به گزارش خبر گزاری خبرآنلاین، واتسلاو هاول (به چکی: Václav Havel) (زاده ۵ اکتبر ۱۹۳۶ - درگذشته ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱) اولین رئیسجمهور جمهوری چک از ۲ فوریه ۱۹۹۳ تا ۲ فوریه ۲۰۰۳ بود. او سیاستمدار، نمایشنامه نویس و نویسنده بود. هاول در سال 1986 جایزه اراسموس و در سال 1990 جایزه گوتلیب دوتوییلر را برای کمک های برجسته اش برای بهزیستی جامعه دریافت کرد. در همان سال مدال آزادی نیز به او اعطا شد. او در سال 1993 به عنوان عضو افتخاری انجمن سلطنتی ادبیات انتخاب شد.
در معرفی کتاب واتسلاو هاول به نام «زیستن در حقیقت» آمده است:
«مقامات حکومتی در تلاش برای زمینگیر کردن زندگی، خود را زمینگیر میکنند و در بلندمدت خویش را در عرصۀ مقابله با زندگی خلع سلاح میبینند. بهعبارتدیگر زندگی ممکن است در معرض تعرض، تضعیف و ضربه قرار بگیرد، اما در نهایت نمیتوان برای همیشه آن را شکست داد و اگرچه آرام ولی پیوسته پیش میرود. ممکن است هزاران بار خسته شود، اما همیشه راهی برای تجدیدقوا پیدا میکند.
کتاب «زیستن در حقیقت» مجموعهای از جستارها و مقالههای سیاسی-فلسفی واتسلاو هاول است که بهکوشش و ویراستاری یان ولادیسلاو گردآوری شده و نخستینبار در سال ۱۹۸۶ به زبان انگلیسی توسط انتشارات Faber & Faber انتشار یافت. این مجلد، متونی را دربر میگیرد که عمدتا میان سالهای ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۵ و در اوج فعالیت هاول بهعنوان روشنفکر منتقد و مخالف حکومت کمونیستی چکسلواکی نوشته شدهاند و امروز بهعنوان یکی از متون کلاسیک ناداستان سیاسی قرن بیستم شناخته میشوند.
در مرکز همهی این نوشتهها، ایدهی محوری و تعیینکنندهی هاول قرار دارد: «زیستن در حقیقت»؛ مفهومی که نهتنها یک موضع اخلاقی فردی، بلکه شکلی بنیادین از مقاومت سیاسی در برابر نظامهای اقتدارگرا تلقی میشود. هاول در این جستارها نشان میدهد که نظامهای پساتوتالیتر، برخلاف دیکتاتوریهای خشن و آشکار، بیش از هر چیز بر شبکهای فراگیر از دروغهای روزمره استوارند: در زبان رسمی، آیینهای اداری، شعارها، رسانهها و حتی رفتارهای عادی شهروندان.
زیستن در چنین نظامی، اغلب به معنای همدستی ناآگاهانه با دروغ است؛ نه از سر باور، بلکه از سر عادت، ترس یا میل به بقا. در برابر این وضعیت، هاول «زیستن در حقیقت» را بهمثابه کنشی وجودی مطرح میکند: امتناع آگاهانه از بازتولید دروغ، حتی در سادهترین و بهظاهر بیاهمیتترین کنشهای روزمره. هستهی فلسفی این مجموعه در جستار مشهور «قدرت بیقدرتان» (۱۹۷۸) صورتبندی میشود؛ متنی که با تمثیل بقالی آغاز میشود که شعار ایدئولوژیک حکومت را از ویترین مغازهاش برمیدارد.
این کنش ساده، از نظر هاول، نه اقدامی قهرمانانه است و نه انقلابی، اما دقیقا به همین دلیل قدرتمند است: زیرا پوچی زبان رسمی را عیان میکند و نشان میدهد اقتدار سیاسی تا چه اندازه به مشارکت منفعل شهروندان وابسته است. در این چارچوب، زیستن در حقیقت به کنشی بدل میشود که نظم دروغین را از درون فرسوده میسازد، بیآنکه نیازمند خشونت یا سازماندهی انقلابی باشد. در سراسر کتاب، هاول مخالفت را نه صرفا بهعنوان امری سیاسی، بلکه بهمثابه تجربهای عمیقا وجودی میفهمد.
مخالفت، پیش از آنکه به خیابان و بیانیه بیانجامد، از درون فرد آغاز میشود؛ از لحظهای که انسان تصمیم میگیرد حیات درونی خود را به زبان تحمیلشدهی ایدئولوژی نسپارد. حتی کنشهای کوچک صداقت - گفتن حقیقت، سکوتنکردن در برابر دروغ، یا امتناع از مشارکت در نمایشهای بیمعنا - بهزعم هاول، کرامت انسانی را تثبیت میکنند و شکنندگی ساختارهای سرکوبگر را آشکار میسازند.

این نگاه، فهم متعارف از قدرت را نیز دگرگون میکند. در «زیستن در حقیقت»، قدرت دیگر صرفا در انحصار دولت، حزب یا نهادهای رسمی نیست، بلکه در کنش اخلاقی شهروندان عادی نهفته است؛ کنشی که با نپذیرفتن دروغ آغاز میشود. در این معنا، مقاومت نه بهصورت انقلاب ناگهانی، بلکه بهمثابه فرایندی تدریجی از رهایی اخلاقی فردی تصویر میشود که پیامدهای جمعی دارد و میتواند بنیانهای یک نظام اقتدارگرا را تضعیف کند.
از نقاط قوت اصلی این مجموعه، عمق فلسفی آن است؛ جایی که هاول پرسشهای وجودی دربارهی اصالت، مسئولیت و کرامت انسانی را به نقد سیاسی پیوند میزند و چارچوبی فراهم میآورد برای فهم اثرگذاری اجتماعی صداقت روزمره. افزون بر این، ارزش تاریخی کتاب چشمگیر است، زیرا بسیاری از متون آن در دل تجربهی زیستهی حکومت کمونیستی نوشته شدهاند و تصویری دستاول از فشارهای روانی، اخلاقی و اجتماعی زیستن در نظامی سرکوبگر ارائه میدهند.
بااینحال، برخی جستارها بهطور ضمنی آشنایی با زمینهی تاریخی جنگ سرد و بلوک شرق را مفروض میگیرند و ساختار مجموعهای کتاب - در برابر یک رسالهی منسجم - انسجام نهایی را تا حدی به توانایی خواننده در پیوند دادن مضامین وابسته میکند. با وجود این محدودیتها، «زیستن در حقیقت» همچنان اثری مرجع و اثرگذار باقی مانده است؛ کتابی که بینش محوری هاول را با شفافیت و قدرت بیان میکند: اینکه صداقت، شجاعت اخلاقی و وفاداری به حقیقت، خودْ نیرومندترین شکلهای مقاومت در برابر ستماند.
هاول با طرح ایدهی زیستن در حقیقت، نهتنها نقدی بنیادین بر تمامیتخواهی عرضه میکند، بلکه تأملی ماندگار دربارهی مسئولیت فردی، پیوند باور شخصی با حیات عمومی و امکان حفظ کرامت انسانی در دل ساختارهای سرکوبگر پیش مینهد؛ تأملی که همچنان برای مباحث فلسفهی سیاسی، نظریهی مقاومت و اخلاق نافرمانی مدنی الهامبخش است.»
۲۱۶۲۱۶






نظر شما