به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، اسدالله علم در خاطرات روز پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۵۱ نوشت: امروز در منزل استراحت و کار کردم. بسیار خوب بود... رئیسجمهور پاکستان فرمانداران ایالت شمال غربی و بلوچستان را عوض کرد. فرماندار بلوچستان خیلی آدم جاهطلبی بو به نام بیزنجو. با من هم مکاتبه داشت. سال گذشته با بوتو به ایران آمد. پیش مادرم رفته بود. به مادرم گفته بود: «شما – یعنی دولت ایران – باید به بلوچستان کمک بیشتر کنید.» مادرم گفته بود: «این وظیفه دولت شماست.» او گفته بود: «خیر، منظورم این است که دولت ایران به بلوچهای ایران کمک بیشتری بکند.» مادرم، خدا رحمت کند، خیلی شدید و صریح گفته بود: «این به شما مربوط نیست.» خدا رحمت کند، شیرزنی بود، مخصوصا در امور کشوری و وطنی و مذهبی متعصب بود. اتفاقا دیشب خوابش را دیدم، به صورت عجیبی چون خواب هم نبودم. با لباس بسیار مجلل و سبز و توالتکرده – که هرگز نمیکرد – وارد اتاقم شد، به طوری که از رختخواب پریدم که دستش را ببوسم، افسوس که به خود آمدم و دیدم که وجود ندارد، خیلی گریستم.
وقتی بوتو سال گذشته به ایران آمد من برای تهیه وسایل پذیرایی شاهنشاه به ژنو رفته بودم و... بیزنجو را ندیدم، یعنی او را در فرودگاه دیدم و رفتم... باری بیزنجو آدم جاهطلبی بود و... دائما به ما پیغام میداد که بوتو نمیتواند ما را حفظ کند، شما فکری بکنید. شاهنشاه میفرمودند: «به این مطالب او اعتنا نکنید.»
از اخبار مهم ایران تنزل قیمت دلار نسبت به ریال است که دولت تصمیم گرفت [برابری] ریال را نسبت به طلا نگاه دارد. پس دلار ده ریال تنزل کرد، شد ۶۸ ریال. پوند هم ۶ ریال تنزل کرد و امروز اعلام گردید.
منبع: یادداشتهای علم، جلد دوم، چاپ سوم، تهران: کتابسرا، صص ۵۶۱-۵۶۰
۲۵۹





نظر شما