به گزارش خبرآنلاین، ابراهیم ماجد تحلیلگر جهان عرب و خاورمیانه و چهره نزدیک به حزبالله لبنان درباره حملات بی سابقه حزب الله به اسرائیل در تحلیلی با عنوان «سه جبهه، یک درگیری: چشمانداز استراتژیک نوظهور حزبالله» در شبکه ایکس نوشت:
حزبالله امروز در یک محیط استراتژیک به طور فزاینده پیچیده فعالیت میکند، جایی که تهدیدها میتوانند به طور همزمان از چندین جهت پدیدار شوند. این جنبش دیگر در یک میدان نبرد واحد قرار ندارد، بلکه در چندین عرصه بالقوه رویارویی قرار دارد.
از مرز جنوبی با اسرائیل گرفته تا مرز شرقی که توسط رهبری سیاسی جدید سوریه شکل گرفته است، و حتی در عرصه داخلی شکننده لبنان، احتمال فشار همزمان از جبهههای مختلف به یکی از ویژگیهای تعیینکننده لحظه کنونی تبدیل شده است.
جبهه جنوبی همچنان فعالترین و از نظر تاریخی مرکزیترین میدان نبرد است. در امتداد مرز لبنان با فلسطین اشغالی، حزبالله همچنان نقش خود را به عنوان بخشی از مقاومت در برابر اقدامات نظامی اسرائیل تعریف میکند.
برای دههها، این جبهه هویت استراتژیک این جنبش را تعریف کرده و همچنان محور اصلی رویارویی است، جایی که حتی تشدید محدود تنش، خطر گسترش به یک درگیری منطقهای گستردهتر را به همراه دارد.
آن جبهه اکنون کاملاً فعال است.

تهاجم زمینی اسرائیل به جنوب لبنان، یک میدان نبرد مستقیم در امتداد مرز ایجاد کرده و آنچه را که مدتها یک خط بازدارندگی بود، به یک صحنه جنگ فعال تبدیل کرده است.
در پاسخ، حزبالله از یک دکترین نظامی مبتنی بر قابلیتهای موشکی گسترده و زیرساختهای دفاعی عمیقاً مستحکم استفاده میکند، قابلیتهایی که دقیقاً برای سناریوی پیشروی زمینی گسترده اسرائیل توسعه یافتهاند.
در شرق، اوضاع با تحولات سیاسی در سوریه متحول شده است.
پس از به قدرت رسیدن احمد الشرع، معروف به ابومحمد الجولانی، او پویایی جدید و نامشخصی را در امتداد مرز لبنان و سوریه ایجاد کرده است.
در روزهای اخیر، مقامات و چهرههای رسانهای سوریه اتهاماتی را مبنی بر حمله حزبالله به سوریه مطرح کردهاند، ادعاهایی که از سوی حامیان حزبالله قویا رد شده و آن را بی اساس خواندهاند.
در عین حال، از حریم هوایی سوریه برای حملات هواپیماهای اسرائیلی به سمت لبنان استفاده شده که از سوی دمشق نادیده گرفته شده است، این موضوع با تلاشهای اسرائیل برای عملیات هلیبرن در چندین روستا در دره بقاع، از جمله «نبی شیت»، همراه شده است.
این تحولات تنشها را تشدید کرده و نگرانیهایی را ایجاد کرده است که مرز شرقی میتواند به تدریج به عرصه دیگری از رویارویی تبدیل شود.
جبهه سومی میتواند به طور بالقوه در خود لبنان پدیدار شود. اختلافات عمیق سیاسی در کشور، همراه با درخواستهای فزاینده از سوی برخی جناحها که خواستار خلع سلاح حزبالله هستند، خطر بیثباتی داخلی را در صورت تلاش دولت لبنان برای تحمیل چنین تصمیمی با زور ایجاد میکند.
با توجه به اینکه طبق گزارشها، دولت، مورد حمایت ایالات متحده است و به دنبال ایجاد رویارویی بین ارتش لبنان و مقاومت است و برخی از گروههای داخلی را به درگیری با حزبالله تشویق میکند، این جبهه داخلی همچنان بیثبات است و میتواند در هر لحظه باز شود.
در کشوری که از قبل با فروپاشی اقتصادی و فلج سیاسی مواجه است، هرگونه تشدید تنش در اینجا میتواند پتانسیل ایجاد یک بحران داخلی بزرگ با پیامدهای گسترده را داشته باشد.
با این حال، حزبالله به تنهایی عمل نمیکند.
این جنبش بخشی از یک شبکه منطقهای گستردهتر از بازیگران متحد است که مداخله آنها میتواند به طور قابل توجهی مسیر هرگونه تنش در آینده را شکل دهد. گروههای مسلح در مقاومت عراق پیش از این سیگنال دادهاند که اگر دمشق تحت رهبری احمد الشرع اقدام نظامی علیه لبنان انجام دهد، آنها میتوانند به سمت جبهه عملیاتی سوریه حرکت کنند.
در همین حال، جبهه یمن به نمایندگی «انصارالله»، هنوز به طور مستقیم در درگیری فعلی وارد نشده است، که این موضوع احتمال ظهور یک جبهه منطقهای دیگر در صورت گسترش درگیری را باز نگه میدارد.
فراتر از همه اینها، ایران ایستاده است که حمایتهای استراتژیک و توانمندیهای موشکی پیشرفتهاش، ستون مرکزی ساختار بازدارندگی گستردهتری را در اطراف حزبالله تشکیل میدهد.
در داخل خود لبنان، حزبالله نیروهای موشکی و زیرساختهای نظامی قابل توجهی را حفظ کرده است که مخصوصاً برای بازدارندگی و دفع تهاجم طراحی شدهاند.
این توانمندی نظامی، در ترکیب با شبکه اتحاد منطقهای گستردهتر، به این معناست که بعید است هرگونه درگیری با حضور حزبالله، تنها به یک میدان نبرد محدود بماند.
اگر فشارهای چندگانه به طور همزمان اعمال شوند، حزبالله با چشمانداز استراتژیکی روبرو خواهد بود که پیش از این هرگز با آن مواجه نشده است: تقابل نظامی با اسرائیل در جنوب، تنشهای فزاینده در مرز سوریه در شرق، و یک عرصه سیاسی شکننده در داخل.
با این حال، چنین سناریویی خطر تبدیل یک درگیری محلی به یک بحران منطقهای چندجانبه را نیز به همراه دارد؛ بحرانی که بازیگران را در سراسر خاورمیانه درگیر کرده، پتانسیل ایجاد یک برخورد فرقهای گستردهتر را دارد و تعادل استراتژیک منطقه را به طور دراماتیکی بازتعریف میکند.



315




نظر شما