینمایی)، تهران، ۱۹۹۱.

ع. موجانی، بررسی مناسبات ایران و آمریکا: ۱۹۲۵-۱۸۵۱، تهران، ۱۳۷۵ ش.

همان، گزیده اسناد روابط ایران و آمریکا، ۱۸۵۱۱۹۲۵، تهران، ۱۳۷۵ش.

آلن نِینز و یوناه الکساندر (ویراستاران)، ایالات متحده و ایران: تاریخ مستند، فردریک، مریلند، ۱۹۸۰.

اسناد مربوط به روابط خارجی ایالات متحده، تقدیم‌شده به کنگره همراه با پیام سالانه رئیس‌جمهور، ۳ دسامبر ۱۸۸۸، بخش دوم، شرکت کراوس ریپرینت، نیویورک، ۱۹۶۸ (اصل: واشنگتن، چاپخانه دولتی، ۱۸۸۹)، شماره ۲۶۲۷ در مجموعه مسلسل.

شرف، شماره ۶۰، رجب ۱۳۰۵ / مارس–آوریل ۱۸۸۸، ص. ۱.

آبراهام یسلِسون، روابط دیپلماتیک ایالات متحده و ایران، ۱۹۲۱-۱۸۸۳، نیوبرانزویک، نیوجرسی، ۱۹۵۶.

منبع

www.iranicaonline.org

۲۵۹

کد مطلب 2178630

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 4 =