مذاكرات اسلام آباد

۲ نفر
۱۹ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
راز جاودانگی ایران 

بابک رضایی(مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ) همزمان با اقدام علی قمصری (نوازنده تار) در کنار نیروگاه برق دماوند، متنی را منتشر کرده است.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بابک رضایی؛ مدیرکل دفتر موسیقی نوشته است: 

پسرم می‌پرسد :
تو چرا می‌جنگی؟
 من تفنگم در مشت 
کوله بارم بر پشت 
بند پوتینم را محکم می‌بندم  ...
مادرم آب و آینه و قرآن در دست
 روشنی در دل من می‌بارد
 پسرم بار دیگر می‌پرسد :
تو چرا می‌جنگی؟
 با تمام دل خود می‌گویم :
 تا چراغ از تو نگیرد دشمن !
 
   انتشار خبر بست نشینیِ هنری آقای علی قمصری، یکی از جوانان سرآمد عرصه موسیقی، در کنار نیروگاه برق دماوند، به خاطر ایفای نقشی به سهم خود، در روشن نگه داشتن " چراغ " خانه‌ها، بار دیگر  مفهوم مهمِ ارتباط  دوسویه و خطیرِ هنرمند و جامعه را به خاطر آورد. به ویژه هنرمندی که از متن جامعه برخاسته، از او توان و قوام گرفته و در هر حادثه و تحوّلی، به ناگزیر نگرش خود را به جامعه باز می‌تاباند، و در طرف مقابل، جامعه‌ای که حضور هر نامی را بنا به کیفیتِ تاثیرگذاری و بینش و منش هنرمند، به سنجش می‌گذارد و سپس هر چند گاهی، نامی را از میان نام‌های بسیار، به حافظه می‌سپارد و نغمه‌ای را از غربال ریز خود رد کرده، در یاد نگه می‌دارد؛ امیرکبیرها و تختی‌ها و چمران‌ها و همّت‌ها، و در عرصه موسیقی، عارف‌ها، از این دسته‌اند و اصلاً و اصولا، در هر پدیده‌ای که رنگ واقعیت اجتماعی به خود بگیرد؛ این روند و رویه،  معمول است و بدیهی است که آنچه بیشتر از خود واقعه، مهمتر است و می‌ماند؛ همین معنایی است که هر کس در برابر آن واقعه[ مثل همین جنگ اخیر ] به ساختار واقعیت می‌دهد و همین معناست  که نهایتاً سمتِ ایستادن و نگاه  او را تعیین می‌کند.
این معنا، همه تفسیر هر فرد و ملّتی از هستی است و ارزش‌هایی که با آن زندگی می‌کند. پس حوادث بزرگ، " تراز نگرش‌ها " ست و سخن دکتر مصطفی چمران هم،  همین معنا را  در تعبیر "شیپور جنگ" بیان می‌کند.
جنگ، آری جنگ، آن هم جنگی که باز هم بر سر ایران است و همان ایرانی که در همواره تاریخ، به‌دلایل مختلف، در معبر طمع‌ورزی، کینه توزی ،حسادت، توحّش و تجاوز و فطرت آزماییِ اقوام و دولت‌های دور و نزدیک بوده است و خواهد بود و آنچه همیشه از این جنگ‌ها مهم‌تر بوده است؛  عبور" ایران "، از بحران بوده. عبوری که منجر شد از موجودیّتِ همه متجاوزان، به پشتوانه فرهنگ والایش و بزرگی مردمانش، چیز دیگری بسازد. "چنگیزهای مغول" را در خود حل کند و "سلطان محمد خدا بنده‌ " ها را ارائه دهد!
 این مفهوم، راز ماندگاری ایران در تندباد حوادث، در همه دوران‌هاست و همان نکته‌ای است که بنده از ابتدای جنگ ۱۲ روزه، تا به امروز و جنگ اخیر، در گفته‌ها و نوشته‌هایم، به آن اشاره داشته‌ام و شناسایی این راز، و تفکّر جمعی برای حفظ و تداوم آن، برای عبور از این جنگ نیز، از مهم‌ترین ضروریّات امروز جامعه ماست؛  برای هر مقام و مسئول و هر قشری، از جمله هنرمندان، که به خاطر گزیده گی شان و انتظار بالای جامعه از آنان، در صفِ اول این شناسایی و انتخاب‌اند و طبیعتا هم در معرضِ همان قضاوتی که جامعه در خصوص آنها خواهد کرد : 
ماندن در یادها یا فراموشی.
چرا که یقیناً امروز با همه سختی‌هایش،  خواهد گذشت و آنچه مانده است و آنچه خواهد ماند و باید بماند؛ ایران است و مردمی که حقیقتِ توان هسته‌ای و سرمایه اجتماعی ایران و حاکمیتِ بر ایران‌اند و امروز با همه توان و اراده، در میانه میدان،  هنوز ایستادند و هر کسی و هر جمعی و هر دستگاهی هم که مسئله اوّلش "ایران " است و دل در گرو فردای روشن این مرز و بوم دارد؛ به یکپارچگی صداهای برآمده از این تن واحد (ایران ) فکر می‌کند؛ و  در حرف و عمل و موضع‌گیری و نقش آفرینی‌اش ،  انسجام این کشور و مردمش را در این بزنگاه مکرّر تاریخ ایران،  محور کنش و واکنش خود قرار می‌دهد و علیرغم همه کاستی‌ها و نقدهای مختلف داخلی، حتی واژه‌ای که رنگ واگرایی و خودی و غیر خودی سازی داشته باشد را به ذهن و زبان خود راه نمی‌دهد؛ همچنان که می‌بیند دشمنان متجاوز به خاک و ارزش‌های این مردم و کشور نیز واژه‌های شرف و انصاف و رحم و مروّت و جوانمردی و آزادگی  که درس هر روز این ملّت است   را به  ذهن و زبان خود راه نداده‌اند.

 با احترام و ارادت به همه  دست‌هایی که به هر نحوی پرچم ایران را بالا نگاه داشته‌اند؛  بگذارید این یادداشت را هم با ابیاتی از ترانه سرای معاصر کشورمان زنده یاد رهی معیری به پایان ببریم که گفته است :
 زنده باد آن کس که هست از جان، هوادار وطن 
 هم وطن غمخوار او، هم اوست غمخوار وطن 

درود و دعا 

بابک رضایی 
مدیر کل دفتر امور موسیقی

59243

کد مطلب 2203058

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =