به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، هوارد باسکرویل، معلمِ هیأت مذهبیِ آمریکایی در تبریز، در ۱۹ آوریل ۱۹۰۹ [۳۰ فروردین ۱۲۸۸] در سن ۲۵ سالگی، هنگام یک یورش در جریان محاصره تبریز کشته شد.
او فارغالتحصیل دانشگاه پرینستون (کارشناسی ۱۹۰۷) بود و اندکی پیش از آغاز نبرد برای تصرف شهر، با یک قرارداد دوساله برای تدریس علوم و زبان انگلیسی در مدرسه «مموریال» هیأت میسیونرهای پروتستان آمریکایی در تبریز وارد ایران شد. از طریق میرزاحسین شریفزاده، از مشروطهخواهان برجسته و همکار او در مدرسه «مموریال»، با جنبش مشروطه و بسیاری از پیروان آن آشنا شد. ترور شریفزاده در سال ۱۹۰۸، کمبود شدید مواد غذایی در شهرِ در محاصره - که مردم در آن از گرسنگی میمردند، بهویژه پس از آنکه محاصره از ۳ فوریه [۱۴ بهمن ۱۲۸۷] کامل شد ــ و نیز همدلی او با مشروطهخواهان، سبب شد که به صف آنان بپیوندد و به پشتیبانی پرشور از هدف عمومی جنبش تبدیل شود.
او پس از کنارهگیری از مقام خود، همراه با دبلیو. اِی. مور، یک ایرلندی و نماینده چندین روزنامه بریتانیایی در ایران، به آموزش داوطلبان ایرانی پرداخت. گروه باسکرویل که «فوجِ نجات» نام داشت، در حیاطهای ارگ تمرین میکرد. وزارت خارجه ایالات متحده به هیأت میسیونهای خارجی در نیویورک توصیه کرد او را فراخوانند، و ویلیام اف. دوتی، کنسول آمریکا در تبریز، از باسکرویل خواست گذرنامه آمریکایی خود را بازپس دهد.
با افزایش روزبهروز خطر قحطی، این دو «غربی» پیشنهاد انجام یورشهایی برای شکستن محاصره را دادند و با عبور از خطوط نیروهای سلطنتطلب عملیات شناسایی انجام میدادند و مواضع آنان را نقشهبرداری میکردند. آخرین تلاش برای شکستن محاصره در شب ۱۹ آوریل و علیه قرهملک، یکی از محلههای تبریز که در اختیار سلطنتطلبان بود و در آن مواد غذایی ذخیره شده بود، انجام شد.
از این یورش نهایی ــ که در جریان آن باسکرویل کشته شد ــ دو روایت متناقض باقی مانده است: مقالهای که در روزنامه تایمز منتشر شد («محاصره تبریز؛ از یک گزارشگر ویژه»، ۳ ژوئیه ۱۹۰۹[۱۲ تیر ۱۲۸۸]) و هویت نویسنده خود، دبلیو. اِی. مور، را به طور ضمنی پنهان میکند. مور در نوشته خود با لحنی تحقیرآمیز درباره ایرانیانی که در این یورش شرکت داشتند سخن میگوید و شکست عملیات را به ستارخان نسبت میدهد که نتوانست پشتیبانیای را که پیشتر وعده داده بود فراهم کند.
در مقابل، کسروی با انتشار گزارش مفصل مهدی علویزاده - یکی از همرزمان باسکرویل که در این یورش حضور داشت ـ این ادعا را رد میکند که مور در عملیات شرکت داشته است و یادآور میشود که به سبب نداشتن تجربه نظامیِ باسکرویل، طرح این عملیات از همان ابتدا با موافقت ستارخان روبهرو نشده بود (کسروی، صص. ۸۹۷–۸۹۴).
باسکرویل که تقریباً بلافاصله به مواضع سلطنتطلبان حمله کرده بود، حدود ساعت ۶ بعدازظهر بر اثر اصابت گلولهای به قلبش کشته شد. مراسم تشییع او در روز بعد در گورستان آمریکاییهای تبریز به گردهمایی بزرگی تبدیل شد؛ افراد گروه او، دستههایی از فداییان، ارامنه، گرجیها، آمریکاییان ساکن تبریز و شمار زیادی از مردم شهر برای ادای احترام نهایی در آن حضور یافتند.
کتابنامه
ای. جی. براون، انقلاب ایران ۱۹۰۵–۱۹۰۹، لندن و ادینبرو، چاپ دوم، ۱۹۶۶، صص. ۲۶۹، ۲۷۲، ۴۴۰ و بعد از آن.
دی. فریزر، ایران و ترکیه در شورش، ادینبرو و لندن، ۱۹۱۰، صص. ۷۲ و صفحات بعد.
احمد کسروی، تاریخ مشروطه ایران، جلد ۲، تهران، ۲۵۳۷ = ۱۳۵۷ش / ۱۹۷۸، صص. ۸۹۱–۹۰۰.
م. رِشتی، «احتضار تبریز»، مجله جهان اسلام، شماره ۸، ۱۹۰۹، صص. ۲۶۳–۲۶۹.
ویلیام مورگان شوستر، اختناق در ایران، نیویورک، ۱۹۱۲؛ چاپ مجدد ۱۹۶۸.
آرشیو ملی ایالات متحده، پرونده عددی وزارت خارجه ۵۹۳۱، ۲۳ ژانویه؛ ۱، ۵، ۶، ۷، ۱۴ و ۲۶ آوریل ۱۹۰۹.
اِی. یسلـسون، روابط دیپلماتیک ایالات متحده و ایران ۱۸۸۳–۱۹۲۱، نیوبرانزویک، نیوجرسی، ۱۹۵۶، صص. ۹۹–۱۰۲.
منابع
نویسنده: کامران اقبال
منبع www.iranicaonline.org
۲۵۹




نظر شما