به گزارش خبرآنلاین روزنامه خراسان نوشت: اما آن معجزهای که در خیابانهای تهران، تبریز، اصفهان، شیراز، کرمانشاه، اهواز و مشهد و دیگر شهرها و روستاها رخ داد، محاسبات آنان را نقش بر آب کرد.
مردم ایران، در اوج حملات نظامی، با کوله باری از غم و اندوه به خیابانها آمدند؛ نه برای آشوب، که برای اعلام حمایت از کیان کشور و نظام خود. کرد و لر و عرب و بلوچ، پیر و جوان، زنان باحجاب و بیحجاب، همه در کنار هم. از آن شب، دشمن فهمید که جمهوری اسلامی ایران تنها یک ساختار سیاسی نیست که با چند موشک یا حذف بزرگانش فروپاشد؛ این نظام، ریشه در جان مردم دارد و در عمق جغرافیای این سرزمین تنیده شده است.
این انسجام اجتماعی که در بحرانیترین لحظات خود را نشان داد، گرانبهاترین سرمایه ملی ماست. سرمایهای که به هیچ قیمتی نمیتوان ارزش آن را سنجید. اما هشدار این جاست: این سرمایه را باید قدر بدانیم و پس از پایان جنگ، فراموشش نکنیم. چه بسیار جوامعی که در بحرانها به همبستگی رسیدند اما پس از فروکش کردن خطر، بار دیگر به ورطه تفرقه و چنددستگی بازگشتند. عبرت تاریخ این است که اگر انسجام بحرانزده، به انسجام نهادی و پایدار تبدیل نشود، دیری نمیپاید که دشمن بار دیگر از شکافهای بازمانده نفوذ کند.
پس وظیفه ما در روزهای پساجنگ، سنگینتر از روزهای نبرد است. باید بدانیم تفاوت در سلیقه سیاسی، نوع پوشش، سطح دینداری یا سبک زندگی، نباید ما را به برخوردهای تند و شتابزده با بخشی از همین مردم وا دارد. آنان که زیر زوزه موشکها در خیابان بودند، بیتردید برای این نظام و این کشور ارزش فراتر از جان قائل اند. اگر سلیقهای در پوشش یا نگاه سیاسی دارند، این تفاوت، هرگز نباید بهانهای برای طرد آنان یا ایجاد شکاف میان مردم و نظام شود.
برای حراست از این انسجام گران بها، لازم است از این پس در تمام تصمیمات حکومت، یک اصل کلیدی گنجانده شود: «پیوست مراقبت از انسجام اجتماعی». همانگونه که امروز برای طرحهای عمرانی و اقتصادی، پیوستهای زیستمحیطی یا فرهنگی تهیه میشود، برای هر تصمیم مهم سیاسی، امنیتی، فرهنگی و اقتصادی نیز باید ارزیابی کرد که آن تصمیم، چه تأثیری بر انسجام بهدستآمده خواهد داشت. آیا این تصمیم، شکافها را عمیقتر میکند یا پلهای وحدت را استوارتر میسازد؟ آیا به سرمایه اجتماعی که در ایام سخت موشکباران ساخته شد، آسیب میزند یا آن را تقویت میکند؟
17302




نظر شما