مذاكرات اسلام آباد

جادوی نوستالژی در دنیای لِگو؛ چگونه می‌توان در جنگ روایت‌ها دست برتر را داشت؟

یک کارشناس فضای مجازی از تاثیر انیمیشن‌های لِگویی بر افکار عمومی جهان در جریان جنگ تحمیلی سوم گفت.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، کلیپ‌های لِگویی که در جریان جنگ تحمیلی سوم با کمک هوش مصنوعی و به همراه موسیقی رپ تولید شدند، با بازدیدهای میلیونی خود در شبکه‌های اجتماعی توانستند حوادث و جزئیات مختلف جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را به تصویر کشیده و تحسین رسانه‌های خارجی را به دنبال داشته باشند.

بنابر روایت باشگاه خبرنگاران جوان، مسئول این تیم لِگویی اخیرا در ویدئویی اعلام کرد: «ما یک تیم دانشجویی هستیم، که تخصص تیممان حول محور رسانه، روان‌شناسی، سیاست بخصوص سیاست خارجه است. ایران یک چهره رسانه‌ای دیگر هم دارد و باید از این به بعد به رسانه‌های ایرانی عادت کنید. ما نمی‌گذاریم مصادره شویم. ما استایل و هویت خودمان را داریم و هر کجا احساس کنیم لازم است، وارد می‌شویم». 

سینا تفنگچی، کارشناس فضای مجازی درباره نحوه تاثیرگذاری این انیمیشن‌های لِگویی و تاثیر آن بر افکار عمومی بخصوص در سطح جامعه بین‌المللی گفت: نمی‌توان گفت الزاماً سبک ذهنی مخاطب بین‌المللی به سمت لِگو رفته است. اما از منظر روان‌شناسی رسانه، لِگو یک «ابژه‌ی نوستالژیک» مشترک در نسل‌های مختلف جوامع غربی محسوب می‌شود که خاطرات خوش کودکی را بدون واسطه تداعی می‌کند. این ویژگی، لِگو را به بستری ایده‌آل برای انتقال مفاهیم پیچیده، بدون فعال‌سازی مکانیزم‌های دفاعی مخاطب، تبدیل کرده است. لِگو یک بحث نوستالژی دارد و درگیری را با مخاطب بزرگسال به وجود می‌آورد، به گونه‌ای که حس آن در کودکی با لِگو تعریف شده است. در نظریه‌ی «پردازش دوگانه» در ارتباطات، این نوع محتوا از مسیر «جانبی» (هیجانی و نوستالژیک) وارد می‌شود و مقاومت مخاطب در برابر پیام‌های مستقیم را کاهش می‌دهد. به همین دلیل، می‌توان از این ظرفیت نوستالژی اقدام به کنش کرد.

تفنگچی با بیان اینکه یکی از جذابیت‌های تولید محتوای کارتونی بهره‌گیری از فرصت‌های جذاب و ایجاد فضای غیرواقعی در زندگی واقعی است، افزود: این سبک، «تعلیق ناباوری» را در مخاطب فعال می‌کند؛ وضعیتی که او می‌پذیرد با دنیایی ساخته‌شده از بلوک‌های پلاستیکی مواجه است، اما از لحاظ عاطفی خود را درگیر روایت می‌کند. در این حالت، دیگر مخاطب درگیر این ذهنیت نمی‌شود که آیا چهره‌های خلق شده نزدیک به واقعیت هستند یا خیر. اتفاقاً ما بیشتر درگیر محتوا می‌شویم. به همین دلیل، می‌توان فضایی موفق ترسیم کرد که هم حس خوب و نوستالژی به مخاطب بدهد، هم او را درگیر پیام کند.

جادوی نوستالژی در دنیای لِگو؛ چگونه می‌توان در جنگ روایت‌ها دست برتر را داشت؟

این کارشناس فضای مجازی با انتقاد از اینکه ما سال‌ها در حالی دم از منابع جایگزین نفت می‌زدیم که از ظرفیت تولید انیمیشن بی‌بهره بودیم، توضیح داد: متأسفانه در سیاست‌گذاری رسانه‌ای کشور، انیمیشن اغلب در حاشیه‌ی تربیت کودک تعریف می‌شد، در حالی که در عرصه‌ی بین‌المللی، انیمیشن یکی از اثرگذارترین ابزارهای «قدرت نرم» و «جنگ روایت‌ها» است. نکته دیگر اینکه ما سال‌ها هشدار می‌دادیم که نباید خودمان را درگیر مسائل سطحی کنیم و اجازه دهیم مخاطب امروز ما موسیقی انگلیسی بخواند و با رپ همزیستی کند. اما اکنون در این انیمیشن‌ها می‌بینیم که از موسیقی رپ استفاده شده است.

جادوی نوستالژی در دنیای لِگو؛ چگونه می‌توان در جنگ روایت‌ها دست برتر را داشت؟

وی ادامه داد: بنابراین، وقتی برای مخاطبان بین‌المللی می‌توانیم از این نوع موسیقی استفاده کنیم، چرا برای مخاطبان داخلی دستمان بسته می‌شود؟ از منظر «همگرایی رسانه‌ای»، رمز موفقیت در تولید محتوای فراملی، تلفیق زبان بومی (موسیقی رپ) با روایت مطلوب (ایرانی و مقاومت) است. این دقیقاً همان چیزی است که ما در تولید برای مخاطب داخلی از آن غافل بوده‌ایم. در حالی که ما باید ابتدا نگاهمان به مخاطب داخلی باشد. حتی این نوع انیمیشن‌ها باید سطح انبوه در پیام‌رسان‌های داخلی بازنشر شود؛ چون مخاطب امروز ما نیاز به تماشای این نوع محتواها دارد.

تفنگچی با اشاره به اینکه در بیشتر این انیمیشن‌های لِگویی از موسیقی رپ استفاده شده، بیان کرد: در تمامی این آثار کیفیت صدا قابل توجه است و نمی‌دانم که از هوش مصنوعی برای تولید آن استفاده شده یا خیر؛ اما نکته‌ی مهم‌تر، مسئله‌ی «تجانس نشانه‌شناختی» است؛ یعنی هماهنگی میان فرم (لِگو)، موسیقی (رپ) و محتوا (رجزخوانی و آگاهی‌بخشی). این هماهنگی باعث می‌شود پیام نه‌به‌عنوان «تبلیغ»، که به‌عنوان «سرگرمی هوشمندانه» دریافت شود. اینجاست که این موسیقی برای نسل جوان جذاب و دلنشین است؛ یعنی هم آگاهی‌بخش است و هم رجزخوانی دارد. از نظر روان‌شناسی ارتباطات، این ترکیب می‌تواند «جریان روانی» ایجاد کند؛ وضعیتی که مخاطب زمان را از دست می‌دهد و کاملاً غرق در محتوا می‌شود. در واقع، ما با یک محصول خوب مواجه هستیم.


روزنامه گاردین در مطلبی تحت عنوان «پیروزی وایرالی: ایران در نبرد شبکه‌های اجتماعی از امریکا (سرزمین غول‌های فناوری) جلو افتاده است»، به این نکته اشاره می‌کند: «تولیدکنندگان محتوای ایرانی با ویدیوهای کمدی و انیمیشن‌های لِگویی ترامپ که توسط هوش مصنوعی ساخته شده‌اند، از طنز در نبرد تبلیغاتی علیه امریکا استفاده می‌کنند».

پیش از این، دیوید گیلبرت، خبرنگار مجله وایرد در واکنش به وایرال شدن این انیمیشن‌های لِگویی، آنها را شکل تازه‌ای از جنگ نرم نامید و به دویچه وله گفت: «در حال حاضر، هیچ محتوای دیگری مانند این فیلم‌های لِگویی منتشر شده از ایران که به تمسخر امریکا می‌پردازد، وجود ندارد. اکنون ما شاهد شکل تازه‌ای از جنگ آنلاین هستیم؛ جایی که فعالان جوان و آشنا به فضای مجازی در کشورهای مختلف جهان به ابزارهای هوش مصنوعی دسترسی یافته‌اند. ابزارهایی که پیش‌تر در اختیارشان نبود. آنها می‌توانند چنین محتوایی را با طنز تند و گزنده تولید کنند، که با مخاطبان گسترده‌ای ارتباط برقرار می‌کند. پدیده‌ای که پیش‌تر با این ابعاد مشاهده نشده است.

گیلبرت ادامه داد: فکر می‌کنم سرعت نکته کلیدی است. آنها به صورت لحظه‌ای به اتفاقاتی که در حال رخ دادن است، واکنش نشان می‌دهند. از زمانی که ترامپ آتش‌بس را اعلام کرد، تا وقتی که ویدئوها منتشر شد، سازندگان توانستند در عرض چند ساعت آن را آماده و منتشر کنند».

گفتنی است که حتی یوتیوب نسبت به این محتواهای تولید شده واکنش نشان داد و کانال رسانه «اخبار انفجاری» (اکسپلوسیو مدیا) را که ویدئوهای انیمیشنی ضد سیاست‌های امریکا و رئیس‌جمهور این کشور را با سبک لِگو تولید می‌کرد و محتوای آن عمدتاً شامل مقاومت ایران در برابر جنگ‌طلبی امریکا بود، به دلیل محتوای خشونت‌آمیز حذف کرد.

کد مطلب 2206922

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 0 =

آخرین اخبار