به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، توجه دوباره به نهجالبلاغه همزمان با آغاز نهضت اسلامی در اوایل دهه چهل شمسی است و متفکران انقلاب اسلامی به این کتاب شریف و مفاهیم آن توجه ویژه ای داشتند. اهتمام به این کتاب شریف را میتوان در سخنرانیهای حضرت آیت الله خامنهای در کنگره نهجالبلاغه که نخستین بار در بهار ۱۳۶۰ ایراد شد، مشاهده کرد: ما امروز در دنیای اسلام - که درک و دریافت و بینش اسلامی در آن گاهی با فاصلههایی به اندازهی فاصلهی ایمان و کفر از هم دور هستند - با واقعیتی مواجه هستیم. امروز آشکارترین و روشنترین حقایق اسلامی به وسیلهی بعضی از مدعیان اسلام در کشورهای اسلامی نادیده گرفته میشود. امروز همان روزی است که شعارها یکسان است اما جهتگیریها به شدت مغایر یکدیگر است، امروز شرایطی مشابه شرایط دوران حکومت امیرالمؤمنین است، پس روزگار نهجالبلاغه است.
بنابر روایت مهر، در روزهای ماه مبارک رمضان که در مهمانی خدا شرکت میکنیم و در طرح قرآنی «زندگی با آیه ها» هر روز با یک آیه از قرآن کریم مأنوس هستیم، پسندیده است که آیه روز را از منظر امیرالمومنین علی علیه السلام و کتاب شریف نهجالبلاغه نیز بررسی کنیم. آنچه در ادامه میخواند دریافتهایی از مضامین عالی نهجالبلاغه پیرامون آیه ۶۰ سوره انفال است:
در هندسه معرفتی اسلام، قدرت و آمادگی صرفاً یک ابزار نظامی برای جنگافروزی نیست، بلکه ستون فقرات حفظ کرامت انسانی و استقلال فرهنگی یک جامعه محسوب میشود. آیه ۶۰ سوره انفال با فرمان صریح «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ»، مؤمنان را به تجمیع تمامی ظرفیتهای توانمندساز فرا میخواند. این مفهوم در نهجالبلاغه، در قامت یک نظام فکری منسجم ظاهر میشود که در آن «قوه» یا همان قدرت، فراتر از ابزارهای سخت، شامل ابعاد روانی، اجتماعی، اقتصادی و اخلاقی است. امیرالمؤمنین علی (ع) در جایجای این اثر گرانسنگ، نشان میدهند که یک جامعه ضعیف، نه میتواند عدالت را اجرا کند و نه توانایی حفظ فرهنگ و هویت خود را در برابر هجمههای بیگانه دارد. از منظر نهجالبلاغه، آمادگی که در آیه مذکور بر آن تأکید شده، پیشنیاز صلح عادلانه است؛ چرا که در دنیای قدرتها، ناتوانی فیزیکی و معنوی، دعوتنامهای برای استعمار و تحقیر است.
در نگاه علی (ع)، قدرت ابزاری برای استعلا نیست، بلکه سپری است برای صیانت از حق. ایشان در خطبههای متعددی، سستی و وادادگی جامعه را عامل فروپاشی نظام اخلاقی میدانند. آیه ۶۰ سوره انفال که بر ترساندن دشمن (تُرهِبونَ بِه) تأکید دارد، در حقیقت به دنبال ایجاد یک بازدارندگی روانی است. امیرالمؤمنین در نامهها و وصایای خود، به ویژه در عهدنامه مالکاشتر، بر این نکته پای میفشارند که امنیت، بستر رشد تمام ارزشهای فرهنگی است. ایشان میفرمایند: «جنود و لشکریان به اذن خدا دژهای استوار رعیت و زینت زمامداران هستند». این بدان معناست که قدرت نظامی باید در خدمت امنیت روانی جامعه باشد تا در سایه آن، فرهنگ و معرفت شکوفا شود. اگر جامعهای نتواند بر اساس دستور قرآن «مَا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ» خود را تجهیز کند، اولین قربانی، آزادی فکر و استقلال فرهنگی آن جامعه خواهد بود.
آمادگی که در آیه ۶۰ سوره انفال به آن امر شده، در نهجالبلاغه با مفهوم «انضباط اجتماعی» و «اتحاد کلمه» پیوند میخورد. علی (ع) بارها از پراکندگی مردم گله کرده و آن را عامل ضعف در برابر دشمن میشمارند. از منظر ایشان، بزرگترین «قوه» برای یک جامعه، وحدت و انسجام درونی است. ایشان در خطبه قاصعه با تبیین تاریخ اقوام گذشته، نشان میدهند که هرگاه مردمی از مسیر اتحاد خارج شدند، قدرت آنها رو به زوال رفت. بنابراین، مصداق بارز آمادگی در عصر حاضر، نه فقط انبار کردن تسلیحات، بلکه ایجاد شبکههای اجتماعی مستحکم، اعتماد متقابل میان دولت و ملت و تقویت روحیه جمعی است. در فرهنگ نهجالبلاغه، جامعهای که دچار شکاف طبقاتی و بیعدالتی باشد، حتی اگر به لحاظ نظامی مسلح باشد، در برابر تکانههای فرهنگی و سیاسی فرو خواهد ریخت، زیرا «قوه» واقعی در قلوب مردم و پیوند آنها با حاکمیت نهفته است.
هدف نهایی آیه انفال، بازدارندگی است. نهجالبلاغه این بازدارندگی را در ساحت «عزت نفس» معنا میکند. حضرت در خطبه جهاد، این فریضه را جامه تقوا و سپر استوار الهی مینامند و هشدار میدهند که هر کس جهاد (و آمادگی برای آن) را از روی بیمیلی رها کند، خداوند جامه ذلت بر تن او میپوشاند. از نگاه اجتماعی، ذلت یک ملت یعنی پذیرش فرهنگ بیگانه و از دست دادن قدرت تصمیمگیری. آمادگی که در آیه ۶۰ سوره انفال ذکر شده، دشمن را از طمع در داشتههای مادی و معنوی مسلمانان باز میدارد. در دنیای امروز، این بازدارندگی در حوزه فرهنگ به معنای تولید محتوای غنی، حفظ اصالتها و ایستادگی در برابر شبیخونهای فکری است. نهجالبلاغه به ما میآموزد که اگر قدرت در دست صالحان نباشد، اشرار بر مقدرات فرهنگی جامعه حاکم خواهند شد و ارزشها را به مسلخ خواهند برد.
تعبیر «مِن قُوَّةٍ» در آیه، نکره در سیاق اثبات است که عمومیت را میرساند؛ یعنی هر نوع قدرتی، از جمله دانش و تخصص. علی (ع) در نهجالبلاغه بر دانش به عنوان سلطان و قدرت (العلم سلطان) تأکید دارند. جامعهای که در علم و فناوری عقب بماند، نمیتواند فرمان قرآن مبنی بر آمادگی حداکثری را اجرا کند. از منظر فرهنگی، تخصصگرایی و بهروز بودن در ابزارها و رویکردها، بخشی از هویت مؤمن است. حضرت در میدانهای نبرد، نه تنها بر شجاعت، بلکه بر تاکتیک، آموزش مداوم و شناخت دقیق از زمانه تأکید داشتند.این نگاه نشان میدهد که آمادگی برای مقابله با دشمن، یک فرآیند هوشمندانه و مبتنی بر عقلانیت است، نه صرفاً هیجانات زودگذر.
نهجالبلاغه به صراحت پیامدهای سستی در برابر فرمان «وَأَعِدُّوا» را ترسیم میکند. زمانی که جامعهای از تجهیز خود (در تمام ابعاد) غافل شود، دچار خودباختگی فرهنگی میشود. علی (ع) در توصیف کوفیان سستعنصر، آنها را به توبیخ میکشد که چگونه دشمن در طراحیهای خود مصمم است و شما در حق خود دچار تردید هستید. این تردید، بزرگترین ضربه به بدنه فرهنگی یک جامعه است. آیه ۶۰ سوره انفال راهکار خروج از این انفعال را «حرکت فعالانه» میداند. در نگاه نهجالبلاغه، صلح واقعی زمانی محقق میشود که طرف مقابل بداند هزینه تجاوز به این جامعه بسیار سنگین است. این رویکرد، نه جنگطلبی، بلکه واقعگرایی توحیدی برای صیانت از کیان اسلام و ارزشهای انسانی است.
تطبیق آیه ۶۰ سوره انفال با آموزههای نهجالبلاغه، یک نقشه راه برای تمدنسازی نوین اسلامی ارائه میدهد. قدرت در این مکتب، با اخلاق پیوند خورده و آمادگی نظامی، مقدمهای برای امنیت فرهنگی و رفاه اجتماعی است. ما موظفیم بر اساس فرمان الهی، تمامی ظرفیتهای اقتصادی، علمی، رسانهای و نظامی خود را تقویت کنیم تا در جهان معاصر، هویت مستقل خود را حفظ نماییم. همانگونه که علی (ع) در وصیت خود فرمودند: «خدا را، خدا را درباره جهاد با مال و جان و زبانتان»، این جهاد همهجانبه، همان «قوه»ای است که قرآن بر آن تأکید ورزیده است. جامعهای که نهجالبلاغه را سرلوحه قرار دهد، میداند که هزینه آمادگی، بسیار کمتر از هزینه تسلیم و ذلت است و این اصلیترین درس فرهنگی و اجتماعی است که از پیوند قرآن و عترت حاصل میشود.






نظر شما