مذاكرات اسلام آباد

دفاع مقدس از میهن و الزام به بازاندیشی در سیاست‌های فرهنگی و رسانه‌ای

جنگ اخیر سبب شد تا شهروندان ایران با بزرگ‌منشی بار دیگر امر ملی را در اولویت قرار دهند و حول وطن بار دیگر متحد شوند. پاسداشت این اتحاد، مستلزم بازاندیشی در برخی سیاستگذاری‌های فرهنگی و رسانه‌ای است که طی این سالها ثمره آن آسیب به انسجام و وحدت ملی و بازگذاشتن دست اجانب و بدخواهان بوده است.

یکم.

برخلاف این گزاره کلی‌گویانه که سیاستمداران، جنگ را آغاز می‌کنند، نظامیان آن‌را به پیش می‌برند و سیاستمداران در مورد پایان آن تصمیم می‌گیرند، باید گفت هرگاه رخداد جنگ بروز می‌یابد، یکایک شهروندان به منتهای حد و درجه خود «جنگ را زندگی می‌کنند» و این زیستن بر تمام شئون زندگی از ضمیرناخودآگاه افراد تا کنش‌های جمعی سلطه‌ستیزانه افراد سایه می‌افکند؛ وقتی «جنگ» به «دفاع» تغییر می‌کند، به امری «مقدس» تبدیل می‌شود که تمامی دلالت‌های مذهبی و دینی را فرا می‌خواند تا پیوند جمعی ارگانیک افراد را از امری اجتماعی به امر متعالی تبدیل کند و حتی در مورد جنگ اخیر مناقشه‌های تاریخی میان قوم یهود و مسلمانان و تفسیرهای آخرالزمانی از فرجام جهان، دو طرف منازعه را همبسته‌تر می‌کند.

فارغ از بُعد سبوعانه، وحشت‌آفرین، جدایی‌افکنانه و نابودگرانه، آنگاه که «جنگ» به «دفاع» تبدیل می‌شود، به جزئی از فرهنگ هرروزه تبدیل می‌شود و از کالایی فروختنی به کالایی فرهنگی تبدیل می‌شود و عرصه‌ای برای تولید و مصرف محصولات فرهنگی دفاع تبدیل می‌شود. از آنجا که دفاع، امری جمعی است، آنچه سبب ایجاد هویت جمعی و پیوند همگانی پیرامون امر مقدس دفاع ملی-میهنی می‌شوند، به‌واسطه عناصر و محصولاتی است که سبب‌ساز شکل‌دهی به انگاره مشترک از جنگ و ضرورت اتحاد مقدس میهنی میان یکایک شهروندان می‌شود. همواره در حین جنگ، عناصر و محصولات فرهنگی-هنری توسط اجتماع تولید و در مویرگ‌های جامعه جریان می‌یابند که کارکردهای گوناگونی دارند؛ ازجمله آنها می‌توان به مارش‌های جنگ و در زمینه اجتماعی کنونی ایران انواع سرودهای حماسی است که ماهیتی شورانگیز دارند و روحیه مقاومت، تداوم شجاع‌بودگی و اتحاد حول میهن و دین را برمی‌انگیزند و البته بر عناصر ملی و دینی تکیه دارند. در دوران پساجنگ نیز این محصولات همانند فیلم و رمان، یادنامه‌ها و خاطره‌ها، کارکرد یادآوری و زنده‌نگاه‌داری ایثار، گذشت، شهامت و همدلی در خاطره جمعی و نوستالژیک همگان دارند و در صورت لزوم در برهه‌های خاص دوباره برانگیخته می‌شوند تا اتحاد و همدلی را پیرامون مشترکات جمعی برانگیزند.

این دسته از آثار هنری و فرهنگی بر مشترکاتی از قبیل هویت ملی، میهن‌دوستی و وطن‌پرستی، تاریخ و تمدن پرشکوه و معتقدات دینی و مذهبی و احساسات جمعی همانند فداکاری و نوع‌دوستی تکیه و تأکید می‌کنند و از وضعیت خاص روحی و روانی مؤلفان و پدیدآورندگان آنها در یک برهه خاص نشأت گرفته‌اند و گویی از خراشی روحی و تأثری والا انگیخته شده‌اند، حس یکی‌بودگی را در میان بیشتر هموطنان برمی‌انگیزند و آنها را برای پایداری و پایمردی برمی‌انگیزند. در زمینه اجتماعی ایران و به تاریخ آن که بنگریم، «علاج هم در وطن بوده و هم در مذهب» و هر دوی اینها همواره در آثار و محصولات فرهنگی و هنری تجلی پیدا کرده و انسجام و یگانگی را شکل داده است.

دوم.

اکنون و در این برهه حساس که اندک زمان کوتاهی از رویدادهای خشونت‌بار و تلخ دی‌ماه 1404 سپری شده است، به‌صف‌کردن و یاری‌طلبیدن از اهالی فرهنگ و هنر برای چشم‌پوشی از زخم‌ها و یکصدایی دوباره حول میهن دشوار می‌نماید. با این‌همه، «وطن» مفهومی مقدس و ارزشمند است که سبب می‌شود اهل فرهنگ و هنر دلخوری‌ها و ناخشنودی‌ها-دست‌کم موقتاً-کناری نهند و حول آن اجماع کنند. براین‌اساس، اولویت کنونی در وهله نخست باید هم‌افزایی میان هنرمندانی باشد که به هر شکلی مدافع وطن و انقلاب بوده‌اند و نیز هنرمندان و اهل فرهنگ و هنری که حاضرند برای ارزشی والاتر به مسئولیت تاریخی خود عمل نمایند تا دربرابر وجدان خویش و آینده سربلند باشند. پرهیز از اختلاف‌نظر و تأکید بر مشترکات و چشم‌پوشی از آنچه ظاهراً از منظر سیاستگذاران فرهنگ نامناسب جلوه می‌کند، اولین گام درجهت به‌صف‌کردن ایده‌ها، اندیشه‌ها، کردارها، محصولات و محتواها برای شکل‌دهی به افکار عمومی و تداوم مقاومت میهن‌پرستانه و نشر آرمان‌های والایی است که همچون چسب اجتماعی از یکپارچگی ملت دفاع می‌کنند و آنها را برای مقاومت شرافتمندانه مهیا می‌سازند.

سوم.

اکنون به‌واسطه قطع شبکه جهانی اینترنت و مسدودسازی دسترسی به رسانه‌های اجتماعی، اکثریت شهروندان خواسته و ناخواسته در معرض رسانه‌های جمعی و مجاری ارتباطی پیام‌رسان‌های داخلی قرار گرفته‌اند، این بهترین فرصت و مجال برای بازسازی اعتماد عمومی از دست‌رفته و احیاء مرجعیت رسانه‌های رسمی-رجوع به رسانه‌های رسمی به‌عنوان منبع اصلی کسب خبر-است. پرهیز از دروغ‌گویی و انتشار واقع‌گرانه حقیقت وقایع، اطلاع‌رسانی به‌موقع و روایت همه‌جانبه، مهیاکردن فرصت حضور و ارائه تحلیل توسط کارشناسان برجسته‌ای که به‌دلایل گوناگون سالها در رسانه‌های اصلی-ازجمله صداوسیما-حضور نداشته‌اند، می‌تواند بسترساز ترمیم رابطه مردم و رسانه‌های رسمی باشد. انسجام ملی پیش از هر چیز مستلزم شنیده‌شدن همه صداها از تحلیلگران و کارشناسان برجسته تا صدای قومیت‌های گوناگون است. به‌ویژه آنهایی که تجزیه‌طلبان به جای آنها سخن می‌گویند. به‌طورخاص، اخبار گسترده‌ای در مورد مقابله با گروه‌های تجزیه‌طلب کُرد در کردستان عراق منتشر می‌شود اما بسیاری از کُردزبانانی که ایران را وطن همیشگی خود می‌دانند، به‌هیچ‌وجه در روایت‌های رسمی بازنمایی نمی‌شوند. درصورتیکه صدای این قشر، یکی از مهمترین ابزارها برای خنثی‌کردن گرایشهای جدایی‌طلبانه است.

چهارم.

گرچه جنگ برای آحاد شهروندان تبعات سهمگینی دارد اما همواره زنان و به‌ویژه کودکان بیش از سایر قربانیان مورد توجه و تصویرپردازی قرار می‌گیرند و افکار عمومی جهانی را علیه متجاوزان برمی‌انگیزند. اکنون در بحبوبه جنگ اخیر یکی از هولناک‌ترین رویدادهای ممکن رخ داده است و جمع کثیری از دختران معصوم و بیگناه در شهر میناب به شهادت رسیده‌اند، الزامی است که تصویرپردازی رسانه‌ای و فرهنگی از آن بیش از همه مورد توجه قرار گیرد. هرآنقدر که رسانه‌های ایالات متحده مقامات کشورشان را درباره کشتار کودکان در جنوب ایران مورد سئوال قرار می‌دهند، در رسانه‌های رسمی ما نسبت به بازنمایی این رویداد هولناک کمتر توجه می‌شود. بنابراین، ضرورت دارد در این مورد بازنگری اساسی صورت گیرد. توسل به خون دختران مظلوم ایرانی می‌تواند سبب افزایش فشار شهروندان افکار عمومی جهانی بر دولت‌های غربی و اتمام سریعتر جنگ علیه شهروندان ایران شود.

از سوی دیگر، همچنانکه مقامات و رسانه‌های غربی نیز می‌گویند، جنگ کنونی میان رژیم صهیونیستی و ایران یک نبرد آخرالزمانی، موجودیتی و ایدئولوژیک است. یهودیان، مبتنی بر منابع دینی خود به این نبرد رنگ و بوی دینی و ایدئولوژیک داده‌اند و بارها بر حوادث تاریخی و نشانه‌هایی متوسل می‌شوند که نشان می‌دهد این نبرد حتی می‌تواند یک نبرد آخر باشد. به نظر می‌رسد در رسانه‌های ایران این موضوع کمتر مورد توجه قرار گرفته است. لازم است تا الهیات آخرالزمانی و تفسیری شیعی از رویدادهای آخرالزمان و نقش ایرانیان در آن بیش از پیش در دستورکار و برجسته‌سازی قرار گیرد.

جنگ اخیر سبب شد تا شهروندان ایران با بزرگ‌منشی بار دیگر امر ملی را در اولویت قرار دهند و حول وطن بار دیگر متحد شوند. پاسداشت این اتحاد، مستلزم بازاندیشی در برخی سیاستگذاری‌های فرهنگی و رسانه‌ای است که طی این سالها ثمره آن آسیب به انسجام و وحدت ملی و بازگذاشتن دست اجانب و بدخواهان بوده است.


*عضو هیأت‌علمی پژوهشکده ارتباطات پژوهشگاه

کد مطلب 2193786

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 10 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین