خبرآنلاین - خورشید در روز هفدهم اسفند بر تهران طلوع نکرد. دود انبوه برخاسته از آتشسوزی، راه نور را بسته بود. انگار آسمان، نه از ابر که از خاکستر پوشیده شده باشد. شب شانزدهم اسفند، رژیم صهیونیستی در حملهای هوایی مخازن نفت واقع در جنوب تهران را هدف قرار داد. شعلهها چنان زبانه کشیدند که تاریکی شب را به روز بدل کردند و ستونی از دودِ غلیظ برخاست که تا ساعتها از آسمان شهر کنار نمیرفت. با این همه، پیامد اصلی این حمله اندکی بعد رخ نمود: دگرگونیهای جویِ ناشی از آتشسوزی به بارش «باران اسیدی» در تهران انجامید و خساراتی سنگین و – بهگزارشها – جبرانناپذیر به خاک، پوشش گیاهی و محیطزیست وارد کرد. این رخداد را میتوان – با لحاظ برخی شرایط حقوقی و اثباتی – در زمره جنایت جنگی ارزیابی کرد. در ادامه، مبنای این داوری توضیح داده میشود.
در وهله اول باید توجه کنیم که مخازن نفتی – به خودی خود – اهداف غیرنظامی هستند و هدف قرار دادن مستقیم آنها در صورت فقدان استفاده نظامی مؤثر و مزیت نظامی مشخص و مستقیم، ناقض اصل تمایز و جنایت جنگی است. ممکن است برخی ادعا کنند که مخازن سوخت دارای استفاده دوگانه (Dual Use) هستند و میتوانند برای امور نظامی نیز مورد استفاده قرار بگیرند. این سخن ممکن است در شرایطی درست باشد اما در حال حاضر به سختی میتوان این ادعا را پذیرفت که مخازن سوختی که در تهران هستند برای منظور نظامی استفاده شوند، علی الخصوص که نبرد زمینیای وجود ندارد. در نهایت، پرواضح است که این مخازن در خدمت امور شهری بوده و از زیرساختهای شهری محسوب میشوند. هدف قرار دادن مستقیم آنها، جنایت جنگی است و نقض جدی کنوانسیون ژنو به شمار میرود.
حال فرض کنیم – فرض محال – که این مخازن اهداف نظامی بودند و دشمن میتوانست آنها را هدف قرار دهد. همچنان چنین حملهای با داشتن چنین آثاری جنایت جنگی محسوب میشود. بند دوم از ماده هشت اساسنامه دیوان بین المللی کیفری که به تعریف مصادیق جنایت جنگی میپردازد، یکی از مصادیق آن را چنین بیان میکند: «ارتکاب عمدیِ حمله با علم به اینکه چنین حملهای موجب ... وارد آمدن خسارت گسترده، بلندمدت و شدید به محیط زیست خواهد شد، به نحوی که این خسارتها به طور آشکار، در مقایسه با مزیت نظامیِ مورد انتظار، نامتناسب باشد.» سه عنصر مرکزی در این مقرره، مشخص میکند که چه زمانی حمله مورد نظر جنایت جنگی محسوب میشود: گستردگی، طول مدت و شدت. بررسی آثار زیستمحیطی این حمله توسط متخصصان میتواند مشخص کند که آیا چنین عناصری در این حمله وجود دارد یا نه. در نتیجه، در صورت جمعبندی متخصصان مبنی بر وجود چنین آثار زیستمحیطی، هدف قرار دادن مخازن نفت در تهران، حتی اگر پذیریم که آن مخازن اهداف نظامی بودند، به علت آثار گسترده، طولانی مدت و شدید زیستمحیطی جنایت جنگی محسوب میشود.
