مذاكرات اسلام آباد

اصلاح به نفع مردم بعد از جنگ و آمادگی برای پایان عزتمندانه جنگ؛ دو نکته کلیدی در دو پیام حسن روحانی

نقاط مشترک در این خصوص میان پیام پس از آتش‌بس در جنگ اول و دو پیام در جریان جنگ دوم، نشان می‌دهد که پس از جنگ ۱۲ روزه هیچ اقدامی در جهت بازآفرینی اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی انجام نشده است؛ که اگر انجام شده بود، روحانی در دو پیام اخیر خود دوباره خواستار چنین اقداماتی نمی‌شد.

خبرآنلاین: بیش از یک ماه از آغاز دومین جنگ ۱۴۰۴ می‌گذرد، در این مدت حسن روحانی رئیس جمهوری اسبق ایران دو پیام تفصیلی و تحلیلی منتشر کرده است؛ یکی هفدهم اسفند ۱۴۰۴ و دیگری دوازدهم فروردین ۱۴۰۵.

او در این دو پیام نکته‌هایی را گوشزد کرده که کمتر سیاستمدارانی هستند که به آنها اشاره کنند؛ حالا یا اعتقادشان این نیست و راه را در مسیرهای دیگری می‌بینند یا اعتقادشان همین است و جسارت بیان آن را ندارند.

پیام نخست روحانی ۱۴ بند داشت و پیام دوم ۱۲ بند. در پیام اول، رئیس جمهوری اسبق ۴ گروه را مخاطب خود قرار داده است؛ «مردم ایران»، «متجاوزان به ایران»، «کشورهای همسایه» و «دولت‌های بزرگ جهان».

اما پیام دوم که مناسبت ۱۲ فروردین، روز جمهوری اسلامی منتشر شده، متفاوت از قبلی، بصورت تحلیلی ارائه شده است و مخاطب کلاسه‌بندی شده‌ای مانند قبلی ندارد.

تغییر به نفع مردم؛ بعد از جنگ

او در پیام نخست خطاب به مردم، چندین بند نوشته و از آنها تقدیر کرده است؛ و در عین حال به اعتراضات مردم اشاره کرده است: «حضور و ایستادگی شما در مقابل حمله تجاوزگران بیگانه به مام میهن، در شرایطی که بسیاری از شما اعتراضات به حقی به شیوه حکمرانی و وضعیت زندگی در کشور داشته و دارید، به راستی موجب مباهات و شایسته هرگونه سپاس و فروتنی است.»

در پیام دوم نیز، در بندی مشابه گفته «پس از گذشت ۴۷ سال، باز هم در سی و دو روزی که از سومین جنگ تحمیلی می‌گذرد، اکثریت قاطع مردم با مقاومت و درک عمیق و صبورانه‌ای که از خود نشان داده‌اند، حماسه نوینی از عزم و وفاداری نسبت به کشور و نظام را سروده‌اند و بار دیگر با دست رد زدن به سینه متجاوزان و خائنان، حجت را بر مسئولان تمام کرده‌اند.»

در بخش دیگری از این پیام تاکید شده «هنوز هم فداکاری و وفاداری مثال‌زدنی این ملت برای نظام، به سبب ادامه عزم و انتخاب مردم در مقابله با استبداد و اسلام‌ستیزی است، و اگر ریزشی در برخی لایه‌های جامعه رخ داده باشد، ریشه آن را باید در عدم تحقق وعده‌ها و کاستی در ساختار یا مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی کارگزاران جستجو کرد.»

اما در بندهای پایانی دومین پیام روحانی که  سه روز پیش منتشر کرده، بخش تکمیلی بندهای بالای را نیز ذکر کرده است: «مردم خواسته‌هایی دارند و نسبت به برخی سیاستگذاری‌ها و جهت‌گیری‌ها و مدیریت‌ها آزردگی و اعتراضات جدی دارند. لازمه ‌حفظ کشور و نظام، اعمال فوری اصلاحات اساسی در سیاستگذاری‌هاست. فرآیند تحوّل در ساختار و سیاست‌های مدیریتی نظام حکمرانی کشور باید از سرعت و شفافیت بیشتری برخوردار شود. مسئولان کشور باید زمینه حضور و اثرگذاری فرهیختگان و نمایندگان واقعی گرایش‌های مختلف سیاسی و اجتماعی را فراهم کنند تا تحول‌طلبی مردم در بستر قانونی نظام، دوستان را امیدوار و دشمنان را ناامید سازد.»

پیش از این هم در پیام اسفند ماه خود به اصلاحات بنیادین تاکید کرده بود: «بی‌شک پایمردی امروز ما بر استقلال و تمامیت ارضی کشور، زمینه‌ساز فردای روشنی است که با عبرت‌آموزی از خطاهای گذشته، شاهد تحول اساسی در حکمرانی جمهوری اسلامی، بر اساس خواسته‌های اکثریت جامعه باشیم. اصلاحات بنیادین در فردای پایان جنگ، میوه شیرین پافشاری امروز ما بر استقلال و آزادی ایران خواهد بود.»

روحانی در هر دو پیام خود به حمایت مردم از کشور اشاره می‌کند؛ البته در نتیجه‌گیری این بخش‌های هر دو پیام، یک خط پررنگ دیده می‌شود؛ تغییر به نفع مردم. او در هر دو پیام به بیان‌های مختلف از دستگاه تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز می‌خواهد در تصمیماتشان دُز مردم را بالا ببرند. همچنین روحانی خواستار تغییراتی است که بیشتر از تغییر است؛ اصلاحات بنیادین.

این نخستین بار نیست که حسن روحانی خواستارچنین اقدامی شده است؛ پس از جنگ نخست ۱۴۰۴ و برقراری آتش‌بس، روحانی در پیامی آتش‌بس را «فرصتی برای بازاندیشی و ترمیم» دانسته بود. او همچنین خواستار «بازسازی رابطه‌ای متقابل، صادقانه و پر امید با مردم» از سوی حاکمیت شده بود. روحانی دوران پس از آتش‌بس جنگ ۱۲ روزه دورانی دانسته بود که «هیچ راهی» جز «بازآفرینی اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی» وجود ندارد. او در بخش دیگری نیز تاکید کرده بود که «باید به سخن مردم گوش سپرد، باید جبران کرد، باید بازسازی کرد و باید به فردا اندیشید».

نقاط مشترک در این خصوص میان پیام پس از آتش‌بس در جنگ اول و دو پیام در جریان جنگ دوم، نشان می‌دهد که پس از جنگ ۱۲ روزه هیچ اقدامی در جهت بازآفرینی اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی انجام نشده است؛ که اگر انجام شده بود، روحانی در دو پیام اخیر خود دوباره خواستار چنین اقداماتی نمی‌شد.

آمادگی برای پایان عزتمندانه جنگ

اما شاید مهمترین بخش در پیام دوم روحانی آنجایی باشد که می‌گوید همزمان با مقاومت و ایستادگی باید برای پایان عزتمندانه جنگ نیز آمادگی داشت: «بی‌شک، در کنار این مقاومت و ایستادگی قهرمانانه، باید برای پایان دادن عزّتمندانه جنگ به نفع مصالح کشور و مردم آمادگی داشت و همچون آمادگی نظامی، آمادگی مذاکره و حتی صلح عزّتمندانه را برای تأمین منافع ملی و مصالح نسل‌های آینده ایران باید فراهم نمود. امّا با درس‌آموزی از تجربه دو دور مذاکرات اخیر با دولت آمریکا که فریبکارانه در میانه مذاکرات و در همان حال که وعده‌های مثبت می‌دادند در اندیشه تجاوز به ایران بودند، باید هوشیار بود که امروز هم همچون همه ادوار گذشته، احتمال توطئه مشابه وجود دارد. آنچه بر ضرورت این هشیاری می‌افزاید اظهارات تجاوزگرانه دشمنان در زمینه پیاده کردن چتربازان برای ربودن اورانیوم غنی‌سازی‌شده از خاک ایران، طرح تجاوز تفنگداران دریایی برای محاصره یا اشغال جزیره خارک، طرح تصرف برخی جزایر ایران برای کنترل تنگه هرمز، ادامه ترور مسئولان نظامی و سیاسی کشور و تخریب زیرساخت‌های اقتصادی ایران است که شواهدی روشن بر نیات خبیثانه و ایران‌ستیزانه آنان است که نمی‌توان نسبت به آن غفلت کرد.»

هرچند چنین بندی در پیام نخست روحانی دیده نمی‌شود، اما تاکید او بر هوشیاری و احتمال فریب طرف مقابل، منحصر به آخرین پیام او نمی‌شود.

روحانی در پیامی که بعد از آتش‌بس جنگ اول ۱۴۰۴ منتشر کرد، هشدار داده بود که آتش‌بس نشانه پایان تهدیدها نیست و باید مراقب بود که «فریب نخوریم».

با این حال نکته‌ای که روحانی در بیانیه دوم تاکید می‌کند، «پایان عزتمندانه» جنگ است؛ آن هم هم‌راستا با مقاومت و ایستادگی. به عبارت دیگر، در این بند دو پیام نهفته است؛ نخست آنکه مذاکره برای پایان دادن به جنگ، نباید کشور و جامعه را از مقاومت غافل کرد؛ یعنی حتی اگر مذاکره‌ای نیز برای پایان دادن به جنگ باشد نباید مقاومت را از اولویت خارج کرد که چه بسا به گفته روحانی، «احتمال توطئه مشابه وجود دارد». نکته دوم نیز این است که مذاکره برای پایان دادن به جنگ باید همراه با حفظ عزت کشور و حفاظت از مقاومت باشد؛ کما اینکه او از «صلح عزتمندانه» نیز استفاده کرده و نشانگر همان جمله معروف در سیاست خارجی است که می‌گوید «در روابط بین‌الملل دوست و دشمن دائمی وجود ندارد بلکه منافع ملی دائمی است».

از آنجا که روحانی در جریان مذاکرات اجرای قطعنامه آتش بس جنگ ۸ ساله عراق با ایران، نقش کلیدی و مهمی داشت، به پیچ و خم‌های دیپلماسی در چنین شرایطی آشناست. می‌داند که در چه لحظه‌ای، باید چه گفت.

روحانی که مذاکرات صلح یک جنگ ۸ ساله را در کارنامه خود دارد، از خطرات و حساسیت‌های گفتگو در چنین شرایطی آگاه است.

تاکید بر دو وجه

در جمع‌بندی دو پیام اخیر روحانی باید گفت که او در بیانیه‌هایش به دو وجه تاکید دارد.

نخست، تغییر و اصلاحات به نفع مردم است؛ او توصیه می‌کند که پس از پایان جنگ و رسیدن جامعه به آرامش، حاکمیت آنچه باعث «آزردگی و اعتراضات» شده است را اصلاح کند تا چنین نشود.

دومین وجه نیز پیش شرط وجه اولی است؛ آمادگی برای «پایان دادن عزّتمندانه جنگ به نفع مصالح کشور و مردم»؛ اقدامی که کمتر از جنگیدن نیست.

۲۹۲۹

کد مطلب 2200956

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 3 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین