به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در آستانه فرارسیدن ماه مبارک رمضان، بسیاری از والدین با این پرسش مواجه میشوند که چگونه میتوانند فرزندان خود، بهویژه آنهایی که تازه به سن روزهداری رسیدهاند را با این فریضه الهی آشنا و آنها را به انجام این عبادت بزرگ ترغیب کنند. در این میان، استفاده از روشهای تشویقی و محبتآمیز میتواند تأثیر عمیقتری بر روحیه لطیف کودکان و نوجوانان بگذارد.
بنابر روایت ایکنا سلسله درسگفتارهایی با عنوان «روزه اولیها» با بیان زهیر احمدی، روانشناس تهیه کرده است. وی با نگاهی روانشناسانه و با بهرهگیری از مفاهیم دینی، راهکاری عملی برای تبدیل یک تکلیف عبادی به یک تجربه شیرین و خاطرهانگیز برای فرزندان ارائه میدهد.
در ادامه بخش نهم درسگفتار «روزه اولیها» با عنوان «اگر اشتباه کردم» را میخوانیم و میبینیم:
در جلسات پیشین اشاره کردیم که افزون بر آشنا ساختن کودکان با منطق و فلسفه روزهداری، باید زمینه را برای ایجاد حس خوشایند و انگیزه مثبت در آنان فراهم آوریم. شاید بتوان چنین تعبیر کرد که برای کودکان، این احساس خوشایند و انگیزه درونی، ابتدا از شناخت و درک صحیح از روزهداری نشئت میگیرد؛ ازاینرو، لازم است که این حس خوش و انگیزه والا را در فرزندان خود پرورش دهیم.
یکی از نکات حائز اهمیت در روزهداریِ فرزندانِ روزه اولی این است که ممکن است تحت تأثیر وسوسههای کودکانه، لحظهای ناخواسته غذایی بخورند یا آبی بنوشند. در چنین موقعیتی، وظیفه ما بهعنوان والدین، پرهیز از هرگونه برخورد تند، داد و فریاد یا سرزنش است. جملاتی مانند «این چه کاری بود کردی؟»، «چرا روزهات را باطل کردی؟»، «باید شصت روز روزه بگیری!» یا «باید شصت فقیر را سیر کنی!» میتوانند تصویری خشن و ترسناک از خداوند در ذهن کودک ایجاد کنند؛ بهگونهای که او را موجودی عذابدهنده و سختگیر تصور کند. انتقال چنین حسی، شور و اشتیاقِ روزهداری را در کودک از بین میبرد.
بهتر است به فرزند خود بیاموزیم که اگر احساس کرد قادر به ادامه روزه نیست، یا اگر سهواً آب یا غذایی خورد، بدون ترس و نگرانی با ما در میان بگذارد. میتوانیم به او بگوییم: «اگر اشتباهی روزهات را خوردی، هیچ نگران نباش. این میتواند یک هدیه الهی باشد؛ چون خداوند مهربان دیده که گرسنه یا تشنه بودهای و این فرصت را برایت پیش آورده است». هرگز نباید کودک را بترسانیم. اگر قصد داشت روزهاش را بخورد یا آن را باطل کند، باید با آرامش بپذیریم و بعداً در فرصتی مناسب درباره این موضوع گفتوگو کنیم.
میتوانیم اینگونه به او بگوییم: «فرزند عزیزم، هرگاه احساس کردی نمیتوانی روزهات را کامل کنی، به من بگو تا با هم فکر کنیم و راهی پیدا کنیم که هم خداوند از ما راضی باشد و هم تو روزهات را بهسلامت به پایان برسانی».
نکته اساسی این است که فرزندان ما نباید خداوند را موجودی ترسناک و خشمگین ببینند. اگر چنین تصوری در ذهنشان نقش ببندد، ممکن است با خود بگویند: «خدایی که برای یک روز روزهخوردن، ۶۰ روز روزه یا اطعام ۶۰ فقیر را واجب میکند، بسیار سختگیر است» و این نگرش، رابطه عاطفی آنها با خدا را تضعیف کرده و از عمق ارتباطشان میکاهد.
نکته مهم دیگر این است که والدین محترم همواره این پیام را به فرزندان خود منتقل کنند که «خداوند بسیار مهربان است و ما را بینهایت دوست دارد». امیدواریم که همگی ما بتوانیم خداوند را بهعنوان مهربانترین و دلسوزترین موجود، حتی مهربانتر از پدر و مادر، به کودکان خود معرفی کنیم.






نظر شما