به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، با آغاز دهمین روز ماه مبارک رمضان، ورق تاریخ بهگونهای دیگر رقم خورد؛ جنگی که با حمله به بیت رهبری و شهادت رهبر انقلاب آغاز شد و تا امروز امتداد یافته است، نهتنها معادلات میدانی، بلکه زیست فرهنگی و معنایی جامعه را نیز دگرگون کرد. در چنین شرایطی، پویش «زندگی با آیهها» در سومین سال برگزاری خود، کوشید تا نقش قرآن را از سطح تلاوت، به ساحت زندگی، تصمیم و کنش ارتقا دهد و برای جامعه، نقشه راهی قرآنی در دل بحران ترسیم کند.
بنابر روایت مهر، هدف محوری این طرح، تبدیل انس با قرآن از سطح قرائت و روخوانی به عرصه رفتار و سبک زندگی روزمره است؛ هدفی که در شرایط تقابل جبهه حق و باطل، با انتخاب و تبیین هدفمند آیات، صورت عملیاتیتری به خود گرفت.
در یک نگاه خلاصه، این پویش با تکیه بر چند محور کلیدی، تلاش کرد امید، استقامت و تحلیل قرآنی شرایط را در جامعه تقویت کند:امیدآفرینی در برابر جنگ روانی«وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا...»، نصرت قطعی الهی «وَلَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ»، معنویت و دعا در میدان سختی «رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا...»، درک خیر در دل سختیها «وَعَسَی أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا...» و امید به گشایش در دل بحران«فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا».
بر همین اساس، امیرحسین قزلایاغ، مسئول دبیرخانه «زندگی با آیهها» از تجربه این پویش در جنگ رمضان میگوید:
قزلایاغ در ابتدای سخنان خود با اشاره به گستردگی فعالیتها میگوید: اگر بخواهیم نسبت «زندگی با آیهها» با فضای جنگ را دقیق و تحلیلی بررسی کنیم، نیازمند صفحات متعدد تحلیل هستیم، اما در یک جمعبندی کوتاه، این پویش با درک پیشدستانه از مواجهه کشور با جنگ، در انتخاب آیات و شیوههای تبیین، تلاش کرد فضای مقاومت و جهاد را در تمامی قالبها و سکوهای خود به مخاطب منتقل کند.
او تأکید میکند: شعار اصلی این جریان، شکلدهی به انگارههای ذهنی مخاطب در حوزه مقاومت و جهاد بود؛ بهگونهای که گفتمان کلیدی مقاومت، بهصورت هدفمند به گوش مخاطب برسد. از همین رو، تمام ظرفیت «زندگی با آیهها» در نسبت با فضای جنگ فعال شد و این نسبتگیری بهدرستی برقرار شد.
چهار کلیدواژه راهبردی؛ معنویت، اتحاد، استقامت و صبر
وی در ادامه با ورود به لایههای گفتمانیتر توضیح میدهد: «زندگی با آیهها» با تمرکز بر چهار کلیدواژه معنویت، اتحاد مقدس، استقامت و صبر، تلاش کرد ذهنیت مخاطب را نسبت به ادبیات قرآن در مواجهه با جنگ روشن کند و گفتمان مقاومت را در ذهنها ارتقا دهد.
او میافزاید: هدف این بود که کلامالله در دل مخاطب بنشیند و این نوع نگاه، از سطح ذهن به نظام فکری فرد و سپس به عرصه رفتار و کنش عملیاتی او منتقل شود. از این منظر، بخشی از تابآوریها، روحیههای پیشبرنده و رفتارهای میدانی، حاصل همین تبیینهای قرآنی در ماه رمضان بوده است.
بیش از ۲۵ آیه در نسبت مستقیم با جنگ
قزلایاغ با اشاره به مصادیق عینی میگوید: بیش از ۲۵ آیه از آیات انتخابی این پویش، بهصورت مستقیم با فضای جنگ مرتبط بود و ادبیات مقاومت را پیادهسازی میکرد.
او خاطرنشان میکند: یکی از نکات قابل توجه، تطابق شگفتانگیز آیات با وقایع روز بود؛ بهگونهای که آیه «وَما رَمَیتَ اِذ رَمَیتَ...» در روز نهم، یا آیه «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّة» در روز دهم، بهصورت کاملاً ملموس با شرایط جنگی قابل تطبیق بود.
