امیرحسین جعفری - خبرآنلاین: اگر صادق قطبزاده اعدام نشده بود و مانند دیگر همفکران خود به هر طریقی زنده میماند، امروز تولد 90 سالگی خود را احتمالاً در کنار فعالان سیاسی ملی-مذهبی و بخشی از اصلاح طلبان جشن میگرفت. صادق قطبزاده در کلیات برای بخشهای زیادی از مردم ایران آشناست. به همین خاطر امروز به واسطه تولد او به وجوه متفاوتی از زندگی او خواهیم پرداخت.
تمرین برای وزارت خارجه
ارتباطات قطبزاده با خارجیها بخش مهمی از زندگی او را تشکیل میدهد. او از زمانی که برای تحصیل به آمریکا فرستاده شد، با مسئله خارجی پیوند خورد تا زمانی که به همین جرم اعدام شد. حتی سمتی که بعد از انقلاب آن را به دست آورد هم قطبزاده را ناچار به ارتباط با خارجیها کرد. کشورهای آمریکا، انگلستان، فرانسه، لبنان، سوریه، عراق، کویت و مصر محل تردد عمومی قطبزاده بود. او از سال 1344 ارتباط سیاسی خارجی خود را آغاز کرد. هرچند در میان این کشورها و در طول این 17 سال، ارتباط قطبزاده با سوریه از جنس دیگری بود.
احمد سلامتیان در این باره میگوید: «رفعت اسد، برادر حافظ اسد، نزدیکترین عضو این خانواده به قطبزاده بود. او با خانواده وزیر دفاع سوریه هم رفت و آمدهای مستمر داشت. در بین این رفت وآمدهای خارجی به هیچکدام جز سوریهایها اعتماد نمیشد.» (رادیو دستنوشتهها، اپیزود 20)
علیرضا نوریزاده نیز میگوید: «صادق بسیار با رفعت اسد رفیق بود. رفعت آن زمان رئیس گارد ملی ریاستجمهوری بود و قدرت امنیتی بالایی داشت. در بهترین خانهها از صادق پذیرایی میکردند و فکر میکنم مقداری مقرری هم برای او گذاشته بودند. صادق با فلسطینیها هم روابط خوبی داشت. صادق بهشدت از صدام بدش میآمد و از بعثیها متنفر بود.» (همان)
قطبزاده پیش از اعدام نیز به اسلحهای که از رفعت اسد گرفته بود اشاره میکند و میگوید آن اسلحه را بعداً به بچههای مدرسه رفاه داده است. (همان) ارتباطات قطبزاده با اعراب بسیار مفصلتر از یک گزارش است. ارتباط قطبزاده با فلسطینیها و نقشی که او برای سازمان فتح و امل داشت، به اندازه تمامی فعالیتهای پس از انقلاب او مهم است. مشخصاً ارتباطات او با محمود همشری (نماینده جنبش آزادیبخش فلسطین در فرانسه) و یاسرعرفات گویای این حجم از ارتباط است.
شوروی دشمن قطبزاده
اگرچه در بین کشورهایی که قطبزاده با آنها ارتباط داشت، عراق و شوروی دو دشمن اصلی قطبزاده به حساب میآمدند. علت دشمنی قطبزاده با شوروی کماکان مبهم است زیرا در برخی از مقاطع همکاریهایی نیز میان او و روسها شکل گرفته بود. مشخصاً ابراهیم یزدی ادعا میکند که قطبزاده نخستین بار یک نقشه جنگی از روسها به دست آورده بود که از آن طریق جنگ ایران و عراق را پیشبینی کرده بودند. در مقابل قطبزاده خواهان اخراج اعضای سفارت شوروی به علت تلاش برای جاسوسی بود. مشخصاً او در پاسخ به وزارت خارجه شوروی که در اعتراض به اخراج دبیراول سفارت نوشته شده بود، مینویسد:
«فراموش نمیکنیم که دولت شوروی در نیم قرن گذشته خصوصاً پس از شهریور ۱۳۲۰ (سپتامبر ۱۹۴۱) با ملت ما چه کرده است. حمله به کشور ما و تسخیر بخشی از خاک مقدس وطن ما و به دنبال آن پیدایش حزبی که از بدو تشکیل تاکنون ستون پنجم دولت شما در خاک کشور عزیز ما بوده و هنوز هم هست... متأسفانه شما هم در عمل نشان دادید که کمتر از آمریکا شیطنت ندارید. تحریکات شما در پارهای مناطق مرزی ما قابل کتمان نیست... باز هم فراموش نمیکنیم که رهبران شما و دولتهای اقمارتان در جشنهای ننگین ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی دوشادوش رهبران آمریکا و دستیاران آن مشارکت داشتهاند و در همان سال قحطی و فقر مردم روستانشین ما را وادار کرده بود که در مقابل قوت لایموت فرزندان خود را در کنار جادهها به بیع و شراب بگذارند. به این ترتیب ملت ما نمیتوانست فرق زیادی بین سوسیالیزم شما و سرمایهداری آمریکا مشاهده کند.
الف- مقدار بسیار زیادی اسلحههای بستهبندیشدهی ساخت شوروی در بستههای دستنخورده در مهاباد کردستان پیدا شده بود. به اینگونه اسلحهها نه ارتش ایران، نه عراق و نه ارتش ترکیه به آن مجهز هستند و سؤال این بوده که چگونه این اسلحههای مدرن غیرموجود در منطقه به دست ضد انقلابیون فعال در کردستان افتاده بود؟
ب- پول رایج روسیه برخلاف کشورهای آزاد دنیا در خارج از آن کشور ارزشی ندارد تبدیل روبل به تومان را در خارج از مرزهای شوروی و بازگشت وجوهات آن را به کردستان چگونه توجیه میکنید.
ج- اقمار شوروی که بر فراز ایران پرواز میکردند از مواضع نظامی ما در کردستان عکسبرداری میکردند و این عکسها را در اختیار ضد انقلاب قرار دادهاند. سؤال این است که یا در پایگاههای شما جاسوسان آمریکایی مستقر هستند و یا اینکه اینگونه عکسها از طریق غیرمجازی به دست ضد انقلاب رسیده است.» (روزنامه اطلاعات، 23 مرداد 59)
چنین نامهای پرده از تنش میان شوروی و قطبزاده برداشت. به همین خاطر هم نیروهای هوادار شوروی (اعضای حزب توده) در فرآیند دستگیری قطبزاده نقش قابل توجهی بازی کردند. مشخصاً نقش کبیری و عطاریان در ضبط صدای قطبزاده و نفوذ به تشکیلات شبهکودتایی او بخشی از این پازل را تکمیل میکند. اگرچه حزب توده مدعی است که در کشف کودتاها در جهت خدمت به انقلاب نوپای ایران نقش داشته اما اگر قطبزاده کمی هوادار شوروی بود به نظر نمیآید که حزب توده در مقابل یک کودتای نزدیک به شوروی ایستادگی میکرد.
امپرئالیسم و قطبزاده
صادق قطبزاده نخستین بار برای تحصیل به آمریکا رفت. او پیش از رفتن به آمریکا سیاسی شده بود و زمانی که با پدرش برای دیدن مصدق به احمدآباد رفت با جبهه ملی پیوند خورد. او در آمریکا همراه دیگر دانشجویان فعالیت سیاسی را ادامه داد تا درنهایت پس از یک درگیری با اردشیر زاهدی از آمریکا اخراج شد.
هرچند این پایان ارتباط قطبزاده با آمریکا نبود. در دی ۱۳۵۶ قطبزاده به آمریکا رفت و با جورج گریفین، از مسئولان میز خاورمیانه و جنوب آسیای دفتر اطلاعات و تحقیقات وزارت خارجه دیدار و نکات زیر را عنوان کرد: خود را «رئیس یک نهضت مقاومت ایرانی در پاریس که با همه سطوح جامعه ایران ازجمله نظامیان در تماس است.» و «تماسهای زیرزمینی و مخفیانه با همه سطوح جامعه ایران از جمله نظامیان» دارد معرفی، و هدفش از این سفر را تماس با آمریکاییهایی که داخل یا خارج از دولت آمریکا با اوضاع ایران آشنا هستند بیان کرد. (موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی) قطبزاده در پایان این دیدار، نامهای که از جانب خودش خطاب به «رابرت مَنتِل» رئیس وقت دفتر کمکهای امنیتی دفتر امور سیاسی نظامی وزارت امور خارجه آمریکا نوشته را به گریفین میدهد.
در سندی منتل درباره او مینویسند:
«میخواهم توجه شما را به چکیده مذاکراتی که با صادق قطبزاده که طبق گزارشهای اخیر جراید ظاهراً از دستیاران کلیدی و سخنگوی آیتالله خمینی است، جلب کنم. قطبزاده روزی در نوامبر ۱۹۷۷ به من مراجعه کرده تقاضا کرد که با او ناهار صرف کنیم و خود را به عنوان رئیس یک نهضت مقاومت ایرانی که مقرش در پاریس است معرفی کرد. من از چارلی ناس که آنگاه مدیر امور ایران بود، پرسیدم که آیا او اطلاعی درباره قطبزاده دارد یا خیر. ناس اطلاعی درباره قطبزاده یا سازمان او نداشت. من بعد با قطبزاده ناهار صرف کردم. یعنی حدود دو سه هفته قبل از اینکه شاه در دسامبر ۱۹۷۷ از آمریکا دیدن کند. اگر حافظه من اشتباه نکرده باشد. نکاتی که قطبزاده بدان اشاره کرد از این قرار بود: او به آمریکا آمده است تا با آمریکاییهایی که چه در داخل و چه در خارج از حکومت، تا آنجایی که او میداند، با امور ایران آشنایی دارند تماس برقرار کند. (او ظاهراً با گزارش من برای کمیته روابط خارجی مجلس سنای آمریکا تحت عنوان فروشهای نظامی آمریکا به ایران آشنایی داشت)
او و سازمانش از تحسینکنندگان آمریکا و ایدهآلهایی که آمریکا از آن دفاع میکند، هستند. او بهویژه در تأکیدی که بر روی حقوق بشر به وسیله حکومت کارتر به عمل میآمد خشنود بود و فرصتی برای خود میدید تا سیاستهای حکومت کارتر را تحت تأثیر قرار دهد. تا اینکه حکومت کارتر اشتباهات حکومتهای سابق را تکرار نکند. این اشتباهات عبارتاند از یکسان کردن منافع آمریکا در ایران و منطقه به عنوان اینکه این منافع مقارن و تابع نظریات، سیاستها و در واقع ادامه فرمانروایی شاه در ایران است.» (یادداشت محرمانه از: رابرت منتل Pm/SSPتاریخ سند: ۱۷ ژانویه ۱۹۷۹_۲۷/۱۰/۱۳۵۷ به: آقای هنری پرکت NNBA/IRN، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی)


در سندی دیگر که متن نامه قطبزاده خطاب به منتل، رئیس وقت دفتر کمکهای امنیتی دفتر امور سیاسی نظامی وزارت امور خارجه آمریکا است نیز آمده:
«آقای منتل عزیز، امیدوارم که حال شما خوب باشد. من متأسفم از اینکه نتوانستم زودتر به شما نامه بنویسم ولی اکنون میخواهم به خاطر وقت پرارزشی که شما در واشنگتن به من دادید تشکر کنم.
به پیوست اسناد مربوط به شکنجهها و روشهای پلیسی و نامههایی از خانوادههای زندانیشده و چند اعلامیه درباره ایران فرستاده میشود. متأسفانه بعضی از آنها هنوز به زبان اصلی، فرانسه، است، اینها به انگلیسی ترجمه خواهد شد و ترجمهها بعداً برای شما فرستاده خواهد شد. نظر به فوریتی که ناشی از آمدن شاه با ایالات متحده آمریکا است مناسبتر دانستم همه چیز را همانطوری که هست، برای شما بفرستم.» (موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی)
شاید تصویر کنید که قطبزاده میتوانست یک عامل آمریکایی و یا طرفدار آنها باشد اما در واقعیت قطبزاده نه طرفدار کشوری بود و نه عامل! بررسی عملکرد او از سالهای 42 تا 61 نشان میدهد که قطبزاده از تمامی جهان برای کمک و استفاده به نفع انقلاب ایران بهرهبرداری میکرد.
گوادالپ
قطبزاده تمامی تحولات سیاسی مربوط به انقلاب ایران را دنبال میکرد. در پی این جستوجوگریها مسلماً او از برگزاری کنفرانس گوادالپ مطلع شد. مسلماً قطبزاده کسی نبود که این فرصت را از دست بدهد. او برای این کنفرانس و شخص ژیسکار دستن نامهای مینویسد که ابراهیم یزدی آن را به یاد دارد و در خاطرات خود اشاره کرده که این نامه مهم بود اما در حوادث پس از انقلاب گم شد.
یک هفته قبل از کنفرانس گوآدلوپ، وزارت امور خارجه فرانسه با صادق قطبزاده تماس میگیرد. علت تماس آنها با صادق قطبزاده چنین بیان شده است که: «... او بسیار به آیتالله خمینی نزدیک بود درواقع به آن حد نزدیک بود که به نام داماد پیامبر شناخته شده بود. فرانسویها مشغول تهیه تدارکات کنفرانس گوآدلوپ بودند و مطمئن بودند که مسئله ایران در کنفرانس مطرح خواهد شد، لذا از قطبزاده خواستند که برای آنها روشن کند که در صورت پیروزی آیتالله خمینی، چه نوع سیاستهایی از جانب ایشان اتخاذ خواهد شد.» (چه کسی ژیسکار دستن را با انقلاب ایران همراه کرد؟، انتخاب 13 آذر 99، کد خبر 588003)
قطبزاده موضوع را پیگیری کرد: «کمی بعد از سفر رئیسجمهور فرانسه به گوآدلوپ آیتالله، از قطبزاده میخواهد که تحقیق کند آیا رئیسجمهور فرانسه مسئله ایران را در کنفرانس مطرح خواهد کرد و آیا تحلیل قطبزاده به رئیسجمهور داده شده است. در ظرف چند ساعت قطبزاده تماس گرفت و به او پاسخ داده شد که بله رئیسجمهور مسئله ایران را در کنفرانس مطرح خواهد... آخرین قسمت از پاسخ آقای خمینی به نماینده ژیسکار دستن حاوی تشکر از رئیسجمهور فرانسه است به مناسبت موضعی که در کنفرانس گوآدلوپ علیه حمایت کارتر از شاه اتخاذ کرده بود.» (همان)
قطبزاده با ماموران سطح بالای فرانسه نیز ارتباط داشت و توانست فرانسویها را نسبت به انقلاب ایران قانع کند. همان نقشی که کیانوری در شوروی بازی کرد؛ زیرا هم شوروی و هم فرانسه انقلاب ایران را هریک از نگاه خودشان مشکوک میدانستند.
وزارت خارجه ایران
صادق قطبزاده پس از انقلاب سمتهای جالبی را تجربه کرد. یکی از این سمتها وزارت امور خارجه بود. سمتی که پیش از او یزدی و سنجابی آن را به دست داشتند. او از آذر 1358 وزیر خارجه شورای انقلاب شد. وزارت خارجه او همزمان با بحران گروگانگیری بود و چالشهای بسیاری داشت. هرچند نگاه او مشخص بود؛ دشمنی با شوروی و ارتباط متعادل با دیگر کشورهای جهان و حمایت از گروههای مبارز عرب! وی تا زمان به قدرت رسیدن بنیصدر وزیر امور خارجه بود. بنیصدر در مرداد 1359 بالاخره توانست دولت را تشکیل دهد و قطبزاده نیز تا شهریور ماه در وزارت خارجه ماند. پس از او میرحسین موسوی وزیر امور خارجه شد. هرچند وزارت خارجه موسوی نیز چالشهای بسیاری به دنبال داشت و باعث شد مدتی وزارت خارجه بدون وزیر باقی بماند.
درمجموع قطبزاده صرفاً منحصر به ایران نبود و زندگی او در چندین کشور روایت میشد. کشورهایی که قطبزاده از آنها برای کمک جهت پیروزی انقلاب استفاده میکرد. در ماجرای دستگیری و اعدام او نیز گفته شد که قطبزاده در مسیر کسب منابع مالی و نظامی جهت کودتا از برخی از کشورها ازجمله عربستان بوده اما کماکان اظهارنظرات متفاوتی نیز در این رابطه وجود دارد.
۲۵۹






نظر شما