به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در فرازی از نهجالبلاغه، امیرمؤمنان از روزهایی سخن میگوید که مسلمانان در کنار پیامبر (ص) درگیر نبردهایی غریبی بودند؛ نبردهایی که صرفاً تقابل با یک دشمن بیرونی نبود، بلکه مواجههای دردناک با نزدیکترین تعلقات انسانی نیز محسوب میشد. ایشان میفرماید: «وَلَقَدْ کُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) نَقْتُلُ آبَاءَنَا وَأَبْنَاءَنَا وَإِخْوَانَنَا وَأَعْمَامَنَا، مَا یَزِیدُنَا ذَلِکَ إِلَّا إِیمَانًا وَتَسْلِیمًا… ؛ ما همراه رسول خدا بودیم، در حالیکه با پدران و فرزندان و برادران و عموهای خود میجنگیدیم؛ و این جز بر ایمان و تسلیم ما نمیافزود.»
بنابر روایت مهر، این روایت، گزارشی تاریخی صرف از زبان مولا نیست؛ توصیف یک «میدان ابتلا»ست. میدانی که در آن، ایمان نه در خلأ که در دل تعارض، در دل ازدستدادن و در دل بریدن از تعلقات، شکل میگیرد و تثبیت میشود. در همان دوران، یکی از مهمترین کانونهای این تعارض، مواجهه با یهودیان پیمانشکن مدینه، از جمله بنیقریظه بود؛ جریانی که در حساسترین لحظهها، در کنار دشمن ایستاد و امنیت داخلی جامعه اسلامی را هدف گرفت. این تجربه تاریخی، نشان داد که جنگ، فقط در مرزها رخ نمیدهد؛ در درون جامعه و حتی در سطح پیوندهای خویشاوندی و احزاب و قراردادهای اجتماعی نیز جاری است.
این همان لایهای است که اگر شکل نگیرد، هیچ وعدهای در تاریخ تحقق پیدا نمیکند: انسانی که در موقعیت سخت، ایمانش عمیقتر شود، نه سستتر. اما این «ابتلا» در ادامه، جهت و افقی دارد؟ مبتلا و آزموده میشویم که چه کنیم؟ خداوند در آیه ۹ سوره صف میفرماید: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ… ؛او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همۀ آیینها غالب گرداند…» این آیه، در بستر تقابل شدید پیامبر با مشرکان و نیز جریانهای معارض اهل کتاب نازل شد؛ در زمانی که از نظر ظاهری، مسلمانان نه قدرتی فراگیر داشتند و نه چشماندازی روشن از تسلط. اما قرآن، از «غلبه» سخن میگوید؛ نه بهعنوان یک احتمال، بلکه بهعنوان یک جهتگیری قطعی در تاریخ. یعنی آن میدانهای سخت و تعارضهایش همه در دل یک مسیر بزرگتر معنا پیدا میکنند: حرکت بهسوی غلبه حقیقت. اما این غلبه، چگونه در واقعیت اجتماعی محقق میشود؟ پاسخ را باید در آیه ۵۵ سوره نور جستوجو کرد؛ آیهای که پس از تثبیت نسبی جامعه اسلامی در مدینه نازل شد، در زمانی که مؤمنان از مرحله صرف بقا عبور کرده بودند و در آستانه شکلدادن به یک نظم اجتماعی قرار داشتند: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ… وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ… وَلَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا… ؛ خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند وعده داده است که آنان را در زمین جانشین گرداند… و دینشان را که برایشان پسندیده، استوار سازد… و ترسشان را به امنیت تبدیل کند…». این آیه، صورت عینی همان غلبهای است که در سوره صف وعده داده شده بود. اینجا دیگر سخن از افق نیست؛ از تحقق است.
از تبدیل ایمان آزموده، به نظم اجتماعی. اگر این سه را کنار هم بگذاریم، یک مسیر روشن شکل میگیرد: ابتدا، در میدانهای سخت، ایمان ساخته و تثبیت میشود؛ سپس، این ایمان در مسیر یک غایت تاریخی قرار میگیرد؛ و در نهایت، به ساخت یک وضعیت اجتماعی جدید منجر میشود. امروز، اگر به تقابل ایران با آمریکا و رژیم صهیونی نگاه کنیم، دقیقاً در دل همین منطق قرار داریم. این جنگ، صرفاً یک نزاع سیاسی یا نظامی نیست. ما در یک «میدان ابتلا» ایستادهایم؛ میدانی که در آن، هم استقامت ما از بیرون هدف گرفته شده و هم اخلاص ما از درون تضعیف میشود. بار دیگر روایت امیرالمؤمنین (ع) را میتوان اینگونه تفسیر کرد که: میدان سخت یا انسان را میشکند یا او را به سطحی بالاتر از ایمان میرساند. اگر این مرحله درست طی شود، آنگاه آیه ۹ سوره صف معنا پیدا میکند: ما دیگر در یک درگیری محدود نیستیم، بلکه در مسیر یک غلبۀ تاریخی قرار گرفتهایم. و در ادامه، آیه ۵۵ سوره نور این افق را کامل میکند: این ایستادگی، اگر بر مدار ایمان و عمل صالح باقی بماند، به ساخت یک وضعیت جدید در سطح جامعه منجر خواهد شد؛ آنجا که امنیت، جای خوف را میگیرد و دین، از حاشیه به متن زندگی میآید. امروز، ما در برابر «احزاب جدید» ایستادهایم؛ ائتلافی گسترده، پیچیده و چندلایه، از قدرتهای نظامی تا شبکههای رسانهای.




نظر شما