مذاكرات اسلام آباد

نوروز مرهم بزرگ در شرایط جنگی برای ایرانیان / آیا نوروز در فرهنگ ایرانی حذف شدنی است؟ / سه واکنش جامعه نسبت به حمله آمریکا و اسراییل به ایران

 یک جامعه شناس معتقد است نوروز توانایی آن را دارد که نقش مرهمی برای زخم‌های عمیق جامعه امروز ایفا کند و پیوندهای سست ‌شده یا حتی گسسته بخش‌های مختلف جامعه را، به ‌ویژه از مسیر خانواده، ترمیم کند و کارکرد پیونددهندگی نوروز، در شرایط کنونی باید تقویت شود، نه تعطیل.

 گروه اندیشه: به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ایرنا در مقدمه گفت و گویی که با استاد دانشگاه یزد انجام داد نوشت: «در حالی که جامعه ایران با فشارهای اقتصادی، شکاف‌های اجتماعی عمیق و تنش‌های سیاسی دست و پنجه نرم می‌کند، نوروز باستانی امسال تجربه‌ای متفاوت است و با پرسش‌های تازه‌ای روبروست. آیا این جشن ملی، با تکیه بر ابعاد طبیعی و فرهنگی خود، توانایی مرهم نهادن بر زخم‌های عمیق جامعه و ترمیم پیوندهای گسسته را دارد؟ یا در معرض خطر تبدیل شدن به ابزاری برای پیام‌های سیاسی و جدال‌های ایدئولوژیک قرار گرفته است؟

نوروز، همواره جایگاهی ویژه در فرهنگ و هویتِ ایرانی داشته است. اما این جشنِ کهن، در طولِ تاریخِ پرفراز و نشیبِ ایران، بارها و بارها خود را در معرض آزمون‌های دشوار یافته است؛ از بلایایِ طبیعی و قحطی گرفته تا دوران‌های پرتنش سیاسی و اجتماعی. در شرایطِ کنونی که ایران درگیرِ جنگ و فشارهایِ بین‌المللی است، مفهوم و کارکرد نوروز دستخوشِ چه دگرگونی‌هایی می‌شود؟ در همین راستا، پژوهشگر ایرنا با «ابوالفضل مرشدی»، جامعه‌شناس و عضو هیات علمی دانشگاه یزد به گفت‌وگو پرداخته تا ابعاد مختلف نوروز در شرایط جنگی و پرتنش ایران را مورد بررسی قرار دهد.» در ادامه مشروح آن این گفت و گو را می خوانید:

نوروز، یادآور توان تاریخی ایران در غلبه بر بحران‌ها/ امروز نیازمند پیونددهندگی نوروزیم
ابوالفضل مرشدی

 بحران‌ها و نااطمینانی‌های اخیر چه دگرگونی‌ای در فهم و تجربه مردم از نوروز ایجاد کرده‌اند؟ 

 برای پاسخ لازم است ابتدا نگاهی کلی به شرایط موجود جامعه ایران بیندازیم. جامعه ما از یک سو با فشارهای شدید اقتصادی روبروست که به‌خصوص با پیش آمدن شرایط جنگی، تشدید شده است. این فشار اقتصادی به ویژه برای صاحبان مشاغل وابسته به فضای مجازی، کاملا محسوس است و لذا می‌توان گفت این وضعیت اقتصادی بخش قابل توجهی از مردم را در دشواری و خشم قرار داده است.

از سوی دیگر، جامعه ایران با شکاف‌های اجتماعی عمیقی مواجه است که در سالهای اخیر رو به گسترش ‌و تعمیق بوده و به ویژه با وقوع حوادث بسیار تلخ دی ماه امسال و داغدار شدن تعداد زیادی از خانواده‌های ایرانی، این شکاف‌ها به شدیدترین حالت خود رسید و عملا «زنجیره‌های گفت وگو» که حیات اجتماعی هر جامعه متکی به آن است، در بخش زیادی از جامعه ایران منقطع شد، جامعه در شوکی عمیق فرورفت و ناامیدی و خشم و کینه بخش قابل توجهی از جامعه را فراگرفت.

تجاوز اخیر طراحی شده تا علاوه بر حکومت، نظام اجتماعی کشور فرو بپاشد

در همین بین، جامعه ایران از حدود سه هفته پیش شاهد حمله سهمگین دو دولت متجاوز اسراییل و آمریکا به خاک خود است که در اثر آن جمع زیادی از مسئولان سیاسی و نظامی ارشد کشور و دختربچه‌های مظلوم میناب و جمع زیادی از مدافعان وطن و مردم عادی به شهادت رسیده اند و زیرساخت‌های زیادی از کشور آسیب دیده است.

نشانه‌هایی هست که روشن می‌کند هدف این حملات، نه فقط فروپاشی نظام سیاسی کشور، بلکه فروپاشی نظام اجتماعی کشور هم هست. مرور سه وضع بالا نشان می‌دهد جامعه ایران زخمهای عمیقی بر پیکر خود دارد و با وضعیتی بسیار بغرنج و پرچالش روبه‌روست.

جامعه در وضعیت سه‌ قطبی

در واقع، در حالی که عموم مردم ایران عمیقا دل‌نگران آینده کشورشان هستند، عملا شکاف‌های جدی ایجاد شده در جامعه، آنان‌ را به سه دسته تقسیم کرده است: بخشی از مردم با روحیه‌ای حماسی و البته با نگرانی از امنیت کشور، هر شب گردهمایی‌هایی را در شهرهای مختلف کشور رقم می‌زنند.

بخش وسیعی از مردم در سکوت آمیخته با نوعی ابهام و استیصال، نظاره گر جنگ هستند و پایان آن را انتظار می‌کشند.

و گروه سومی که شاید با رضایت نسبی از حمله خارجی، چنین جنگی را گریزناپذیر می‌دانند و به پیامدهای مثبت این حمله امید بسته اند. در مجموع می‌توان گفت جامعه ما در وضعیت سه‌ قطبی قرار دارد که هر یک احساسات و زاویه دید متفاوتی نسبت به شرایط کلی جامع و مسیر پیش روی آن دارند.

 در برابر جامعه‌ای که با زخم‌های عمیق اضطراب، نگرانی، خشم و احساس ناامیدی روبه‌روست، نهاد نوروز چه نقشی می‌تواند ایفا کند و چه تأثیری می‌تواند بگذارد؟

 برای فهم نقش نوروز در شرایط امروز جامعه ایران، باید دو بُعد اساسی آن را بررسی کنیم: یک بُعد طبیعی و یک بُعد فرهنگی، تاریخی و مناسکی. در بُعد طبیعی، نوروز ایرانیان هم‌زمان است با دگرگونی و زنده شدن دوباره طبیعت؛ شکوفایی، نو شدن هوا و آغاز حیات تازه. این اتفاقات می‌تواند نشانه‌ای از امکانات یک نوزایی روحی برای جامعه باشد؛ نوعی گشایش، نرم شدن دل‌ها و کاهش کینه‌ها و خشم‌ها.

انسان پیوند عمیقی با طبیعت دارد و همیشه از آن الهام می‌گیرد؛ بنابراین همان‌طور که طبیعت نو می‌شود، می‌توان امید داشت که حال و هوای جمعی جامعه نیز تازگی پیدا کند و با افق‌های مثبت‌تری روبه‌رو شود.

نوروز می‌تواند مرهمی بر زخم‌های عمیق جامعه امروز باشد

در بُعد دوم، یعنی بُعد تاریخی، فرهنگی و میراثی نوروز این نکته مهم وجود دارد که نوروز میراث مشترک همه ایرانیان است؛ نمادی از شکوه، استمرار و ماندگاری تاریخ ایران. نوروز همچنین بیانگر پیوند عمیق همه مردم این سرزمین با یکدیگر است، بی‌توجه به تفاوت‌های زبانی، قومی یا مذهبی.

افزون بر این، نوروز در ایران به شدت با نهاد خانواده گره خورده است؛ تقریباً همه آیین‌های نوروزی بر پایه خانواده و روابط خانوادگی شکل می‌گیرند دید و بازدیدها، فامیلی بودن مراسم و یادآوری خاطرات مشترک نسل‌ها. بر اساس همین دو بُعد نوروز هم نو شدن طبیعت و هم نقش آن به عنوان میراث فرهنگی مشترک می‌توان گفت نوروز توانایی آن را دارد که نقش مرهمی برای زخم‌های عمیق جامعه امروز ایفا کند.

نوروز می‌تواند پیوندهای سست ‌شده یا حتی گسسته میان بخش‌های مختلف جامعه را، به ‌ویژه از مسیر خانواده، ترمیم و تقویت کند.

نوروز، یادآور بزرگی و توان تاریخی ایران برای غلبه بر بحران‌ها

به بیانی دیگر، نوروز می‌تواند مانند دریای بزرگی عمل کند که بخشی از نگرانی‌ها، افسردگی‌ها، غم‌ها، خشم‌ها و کینه‌هایی را که در جامعه ایجاد شده، در خود جذب کرده و از شدت آن‌ها بکاهد. در عین حال، نوروز یادآور بزرگی، شکوه و توان تاریخی ایران برای غلبه بر بحران‌هاست؛ اینکه ما ملتی ریشه‌دار هستیم و در دوره‌های گوناگون توانسته‌ایم بر مشکلات بزرگ فائق شویم. این یادآوری می‌تواند آرامش، امید و این باور را به دل‌ها بازگرداند که باز هم می‌توانیم از شرایط دشوار امروز عبور کنیم و دوباره شاهد همدلی، اتحاد و همزبانی در جامعه و سربلندی ایران باشیم.

 تردید برخی خانواده‌ها درباره برگزاری مراسم نوروزی را چگونه می‌توان در چارچوب تغییر هنجارهای اجتماعی تحلیل کرد؟ 

 در رابطه با سوال شما، چند نکته را می‌توان برشمرد. نخست، محدودیت‌ها و فشارهای اقتصادی بر جامعه: فشارهای اقتصادی که در بخش قبلی به آن‌ها اشاره شد، برای بخش قابل توجهی از جامعه ایران مشکل‌آفرین بوده و باعث شده بسیاری از خانواده‌ها توان مالی لازم برای تجربه یک نوروز شاداب و پرنشاط را نداشته باشند.

سفر رفتن، برگزاری جشن‌ها و دورهمی‌های خانوادگی، به عنوان اجزای اصلی مراسم نوزوز، برای بخشهایی از جامعه در شرایط کنونی ممکن نیست؛ بماند که شرایط جنگی کشور نیز مانع بسیاری از این فعالیت‌ها می‌شود ‌و وضعیت عزای عمومی در جامعه هم شرایط خاص خود را دارد.

کارکرد پیونددهندگی نوروز، در شرایط کنونی باید تقویت شود، نه تعطیل

نکته دوم: حفظ کارکرد پیونددهندگی نوروز حتی در وضعیت سوگواری: در شرایط عادی نیز، وقتی خانواده‌ای عزیزی را از دست می‌دهد، عید نوروز را جشن نمی‌گیرد و آن را به صورت متفاوتی برگزار می‌کند. در چنین شرایطی، نوروز برای آن خانواده تنها به بازدید اقوام و گرامی‌داشت یاد و خاطره فرد درگذشته تقلیل می‌یابد. با توجه به اینکه جامعه ما نیز داغدار از دست دادن بسیاری از عزیزان خود است، طبیعی است که نتواند یک نوروز شاداب و معمولی را تجربه کند. البته، اگر جنبه جشن و سرور نوروز را کنار بگذاریم، جنبه مهم دیگر آن، کارکرد جمع‌کنندگی، پیونددهندگی و حفظ همدلی و گفتگو در جامعه است.

انتظار می‌رود این جنبه از نوروز، نه تنها در شرایط کنونی جامعه ایران تعطیل نشود، بلکه تقویت نیز گردد. رسانه‌ها و نهادهای اجتماعی باید تلاش کنند تا مردم را تشویق کنند که در حد توان خود، دید و بازدیدها، به‌ ویژه سرکشی به خانواده‌های داغدار را در دستور کار قرار دهند و از این طریق، پیوندهای اجتماعی تضعیف‌شده را تقویت کنند.

نکته سوم: تضعیف نهاد خانواده و تغییر در سنت نوروز: تردید بخش‌هایی از جامعه را می‌توان به تضعیف نهاد خانواده در ایران و کمرنگ شدن روابط فامیلی در دو سه دهه اخیر مرتبط دانست. تنش‌ها و شکاف‌های سیاسی و اجتماعی سال‌های اخیر نیز این روند را تشدید کرده است.

از آنجایی که سنت‌های نوروز همواره با نهاد خانواده پیوند داشته، طبیعی است که با تضعیف خانواده، درک سنتی و خانواده‌محور از نوروز نیز رو به افول برود. می‌توان گفت نهاد نوروز در حال پوست‌اندازی در جامعه ایران است و خود را به شکل تجمعات خیابانی و عمومی بازتولید می‌کند.

در سال‌های اخیر شاهد تجمعات بزرگ مردمی در حرفها و مکان‌های مذهبی و نیز در برخی مناطق غربی کشور، از جمله کردستان بوده‌ایم. تجمعاتی که امسال هنگام تحویل سال در برخی میادین شهرها شاهد بودیم نیز نشان‌دهنده نوعی بازتولید عمومی‌تر و غیرمتکی بر خانواده سنت نوروز است.

  ممکن است گروه‌هایی بخواهند نوروز را به‌ جای یک آیین ملی و خانوادگی، ابزار فشار سیاسی کنند، از نظر شما چه راهی وجود دارد که هویت فرهنگی نوروز حفظ شود؟

 این احتمال وجود دارد که برخی افراد یا گروه‌های سیاسی، با تحریم یا عدم برگزاری مراسم نوروز، به دنبال انتقال یک پیام سیاسی باشند. هدف آن‌ها این است که جامعه را نسبت به موضوعی خاص حساس کنند و از این طریق، پیام سیاسی خود را ابلاغ نمایند.

به عبارت دیگر ممکن است تحریم نوروز یا عدم برگزاری مراسم آن را به عنوان یک حربه سیاسی برای به کار گیرند. در تاریخ نیز نمونه‌هایی از چنین رویکردهایی مشاهده شده است.با توجه به تغییر نگرش‌هایی که در بخش قابل توجهی از افکار عمومی نسبت به جایگاه دین در جامعه ایران رخ داده، بعید نیست که بخشی از جامعه به دنبال «دین‌زدایی» از نهاد نوروز باشند؛ یعنی تلاش کنند نمادهای دینی مرتبط با نوروز را از آن بزدایند.

با این حال، از آنجا که نوروز در ایران کاملاً یک نهاد ملی و طبیعی است، هر چند مورد تایید دین و مذهب غالب در ایران نیز فرار گرفته و با آن امتزاج نیر یافته، به نظر می‌رسد تلاش برای به اصطلاح دین‌زدایی از نوروز، چندان معنادار نباشد.

علاوه بر این، در ایران، ملیت و دین پیوندی تاریخی، فرهنگی و نمادین عمیق با یکدیگر دارند؛ به همین دلیل، به نظر می‌رسد هرگونه تلاش برای جدایی این دو، به ویژه در حوزه‌های فرهنگی مثل نوروز، چندان موفقیت‌آمیز نخواهد بود.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2198962

برچسب‌ها

داغ ترین های لحظه

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 4 =

آخرین اخبار