مذاكرات اسلام آباد

۸ نفر
۱۷ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۷
مکتب شهید سلیمانی و جنگ رمضان

سردار شهید حاج قاسم سلیمانی شخصیتی چند وجهی بود که نمی توان وی را صرفا در قامت یک فرمانده نظامی محدود کرد.

شخصیت وی چنان بسیط و جامع بود که رییس جمهور ایالات متحده شخصا دستور ترورش را صادر کرد و تا امروز بارها نسبت به بزرگی و عظمت این شهید اذعان داشته و همچنان نام او کابوس اسراییل و آمریکا خواهد بود.
یکی از وجوه متمایز شخصیت شهید سلیمانی که رهبر شهید،منش و رفتار وی را یک مکتب یعنی یک الگوی جامع و جاویدان معرفی و تبیین کرد، شجاعت در رزمندگی، بصیرت در سیاست داخلی و اشرافیت در دیپلماسی بود.
شهید سلیمانی به تنهایی در مقطعی از تاریخ ایران با ظرافت و چیرگی ضمن هدایت راهبردی میدان رزم در جغرافیای محور مقاومت، با درایت و هماهنگی کامل با ساختارِ نظام، بخش های قابل توجهی از دیپلماسی مرتبط با منافع ایران در منطقه را نظارت و هدایت می کرد.
وی در حالیکه در ادلب و حمص نبرد با گروهک های تکفیری و سلفی را راهبری می کرد همزمان در مسکو و آنکارا به شدت مشغول رایزنی دیپلماتیک بود و در شرایطی که هدایت میدان رزم در موصل را مدیریت می کرد در بغداد به شدت مسائل سیاسی را رصد و مورد پایش قرار می داد.

در واقع شهید سلیمان تجلی همگرایی و همسویی میدان و دیپلماسی بود.

در تفکر و اندیشه او میدان و دیپلماسی باید درخدمت منافع ملی و توسعه قدرت نفوذ ایران در منطقه باشد، وی میدان و دیپلماسی را تابع فرماندهی واحد می دانست که این فرماندهی، عمق استراتژیک ایران را در مصالح و منافع جمهوریت نظام تبین می کرد، حتی می توان به جرات گفت وی از حامیان برجام بود چرا که با توجه به جایگاه و گستره نفوذ وی در حاکمیت چنانچه برجام کوچکترین تعارضی با واقعیات میدان داشت قطعا مورد پذیرش و تصویب در ارکان نظام قرار نمی گرفت.

در عرصه داخلی نیز شهید سلیمانی لنگرگاه آرامش و ثبات جریانات سیاسی و بعضا درگیر با هم بود.

درحالیکه جریانی سعی وافر داشت تا حاکمیت را به هر طریقی یکدست کنند و با خالص سازی خودساخته نوعی انسداد و استبداد سیاسی در کشور حاکم نماید شهید سلیمانی با مواضع اجتماعی خود پیام های شفاف و گویایی را به نخبگان ارسال می کرد و تصریح می کرد حزب، جناح، باند و جریان در مقابل منافع ملی، فرع است و با پارادایم من و آدمای خودم، من و جریان خودم، من و مریدای خودم نمی توان از کشور و جمهوری اسلامی صیانت و پاسداری کرد. 
آن شهید به واسطه شخصیت ویژه کاریزماتیک خود سعی داشت تعادل را در میان نخبگان تصمیم گیر در راستای بزرگترین و مهمترین مسئله زمان خود برقرار کند و تا زمان حیات آن شهید این توازن و تعادل، ساختار خود را متعادل کرده بود. 

با توجه به موارد فوق می توان گفت مکتب شهید سلیمانی تلفیقی از میدان و دیپلماسی بر مدار عقلانیت و کسب حداکثری منافع ملی در چارچوب فرماندهی واحد بود.
شهید سلیمانی به دنبال ایجاد یک ایران منسجم ومتحد و ملی بر مبنای عقلانیت و همچنین هویت منطقه ای مبتنی بر همکاری و مشارکت همه کشورهای منطقه بود میراثی که امروز می تواند در این مقطع حساس جنگ رمضان در پیگیری مصالح مردم ایران و کشورهای منطقه مورد توجه و دقت نظر قرار گیرد.
 

کد مطلب 2202308

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 9 =