با این وجود ممکن است استدلال شود که نه ایران و نه اسرائیل عضو اساسنامه دیوان بینالمللی کیفری نیستند و مفاد آن در این موقعیت اعمال نشده و این قاعده خاص – عنصر زیست محیطی در جنایت جنگی – نیز ماهیت عرفی ندارد و در نتیجه اسرائیل ملزم به رعایت آن نیست. حتی در صورت پذیرش این مطلب، اصل تناسب در حقوق جنگ، که ماهیت عرفی داشته و همه دولتها مکلف به رعایت آن هستند بیان میکند که اگر خسارات جانبی یک حمله (شامل آسیب به غیرنظامیان و اشیاء غیرنظامی) بهگونهای باشد که این تلفات یا خسارات در قیاس با مزیت نظامیِ مشخص و مستقیمِ مورد انتظار، بیش از حد باشد، این حمله ممنوع است. سازمان صلیب سرخ در قواعدی که منتشر درباره حقوق عرفی جنگ منتشر کرده بیان میکند که آسیبهای زیستمحیطی نیز میتوانند ذیل صدمات جانبی به غیرنظامیان مطرح شوند. ماده پنجاه و پنج پروتوکل الحاقی اول به کنوانسیونهای ژنو بین میکند: «در جریان جنگ باید دقت لازم به عمل آید تا از محیط زیست طبیعی در برابر خسارتِ گسترده، بلندمدت و شدید محافظت شود. این حمایت شامل ممنوعیتِ بهکارگیریِ روشها یا وسایلِ جنگی است که منظور از آنها ایجاد چنین خسارتی به محیط زیست طبیعی باشد یا بتوان انتظار داشت که به ایجاد چنین خسارتی منجر شوند و بدینوسیله سلامت یا بقای جمعیت را به مخاطره اندازند.» اسرائیل پروتوکل الحاقی را تصویب نکرده است، این حال همانطور که پیشتر بیان شد، این قاعده را میتوان قاعدهای عرفی دانست که تمام دولتها را ملتزم میکند.
حتی اگر فرض بگیریم که این حمله به طریقی «جنایت جنگی» نبوده است، همچنان میتوان با قطعیت بالا گفت که انجام آن به سبب صدمات زیستمحیطی ممنوع بوده است. دیوان بینالمللی دادگستری در نظریه مشورتی خود درباره «قانونی بودن یا نبودن استفاده از سلاحهای هستهای» در بند سیام بیان میکند: «دولتها باید هنگام ارزیابی اینکه در پیگیریِ اهداف نظامیِ مشروع چه چیزی «ضروری» و «متناسب» است، ملاحظات محیطزیستی را مدنظر قرار دهند. احترام به محیط زیست یکی از عواملی است که در سنجشِ اینکه آیا یک اقدام با اصولِ ضرورت و تناسب سازگار است یا نه، نقش دارد.» در اینجا دادگاه رعایت ملاحظات زیست محیطی را هنگام انجام عملیات نظامی لازم دانسته و آن را جزئی از اصلهای تناسب و ضرورت میشمارد.
در نتیجه، حمله رژیم صهیونیستی به مخازن نفت تهران، نخست از آن رو که متضمنِ حمله مستقیم به یک شیء غیرنظامی است، واجد اوصاف جنایت جنگی است. دوم، حتی اگر – به فرض – این مخازن را هدفی نظامی تلقی کنیم، حمله مزبور به دلیل خسارات جانبیِ نامتناسب و آسیبهای شدید و گسترده زیستمحیطی که با اصل تناسب تعارض دارد، همچنان میتواند جنایت جنگی محسوب شود. سوم، حتی اگر این اقدام در نهایت در قالب «جنایت جنگی» صورتبندی نشود، به اعتبار پیامدهای زیستمحیطیِ قابلِ پیشبینی و مخرب، در پرتو قواعد حاکم بر حقوق مخاصمات مسلحانه ممنوع است.
* دانشجوی دکتری حقوقبینالملل دانشگاه آکسفورد
۳۱۲/۴۲




نظر شما