اگرچه نهادهای نظامی و ساختارهای سیاسی وظایف محوله خود را دارند، اما خط مقدم همدلی و مقاومت اجتماعی بر دوش مردم عادی است. راهکار «شق القمر کردن» نیست؛ بلکه بازگشت به اصالت انسانی و تقویت پیوندهای اجتماعی است؛ همان خصلتی که همواره در تار و پود فرهنگ ایرانی ریشه داشته است.
روایت صبح نهم اسفند 1404 پس از مخابره خبر حمله آمریکا و اسرائیل، گویای این روحیه بود. اولین جلوه هویت ملی را من در یک عمل به ظاهر ساده دیدم. جوانی موتورسوار که با دیدنم توقف کرد و بدون چشمداشت مرا به مقصد رساند.
شنیدن خبر بحران، روتین زندگی روزمره را تحت تاثیر قرار می دهد؛از افزایش ترافیک و صفهای طولانی سوخت و نانوایی گرفته تا اختلال در ناوگان حملونقل عمومی و اینترنتی. در همین شرایط بود که این جوان موتورسوار، در مدت کوتاه همسفری با من نگرانی اش را از تأثیر استرس جنگ بر همسر باردارش ابراز کرد با این حال از کمک به مردم هم غافل نبود.
در مسیر بازگشت، یک راننده تاکسی به دلیل اختلالات بانکی و نقدینگی، مسافران را بدون دریافت وجهی جابهجا میکرد. در یک فروشگاه، بانوی صندوق داری با وجود خستگی، با حرف های طنزآمیزش به مشتریان روحیه می داد: «چه کارت بانکی قشنگی دارید»،«چه فامیل جالبی»،«ببین چقدر این همه خریدت ارزون شد».
این کارها هرچند به ظاهر کوچک و جزئی اما روحیهبخش و حیاتی اند. این همدلیها بخش اصلی از وظایف ما به عنوان انسان است؛ وظیفهای که نه زمان و نه مکان، آن را ساقط نمیکند.
*پژوهشگر دکترای ارتباطات






نظر شما