مذاكرات اسلام آباد

پیشرفت جامعه از سلامت خانواده آغاز می‌شود

«مسئله‌ زن و خانواده برای کشور، جزو مسائل درجه‌ یک است… خانواده پایه‌ و سلول اصلی در جامعه است. نه اینکه اگر این سلول سالم شد، سلامت به دیگرها سرایت می‌کند؛ یا اگر ناسالم شد، عدم سلامت به دیگرها سرایت می‌کند؛ بلکه به این معناست که اگر سالم شد، یعنی بدن سالم است. بدن که غیر از سلول‌ها چیز دیگری نیست. هر جهازی، مجموعه‌ سلول‌هاست. اگر ما توانستیم سلول‌ها را سالم کنیم، پس سلامت آن جهاز را داریم. مسئله اینقدر اهمیت دارد».

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در این روزهای تلخ و سنگینی که تقویم تاریخ معاصر ایران زیر بار فقدان جانسوز و شهادت رهبر انقلاب اسلامی با اندوهی عمیق ورق می‌خورد، بغضی تاریخی گلوی جامعه را می‌فشارد. شهادت ایشان، تنها از دست دادن یک رهبر سیاسی یا یک سکان‌دار اجرایی نبود؛ بلکه فقدان یک حکیم، یک متفکر جامع‌الاطراف و یک نظریه‌پرداز تمدن‌ساز بود که هندسه معرفتی و هویتی انقلاب اسلامی را در میانه طوفان سهمگین تهاجمات فکری جهان معاصر پاسداری می‌کرد.

بنابر روایت ایکنا، اکنون که دست جامعه از حضور فیزیکی، رهنمودهای مستقیم و کلام گرم این رهبر فرزانه کوتاه شده است، رسالتی بسیار سنگین‌تر از همیشه بر دوش رسانه احساس می‌شود؛ رسالت بازخوانی دقیق میراث فکری ایشان، تا مبادا این گوهر ناب در غبار گذر زمان دچار تحریف یا فراموشی شود، امروز بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود.با هدف واکاوی و بررسی این منظومه فکری، ایکنا در سلسله گزارش‌هایی به بازخوانی اندیشه‌های این رهبر شهید می‌پردازد. آنچه در ادامه می‌خوانید، روایتی تحلیلی و مستند از دیدگاه‌های رهبر شهید درباره «خانواده» است؛ روایتی که در آن، جای‌جای متن با کلمات، ادبیات اختصاصی و بیانات مستقیم ایشان، همچون ستارگانی راهنما، چراغانی شده است تا صدای رسای ایشان در متن تاریخ زنده بماند.

پیشرفت جامعه از سلامت خانواده آغاز می‌شود

برای درک عمق نگاه این متفکر بزرگ به ساختار جامعه، ابتدا باید زاویه دید ایشان به مفهوم «خانواده» را به درستی واکاوی کرد. در دورانی که مکاتب مادی‌گرایانه، فردیت مطلق را ترویج می‌کنند و انسان را به اتم‌های سرگردان و بی‌ارتباط در یک فضای مکانیکی تقلیل داده‌اند، رهبر شهید با یک نگاه عمیق زیستی و جامعه‌شناختی، خانواده را هسته مرکزی و جان‌مایه حیات تمدنی معرفی می‌کردند. در اندیشه ایشان، پیشرفت یک ملت بدون اتکا به ریشه‌های مستحکم خانوادگی، توهمی بیش نیست.

رهبر شهید با بیانی استعاری و بسیار دقیق، جامعه را به یک ارگانیسم زنده و خانواده را به سلول‌های بنیادین این پیکره تشبیه کرده و می‌فرمایند: «مسئله‌ زن و خانواده برای کشور، جزو مسائل درجه‌ یک است… خانواده پایه‌ و سلول اصلی در جامعه است. نه اینکه اگر این سلول سالم شد، سلامت به دیگرها سرایت می‌کند؛ یا اگر ناسالم شد، عدم سلامت به دیگرها سرایت می‌کند؛ بلکه به این معناست که اگر سالم شد، یعنی بدن سالم است. بدن که غیر از سلول‌ها چیز دیگری نیست. هر جهازی، مجموعه‌ سلول‌هاست. اگر ما توانستیم سلول‌ها را سالم کنیم، پس سلامت آن جهاز را داریم. مسئله اینقدر اهمیت دارد».

