به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، مراسم سومین سالگرد عماد افروغ با رونمایی از «نقدنامه» وی، به کالبدشکافیِ زیستِ فکری اندیشمندی پرداخت که میان آرمانگرایی انقلابی و رئالیسم انتقادی پلی استوار زد. سخنرانان با تأکید بر شجاعتِ وی در نفیِ خطقرمزهای کاذب، از فیلسوفی سخن گفتند که عدالت را پیامد حقوق فرهنگی میدانست، اما در فضای حکمرانی با بنبست مواجه شد و مظلومانه، «بحث علمی» را تنها درمان دوران بیماریاش یافت.
رضا دستجردی نوشت : مراسم یادمان سومین سالگرد درگذشت عماد افروغ بیستونهم فرودین ۱۴۰۵ در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد. در این مراسم که با رونمایی از کتاب «نقدنامه و کتابشناسی دکتر افروغ» همراه بود، پدرام جوادزاده استادیار پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات و دبیر نشست، حسین میرزایی رئیس پژوهشگاه، مانی کلانی استادیار پژوهشگاه، علی محمدی دانشآموخته مدیریت فرهنگی، زهرا کاظم پورفرد همسر مرحوم عماد افروغ و فرهاد بیانی استادیار مؤسسه مطالعات فرهنگیواجتماعی وزارت علوم، تحقیقاتوفناوری به سخنرانی پرداختند.

جوادزاده سخنران ابتدایی نشست، در آغاز سخن، ضمن گرامیداشت یاد عماد افروغ، بهانه برگزاری این مراسم را صحبت در باب این استاد درگذشته و رونمایی از «نقدنامه و کتابشناسی دکتر افروغ» عنوان داشت که پیرامون هفت مضمون گردآوری و به رشته تحریر درآمده است.
ویژگی افروغ، نه اندیشیدن، که دانشمندی بود
در ادامه، حسین میرزایی رئیس پژوهشگاه در سخنانی، یاد و خاطره مرحوم عماد افروغ را گرامی داشت و خاطرنشان ساخت: «ویژگی افروغ، نه اندیشیدن، که دانشمندی بود. افروغ فکر میکرد و فکور بود که این مرتبه، مقام والایی است و بسیار گرهگشاست. افروغ دغدغهمند بود و بینش نظری و جامعهشناختی داشت. وی همچنین از صفت شجاعت و آزادمردی برای بیان کردن و اندیشیدن برخوردار بود.»
میرزایی افزود که افروغ در اندیشیدن خطقرمزی قائل نبود. وی اگرچه در بیان احتیاط میکرد، اما آنچه بدان باور داشت را عنوان مینمود، متأسفانه کسی هم تابآوری بیانات وی را نداشت. میرزایی، مشرب فکری افروغ را رئالیسم انتقادی عنوان کرد و گفت: «افروغ دلباخته انقلاب و شخصیتی آرمانگرا بود. در دو دهه آخر عمر، احساس میکرد لازم است این آرمانگرایی را در کنار رئالیسم انتقادی قرار دهد.»
رئیس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات خاطرنشان کرد که رئالیسم انتقادی افروغ، شامل بارقههایی از رئالیسم و واقعگرایی بود که او حتی از آن نیز فراتر رفت و به آن جنبه انتقادی داد، لذا تفکر و اندیشه افروغ منبعث از این سنت بود.
میرزایی افزود: «افروغ کاری را که میتوانست انجام میداد، در غیر اینصورت، از کنارش میگذشت. در سمتهای اجراییاش هم منتقدی سازنده بود.» رئیس پژوهشگاه در ادامه، به چرایی انتشار نقدنامه افروغ اشاره کرد و گفت: «صاحب این اندیشه دارای ویژگی انتقادی است و برای آن فضیلت قائل بود.».
بهگفته میرزایی، افروغ از بحث علمی مشعوف میشد و مخاطب را نیز به وجد میآورد. همچنین در دوران بیماری، بحث علمی را چونان درمان برای خود میپنداشت. میرزایی در بخش پایانی سخنان خود، آزادگی را مهمترین صفت افروغ عنوان کرد و گفت: «جامعه امروز به اندیشمندانی از این دست نیاز دارد.»

گفتوگو هم ابزار است، هم گفتمان
سخنران دیگر نشست، مانی کلانی استادیار پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات و مولف مقاله «در نقد کتاب «گفتوگو؛ ابزار یا گفتمان؟» ملاحظاتی انتقادی پیرامون فهم عماد افروغ از معنای گفتوگو» بود.
بهگفته کلانی، افروغ در زمانی به نگارش این اثر همت گماشت که بهتازگی از فضای نمایندگی مجلس شورای اسلامی فارغ و با موانع و بنبستهای سیاسی بسیاری مواجه شده بود. استادیار پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات به دو فهم افروغ از گفتوگو اشاره کرد و افزود: «ایشان اعتقاد داشت که گفتوگو هم ابزار است و هم گفتمان. در باب ابزار، چون در آن زمان مذاکرات هستهای آغاز شده بود، افروغ آن را ابزاری برای نبرد با نظام لیبرال-دموکراسی میدانست.
فهم دیگر افروغ از گفتوگو، آن بود که انسان از این طریق، به حقیقت مشترک میان ادیان دست مییابد. ایشان به قراردادگرایی یا توافقگرایی نقد داشت و اینطور میاندیشید که چگونه میتوان با قائلین به لیبرال-دموکراسی توافق داشت؟».
بهباور کلانی، افروغ در گذر سالیان، رویکرد و نظرگاه خود را تغییر داد و قائل به ایجاد اشتراکات با وجود اختلافات گردید. با این وجود، فضای حکمرانی را برای این توافق و نزدیکی مناسبت نمیدید، بههمین خاطر، تغییر مسیر داده به فضای دانشگاهی روی آورد. کلانی در ادامه سخنان خود، خاطرنشان ساخت: «افروغ با دو چیز می جنگید: الحاد و اختلاف در داخل و لیبرال دموکراسی در خارج.» بهگفته کلانی: «افروغ دوست داشت نقطهنظرات انتقادیاش در حاکمیت لحاظ شده، اعمال گردد. گفتمان تراز انقلاب اسلامی میتوانست با حضور او، کار را به غایت برساند.»

از نگاه افروغ، عدالت فرهنگی اثر و پیامد حقوق فرهنگی است
در ادامه، علی محمدی دانشآموخته مدیریت فرهنگی، به مدل فرهنگی عماد افروغ اشاره کرد و گفت: «در این مدل، اعتقادات توحیدی در لایه درونی، و دانش و بینش علمی و ایدههای روشنفکری، گزارههای لایه میانی اندیشه او را تشکیل میدهند و آنچه از ایشان دیده، خوانده و شنیدهایم، لایه بیرونی آن را به تصویر میکشد.»
محمدی خاطرنشان ساخت که افروغ از متن و بطن جامعه سنتی و مذهبی برخاسته و تجربه زیسته او در آن هوا و فضا رقم خورده بود. افروغ با حکمت صدرایی آشنایی عمیق داشت و رد و اثر این آشنایی در نفی دوگانههایی همچون نظری و عمل از جانب او، و نیز باور به وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت قابل فهم است. محمدی، از جمله تلاشهای علمی عماد افروغ را تحلیل محتوای نهجالبلاغه عنوان داشت و گفت: «به نظر میرسد افروغ تأثیر ویژهای از آموزههای آن پذیرفته است.
بهعلاوه، افروغ، فیلسوف اجتماعی، نظریهپرداز در جامعهشناسی و عاملگرایی منتقد بود که در حوزههای مختلف از جمله فرهنگ و امنیت به ارائه دیدگاههایی پرداخته است.» محمدی گریزی نیز به تعریف افروغ از فرهنگ بهمثابه مقولهای کاملاً سیال و نسبی، نیز چیستی امنیت هم زد و گفت: «تعریف افروغ از امنیت، نسبتی معنادار با مفهوم حقوق افراد داشته، همچنین تأمین امنیت به تحقق و رعایت حقوق افراد وابسته است.»
این دانشآموخته مدیریت فرهنگی در تبیین این نسبت خاطرنشان ساخت: «مفهوم امنیت فرهنگی را میبایست در حقوق فرهنگی جستوجو کرد، امنیت فرهنگی چیزی جز مصون ماندن حقوق فرهنگی از تهدید نیست، و حقوق فرهنگی ذیل حقوق اجتماعی تعریف میشود».
محمدی افزود: «حقوق اجتماعی در سطح کلان مورد توجه است، همچنین ابعاد حقوق اجتماعی؛ گروههای مدنی، اجتماعات طبیعی، و جامعه بوده، و نهایتاً مرجع امنیت فرهنگی، افراد است». محمدی در ادامه، به دو جنبه عینی و ذهنی امنیت اشاره کرد و گفت: «امنیت فرهنگی در اندیشه افروغ، عدم تهدید نسبت به حقوق فرهنگی افراد است که بعد عینی آن ناظر به عدم تهدید حقوق یادشده و جنبه ذهنی آن معطوف به احساس افراد نسبت به عدم تعرض به حقوقشان است».
محمدی در ادامه، گزارهها و مصداقهای حقوق فرهنگی را از منظر افروغ چنین برشمرد:
-یکی از حقوق شناختهشده اجتماعی، حق فرهنگ است؛
-برای جامعهای که فلسفه اخلاق، فلسفه اجتماعی و پیشینه خاصی دارد، حقوق فرهنگی در سطح جامعه در قالبهای مختلف مطرح میشود که باید پاسدار آنها بود؛
-حقوق فرهنگی بهمعنای برخورداری افراد، گروهها و اقشار مختلف از کالاهای فرهنگی قابل تصور است؛
-حقوق فرهنگی بهمثابه حق تعلق به فرهنگ خاص و سهیم شدن در شکوفایی آن که بحث خردهفرهنگها و مشارکت فرهنگی را به میان میکشد؛
-حقوق فرهنگی مشتمل بر هویت ملی، رشد و تکامل دینی و اخلاقی است؛
-حقوق فرهنگی، بعد فرهنگی توسعه است.
محمدی در بخش پایانی سخنان خود خاطرنشان ساخت که از نگاه افروغ، عدالت فرهنگی اثر و پیامد حقوق فرهنگی، و ترکیبی است که در آن، فرهنگ بهمثابه ساحتی از ساحتهای حیات جمعی است که میتوان درباره آن از عدالت نیز بحث کرد.

افروغ اجازه نمیداد کسی از آرا و اندیشهاش استفاده ابزاری کند
در ادامه، زهرا کاظم پورفرد، همسر مرحوم افروغ، مهمترین دغدغه ایشان را نشر اندیشههای وی عنوان کرد و گفت: «با همین هدف، موسسه فکری-معرفتی عماد افروغ را جهت ترویج اندیشههای ایشان راهاندازی کردیم.»
وی، تفکر و اندیشیدن را مشغله مدام افروغ، حتی بههنگام امور روزمره دانست و گفت: «ایشان اعتقاد داشت زمان کم است، لذا حیف است که اندیشههای ایشان «خاک بخورد.» کاظم پورفرد در ادامه، افزود: «افروغ اجازه نمیداد کسی از آرا و اندیشه او استفاده ابزاری کند. وی با وجود بیماری همچنان پیگیر مباحث علمی بود و این کار به او توان بیشتری میداد.» بهگفته همسر مرحوم افروغ، وی بههنگام انجام کار علمی، آنقدر متمرکز بود که به اطرافش توجهی نداشت.
مسئله علم امروز از دیدگاه افروغ، فقدان معنا بود
سخنران پایانی نشست، فرهاد بیانی استادیار مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بود. وی در آغاز سخن، به مقاله خود با عنوان «صورتبندی ایرانی از یک مکتب» با هدف ارائه خوانش افروغ از رئالیسم انتقادی در ایران اشاره کرد و گفت: «مسئله مهم در خوانش افروغ از رئالیسم انتقادی، دو نکته بود: نخست ظرفیت این مکتب بهلحاظ مدعا و مفروضات در توجه به مسائل اجتماعی و فرهنگی، و دیگری دغدغه افروغ در معرفت اخلاقی و اجتماعی، در باب پیوند علم، اخلاق و معنا».
بیانی مسئله علم امروز از دیدگاه افروغ را، فقدان معنا دانست و گفت: «این گزاره که پوزیتیویسم کماکان بر علوم انسانی مدرن غلبه دارد، به این معنا که واقعیت به تجربه تقلیل پیدا میکند، مسئله مهمی برای دکتر افروغ بود.» بهباور بیانی، افروغ با این مقدمات، علوم انسانی را از منظر خود نیازمند بازاندیشی میدانست. لذا گسست میان واقعیت، معنا و ارزش را در علم مدرن در اندیشه ایشان محوریت دارد.
بیانی در ادامه، گریزی نیز به مدعا و مفروضات رئالیسم انتقادی؛ ۱. واقعیت مستقل از ذهن است، ۲. تقدم هستیشناسی بر معرفتشناسی و ۳. مکانیزمهای پنهان مولدی که فراتر از علیت هستند و رخدادهایی را که ما تجربه میکنیم برایمان ممکن و محقق میکنند، نیز زد و گفت: «این ظرفیتها این امکان را به افروغ میداد که دوری از تقلیلگرایی واقعیت، نیز توجه به معنا و غایت را در آثار خود تئوریزه کند.»
بیانی خاطرنشان ساخت: «افروغ به دنبال چند محور مهم بود: بازآفرینی آنچه که خود مکتب به آن میگفت، پیوند سنت و مدرنیته، وارد کردن فلسفه به مسائل اجتماعی، و زمینهمند کردن علوم انسانی».
بهاعتقاد بیانی، افروغ واقعیت مستقل از ذهن کنشگر را مفروض گرفته بود، هستی را لایهمند میدانست، به تغییر اجتماعی و امکان آن توسط عامل باور داشت، در عین اینکه هستیشناسیاش رئالیستی بود.
وی در جمعبندی سخنان خود گفت: «افروغ علم خنثی برگفته از رئالیسم انتقادی و وجه رهاییبخشی آن را نفی میکرد، و بر مسئولیت اجتماعی کنشگری تأکید داشت. همچنین علم مدرن را به تقلیلگرایی متهم میکرد.
از نظر ایشان، ضرورت بهمعنای واقعیتهای درونی پدیدهها بود. ایشان از مفهوم خدای ضرورتساز نیز بهره میگرفت تا نشان دهد علم مدرن بهلحاظ بنیاد الهیاتی ضعفی دارد که خدای ضرورتساز را کمرنگ نشان میدهد. پس از نظر ایشان، ضرورت بدون معنا صرفاً یک توضیح ساده است. بحث نظریه و عمل در کار ایشان بسیار پررنگ بود. ایشان دوگانگی نظر و عمل را نفی میکرد، و البته این دیدگاه محوری ایشان که نظریه در خدمت کنش اجتماعی است نیز اهمیت بسیاری داشت.»

رونمایی از کتاب «نقدنامه و کتابشناسی دکتر افروغ» پایانبخش مراسم یادمان سومین سالگرد درگذشت عماد افروغ بود.
لازم به ذکر است که «نقدنامه و کتابشناسی دکتر افروغ» در ۳۸۹ صفحه بههمت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شده است. بخش ابتدایی کتاب به نقد اندیشههای مرحوم افروغ اختصاص یافته و بخش دوم کتاب عملاً ارائه یک اثرشناسی جامع و کامل از تمام کتابها و مقالات علمی اوست.
در بخش نقدنامه، از بین موضوعات و مفاهیم متعددی که مرحوم افروغ به تحقیق و نوشتن پیرامونشان مشغول بوده، عناوینی که بهنحوی به کار زمان اکنون ایران میآیند، انتخاب شد تا با تعمقی مضاعف، تلاش برای ایجاد فهمی تازه از آنان رقم بخورد.
مجموعاً هفت عنوان انتخاب گردید و از هفت پژوهشگر برای تبیین و توصیف و تحلیل و نقد این عناوین در قالب هفت مقاله، دعوت به عمل آمد. میتوان به صورت خلاصه، ایده نگارش مقالهها را به شرح زیر تبیین کرد:
مسعود کوثری در مقاله خود با عنوان «نقد درونگفتمانی در اندیشه عماد افروغ» تمرکز خود را بر تبیین مفهوم نقد درونگفتمانی قرار داده و خود، آن را نقد کرده است. این مفهوم که توسط مرحوم افروغ ساخته و پرداخته شد، به نوعی بنیان کنشهای سیاسی او بوده است. مانی کلانی در «در نقد کتاب گفتوگو؛ ابزار یا گفتمان؟»، به تبیین فهم افروغ از گفتوگو به عنوان حلقه گمشده جامعه ایرانی پرداخته است.
او نگاه و فهم افروغ را از گفتوگو، همزمان با نگاهی به کنشگری سیاسی او نقد نموده است. فرهاد بیانی در مقاله «صورتبندی ایرانی از یک مکتب؛ درآمدی بر خوانش عماد افروغ از رئالیسم انتقادی در ایران»، به بازخوانی رئالیسم انتقادی از منظر افروغ پرداخته و تلاش او در بازآفرینی این مکتب فلسفی در افق سنت فکری و تاریخ اجتماعی ایران را نقد کرده است.
سعید معیدفر در «نابرابری و عدالت در اندیشه عماد افروغ»، ضمن نقد نگاه افروغ به مسئله نابرابری اجتماعی، تلاش او برای ایجاد پیوند میان مفاهیم دین، عدالت و آزادی در بستر اندیشه اسلامی با پدیدهای به نام انقلاب اسلامی را تحلیل کرده است.
سجاد سلیمانی در مقاله خود با عنوان «مفهوم نفی دیالکتیکی و تأثیر آن بر نگرش عماد افروغ» ضمن تحلیل فهم افروغ از اندیشههای بسکار، دیالکتیک و نفی دیالکتیک و همچنین نگاه او به نقش نفی و غیاب و ایجاب در جهان را از منظر فلسفی تحلیل کرده است.
علی محمدی در «امنیت فرهنگی در اندیشه دکتر عماد افروغ» تلاش نموده تا با نگاهی تفسیری به آثار مرحوم افروغ، امنیت فرهنگی را در منظومه فکری او تعریف نماید. نهایتاً محسن عامری در مقاله خود با عنوان «در نقد کتاب نگرشی منظومهای و دیالکتیکی به سینما» تلاش نموده است تا نگاه متمایز افروغ به سینما را که خود ناظر بر سه زمینه نظریه، تاریخنگاری و مکتبنگاری نقد است، تحلیل کرده و نسبت به این نحوه نگاه به سینما، نقد جامعی ارائه دهد.
۲۱۶۲۱۶




نظر شما