مذاكرات اسلام آباد

برای سفر به جبهه با لباس بسیجی به راه‌آهن و با [خودروی] پیکان و به صورت ناشناس رفتیم

به زیارت امام رفتم. مشکلات بین ارتش و سپاه، اختلاف افسران نیروی زمینی با آقای صیاد فرمانده و ادامه گزارش‌های قبلی درباره مذاکرات غیرمستقیمی که با آمریکایی‌ها بر سر کمک به آزادی گروگان‌های آمریکایی‌ در لبنان در مقابل گرفتن امکانات نظامی داریم، را گزارش کردم.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، کتاب «اوج دفاع» کارنامه و خاطرات علی اکبر هاشمی رفسنجانی از سال ۱۳۶۵ است که به کوشش عماد هاشمی در انتشارات معارف به چاپ رسیده است. در سطور زیر روز پنجم فروردین سال ۶۵ از این خاطرات را منعکس کردیم.

سه‌شنبه پنجم فروردین ۱۳۶۵/ ۱۴ رجب ۱۴۰۶/ ۲۵مارچ ۱۹۸۶

اول وقت از جبهه سوال کردم، مسئله مهمی نداشتند. به زیارت امام رفتم. مشکلات بین ارتش و سپاه، اختلاف افسران نیروی زمینی با آقای صیاد فرمانده و ادامه گزارش‌های قبلی درباره مذاکرات غیرمستقیمی که با آمریکایی‌ها بر سر کمک به آزادی گروگان‌های آمریکایی‌ در لبنان در مقابل گرفتن امکانات نظامی داریم، را گزارش کردم. در مورد دوم موافق‌اند و دستور احتیاط می‌دهند. برای رفتن به خوزستان ار ایشان خداحافظی کردم.

آقای غزالی از مشهد آمد. از برخی مسئولان گله داشت. برای عملیات از مجروحان جنگ به بیمارستان طرفه رفتیم، هدایایی هم دادم. مصاحبه‌ای هم بعد از عیادت از مجروحان انجام دادم. به منزل برگشتم. عفت و یاسر از مشهد رسیدند.

ساعت سه بعدازظهر همراه با یاسر و مهدی و پاسداران برای سفر به جبهه با لباس بسیجی به راه‌آهن و با [خودروی] پیکان و به صورت ناشناس رفتیم. از ایستگاه رباط کریم سوار شدیم که کسی ما را نشناسد. در بین راه با آقای [صادق] افشار رئیس راه‌آهن درباره وضع راه‌آهن و کمبود بودجه و برنامه‌های توسعه مذاکره کردیم. با آقایان [محسن] رفیق‌دوست [وزیر سپاه پاسداران]، [علی] شمخانی [جانشین فرمانده کل و فرمانده نیروی زمینی سپاه] و [ابراهیم] سنجقی که همراه بودند، درباره امورجنگ و سپاه و ارتش بحث کردیم. سه بعد از نصف شب بیدار شدم و تا صبح نخوابیدم.

۲۵۹

کد مطلب 2197794

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 1 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین