خبرآنلاین - همه انسانها با هم تفاوت دارند ولی تفاوت ترامپ با دیگران از چند جهت مهم است. اول این که میزان متفاوت بودن با افراد متعارف بسیار زیاد و در نتیجه خطرناک است. دوم؛ یکی از ویژگیهای متفاوت بودنش غیرقابل پیشبینی بودن اوست. سوم؛ چون رییس جمهور آمریکا است این تفاوتها میتواند تبعات سنگینی برای جهان داشته باشد.
اخیرا کتابی از سوی انتشارات "وزن دنیا" با عنوان "زوال واقعیت" منتشر شده که به موضوع "فرقهها و فرقه گرایی، ذهنیت سیاسی و تعصب مذهبی" پرداخته است. یک فصل این کتاب در باره "مائو" رهبر انقلاب چین است که عامل اصلی سیاست ویرانگر "جهش بزرگ" و "انقلاب فرهنگی" بود. فصل دیگرش درباره فرقه ژاپنی "اومشینریکو" است که در سال ۱۹۹۵ در ۵ قطار مترو گاز کُشنده سارین را در ساعات شلوغ منفجر کرد و کشتار وحشتناکی نمود. همچنین یک فصل درباره پزشکانی است که در خدمت رژیم هیتلر بودند و انواع جنایات و قتل را بر خلاف سوگند پزشکی خود مرتکب شدند. و بالاخره یک فصل هم مخصوص "دونالد ترامپ " است.
نویسنده کتاب روانپزشک و تاریخنگار آمریکایی است. او معتقد است که نسبت ترامپ و طرفدارانش شباهتهای زیادی به یک فرقه دارد. شعارهای تجمعات انتخاباتی او ویژگی آیینی فرقهای دارند و نه سیاسی. هدف او ساختار شکنی و ویران کردن دولت و نظام اداری آن است. افرادی را مصدر نهادها میکند که مخالف کارکردهای آن نهاد هستند. برای نمونه انتصاب یک نظامی دون پایه به وزارت دفاع امریکا و اخراج و بازنشسته کردن ژنرالهای باسابقه است. در سطح بینالمللی هم همین رویه را با نهادهای آن دارد. با ناتو، با سازمان ملل، با پیمانهای منطقهای و جهانی و...
ویژگی اصلی او حمله به واقعیت برای کنترل آن و به دست آوردن مالکیت حقیقت است. او "خودتنهاانگارانه" است که جهان را صرفا از طریق تجربه و نیازهای شخص خودش میبیند و تفسیر میکند. او خود را منبع ثابت همه واقعیتها میداند. او نه دروغ میگوید و نه راست. بلکه همه مطالبش حامل یک "ضرورت روایی" برای داستانی است که در ذهن خود دارد.
از بیرون او را میبینیم در حالی که توانایی استثنایی برای ساختن مداوم دروغ و در مقیاس گسترده دارد. دروغهایی که روز بعد میتوانند به شکل کاملا متفاوت بیان شوند. او به واقعیت بیتفاوت است و هر چه را که برای پیشبرد استدلالش لازم است میگوید و در بند واقعیت و حقیقت نیست. به همین دلیل هم به گزارشهای رسمی دولت آمریکا اعتنایی ندارد مگر این که تایید کننده اهداف او باشد.
این رفتار دیر یا زود او را به ورطه نابودی میاندازد زیر بخش مهمی از مدیریت کشور به قلمروی رانده میشوند که اصول عقلانی، مستندات، دانش و فهم مشترک را نادیده میگیرد یا آن را به چالش میکشد در حالی که اینها برای کارکرد دموکراسی ضروری هستند.




نظر شما