وی ادامه میدهد: آیه روز یازدهم، «إِنَّ اللّهَ اشْتَرَی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ...» نیز در تبیین شهادت رهبر انقلاب مورد استفاده قرار گرفت و حتی برای برخی از مفسران و گویندگان نیز این تطابق، شگفتآور بود.
او با اشاره به گستره اجرا میگوید: این تبیینها از طریق سکوهای مختلف، از تولیدات رسانهای تا منبرهای مردمی، از فضای مجازی تا صدا و سیما، و با حضور کنشگران میدانی دنبال شد.
به گفته او، حجم قابل توجهی از مخاطبان وارد عرصه کنشگری شدند و این پویش توانست ادبیات قرآنی را بهصورت گسترده در میدان منتشر کند؛ بهگونهای که تا پایان روزهای جنگ، اغلب فعالان این حوزه از این ظرفیت بهرهمند بودند.
از منبر تا رسانه؛ یک جبهه تبیینی منسجم
قزلایاغ با اشاره به گستره اجرای این پویش در ایام جنگ تأکید میکند: در فضای گفتمانیِ انگارهای و در فرآیند انتخاب آیات و تبیین آنها، تلاش شد ادبیات مقاومت، صبر، جنگ و تابآوری بهصورت همهجانبه به مخاطب منتقل شود. این انتقال نه در یک بستر محدود، بلکه از طریق سکوها و ظرفیتهای متنوعی صورت گرفت؛ از تولیدات رسانهای گرفته تا منبرهای فعال در شبکههای مختلف، از فضای مجازی تا صدا و سیما و نیز منبرهای مردمی که هر یک نقش تبیینگر این جریان را ایفا کردند.
او میافزاید: در این میان، کنشگران میدانی نیز با همعهدی برای رساندن ادبیات قرآن به مخاطبان، وارد میدان شدند و حجم قابل توجهی از مخاطبان نیز به عرصه کنشگری پیوستند. به گفته او، همین گستره حضور و همراهی سبب شد «زندگی با آیهها» بتواند این مأموریت را به بهترین نحو پیش ببرد؛ بهگونهای که تا پایان روزهای ماه رمضان، اغلب فعالانی که در این فضا به تبیین مشغول بودند، از ظرفیت انتخاب آیات و محتوای ارائهشده بهرهمند شده و از آن رضایت داشتند و تلاش میکردند از این فرصت بهوجودآمده بیشترین استفاده را ببرند.
وی در ادامه با تشریح ابعاد تولیدی این پویش میگوید: تولیدات «زندگی با آیهها» طیف گسترده و متنوعی را دربر میگرفت؛ از پوسترهای متعدد و متکثر در تبیین آیات و کارهای گرافیکی و بنرهای شهری گرفته تا تولیدات کوتاه همچون تیزرها، آبجکتموشنها و نماهنگها. همچنین از ظرفیت کتابهای تولیدشده نیز برای ارائه تبیینها و توضیحات بهره گرفته شد.
او تأکید میکند: در کنار اینها، منبریها نیز با تولید محتوای کوتاه برای شبکههای مختلف، بهویژه در فضای مجازی، نقش مهمی در تبیین آیات ایفا کردند و همه این تولیدات، در جهت تقویت ادبیات مقاومت و جنگ و با محوریت همافزایی گفتمانی شکل گرفت.
به گفته قزلایاغ، میتوان گفت تقریباً تمامی تولیدات «زندگی با آیهها» در فضای جنگ قابل استفاده بود و حتی بهنوعی برای چنین شرایطی طراحی و تولید شده بود؛ هرچند در خودِ ایام جنگ نیز برخی تولیدات جدید متناسب با اقتضائات همان شرایط، از جمله برنامهها و ضبطهای تلویزیونی، به این مجموعه افزوده شد.
همافزایی ملی؛ از بسیج تا رسانه ملی
قزلایاغ با اشاره به هماهنگیهای شکلگرفته در سطح ملی میگوید: یکی از نقاط قوت این جریان، همافزایی با مجموعههای مختلف بود که ظرفیت «زندگی با آیهها» را بهطور قابل توجهی افزایش داد. از جمله این ظرفیتها میتوان به بخشهای قرآنی بسیج در تولیدات فرهنگی مانند جمعخوانیهای قرآنی، و همچنین صدا و سیما در هماهنگی اساتید و تبیینهای مستمر اشاره کرد.
او ادامه میدهد: برنامههایی نظیر محافل قرآنی، برنامههای زنده متعدد، حضور و تجمع اساتید قرآنی و منبری در سراسر کشور و نیز هماهنگی با برخی مداحان برای تبیین آیات، از دیگر ظرفیتهایی بود که در این مسیر فعال شد و موجب شد این ادبیات بهصورت یکپارچه در سطح کشور جریان پیدا کند.
وی تأکید میکند: در کنار این اقدامات، از عموم مخاطبان و کنشگران «زندگی با آیهها» نیز دعوت شد تا در شرایط جنگ، میدان تبلیغ و تبیین را رها نکنند و با حضور فعال خود، این جریان را در سطح جامعه زنده و پویا نگه دارند.
چالشهای توزیع؛ از قطع اینترنت تا سردرگمی اولیه
قزلایاغ درباره چالشها میگوید: مهمترین چالش، اختلال در انتشار محتوا بهدلیل محدودیتهای اینترنتی و فشار بر رسانهها در روزهای ابتدایی جنگ بود.
او ادامه میدهد: با این حال، سایتهای «زندگی با آیهها» و «سفیران آیهها» بهسرعت فعال شدند و پلتفرمهایی مانند روبیکا نیز توانستند جریان توزیع محتوا را احیا کنند.
به گفته او، سردرگمی اولیه در میان شبکههای تبلیغی وجود داشت، اما کنشگران بهسرعت مسیر خود را بازیابی کردند و با تکیه بر آیات قرآن، از فضای غم و بهت عبور کرده و به میدان بازگشتند.
او درباره بازخوردهای دریافتی از مخاطبان میگوید: بازخوردها بهطور قابل توجهی مثبت بود؛ بهگونهای که مخاطبان در فضای جنگ، خود را مجهز به ادبیاتی میدیدند که میتواند مسیر را برایشان روشن کند و آنها را از تزلزلهایی که در اثر فضاسازیهای دشمن ایجاد میشود، دور نگه دارد.
او تأکید میکند: هم از سوی کنشگران و هم از طرف مجموعههای همراه، این پیام بهصورت مکرر دریافت شد که آیات انتخابی، کاملاً متناسب با شرایط روز بوده و گویی برای چنین موقعیتی تدبیر شدهاند.
وی ادامه میدهد: از سوی دیگر، نفوذ کلام الهی و آیات قرآن در دل مخاطبان، موجب ایجاد تسکین و آرامش شده بود. بسیاری از مخاطبان اذعان داشتند که این آیات، آنها را از سردرگمیها و فشارهای روانی ناشی از جنگ خارج کرده و به سمت کنش، عمل و تبیینگری سوق داده است.
او میافزاید: حتی برخی از مخاطبان تأکید داشتند که این روند باعث شده خود را در جریان «سربازان انقلابی» تعریف کنند و بهنوعی با سلاح قرآن وارد میدان شوند؛ موضوعی که بهصورت مکرر از سوی آنها ابراز شده است.
قزلایاغ در پاسخ به میزان اثرگذاری این آیات بر تابآوری و امید مردم تصریح میکند: ارزیابی دقیق این مسئله نیازمند دادهها و تحلیلهای میدانی و پژوهشهای بعدی است، اما شواهد رفتاری موجود، نشانههای روشنی از این اثرگذاری ارائه میدهد.
او میگوید: آنچه در میدان مشاهده شد، حضور فعال و پررنگ کنشگران قرآنی بود؛ بهگونهای که این افراد در زمره فعالترین نیروهای صحنه در ایام جنگ قرار داشتند. حتی در تماسها و ارتباطاتی که با آنها برقرار شد، مشخص بود که نهتنها نیاز به دعوت ندارند، بلکه خودشان در میدان حضور دارند و با تمام توان در حال تبیینگری و کنشگری هستند.
وی ادامه میدهد: این وضعیت نشان میدهد که ادبیات جهاد و مقاومت در میان کنشگران «زندگی با آیهها» بهخوبی نهادینه شده و آنها توانستهاند این میدان را به پیش ببرند. همچنین درخواستهای مکرر برای دریافت آیات بیشتر، چه از سوی مجموعههای همکار و چه از سوی مخاطبان، بیانگر عطش موجود در این فضاست.
او در پایان خاطرنشان میکند: بازخوردهای مرتبط با آرامشبخشی آیات نیز از سوی برخی مجموعهها دریافت شده که ظرفیت قابل توجهی را نشان میدهد؛ هرچند برای تحلیل دقیق نسبت این پویش با میزان شکلگیری مقاومت، آرامش و همراهی اجتماعی، نیاز به بررسیها، گفتوگوها و نظرسنجیهای دقیقتری در آینده وجود دارد.




نظر شما