مذاكرات اسلام آباد

۰ نفر
۱۵ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۶:۳۰

پشت به وطن، هرگز!

عبدالصاحب ناصری*
پشت به وطن، هرگز!

وطن، خانهٔ ماست؛ در آن زاده شده، زندگی می‌کنیم، می‌میریم و در خاکش جاودانه می‌شویم! خانه که نباشد، ما بی‌خانمانیم!

میهن، مام مهربان فداکار و ماندگاری که ما، مادر، پدر و نیاکان نیکمان از خاکش تغذیه کرده، در هوایش تنفس نموده، از آفتابش نور و گرما گرفته، سلول سلول جسم و ذره ذرهٔ جانمان از آن نشو و نما یافته و هویت ما بدان بسته و وابسته است.

وطن، خوان و خانهٔ ماست.

این خانه در درازنای تاریخ کهنش، کم در معرض طوفان‌های بنیان‌افکن واقع نگشته، سلسله‌ها در غل و زنجیرش کشیده‌، محنت‌ها دیده و مرارت‌ و تلخی‌ها چشیده، سُم ستوران تجاوز قلبش را آزرده، آتش ستم‌ها به جانش افتاده، دختران و پسران و مادران و پدرانش به بند اسیری کشیده شده، سرِ سرافرازانش سر دار رفته، در سردی و سکوت و سیاهی استیلای دشمنان بر آن سایه افکنده، اما به مدد پروردگار بلند مرتبه و به همت بلند مردان و زنانش برخاسته، بر ستون‌های استواری ایستاده، زخم‌هایش را تیمار نموده، سر بر آسمان تمدن و فرهنگ و هنر ساییده و سقف بر آبی آن زده و آفتاب آبادانی را میهمان کرده و در تاریخ ملل درخشیده است!

این وطن خانهٔ ماست، خون ما به چه اَرزد اگر در دفاع از خانه بر خاک آن نریزد، جان ما را چه بهایی است اگر فدای خانه نشود، تاریخ چگونه بر ما داوری خواهد کرد اگر  اسماعیل‌وار خود را فدا و قربانی این خانه نکنیم؟!

ما نهال روئیده از این خاکیم، در غیر آن و بی‌آن می‌خشکیم، می‌میریم!

ما ۹۰ میلیون اهالی این خانه، دلهایمان را از سقف و ستون و دیوارهای آن آویخته‌ایم، ما با افتخار جانفدایان این خانه‌ و خاک پاکیم!

البته که خاطری خسته و ترک خورده از خط‌کشی‌ها و سوء تدبیرها و روانی زخمی از کژکارکردی‌ها داریم، اما هرگز آن زخم‌ها را بستر امن و خاکریز هجوم بیگانه قرار نمی‌دهیم!

هیچ فرزند غیور این خانه، اختلافش را نه بر پیکر کودکان مدرسهٔ شجرهٔ طیبهٔ میناب، نه بر مخروبه‌ٔ پل‌ها و مراکز علمی و پژوهشی و زیر ساخت‌های این وطن تسویه نمی‌کند.

ما در دفع شر از این خانه، خلعت زیبای سربازی وطن می‌پوشیم و جان فدای خانه می‌کنیم. جسم و جانی که به کار دفع بلا از خانه و خانواده نیاید به چه کار آید؟!

ما در دفاع از وطن، بی‌شمار حجت دل و عقل داریم و در این پیکار ستوده هر کداممان را تکلیفی است که ممکن است متوجه دیگری نباشد.

بی‌تردید میدان و دیپلماسی دو بال برخاستن پرواز سیمرغ میهن از دل آتشی هستند که دشمنان در کیان و هستی آن افکنده‌اند.

ما بر دستان هر مدافع وطن در هر عرصه‌ای در کمال اخلاص و تواضع بوسه می‌زنیم.

به فضل خداوند متعال و به مدد مجاهدت و همدلی و یکپارچگی ملی، از گدازه‌های این آتشفشان، محکمترین مصالح ساختن تمدن نوین ایرانی فراهم خواهد آمد.

اهالی خانه، خاکستر آتش افروختهٔ دشمنان را در چشم خواهند ریخت تا در شب‌هایی که او خواب بردن ایران را به عصر حجر می‌بیند، بیدار بمانند و در بامداد ظفر، آن پریشان خواب را نقش بر آب کنند.

هنوز درس آن بزرگ‌بانوی آذری مشق هر روز و شب فرزندان این خانه است که: « خاک می‌خوریم، اما خاک به دشمن نمی‌دهیم! »

*فعال سیاسی و فرهنگی و دبیر حزب مجمع فرهنگیان ایران اسلامی استان ایلام

کد مطلب 2201461

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 6 =