این فراز از بیانات ایشان، نشان‌دهنده یک قانون تخلف‌ناپذیر در مهندسی اجتماعی است. از نگاه این رهبر شهید، سرمایه‌گذاری روی اقتصاد، سیاست یا تکنولوژی، مادامی که سلول‌های جامعه(خانواده‌ها) دچار بیماری یا فروپاشی باشند، به هیچ پیشرفت پایداری منجر نخواهد شد: «جامعه‌ اسلامی، بدون بهره‌مندی کشور از نهاد خانواده‌ی سالم، سرزنده و بانشاط، اصلاً امکان ندارد پیشرفت کند. بالخصوص در زمینه‌های فرهنگی و البته در زمینه‌های غیر فرهنگی، بدون خانواده‌های خوب، امکان پیشرفت نیست».

پیشرفت جامعه از سلامت خانواده آغاز می‌شود

خانواده، نقطه‌ ضعف غرب است

یکی از هنرهای رهبر شهید در تبیین مسائل اجتماعی، قدرت ایشان در شکستن بت‌های ذهنی و رسانه‌ای بود که نظام سلطه در طول دهه‌ها برای جوامع در حال توسعه ساخته است. یکی از این شبهات و بت‌های ذهنی این بود که اگر غرب پیشرفت کرده است، پس نیازی به نهاد سنتی خانواده ندارد و ما نیز برای پیشرفت باید همان مسیر عبور از خانواده را طی کنیم.

این متفکر شهید، با اشراف کامل به تاریخ تحولات اجتماعی در اروپا و آمریکا، پرده از این فریب بزرگ برمی‌دارند و ثابت می‌کنند که پیشرفت‌های تمدن غرب، دقیقاً محصول دورانی است که هنوز پایه‌های خانواده در آن جوامع ویران نشده بود و انحطاط فعلی، تاوانی است که آن‌ها در آینده‌ای نه چندان دور پس خواهند داد: «حالا نقض نشود که شما می‌گوئید در غرب خانواده نیست، پیشرفت هم هست. آنچه که امروز در ویرانی بنیاد خانواده در غرب روزبه‌روز بیشتر دارد نمودارهایش ظاهر می‌شود، اینها اثرش را خواهد بخشید؛ هیچ عجله‌ای نباید داشت. حوادث جهانی و حوادث تاریخی اینجور نیست که زودبازده و زوداثر باشد… آن روزی که غرب به این پیشرفت‌ها دست پیدا کرد، در آنجا هنوز خانواده سر جای خودش بود؛ حتی مسئله‌ جنسیت با همان رعایت‌های اخلاقی جنسی… وجود داشت. اگر کسی با معارف غربی آشنا باشد، هم در اروپا و هم بعداً در آمریکا این را می‌بیند و مشاهده می‌کند. این مسئله‌ رعایت‌های اخلاقی دو جنس نسبت به یکدیگر، مسئله‌ حیا، پرهیز از تهمت، اینها چیزهائی بود که آن روز وجود داشت. این بیبندوباری‌ها و اباحیگری‌ها بتدریج در آنجا به وجود آمده. آن روز یک زمینه‌هائی فراهم شد و به اینجا رسید. وضع امروز هم فردای بسیار تلخ و سختی را برای آنها رقم می‌زند».

این پیش‌بینی عالمانه و دردآشنا، امروز بیش از پیش در بحران‌های اجتماعی غرب نمایان شده است؛ جایی که رهبر شهید صراحتاً اعلام کردند: «خانواده، نقطه‌ی ضعف غرب است» و فرهنگ وارداتی آن‌ها با شعارهای فریبنده، در واقع در حال متلاشی کردن خانواده است.

تربیت انسان از دامان مادر آغاز می‌شود

یکی از ویژگی‌های برجسته رهبر شهید در تبیین مسائل انسانی و اجتماعی، نگاه واقع‌بینانه و در عین حال الهی به تفاوت‌های زن و مرد است؛ نگاهی که براساس تکامل متقابل و تقسیم حکیمانه نقش‌ها شکل گرفته است. در این منظومه فکری، زن و مرد در کرامت و حقوق انسانی برابرند، اما در مسئولیت‌ها و کارویژه‌های طبیعی خود یکسان نیستند.

بر همین اساس، ایشان فرزندآوری و پرورش انسان را از بزرگ‌ترین و شگفت‌انگیزترین مسئولیت‌هایی می‌دانند که خداوند در وجود زن قرار داده است؛ مسئولیتی که مرد اساساً برای آن آفریده نشده است. به تعبیر ایشان: «فرزندآوری، فرزندداری و دامان پرورش فرزند، کار زن است؛ از مرد این کار برنمی‌آید و خدای متعال او را برای این کار خلق نکرده؛ او برای یک کار دیگر است؛ کار بیرون خانه… اما در حقوق خانوادگی یکسانند: وَ لَهُنَّ مِثلُ الَّذی عَلَیهنَّ بِالمَعروف؛ یعنی همان قدر که مرد در خانواده حق دارد، زن همان اندازه در خانواده حق دارد؛ این آیه‌ قرآن است. پس در حقوق خانوادگی یکسانند، اما در وظایف خانوادگی نه».

از نگاه این متفکر شهید، هیچ چیز برای یک حکیم الهی دردناک‌تر از آن نیست که هویت‌های اصیل انسانی تحقیر یا مسخ شوند. در جهانی که برخی جریان‌های فکری می‌کوشند مادری را به نقشی صرفاً زیستی و دست‌وپاگیر تقلیل دهند، ایشان زن بودن را خود یک «نقطه امتیاز و افتخار» می‌دانند و تلاش برای دور کردن زن از ویژگی‌ها و فضایل زنانه را نشانه‌ای از انحطاط تمدن مادی تلقی می‌کنند: «زن بودن، برای زن یک نقطه‌ی امتیاز است، یک نقطه‌ افتخار است. این افتخاری نیست برای زن که او را از محیط زنانه، از خصوصیات زنانه، از اخلاق زنانه دور کنیم».

برای فهم جایگاه واقعی زن در نظام ارزشی اسلام، ایشان به روایتی تکان‌دهنده از پیامبر اکرم(ص) استناد می‌کنند که در آن، مقام مادر به شکلی کم‌نظیر برجسته شده است. در این روایت، مردی از پیامبر می‌پرسد: «مَن أَبَرّ؟ به چه کسی بیشتر نیکی کنم؟» پیامبر می‌فرمایند: «اُمَّک»؛ مادرت. او بار دیگر می‌پرسد و باز همان پاسخ را می‌شنود. بار سوم نیز همین پاسخ تکرار می‌شود و تنها در مرتبه چهارم است که پیامبر می‌فرمایند: «اَباک»؛ پدرت. این تأکید سه‌باره نشان می‌دهد که در منطق اسلامی، مادر در کانون اصلی عاطفه، تربیت و شکل‌گیری شخصیت انسان قرار دارد.

در همین چارچوب، تربیت انسان در نگاه ایشان فرایندی مکانیکی و شبیه آموزش در کلاس درس نیست؛ بلکه فرآیندی عمیق و زنده است که در بستر زندگی شکل می‌گیرد. این هنر بزرگ، بیش از هر چیز در دامان مادر تحقق می‌یابد؛ جایی که تربیت با رفتار، گفتار، عاطفه، نوازش و حتی با لالایی‌های مادرانه شکل می‌گیرد. از همین رو هرچه زن صالح‌تر، عاقل‌تر و هوشمندتر باشد، حاصل این تربیت انسانی عمیق‌تر و ماندگارتر خواهد بود.

پیشرفت جامعه از سلامت خانواده آغاز می‌شود

همسری؛ جهاد پنهان در خانواده

در نگاه رهبر شهید، مدیریت عاطفی خانواده کاری ساده و روزمره نیست و نوعی مجاهدت بزرگ و پنهان است. ایشان با استناد به روایت «جهادُ المرأةِ حُسنُ التَّبعُّل» تأکید می‌کنند که تلاش زن برای اداره محبت‌آمیز زندگی مشترک ارزشی هم‌سنگ مجاهدت در میدان جنگ دارد. به تعبیر ایشان: «یعنی ثواب مجاهدت آن جوانی را که رفته توی میدان جنگ و جان خودش را کف دستش گرفته، به خاطر این کار، به این زن می‌دهند؛ چون این کار هم زحمتش کمتر از آن نیست… زنی بتواند با این شرایط محیط خانه را گرم و صمیمی و دارای سکینه و آرامش قرار بدهد، خیلی هنر بزرگی است؛ این واقعاً جهاد است؛ این شعبه‌ای از همان جهاد اکبر است».

از همین رو، ایشان تأکید می‌کنند که در بررسی جایگاه زن در خانواده باید نقش‌ها را از هم تفکیک کرد. زن پیش از هر چیز دارای نقش «همسری» است؛ نقشی که حتی اگر مادری در میان نباشد نیز همچنان حیاتی و اثرگذار باقی می‌ماند. به گفته ایشان، اگر قرار است مردی در جامعه انسانی مفید و مؤثر باشد، باید در خانه از آرامش و همراهی یک همسر خوب برخوردار باشد.

رهبر شهید این سخن را بر پایه تجربه سال‌های مبارزه و پس از پیروزی انقلاب بیان می‌کنند؛ تجربه‌ای که نشان داد همراهی همسران چگونه می‌تواند مردان را در مسیر درست پایدار نگه دارد. از همین رو، ایشان به زوج‌های جوان یادآور می‌شدند که همسران می‌توانند در سعادت یا شقاوت یکدیگر نقشی تعیین‌کننده داشته باشند؛ مسئولیتی که البته برای زن و مرد، هر دو، وجود دارد.

مرد موظف است زن را مانند گلی مراقبت کند

اگرچه در منظومه فکری رهبر شهید، زن محور خانواده و به تعبیر ایشان «نمای داخلی» آن است، اما این امر هرگز موجب سلب مسئولیت از مردان نمی‌شود. در حقیقت، استواری این نمای داخلی، نیازمند یک ستون محکم و یک «نمای بیرونی» مقتدر، قدرشناس و مهربان است. یکی از بخش‌های دیدگاه ایشان، نفی صریح مردسالاری‌های جاهلانه و رفتارهای بی‌تفاوت مردان در خانه است: «در خانواده هی گفته می‌شود نقش زن… اما اینجور نیست که مرد در خانواده وظیفه و مسئولیت و نقشی نداشته باشد. مردهای بیخیال، مردهای بی‌عاطفه، مردهای عیاش، مردهای قدرنشناس زحمات زن خانه، اینها به محیط خانه لطمه می‌زنند. مرد باید قدردان باشد. جامعه باید قدردان باشد».

در لطیف‌ترین نگاه اسلامی که این حکیم شهید مفسر آن بودند، زن موجودی با ظرافت‌های خاص است که نیازمند حصاری از امنیت و محبت است: «در داخل خانواده، از نظر اسلام مرد موظف است که زن را مانند گلی مراقبت کند».

پیشرفت جامعه از سلامت خانواده آغاز می‌شود

همچنین، غرق شدن در مسئولیت‌های شغلی و اجتماعی، هیچ‌گاه در مکتب ایشان توجیه‌گر غفلت از همسر و فرزندان نبود. ایشان با استناد به آیه شریفه «قوا انفسکم و اهلیکم نارا وقودها النّاس و الحجارة» (خود و خانواده‌تان را از آتش حفظ کنید)، این وظیفه را یک تکلیف قطعی شرعی برای مردان می‌دانند: «گاهی بعضی از مسئولین دیدیم آنچنان غرق در کار می‌شوند که یادشان میرود از وجود همسرانشان و فرزندانشان و این ضایعاتی را درست می‌کند. یعنی اینجور نیست که ما پای تعارف باشد، بگوئیم: آقا! خواهش می‌کنیم بیشتر شما به خودتان برسید… این یک تکلیفی است که انسان بایستی همسرش، فرزندانش، خانواده‌اش و کانون خانوادگی را حفاظت بکند».

رهبر شهید حتی افراط در عبادت به قیمت رها کردن کانون گرم خانواده را نیز مذموم می‌دانستند و با اشاره به سیره امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: «امیرالمؤمنین به کسی برخورد کرد که زن و زندگی و خانه و همه چیز را کنار گذاشته بود و به عبادت پرداخته بود؛ فرمود: «یا عدّی نفسه»، ای دشمن کوچک خویشتن! با خودت داری دشمنی میکنی؛ خدا این را از تو نخواسته».

رفتار جوانان می‌تواند یک خانواده را بسازد

در نگاه این متفکر بزرگ، خانواده صرفاً یک نهاد زیستی یا محل همزیستی چند انسان نیست، بلکه مهم‌ترین کانون شکل‌گیری و گسترش معنویت و اخلاق در جامعه است. به باور او، بسیاری از ارزش‌های انسانی و معنوی نخست در فضای صمیمی خانواده شکل می‌گیرند و سپس به سطح جامعه سرایت می‌کنند. چنان‌که می‌فرمایند: «همه‌ ارزش‌های معنوی را می‌توان از درون کانون گرم خانواده بیرون کشید و معنویات را در سطح جامعه گستراند».

در این میان، تحلیل ایشان از نقش جوانان در مهندسی معنوی خانواده، تحلیلی متفاوت و قابل توجه است. برخلاف تصور رایج که تربیت را تنها وظیفه والدین می‌داند، رهبر شهید به ظرفیت اثرگذاری جوانان در هدایت معنوی خانواده نیز اشاره می‌کنند. ایشان با یادآوری تجربه‌های خود از دیدار با خانواده‌های شهدا، نمونه‌ای روشن از این تأثیرگذاری را بیان می‌کنند: «در داخل محیط خانه، اخلاق شما، رفتار شما می‌تواند یک خانواده را بسازد. یک جوان گاهی در یک خانواده، پدر، مادر، برادران، خواهران را تحت تأثیر قرار می‌دهد. من گاهی به خانواده‌ شهدا که سر می‌زنم، پدرها، مادرها… می‌گویند این جوان، جوان شهیدشان، در داخل خانه با رفتار خود، معلم ما بود؛ نماز خواندنش، نماز خواندن را به ما یاد می‌داد؛ قرآن خواندنش، قرآن خواندن را به ما یاد میداد؛ وظیفه‌شناسی، نشاطش برای کار، نشاط و وظیفه‌شناسی را به ماها تعلیم می‌داد».

پیشرفت جامعه از سلامت خانواده آغاز می‌شود

اصلی‌ترین انس انسان، عمدتاً داخل خانه است

در نگاه این متفکر بزرگ، خانه تنها مأمن و پناهگاه بشر در دنیای پرهیاهو و متخاصم امروز است. از منظر ایشان، پیوند حقیقی و انس بنیادین انسان در ساحت خانواده معنا پیدا می‌کند: «خانه، مأمن و پناهگاه هر انسانی است. خانواده که اصلی‌ترین و مهم‌ترین انس یک انسان است، عمدتاً داخل خانه است».

اما در اندیشه رهبر شهید، حفظ این پناهگاه با رویکردهای حقوقی صرف ممکن نیست و نیازمند تزریق مداوم روح اخلاق، گذشت و عفو است. ایشان با نگاهی فرادستی به حل اختلافات خانوادگی، سنت‌های مهرآمیز را بر قوانین خشک مقدم می‌دانند و با استناد به آیه «وَ الصُّلحُ خَیر»، صلح درونی را یگانه راه پایداری این کانون برمی‌شمارند: «در عملکردها، در آنجاهایی که تخاصم وجود دارد، توصیه‌ به عفو و گذشت و بخشش و مانند اینها [باشد]. در اسلام هم در مسائل خانوادگی فرمودند: وَ الصُّلحُ خَیر… اینها همان دخالت دادن اخلاق در مسائل قوّه‌ی قضائیّه است».

در منظومه فکری و تمدن‌ساز ایشان، خانواده همان «سنگر مقدسی» است که فروریختن آن به معنای غارت تمام داشته‌های هویتی، معنوی و تمدنی یک ملت است. از این رو، مرور اندیشه‌های این رهبر شهید تجویزی راهبردی و فوری برای عبور از بحران‌های معاصر بشر محسوب می‌شود.

کد مطلب 2194118

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 7 =