مذاكرات اسلام آباد

۳ نفر
۱۵ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۶:۳۳
زخم‌های ناپیدای جنگ؛ اضطراب زندگی در سایه آسمان ناآرام

گاهی تاریخ ناگهان از دل خبرها بیرون می‌آید و وارد زندگی روزمره می‌شود. «شهرهای ایران مورد حمله ددمنشانه رژیم صهیونیستی و امریکایی قرار گرفت..» نسلی که جنگ را فقط در کتاب‌ها و روایت‌های دیگران شناخته بود، ناگهان خود را در میانه‌ی صداهایی می بیند که قبلا تنها در فیلم‌ها شنیده بود. صدایی در آسمان، مکثی در نفس‌ها و پرسشی خاموش در ذهن‌ها که آیا این همان چیزی است که همیشه درباره‌اش می‌شنیدیم؟

جنگ، صرفاً یک رویداد نظامی نیست؛ رخدادی است که در لایه‌های عمیق روان جمعی نفوذ می‌کند. تجربه‌ی جنگ ۱۲روزه‌ی  و جنگ رمضان  نشان می‌دهد که پیامدهای آن تنها در تخریب زیرساخت‌ها یا تلفات انسانی خلاصه نمی‌شود. جنگ پیش از هر چیز احساس ثبات در زندگی روزمره را از بین برده و نوعی ناامنی فراگیر را در ذهن جامعه باقی می‌گذارد؛ ناامنی‌ای که در سکوت خانه‌ها، در مکث‌های طولانی میان خبرها و در تردید نسبت به فردا حضور دارد.

این اضطراب گاه در جزئی‌ترین صحنه‌های روزمره خود را آشکار می‌کند. صدای عبور یک هواپیمای نظامی یا سوت کشیده‌ی موشکی که از آسمان می‌گذرد، برای لحظه‌ای زمان را متوقف می‌کند. نگاه‌ها ناخودآگاه به آسمان دوخته می‌شود و نفس‌ها در سینه حبس می‌ماند؛ حتی اگر انفجاری رخ ندهد، همان چند ثانیه تجربه‌ای مشترک از ترس را در ذهن‌ها ثبت می‌کند. این لحظات کوتاه اما مکرر، به تدریج بخشی از حافظه‌ی روزمره‌ی مردم می‌شوند؛ حافظه‌ای که با هر صدای مشابه دوباره فعال می‌شود.

در بسیاری از خانه‌ها، نشانه‌های این وضعیت حتی در معماری موقت زندگی دیده می‌شود. پنجره‌ها با نوارهای چسبی پوشانده شده‌اند تا در صورت موج انفجار، شیشه‌ها خرد نشوند. این خطوط ضربدری روی شیشه‌ها، صرفاً تدبیری ایمنی نیستند؛ نشانه‌ای بصری از حضور دائمی جنگ در زندگی خصوصی مردم است. خانه که همواره نماد امنیت بوده، ناگهان خود را برای اتفاق ناخوشایند احتمالی آماده می‌کند. همین تغییرات کوچک در فضای خانه، به شکلی نامحسوس اما مداوم یادآور شکنندگی روح و روان اعضای خانه است.

در چنین شرایطی جامعه برای حفظ تعادل روانی خود بیش از هر زمان به ارتباط و تبادل اطلاعات نیاز دارد. «یورگن هابرماس» در نظریه‌ی «کنش ارتباطی» تأکید می‌کند که اعتماد اجتماعی و فهم مشترک از طریق گفت‌وگوی آزاد شکل می‌گیرد. افراد در بحران، با به اشتراک گذاشتن تجربه‌ها و دریافت اطلاعات، می توانند ترس‌های پراکنده‌ی خود را به درک و فهمی جمعی تبدیل کنند اما زمانی که اینترنت قطع می‌شود، این امکان نیز از بین می‌رود.

قطع اینترنت در بستر جنگ تنها از کار افتادن یک فناوری نیست؛ نوعی خاموشی اجتماعی است. در جهانی که بخش مهمی از ارتباطات، همدلی‌ها و حتی آرامش روانی افراد از طریق ارتباطات دیجیتال شکل می‌گیرد، این خاموشی احساس انزوا و بی‌خبری را بیشتر می‌کند. مردم در حالی که صدای هواپیماها و هشدارها را می‌شنوند، امکان ارتباط سریع با دیگران یا دسترسی به اطلاعات معتبر و حتی انجام امور ساده‌ای مانند پرداخت بانکی را نیز از دست می‌دهند. در نتیجه اضطراب فردی که می‌توانست در یک محیط ارتباطی مشترک تخلیه شود، در درون افراد باقی می‌ماند.

از منظر فلسفی، «هانس یوناس» در نظریه خود «اصل مسئولیت» یادآور می‌شود با پیشرفت فناوری و قدرت انسان بر طبیعت، انسان‌ها باید مسئولیت اخلاقی بیشتری نسبت به آینده بشر و محیط زیست داشته باشند. هنگامی که ابزارهای ارتباطی در لحظه‌های بحرانی از دسترس خارج می‌شوند، جامعه با نوعی احساس بی‌اختیاری روبه‌رو می‌شود؛ احساسی که فشار روانی ناشی از جنگ را عمیق‌تر می‌کند.

ترکیب تجربه‌ی جنگ، صداهای دائمی تهدید در آسمان، خانه‌هایی با پنجره‌های چسب‌خورده و هم‌زمان خاموشی ارتباط در فضای مجازی و بین‌المللی، نوعی فشار دوگانه بر روح و روان جامعه وارد می‌کند؛ از یک سو ترس از خطر بیرونی و از سوی دیگر محدود شدن امکان گفت‌وگو و اشتراک تجربه‌ها. چنین وضعیتی به تدریج می‌تواند به کاهش سرمایه‌ی اجتماعی و شکل‌گیری خستگی روانی در جامعه منجر شود؛ خستگی‌ای که حتی پس از پایان درگیری‌ها نیز به آسانی از بین نمی‌رود.

این وضعیت در حالی رخ می‌دهد که سایه‌ی جنگ و اضطراب ناشی از آن، حال‌وهوای ایام نوروز را دگرگون کرد. نوروز که نماد آغاز و امید است، در چنین فضایی با نوعی احتیاط و تردید همراه شد؛ پرسش‌هایی درباره‌ی امنیت، آینده و ثبات، جای بخشی از آن شور همیشگی را گرفت، گویی جامعه در میان میل به آغاز دوباره و نگرانی از ادامه‌ی بحران ایستاده است.

بنابراین بازسازی پس از جنگ تنها به بازسازی شهرها و زیرساخت‌ها محدود نیست. جامعه برای ترمیم زخم‌های ناپیدای خود به احیای اعتماد، بازگشت جریان ارتباطات و امکان ابراز عقاید و تجربیات این وضعیت بحرانی  در میان جمع نیاز دارد. در غیر این صورت، جنگ اگر در میدان و حملات هوایی تمام شود، در ذهن‌ها و حافظه‌ی اجتماعی همچنان ادامه پیدا می‌کند.


 

کد مطلب 2201504

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 12 =

آخرین اخبار