مذاكرات اسلام آباد

باطن سوره یاسین و پیوند آن با ولایت اهل‌ بیت(ع)

یک پژوهشگر قرآنی گفت: باطن سوره یاسین با ولایت اهل‌ بیت(ع) پیوند خورده و صراط مستقیم نه‌تنها مسیر هدایت است، بلکه با شناخت و پیروی از امام معصوم، انسان می‌تواند راهی روشن به‌سوی قرب الهی و از آتش قیامت نجات یابد.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، ماه مبارک رمضان ماه نزول قرآن و ماهی که شب قدر در آن چون قلبی تپنده می‌درخشد، فرصتی است تا از دریچه‌ای تازه به عمق قرآن کریم بنگریم. سوره مبارکه یس که پیامبر(ص) آن را قلب قرآن نامیده‌اند، نه‌تنها راهنمای ما در مسیر ایمان و هدایت است، بلکه هر آیه‌اش پنجره‌ای به‌سوی رازهای توحید، معاد و رحمت الهی می‌گشاید.

بنابر روایت ایکنا در سلسله‌گفت‌وگوهایی به‌مناسبت این ماه با علی‌اکبر توحیدیان، پژوهشگر قرآنی و دکترای علوم قرآن و حدیث، در شماره بیست‌وپنجم به بررسی جایگاه امام در هدایت جامعه و روز قیامت، صراط مستقیم و استقامت انسانی و باطن سوره یاسین و ولایت اهل‌ بیت(ع) پرداخته است. این مجموعه ۳۰ قسمتی، ما را با پیوند عمیق مفاهیم هدایت، انذار، تقدیر و سبل السلام در قرآن و همچنین رازهای نهفته در آیات سوره‌های یس و قدر آشنا می‌کند.

اگر باطن سوره یاسین با موضوع ولایت پیوند خورده است، چگونه می‌توان این ارتباط را از دل آیات این سوره استخراج و به‌مثابه یک مبنای تفسیری قابل استناد تبیین کرد؟
در ادامه بحث تفسیر سوره مبارکه یاسین، از بحث‌های پیشین کم‌کم به این حقیقت نزدیک شدیم که باطن این سوره که این‌قدر برایش فضیلت گفته شده و فضایل آن برای قرائن و محتوا بی‌نظیر است، به ولایت و اهل‌ بیت(ع) می‌رسد. دلیل آن همه تأکید بر قرائت سوره و ثواب‌هایی که برایش ذکر شده است، کم‌کم برای ما آشکارتر می‌شود.

سوره‌ای که خداوند آن را پیش از آفرینش زمین و آسمان‌ها، همراه سوره مبارکه طه، خود هزار سال قرائت کرده است. امام صادق(ع) فرمود: «طه» درواقع طهارت ما اهل‌ بیت است. بنابراین، به نوعی زوج سوره یاسین محسوب می‌شود. 

در تفسیر آیه دوم که می‌فرماید: «وَالْقُرْآنِ الْحَکِیمِ؛ قسم به قرآن حکیم»، به آنجا رسیدیم که تجسم قرآن به شکل و صورت یک انسان و مردی خوش‌سیما، در قیامت برای ما ظاهر می‌شود و با توجه به توضیحاتی که دادیم، به آنجا رسیدیم که این مرد خوش‌سیما کسی نیست به جز حضرت امیرالمؤمنین علی(ع). خودشان هم در دنیا فرمودند: «أَنَا کَلَامُ اللهِ النَاطِقٌ.» چهره ظاهری ایشان هم متجلی می‌شود.

اکنون می‌رسیم به آیه بعد: «عَلَیٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ»؛ یعنی خداوند به قرآن خودش، آن هم قرآن حکیم، قسم یاد می‌کند که اولاً، «إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ»؛ یعنی تو، ای پیامبر اسلام، از مرسلینی و بعد می‌فرماید: «عَلَیٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ.» مخاطب را خود پیامبر(ص) قرار داده است.

در تفسیر نمونه داریم که فرمودند، دلیل اینکه خود پیامبر(ص) را مخاطب قرار داده که به درستی و تحقیقاً تو از مرسلینی، به این دلیل که «عَلَیٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ» هستی، این خطابی که به ایشان شده، تأکید بر این دارد که ایشان بر حق است.

حال مخالفان این حق را بپذیرند یا نپذیرند، تو در انجام رسالت سنگین خودت کوشا باش و از اینکه مردم هدایت نمی‌شوند، گوش به حرفت نمی‌دهند و نبوتت را قبول نمی‌کنند، کمترین سستی به خودت راه نده.

با توجه به اینکه «صراط مستقیم» در قرآن هم به معنای راه هدایت و هم مسیر استقامت معرفی شده، نسبت میان هدایت الهی و اراده و تلاش انسان در پیمودن این مسیر چگونه قابل تبیین است؟
در تعریف صراط مستقیم، مرحوم علامه طباطبایی رضوان‌ الله تعالی علیه در «المیزان» می‌فرماید که خود «صراط» به معنی راه روشن و مستقیم است. منتها این کلمه «مستقیم» که بعد از صراط می‌آید، باز توضیح می‌دهد؛ یعنی می‌خواهد بر مستقیم‌بودن تأکید کند. «مستقیم» از «استقامت» است. یک مفهوم راه راست و صاف را ما از آن برداشت می‌کنیم، راه بدون کجی و اعوجاج، اما ریشه، استقامت است؛ یعنی اگر کسی بخواهد این راه را بپیماید (صراط که خودش راه راست و روشن است) باید استقامت داشته باشد. بدون استقامت، پایداری، مقاومت، صبر و تحمل مشکلات، طی‌کردن راه ممکن نیست.

یعنی راه ساده‌ای نیست که از جاده آسفالت برویم و بگوییم صراط مستقیم؛ خیر، مشکلات بسیار زیاد است. مشکلاتش اولش خود ما هستیم؛ یعنی به نفس خود انسان برمی‌گردد و بعد هم شیطان در جایگاه واقعیتی خارجی و وسوسه‌های شیاطین انس و جن که بیرون از ما هستند. موانع و مشکلات در طی صراط مستقیم بسیار زیاد است. از جان، مال و فرزند باید گذشت و نفس را سرکوب کرد.

کلمه «مستقیم» معنایش این است که طی این راه با استقامت همراه است، وگرنه نمی‌شود این راه را طی کرد. مرحوم علامه می‌فرماید: «و آن طریقی است که عابر خود را به سوی خدا می‌رساند، یعنی به سعادت انسانی‌اش که مساوی با قرب خدا و کمال عبودیت است.» این مفهوم صراط مستقیم در تفسیر «المیزان» است. 

می‌رویم سراغ تفسیر علامه تهرانی رضوان‌ الله تعالی علیه در باب صراط و صراط مستقیم در جلد هشتم «معادشناسی» که ایشان در ابتدای همین جلد تا صفحه ۱۱۷ راجع به معنای صراط صحبت و تفسیر کرده که معنای آن در این دنیا و در قیامت، بحث مفصلی دارد. 

این مطلبی که عرض می‌کنم، صفحه ۱۰۹ است. مرحوم علامه از «تفسیر صافی» ملامحسن فیض کاشانی(ره) استفاده کرده است. می‌فرماید: «در تفسیر صافی، در تفسیر آیه کریمه «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ»، فیض شرح داده است: «هِیَ الطَّرِیقُ إِلَیٰ مَعْرِفَةِ اللهِ، وَهُمَا صِرَاطَانِ»، یعنی صراط مستقیم راهی است به‌سوی معرفت خدا و دوتاست: «صِرَاطٌ فِی الدُّنْیَا وَصِرَاطٌ فِی الْآخِرَةِ.» یکی از این صراط‌ها در دنیاست و دیگری در آخرت. «فَأَمَّا الصِّرَاطُ فِی الدُّنْیَا فَهُوَ الإِمَامُ الْمُفْتَرَضُ الطَّاعَةِ.» پس صراطی که در دنیاست، همان امام واجب‌الاطاعه است و اقتدا به او. «مَنْ عَرَفَهُ فِی الدُّنْیَا وَاقْتَدَیٰ بِهَدْیِهِ مَرَّ عَلَی الصِّرَاطِ الَّذِی هُوَ جِسْرُ جَهَنَّمَ فِی الْآخِرَةِ.» هر کس او را در دنیا بشناسد و از هدایت و راهنمایی‌های او پیروی کند، یعنی از امام واجب‌الاطاعه، به‌خوبی از صراطی که پلی روی جهنم در آخرت است، عبور می‌کند. 

اگر در روایات، صراط مستقیم با جایگاه امام و ولایت پیوند خورده است، این نگاه چه تأثیری بر فهم جایگاه رهبری دینی و نقش آن در هدایت جامعه اسلامی دارد؟
«وَمَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ فِی الدُّنْیَا زَلَّتْ قَدَمُهُ عَنِ الصِّرَاطِ فِی الْآخِرَةِ فَتَرَدَّیٰ فِی نَارِ جَهَنَّمَ؛ هر کس که او را در دنیا نشناسد، قدمش می‌لغزد و در آتش جهنم سرنگون می‌شود.» یک معنا از صراط مستقیم که بر روایتی از امام صادق(ع) مبتنی است، این است که در دنیا باید امام مفترض‌الطاعة را بشناسیم و از او پیروی کنیم. اگر در دنیا چنین کنیم، عبور از آن صراط دومی هم که در قیامت است و مثل پلی روی جهنم زده شده، ممکن می‌شود؛ اما اگر امام را در این دنیا نشناسیم، قدم آنجا خواهد لغزید و در آتش جهنم سرنگون خواهیم شد.

در روایت دیگری وارد است که «نَحْنُ الصِّرَاطُ المستقیم»؛ یعنی فقط ما صراط مستقیم هستیم. باز در روایت دیگر در تعریف صراط مستقیم آمده: «هُوَ صِرَاطُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ عَلَیْهِ السَّلَامُ.» از امام صادق(ع) باز روایت شده که به‌درستی، حقاً و واقعاً صراط همان نفس مقدس امیرالمؤمنین علی(ع) است.

با تأمل و دقت در این روایات که از مصادر وحی نازل شده است، روشن می‌شود که صراط ظاهر و باطنی دارد. ظاهرش همان راه و منهاج امام است و باطنش، حقیقت ولایت که در روز بازپسین به‌صورت جسر، یعنی پلی، به روی دوزخ کشیده و موجب نجات مردم از ورود در آتش می‌شود.

مرحوم محدث قمی فرمود که تمام حروف مقطعه از اوایل سوره‌های قرآن را جمع، مکررات را از آن حذف و بقیه را با هم ترکیب کردند، چنین درآمده است: «عَلِیٌّ صِرَاطُ حَقٍّ نُمسِکه»؛ یعنی راه حق، راه علی است که ما آن را اتخاذ می‌کنیم. 

باز روایت دیگری از امام حسن عسکری(ع) نقل شده است: «تَعَلُّقُ مُحِبِّی فَاطِمَةَ صَلَوَاتُ اللهِ عَلَیْهَا فِی الْقِیَامَةِ بِأَهْدَابِ مِرْطِهَا مَمْدُودِ عَلَی الصِّرَاطِ»؛ یعنی در روز قیامت، محبان حضرت فاطمه(س) خود را به ریشه‌های چادر ایشان، در حالی که روی صراط کشیده شده است، آویزان می‌کنند و خودشان را به آن می‌بندند. پس حقیقت صراط درواقع پیروی از ائمه خدا و در رأس همه، امام علی(ع) است. 

مرحوم علامه در صفحات ۵۰ تا ۵۲ هم شرح دیگری درباره صراط مستقیم دارد که بد نیست با هم مرور کنیم. امام، صراط مستقیم است تا پیروان از راه نفس او، همان راهی را بروند که او رفته است و چون امام از راه صفات خود، سریع‌ترین، کوتاه‌ترین و نزدیک‌ترین راه را به‌سوی خدا پیموده است، پس نفس امام راه مستقیم به سوی خداست که حقاً از شمشیر برنده‌تر و از مو باریک‌تر است.

کد مطلب 2194711

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 8 =